کجای این جنگ ایستادهایم؟
نمیدانیم در کدام لحظه این جنگ ویرانگر قرار داریم: آغاز، میانه یا پایان آن. اما خاتمهیافتن آن در این زمان که کشورمان دست برتر را دارد شاید ارجح و معقولانهتر باشد.
نمیدانیم در کدام لحظه این جنگ ویرانگر قرار داریم: آغاز، میانه یا پایان آن. اما خاتمهیافتن آن در این زمان که کشورمان دست برتر را دارد شاید ارجح و معقولانهتر باشد. از همین منظر است که رئیسجمهور و وزیر خارجه اسبقمان در آخرین موضعگیریهای خود بر بهرهگیری از این فرصت برای تأمین خواستههای منطقی و حقوقی کشورمان و جلوگیری از تلفات بیشتر مالی و جانی این جنگ تأکید کردند.
آقای روحانی از «صلح عزتمندانه برای تأمین منافع ملی و مصالح نسلهای آینده و... و اعمال فوری اصلاحات اساسی در سیاستگذاریها» گفت و محمدجواد ظریف از «توافق جامع صلح و تبدیل فاجعه جنگ بهعنوان فرصتی برای پایاندادن به 47 سال خصومت». گفتاری که اگرچه از سوی افراد و نیروهای تندرو در داخل مورد حمله و هجوم قرار گرفت و درخواست برخورد قضائی و محاکمه گویندگان این سخنان و بهخصوص محمدجواد ظریف مطرح شد اما از سوی کارشناسان داخلی و خارجی و بعضی مقامات منطقهای مورد استقبال قرار گرفت و این نگرش در جهت تأمین صلح و ثبات منطقه قلمداد شد. منطقهای که در شرف شکوفایی و تبدیلشدن به قطب گردشگری و فناوری و توسعه صنعتی و مورد بغض و کینه اسرائیل و طمع مقاطعهکاران و پیمانکاران و کاسبکاران خرابی و ویرانی است. اتفاقا میهنمان در این گذار منطقهای (خلیج فارس و خاورمیانه) به سوی پیشرفت و توسعه، بیشترین منفعت را خواهد برد، چراکه بالاترین استعدادها و مزیتها اعم از نیروی انسانی و توان فرهنگی و تمدنی و منابع معدنی و زیرساختی را دارد که میتواند منجر به گذار به جامعهای توسعهیافته و صنعتی شود. از منظر سازوکار درونی اقتصادی نیز نگرش مبتنی بر خاتمه عزتمندانه جنگ بسیار معنادار و بهصرفه و به صلاح مردم و کشور است.
چنانکه اگر نگاهی به آخرین گزارش مرکز آمار ایران از وضعیت تورم در کشورمان بیندازیم، بهخوبی روشن میشود که تابآوری اقتصاد و زندگی و معیشت مردم به نقاط هشداردهندهای رسیده است که نادیدهگرفتن آن جز به تشدید بحرانها و تبدیل دستاوردهای آن به مصائب و سختیهای احتمالی منجر نخواهد شد. چنانکه طبق گزارش مرکز آمار تورم یکساله منتهی به اسفندماه به 50.6 درصد، نقطه به نقطه 71.6 درصد و تورم ماهانه 5.6 درصد رسیده است. در این میان تورم ماهانه خوراکیها و آشامیدنیها 8.6 درصد و تورم نقطهای این گروه 112 درصد بوده که مجموعا در تاریخ معاصر میهنمان سابقه نداشته است. فضای تورمی که با تداوم فضای جنگی بنا بر تمامی برآوردهای کارشناسی تشدید شده و از یک سو به سبب ایجاد نااطمینانی و تعمیق افق پیشبینیناپذیری و ریسک امنیتی در سطوح مختلف خانوار، بنگاه و دولت، امکان تصمیمگیریهای میان و بلندمدت را از تصمیمگیران سلب میکند و از سوی دیگر با افزایش هزینههای دولت بهویژه در حوزههای نظامی و امنیتی و افزایش حمایتهای یارانهای برای تأمین حداقلهای زندگی طبقات مختلف بهویژه طبقات فقیر و نابرخوردار از طریق چاپ پول و استقراض و پیشخورکردن منابع موجود، کسری بودجه افزایش و ماشین تورم با سرعت بیشتری به تخریب اقتصاد و لهکردن مردم خواهد پرداخت. این البته به غیر از خسارات بزرگی است که به زیرساختها و گسست در زنجیرههای تأمین و تولید و توزیع و... وارد و سبب کاهش عرضه و کمبود کالا میشود که توقف فعالیت یک بنگاه صنعتی فقط توقف فعالیت یک بنگاه نیست، بلکه ضربه به شبکهای از تأمینکنندگان، نیروی کار و بازارهای مرتبط است.
بر کسانی که در خارج از کشور بر طبل جنگ میکوبند و بهجای محکومکردن تجاوز و تجاوزگران بهواسطه کشتهشدن هموطنان و نابودی زیرساختهایی مانند پل، کارخانه، مراکز درمانی، بیمارستانی، مدارس، دانشگاهها و نابودشدن خانه و اموال مردم و... توپ را در زمین ایران میاندازند، حرجی نیست که رؤیای قدرت و توهم ثروت و... دارند اما سخن با کسانی است در داخل که با نگاهی کوتاهمدت، ارزیابی درستی از میزان تابآوری اقتصادی و اجتماعی این مردم ندارند و خیالاتشان دوام و بقای این سرزمین را با خطراتی بس جدی مواجه میکند.
جامعه ایران از زخمهای عمیقی در رنج است و در فضای تعلیق به سر میبرد؛ از فقر گسترده و پیشروندهای که همچون خوره جسم و جان انسان ایرانی را میتراشد و حداقل یکسوم آنان را به زیر خط فقر رانده است تا حاشیهنشینی، اعتیاد، شاغلان فقیر و تحصیلکردکان بیکار و مهاجرت نخبگان و کارآفرینان و...؛ جامعهای که در افق کوتاهمدت زندگی میکند و تصمیمگیریها در آن به تعویق میافتد و کنشها نیمهتمام باقی میمانند، «وضعیتی که در آن نهتنها هنجارها تضعیف شدهاند، بلکه افقهای آینده نیز دچار انسداد یا ابهام شدهاند و... جنگ هم بهمثابه یک شتابدهنده عمل میکند... و در نبود اعتماد پایدار و نهادهای کارآمد صرفا همبستگی موقتی را شکل میدهد» (زندگی در تعلیق- دنیای اقتصاد- 16/1/1405). التیام این زخمهای ناسور هرچند به امنیتی نظامی و دفاعی نیاز اساسی دارد، اما در ابعادی وسیعتر به امنیت، آرامش و ترسیم افق مشترک مبتنی بر توازن منافع و مشارکت همه بازیگران بر بستر بازسازی اعتماد و تقویت نهادها و گشودن فضاهای گفتوگو نیازمند است که شوق زیستن، امکان کار، سرمایهگذاری و تعاملات خارجی و... را فراهم آورد.
نمیدانیم در کدام لحظه این جنگ قرار داریم: ابتدا، میانه یا انتهای آن -که البته آرزومندیم آخرین روز آن باشد- اما باید بدانیم در کجای آن ایستادهایم: در صف صلحطلبان، توسعهگرایان و ترقیخواهان ایران یا جنگطلبان و صلحستیزانی که از قبل این مردم و سرزمین و آرمانها و ارزشهای دینی و ملی آن، منافع حقیر فردی و گروهی خود را میجویند که افسوس که هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودال میریزد مرواریدی صید نخواهد کرد؟