وزارت خارجه؛ انسجام فکری و سیاست رسانهای در توییتر
اگر انسجام فکری داشته باشید، میتوانید از توییتهای آشفته ترامپ بهرهبرداری کنید و سیاست رسانهای خود را در توییتر ساماندهی کنید. ترامپ با هذیانهای توییتری خود فضای آشفتهای را برای شما میسازد که ممکن است باعث پریشانی اجتماعی شود.
اگر انسجام فکری داشته باشید، میتوانید از توییتهای آشفته ترامپ بهرهبرداری کنید و سیاست رسانهای خود را در توییتر ساماندهی کنید. ترامپ با هذیانهای توییتری خود فضای آشفتهای را برای شما میسازد که ممکن است باعث پریشانی اجتماعی شود. بیمسئولیتی و رهاشدگی آدمیان میتواند آسیبهای اجتماعی پدید آورد؛ بهویژه آنکه چنین آدمی رئیسجمهور بزرگترین قدرت نظامی جهان باشد. او فردی «ضد اجتماعی» و «ضد نهادی» است که از بسیاری از مرزهای انسانی-حیثیتی گذر کرده که میتواند نظم فکری و انسجام اجتماعی شما را مختل کند. بنابراین، آنگاه که میخواهید سیاستهای خود را پیش ببرید و از این آسیبها در امان بمانید، باید به یک ابزار مهم مجهز شوید و آن این است که «آمادگی خود را با انسجام فکری پیشینی حفظ کنید». سطور و بین سطور توییت وزیر خارجه ایران درباره تنگه هرمز کاملا روشن بود. عراقچی میگوید تنگه با هماهنگی سازمان بنادر و کشتیرانی ایران، «باز» است. از سوی دیگر، مقامات نظامی ایران گفتهاند تردد شناورهای نظامی ممنوع است و تردد شناورهای تجاری باید از مسیر تعیینشده از سوی سازمان بنادر و دریانوردی ایران باشد. یعنی رفت و آمد کشتی نظامی ممنوع است، مدیریت عمومی تنگه هم با ایران است و اینکه این تدابیر در پی آتشبس در لبنان و در پی شروط سابق ایران است. به بیان دیگر، شورای عالی امنیت ملی، سپاه و وزارت خارجه هماهنگ هستند. اما توییتهای آشفته ترامپ (و نابسامانی فکری یا سوءاستفاده رقبای جناحی) همه چیز را مخدوش میکند و از آن روایت پیروزی میسازد. تذکر چند نکته ضروری است:
1. موضعگیری شما نباید از توییتهای ترامپ فاصله زمانی بسیار زیاد داشته باشد؛ چون سخن شما در انبوهی از اخبار رسانهای جهان گم میشود. هرگاه که رئیسجمهور کشوری همچون آمریکا، آنهم در میانه جنگ، توییتی میفرستد، یک موج دامنهدار خبری ایجاد میشود. اگر بلافاصله موضعگیری کنید، پاسخ شما بر موج خبری او سوار میشود و بدون هزینه، سواری مجانی میگیرید؛ چون رسانهها به صورت طبیعی در پی اخذ واکنش طرف مقابل در هر خبری هستند؛ بنابراین آنچه را که شما بلافاصله میگویید، در ادامه سخن او منتشر میکنند. این یک نیاز طبیعی آدمیان است که حدیث رقبا را بشنوند. هرچه فاصله زمانی شما از توییت اولیه بیشتر باشد، کمتر و کمتر شنیده میشوید.
2. طبیعی است که نباید به همه توییتها واکنش نشان دهید. اگر با نظم فکری توییتها را به چند دسته تقسیم کنید، میدانید که کدامیک را باید پاسخ دهید، کدامیک باید بهسرعت پاسخ داده شود و کدامیک را اساسا نباید پاسخ دهید. برخی توییتها آثار حقوقی دارند، بنابراین تأمل شما باید بیشتر باشد. اما برخی دیگر روایتسازی رسانهای است. بعضی توییتها مستقیم غرور ملی شما را هدف میگیرد و پاسخی تیز میطلبد؛ سیلی رسانهای را باید با سیلی پاسخ دهید و در لحظه، نه با تعارفات معمول. هنوز پاسخ درخشان وزیر خارجه در پاسخ به خبرنگاری که پرسید «چکمهها بر زمین است؛ شما نمیترسید»، در فضای مجازی بازنشر میشود. در چنین شرایطی، پاسخ عمومی و گنگ و بیخاصیت شما جواب نمیدهد. آنگاه که او روایت مخدوشی از یک بیانیه میسازد که پیامد حقوقی روشنی دارد، شما نمیتوانید طرف را به «اقدامات لازم» حواله بدهید و به این اکتفا کنید که بگویید «اگر محاصره دریایی ادامه یابد، جمهوری اسلامی ایران متقابلا اقدامات لازم را انجام خواهد داد». اگر چنین کنید، در داخل و خارج روایت را باختهاید. در برابر فردی مثل ترامپ نمیتوانید تنها به پاسخهای کلی و مرسوم در دیپلماسی اکتفا کنید.
