سازمانهای مردمنهاد در هنگامه بحران
سازمانهای مردمنهاد با تکیه بر نیروی داوطلبانه و مردمی، همواره در عرصههای گوناگون داخلی کشورها و بینالمللی نقشی بیبدیل ایفا کردهاند. این پتانسیل عظیم، در صورت فعالیت در چارچوب مشخص، استقلال و نظارت کافی، میتواند بار بزرگی از تسهیلگری و یاریرسانی را در زمان بحرانها به دوش بکشد. بحرانهایی چون جنگ یا بلایای طبیعی، همواره نیازمند رویکردهایی فراتر از توان دولتها بوده و اینجاست که نقش سازمانهای مردمنهاد برجسته میشود.
سازمانهای مردمنهاد با تکیه بر نیروی داوطلبانه و مردمی، همواره در عرصههای گوناگون داخلی کشورها و بینالمللی نقشی بیبدیل ایفا کردهاند. این پتانسیل عظیم، در صورت فعالیت در چارچوب مشخص، استقلال و نظارت کافی، میتواند بار بزرگی از تسهیلگری و یاریرسانی را در زمان بحرانها به دوش بکشد. بحرانهایی چون جنگ یا بلایای طبیعی، همواره نیازمند رویکردهایی فراتر از توان دولتها بوده و اینجاست که نقش سازمانهای مردمنهاد برجسته میشود.
به طور کلی این سازمانها به دلایل گوناگونی مورد استقبال قرار گرفتهاند که مهمترین آنها، پاسخگویی به نیازهای اجتماعی و خدماتی با پرکردن خلأ خدمات دولتی، ارائه خدمات متناسب با نیازهای جوامع محلی و توانمندسازی گروههای آسیبپذیر، افزایش مشارکت مدنی و تقویت دموکراسی از طریق تقویت مشارکت شهروندان در جامعه، نوآوری و خلاقیت در حل مسائل، تقویت همبستگی و تعلق اجتماعی، دسترسی به منابع و حمایتهای بینالمللی از سازمانهای بینالمللی و سادگی فرایند تشکیل و ثبت است. این دلایل وقتی به صورت درهمتنیده عمل کنند، مجموعهای از عوامل را تشکیل میدهند که باعث میشود سازمانهای مردمنهاد به عنوان یک بخش حیاتی و مؤثر در توسعه جوامع شناخته شوند.
این نقش در شرایط بحرانی، اهمیتی دوچندان پیدا میکند. در این شرایط، نیازهای اساسی جامعه به شدت افزایش مییابد. این نیازها تنها محدود به تأمین غذا و سرپناه نیست، بلکه شامل حمایتهای روانی، اجتماعی، پزشکی و اطلاعرسانی نیز میشود. سازمانهای مردمنهاد، به دلیل انعطافپذیری بالا، دسترسی سریع به بدنه جامعه و توانایی بسیج منابع انسانی و مالی مردمی، میتوانند در خط مقدم پاسخگویی به این نیازها قرار گیرند. آنها قادرند با شناسایی دقیقتر مشکلات در سطح محلی، خدمات هدفمند و متناسب با نیاز واقعی افراد ارائه دهند. این کمکها میتواند شامل امدادرسانی فوری، خدمات پزشکی و درمانی، حمایت اجتماعی و روانی، اطلاعرسانی و آگاهیبخشی، بازسازی و توانمندسازی باشد. همچنین، این سازمانها میتوانند به عنوان پلی میان مردم و حاکمیت عمل کرده و با انتقال صدای مردم و نیازهایشان به نهادهای دولتی، به بهبود فرایندهای تصمیمگیری و تخصیص منابع کمک کنند.
اما یکی از نقشهای بسیار حیاتی و مغفولمانده تشکلهای مردمنهاد در زمان بحران، بهویژه در درگیریهای نظامی، مستندسازی وقایع است. این سازمانها به دلیل حضور میدانی و ارتباط نزدیک با مردم، میتوانند شواهد و اطلاعات دستاولی از جنایات جنگی، نقض حقوق بشر و بشردوستانه و وضعیت وخیم انسانی جمعآوری کنند. این مستندسازی شامل مواردی از قبیل جمعآوری شهادتها، ثبت خسارات، تهیه عکس و فیلم و گزارشنویسی مستند میشود. این اطلاعات مستندشده، زمانی که به درستی برای جامعه جهانی، سازمانها و نهادهای بینالمللی و حقوقبشری ارسال و ارائه شود، میتواند نقش بسزایی در افزایش آگاهی عمومی، فشار بر نهادهای بینالمللی، مستندسازی برای دادگاههای بینالمللی و حمایت از قربانیان داشته باشد. به طور مثال در دوران جنگ هشتساله ایران و عراق، اگرچه سازوکارهای مستندسازی و اطلاعرسانی بینالمللی در مقایسه با امروز بسیار ابتداییتر بود، اما همین تلاشهای پراکنده توسط برخی نهادهای مردمی و افراد دغدغهمند، توانست بخشی از واقعیتهای جنگ را به گوش جهانیان برساند. توسعه این ظرفیت در سازمانهای مردمنهاد امروزی، میتواند ابزار قدرتمندی برای دفاع از حقوق قربانیان و جلوگیری از تکرار فجایع باشد، نقشی که با توجه به جنگ اخیر، بسیار بیشتر قابل توجه است.
