بهزیستی کنار مردم؛ خدمت ادامه دارد
روایت 38 روز جنگ که کار و تلاش در مراکز بهزیستی متوقف نشد
سیوهشتمین روز «جنگ رمضان» است. در یکی از مراکز نگهداری کودکان، مربی شیفت شب آرام درِ اتاق را میبندد. چند کودک خوابیدهاند، عروسکی کنار تخت افتاده و چراغ راهرو هنوز روشن است. بیرون از دیوارهای مرکز، شهر روزهای پراضطرابی را میگذراند، اما در این ساختمان باید همه چیز شبیه یک شب معمولی باشد. برای کودکانی که اینجا زندگی میکنند، امنیت چیزی نیست که بتوان حتی یک شب از آن چشمپوشی کرد.
سعید خادمی*
سیوهشتمین روز «جنگ رمضان» است. در یکی از مراکز نگهداری کودکان، مربی شیفت شب آرام درِ اتاق را میبندد. چند کودک خوابیدهاند، عروسکی کنار تخت افتاده و چراغ راهرو هنوز روشن است. بیرون از دیوارهای مرکز، شهر روزهای پراضطرابی را میگذراند، اما در این ساختمان باید همه چیز شبیه یک شب معمولی باشد. برای کودکانی که اینجا زندگی میکنند، امنیت چیزی نیست که بتوان حتی یک شب از آن چشمپوشی کرد.
چنین صحنهای تنها به یک مرکز محدود نیست. در سراسر کشور بیش از پنج هزار مرکز شبانهروزی بهزیستی هر روز و هر شب فعال هستند؛ مراکزی که در آنها بیش از ۲۰۰ هزار نفر زندگی میکنند؛ از کودکان بیسرپرست و بدسرپرست تا سالمندان و افراد دارای معلولیت که به مراقبت و حمایت مداوم نیاز دارند.
با آغاز جنگ، یک پرسش فوری پیشروی این شبکه گسترده قرار گرفت:
چگونه میتوان در شرایط بحران، زندگی و مراقبت از این جمعیت بزرگ را بدون وقفه ادامه داد؟
پاسخ، مجموعهای از تصمیمهای فوری و عملیاتهای بیوقفه بود که از همان روزهای نخست آغاز شد.
در برخی مناطق، مراکز نگهداری در معرض خطر قرار گرفتند. انتقال باید سریع انجام میشد؛ بیآنکه ترسی به کودکان یا سالمندان منتقل شود. در شبهایی که شهر هنوز بیدار بود، خودروهایی آرام از مقابل مراکز حرکت کردند. در بعضی از آنها کودکانی بودند که برای مدتی به خانه بستگان سپرده میشدند؛ در برخی دیگر سالمندانی که باید پیش از رسیدن خطر به مراکز امنتر منتقل میشدند.
در مجموع، در هفتههای گذشته بیش از ۱۸۰ مرکز جابهجا شده و حدود ۳۰ هزار نفر از ساکنان مراکز به مناطق امنتر انتقال یافتهاند یا در چارچوب رویکرد خانوادهمحور به صورت موقت به بستگان سپرده شدهاند.
اما بحران تنها به مدیریت مراکز محدود نبود؛ جنگ، فشار روانی گستردهای نیز بر جامعه وارد کرد؛ فشاری که بهسرعت در تماسهای مردم با خطوط مشاوره بهزیستی خود را نشان داد.
در این مدت، خط مشاوره ۱۴۸۰ به بیش از ۹۵ هزار تماس پاسخ داده و خدمات روانشناختی ارائه کرده است؛ تماسهایی که بسیاری از آنها درباره اضطراب، نگرانی خانوادهها و نحوه مواجهه با شرایط بحرانی بوده. همزمان، خط ۱۲۳ اورژانس اجتماعی نیز بیش از ۵۰ هزار تماس دریافت کرده و ۱۲ هزار عملیات میدانی برای مداخله در بحرانهای اجتماعی انجام داده؛ عملیاتی که حدود سه هزار مورد آن بهطور مستقیم با پیامدهای جنگ مرتبط بوده است.
در سطح محلهها نیز شبکهای از مشارکت اجتماعی فعال شد. طرح «سلام محله» که پیش از بحران در دوهزارو ۷۵۰ محله کشور شکل گرفته بود، در این روزها به یکی از بازوهای مهم حمایت اجتماعی تبدیل شد. داوطلبان محلی در کنار مددکاران بهزیستی به شناسایی خانوادههای آسیبدیده، تقویت حمایتهای اجتماعی و آموزش مهارتهای تابآوری کمک کردند.
همدلی اجتماعی در کمکهای مردمی نیز نمود یافت. با مشارکت خیران و گروههای داوطلب، ۲۲۶ هزار بسته معیشتی میان خانوادههای نیازمند توزیع شد و حجم کمکهای نقدی مردمی به بیش از ۲۰۰ میلیارد تومان رسید.
با این حال، پیامدهای جنگ برای بخشی از جامعه هدف بهزیستی درخور توجه بوده است. برآوردها نشان میدهد حدود ۳۰ هزار نفر از مددجویان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از این بحران آسیب دیدهاند. در حوزه اشتغال، دوهزارو ۹۷۰ کسبوکار متعلق به مددجویان دچار خسارت شده و ۳۶۲ واحد از آنها بیش از نیمی از ظرفیت خود را از دست دادهاند. در بخش مسکن نیز هزارو ۲۷۴ واحد مسکونی آسیب دیده و ۵۲ واحد بهطور کامل تخریب شده است.
در میان این روزهای دشوار، روایتهای زیادی از تلاش کارکنان و همراهی مردم شکل گرفت؛ روایتهایی از شبهایی که مربیان مراکز شیفت خود را ترک نکردند، از انتقال سالمندان پیش از رسیدن خطر، از تماسهایی که در خط مشاوره به آرامش ختم شد و از خانوادههایی که برای مدتی سرپرستی کودکی را پذیرفتند.
همین روایتها به شکلگیری پویشی با عنوان «کنار مردم» انجامید؛ پویشی با شعاری ساده اما گویا: «خدمت ادامه دارد».
در این پویش از کارکنان، مددکاران، مربیان، داوطلبان و حتی مددجویان خواسته شده تجربههای خود از این روزها را در قالب فیلم، عکس، متن، خاطره، داستان یا فایل صوتی ثبت و منتشر کنند. هدف آن است که روایت واقعی خدمات اجتماعی در دل بحران دیده شود.
تا امروز هزاران محتوا در قالب این پویش در شبکههای اجتماعی منتشر شده است؛ روایتهایی کوتاه اما واقعی از تلاشهایی که اغلب دور از نگاه عمومی انجام میشود.
38 روز از آغاز جنگ گذشته است. در این مدت شاید بسیاری از چیزها در کشور تغییر کرده باشد، اما در هزاران مرکز بهزیستی یک چیز ثابت مانده: چراغ اتاقها هنوز روشن است، شیفتها ادامه دارد و مراقبت از آسیبپذیرترین شهروندان کشور حتی یک روز هم متوقف نشده است.
معنای این استمرار روشن است: «بهزیستی کنار مردم ایستاده است؛ خدمت همچنان ادامه دارد».
* مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور و راهبر روابطعمومی و امور بینالملل