3. البته نیازی نیست به دام هذیانگوییهای او بیفتید و همه را پاسخ دهید. اما این به آن معنا نیست که او را به صورت افسارگسیخته رها کنید. مهم این است که همه توییتهایش را به حساب اینکه آشفته است و هذیانگو یا در پی خروج از بحران است، بیپاسخ نگذارید. حال که رئیسجمهوری ایران از ابتدای بحران وارد چالش توییتری و پاسخگویی با وی نشده، به ناچار وزیر خارجه باید منظم و با انسجام به این امر مهم اقدام کند. انسجام فکری یعنی از پیش با دستهبندی توییتهایی که آثار حقوقی یا رسانهای یا سیاسی یا نظامی دارند، بتواند آمادگی پاسخگویی داشته باشد. آنگاه که با فرد آشفتهای مواجه میشوید، همه چیز بستگی به نظم فکری شما دارد تا شما را به مسیر بیراهه خود نکشاند.
البته همه اینها را با این ملاحظه انجام دهید که راه خروج را برای او در بنبست خودساختهاش باز بگذارید و این بازگذاری درِ خروجی تا جایی باشد که از آن در عرصه بینالمللی روایت پیروزی نسازد یا آثار حقوقی نداشته باشد. وقتی در توییتها یا اظهارنظراتش برای مصرف داخلی و انتخاباتیاش سخن میگوید، میتوانید پاسخ ندهید و در واقع راه خروج را برای او باز بگذارید. همه سخن این است که دستهبندی حقوقی، سیاسی، مصرف داخلی، مصرف بینالمللی و... را از توییتهای او داشته باشید و برای پاسخهای متناسب آمادگی داشته باشید. ممکن است حتی شماری از توییتها را در چارچوب طنز قالببندی کنید و اگر لازم شد فقط با طنز پاسخ دهید؛ منتها مراقب باشید که «گاو زخمی را جریحهدار نکنید»؛ چون وارد مغازه بلورفروشی شما شده است و باید راهی برای خروج او باز کنید.
4. در برساخت روایتها از پدیدهها، اعتمادبهنفس تحلیلی لازم است و نه غرور و جدل رقابتی. متأسفانه فضای جناحی در کشور سبب شده است این اعتمادبهنفس خدشهدار شود. دیپلماتهای ایرانی از ترس «رقیبان نارفیق» به احتیاط میگرایند و عطای سخنگفتن را به لقای آن میبخشند. یک بار برای همیشه باید این ترس را از خود زایل کنید. به مردم هم توضیح دهید که این عرصه، عرصه سخنگفتن با جهانیان است و باید دائما سخن گفت تا اثرگذار بود. در این راه ممکن است اشتباه هم بکنید. آنگاه بزرگنمایی اشتباهات شما توسط رقبای جناحی اثر خود را از دست میدهد و مردمان نیز با فطرت سلیم خود اشتباهات شما را میپذیرند؛ همچنان که شکست و پیروزی تیم ملی خود را در مبارزات جهانی میپذیرند. لذا از اینکه ممکن است اشتباه کنید، نترسید. فضای رسانهای کشدار است و میتوانید جبران کنید. ترامپ را ببینید که هذیانگوییهایش بهراحتی نادیده گرفته میشود و آنچه از او در انتها میماند به هر حال تأثیر خود را میگذارد. البته نمیخواهم بگویم همچون ترامپ عمل کنید؛ ولی نترسید، بهویژه اگر استراتژی اصلاح اشتباهات احتمالی را روی «کشداربودن فضای رسانهای» سوار کنید.
5. سخنگفتن مقامات وزارت خارجه یا توییتهای آنها باید به اصطلاح اهل خبر، تولیدی باشد، نه اینکه تعارفات معمول دیپلماتیک داشته باشد. این تعارفات برای ملاقاتهای دوجانبه و پیامرسانیهای عمومی و مودت کشورها مناسب است. شما در میانه جنگ هستید، بیشتر از تعارفات کم کنید و تولیدی و مؤثر سخن بگویید. پاسخ توییت را باید با توییت بدهید، نه با مصاحبه. این دو ابزار متفاوت هستند، هریک کارکردهای ویژه خود را دارند و نمیتوانند جابهجا شوند. توییت ابزار تبلیغاتی است، نه ابزار دیپلماسی سنتی.