یک سؤال غلط و نیاز به دیدگاه جدید
از اواخر جنگ تحمیلی هشتساله، در بین مدیران ارشد کشور و به ویژه مدیران سازمان برنامه و بودجه این بحث شکل گرفت که با رویکرد اقتصادی- اجتماعی دوره جنگ نمیتوان کشور را پس از جنگ اداره کرد و بازنگری در سیاستهای کلان اقتصادی ضروری است.
از اواخر جنگ تحمیلی هشتساله، در بین مدیران ارشد کشور و به ویژه مدیران سازمان برنامه و بودجه این بحث شکل گرفت که با رویکرد اقتصادی- اجتماعی دوره جنگ نمیتوان کشور را پس از جنگ اداره کرد و بازنگری در سیاستهای کلان اقتصادی ضروری است. از اواخر دهه 1360 بحث توسعه و رشد اقتصادی دوباره مطرح شد. سازوکارهای متفاوتی برای افزایش رشد اقتصادی، قیمت ارز و سایر متغیرهای اقتصادی مطرح و اجرا شد که گاهی با عنوان سیاست تعدیل اقتصادی (ساختاری) از آن نام برده میشود. اما مسئله اصلی این سیاست، ادعای توسعه بدون آزادی و جامعه مدنی بود.
در اواسط دهه1370 جامعه ایران مشتاقانه رویکرد توسعه اقتصادی و جامعه مدنی را پذیرفت، شور و شوق تازهای در ایران شکل گرفت و مسیر تازهای در ایران به وجود آمد که بر پایه طبقه متوسط بنا نهاده شده بود. اما این رویکرد، چندان به مسئله عدالت توجه نداشت. از اواسط دهه 1380 گفتمانی شکل گرفت که همه مسائل را به یارانه خلاصه کرد و در خارج نیز برخلاف رویکرد قبلی، جدال با کشورهای مختلف بیشتر شد. بعد از رویکرد توسعه سیاسی و جامعه مدنی اواسط دهه 1370 رویکرد منسجمی را که تغییر مثبت و رو به جلویی در کشور ایجاد کند، شاهد نبودهایم. اکنون پس از تهاجم و حمله آمریکا به همراهی چندین کشور که با دفاع قهرمانانه ایرانیان همراه شد و صحبت از ترک مخاصمه و پایان جنگ به میان آمده است، بیش از هر زمانی نیاز به رویکرد تازهای در حوزه اقتصادی و اجتماعی احساس میشود. با مسیرهای قبلی نمیتوان اقتصاد و جامعه را بهبود بخشید.
طراحی رویکرد جدید برای جامعه ایران ضرورت دارد، چون دوگانه نادرستی در برخی اذهان شکل گرفته است که اول اقتصاد پویا و سالم یا نیروهای مسلح قدرتمند با تجهیزات دفاعی بسنده و کافی. یکی از خطرناکترین افکار این است که باید بین اقتصاد سالم و پویا و نیروهای مسلح قدرتمند یکی را انتخاب کرد یا دست به اولویتبندی بین آن دو زد.
هر دو برای دستیابی به ایران قدرتمندتر ضروری است و نمیتوان تعیین کرد که کدامیک در اولویت است. با توجه به موقعیت خاورمیانه، تهدیدات مکرر نظامی در سطح جهانی، تغییر سیاستهای بین دولتها، ضعیفشدن قوانین بینالملل و ضرورت توجه مدام و مستمر به مسئله بازدارندگی، سؤال از تقدم و تأخر این دو غلط است. رویکرد نظری و منسجم برای ساماندهی امور اقتصادی و امور اجتماعی نیاز است که چنین ذهنیتهایی هرچند اندک را ایجاد نکند. دولت قوی و قانونمند همراه با اقتصاد پویا و سالم در کنار نیروهای مسلح قدرتمند با گسترش آزادیهای اجتماعی زمینه را برای سیاست خارجی کارآمد فراهم میکند. در طراحی رویکرد جدید برای ساماندهی اقتصاد و اجتماع باید از معایب راهبردهای قبلی دوری کرد. یک رویکرد به جامعه مدنی توجه نداشت، دیگری چندان به مسئله عدالت نپرداخت و آخری هم عدالت را در توزیع منابع خلاصه کرد.
با توجه به اهمیت طراحی رویکرد جدید برای ایران قوی لازم است دانشگاهها از رخوت به درآیند. لازم است فضایی ایجاد شود که گروهها، نخبگان، متفکران و پژوهشگران بتوانند ایدهها و دیگاههای خود را ارائه کنند تا نقد و بررسی شود که در این میان، مردم و دولت بتوانند از میان آنها دست به انتخاب بزنند. باید شرایطی فراهم کرد که در یک فضای پرشور و بدون انگ و برچسبزنی دیدگاهها و طرحها مطرح شود. شاید محیط دانشگاه و رسانهها بهترین ابزار برای طرح ایدهها و رویکردهای جدید برای ساماندادن به اقتصاد و جامعه باشند اما لازم است شرایط مناسب برای این فعالیت فراهم شود. دانشگاهها با این کار میتوانند با جامعه بیش از پیش مرتبط شوند.