لازمه ایفای مؤثر این نقش از سوی این سازمانها و تشکلها، استقلال آنهاست. استقلال به این معناست که این سازمانها بتوانند بدون فشارهای سیاسی، اقتصادی ، مأموریت و اهداف تعریفشده خود را دنبال کنند. در زمان بحران، این استقلال به آنها اجازه میدهد تا با دیدی واقعبینانه و به دور از ملاحظات سیاسی، به نیازمندترین افراد و گروهها یاری رسانند. سازوکارهای تأمین مالی متنوع، داشتن هیئتامنای مستقل و شفافیت در عملکرد، از جمله عواملی هستند که به حفظ و تقویت استقلال این نهادها کمک میکنند. در ایران، برخی از سازمانهای مردمنهاد با تکیه بر حمایتهای مردمی و دورماندن از وابستگی به بودجههای دولتی، توانستهاند در پروژههای مختلفی موفق عمل کنند، هرچند چالشهای این استقلال همواره وجود داشته است.
در کنار این استقلال عمل، ضرورت دارد نظارت مستمر بر عملکرد این سازمانها و تشکلها وجود داشته باشد. البته این نظارت نباید به گونهای باشد که استقلال آنها را خدشهدار کند، بلکه باید با هدف افزایش شفافیت، پاسخگویی و کارآمدی صورت پذیرد. نظارت مؤثر میتواند از سوءاستفادههای احتمالی جلوگیری کرده و اطمینان حاصل کند که منابع مالی و انسانی در جهت اهداف تعریفشده سازمان به کار گرفته میشوند. این نظارت میتواند توسط خود جامعه مدنی از طریق سازوکارهای شفافیت اطلاعات، توسط نهادهای دولتی مرتبط مانند وزارت کشور یا وزارت دادگستری و در چارچوب قوانین مصوب یا از طریق نهادهای بینالمللی صورت گیرد. ایجاد سازوکارهای ارزیابی اثربخشی و سنجش دستاوردها نیز بخشی از این نظارت است که به بهبود مستمر عملکرد سازمانها کمک میکند.
در ایران و علیرغم پتانسیلهای فراوان، نگاهی انتقادی به نقش تشکلهای مردمنهاد در ایران، چه در حوزه داخلی و چه بینالمللی، ضرورت دارد. در حوزه داخلی، گاهی شاهد موازیکاریها، نبود هماهنگی کافی میان سازمانهای مختلف یا تمرکز بیش از حد بر فعالیتهای روبنایی به جای پرداختن به ریشههای مشکلات هستیم. همچنین، چالشهای مربوط به اخذ مجوز، محدودیتهای مالی و گاهی دخالتهای غیرضروری نهادهای دولتی، مانع از شکوفایی کامل ظرفیت این تشکلها شده است. در جنگ اخیر، تشکلهای مردمی نقش پررنگی در پشتیبانی و ارائه خدمات درمانی، حمایتی و رسانهای ایفا کردند. این تجربیات نشان داد که ظرفیت عظیمی در جامعه وجود دارد، اما فقدان سازوکارهای حمایتی و تسهیلگر قوی، گاهی مانع از بهرهبرداری کامل از این ظرفیت شده است. در عرصه بینالمللی نیز، اگرچه برخی سازمانهای ایرانی در حوزههای خاصی فعال بودهاند، اما به دلیل محدودیتهای سیاسی چه در حوزه داخلی و چه در حوزه بینالمللی، حضور و تأثیرگذاری آنها کمتر از پتانسیل واقعیشان بوده است. ضعف در شبکهسازی بینالمللی، کمبود منابع مالی و چالشهای مربوط به انتقال پول، از جمله موانع پیشروی این سازمانها در تعاملات جهانی است.
با این تفاسیر، تشکلهای مردمنهاد مانند ستونفقرات جوامع مدنی پویا و ابزاری حیاتی در هنگام بحران هستند. استقلال و نظارت، دو بال لازم برای پرواز مؤثر این سازمانها هستند. تجربیات ایران، بهویژه در دوران بحران، گواه این مدعاست که نیروی مردمی و سازمانیافته میتواند در سختترین شرایط، کارساز و یاریگر باشد. با این حال، برای تحقق کامل این پتانسیل، نیازمند رفع موانع قانونی و اجرائی، تقویت سازوکارهای حمایتی و بهویژه نظارتی شفاف و ترویج فرهنگ مشارکت مدنی در جامعه هستیم تا سازمانهای مردمنهاد بتوانند نقشی پررنگتر و اثربخشتر در ساختن ایرانی تابآور ایفا کنند.