|

نیاز شهرها به متولی قوی ناظر بر حفاظت و بازآفرینی شهری

مات و حیران از اتفاقی که هفته گذشته در شهرهای‌مان افتاد...؛ دارایی‌های شهرهای‌مان به آتش فنا سپرده شده و مردم شهرها از این بی‌سامانی دلگیر و بلاتکلیف همچنان درگیر معیشت خود مانده‌اند...

مات و حیران از اتفاقی که هفته گذشته در شهرهای‌مان افتاد...؛ دارایی‌های شهرهای‌مان به آتش فنا سپرده شده و مردم شهرها از این بی‌سامانی دلگیر و بلاتکلیف همچنان درگیر معیشت خود مانده‌اند... .

همه در فکر پیش‌بینی‌ها و اقدامات ضروری برای جبران خسارات، هشدار به دولت و شهرداری‌ها و ترسیم برنامه‌‌هایی حداقلی برای حفاظت از شهرها و محیط ساخته‌شده هستیم. زیرا شاهد بودیم چگونه مکان‌هایی مهم مانند بازار رشت جلوی چشمان حیرت‌زده مردم تا نیمه‌های شب سوخت. شاهد فجایع دلخراش‌تری نیز بودیم که اینجا جای گفتنش نیست. از همان روزهای اول بعد از ناآرامی‌ها، شهرداری‌ها آغاز به فهرست‌کردن خسارات وارده کردند تا مانند دوره جنگ 12‌روزه بودجه‌هایی را طلب کنند. اما خوب می‌دانیم که در نهایت، زحمت و هزینه این بازسازی‌ها به گردن خود مردم خواهد افتاد. واضح است که دولت نیز در این میانه در پی اصلاحات و رسیدگی به انبوه مشکلات شهرهاست. در چنین متنی، خبر ناگوار امکان جابه‌جایی و انحلال شرکت بازآفرینی شهری (عمران و بهسازی سابق)، وابسته به وزارت راه و شهرسازی، بعد از 28 سال کار مفید و درخشان، خبر خوبی نبود. این شرکت اتفاقا تنها نهاد دولتی است که می‌تواند در چنین دوره‌‌ای بحرانی، به کار اصلاح کیفی فضاهای درونی و حاشیه‌ای شهرهای‌مان بپردازد و نگذارد اوضاع از این که هست، پیچیده‌تر شود. متأسفانه خبر ادغام این شرکت فعال و خودکفا -که ظاهرا هیچ هزینه‌ای نیز برای وزارتخانه ندارد- و تفکیک آن به بخش‌های سیاست‌گذاری و اجرا و سپردن بخش اجرائی شرکت به سازمان زمین و مسکن (که کارش فعلا حول مولدسازی و فروش زمین‌های دولتی برای اضافه‌کردن عرصه‌های وسیع پیرامون شهری به محدوده‌های شهری است) نشان از کم‌اهمیت‌شدن ستادهای راهبردی، هماهنگ‌کننده و نظارتی کشور در طرح چابک‌سازی و کوچک‌سازی دولت دارد.

این کار اصلا مخالف سیاست چابک‌سازی و باعث آشفتگی و از‌هم‌گسیختگی روش کار و مأموریت‌هایی خواهد شد که با گذشت نزدیک به 30 سال، شکلی مناسب و متین را برای فعالیت‌های این شرکت جا انداخته است. اتفاقا اکنون که شرکت بازآفرینی شهری به بلوغی نسبی رسیده و سرنوشت سکونت 29 میلیون نفر از بی‌سامان‌ترین اقشار اجتماعی ما یعنی ساکنان حاشیه‌ای شهری (یا همان سکونتگاه‌های غیر‌رسمی) و بافت‌های فرسوده و میانی شهرها از دغدغه‌هایش هست، می‌توان با تعریف اختیارات مهم و جدید برای آن، شرایطی را فراهم کرد تا بتواند بر بالارفتن کیفیت محیط‌های ساخته‌شده شهری و پیراشهری پافشاری کند و توجه دولت را به لزوم تقویت شهرهای موجود جلب کرده، از آشفتگی‌ها بکاهد. مگر نه آنکه دغدغه معیشت و رفاه اقشار فرودست بزرگ‌ترین نگرانی انقلاب بوده و هست؟!

اگر بخواهیم با نگاهی شفاف به وضعیت شهرهای‌مان بنگریم، می‌بینیم جمعیت ایران، که امروز نزدیک به 80 درصد آن در شهرها و به‌ویژه در اطراف کلان‌شهرهای مراکز استان‌ها اقامت گزیده‌اند، رو به کاهش گذاشته است. و اگرچه هنوز نهادهایی در وزارتخانه هستند (مانند سازمان زمین و مسکن) که بنا بر روال سابق مشغول سوداگری زمین و ادغام پهنه‌های جدید به محدوده شهرها هستند، اما توسعه و گسترش کالبدی شهرها عملا دیگر موضوع اصلی ما در حوزه شهرسازی نیست.

این اتفاق حدود نیم‌قرن پیش برای شهرهای اروپایی نیز افتاد، به طوری که بسیاری از اقشار مرفه و نخبگان دوباره برای سکونت به مراکز ارزشمندتر شهرها روی آوردند و مرمت و احیای بافت‌های تاریخی به مهم‌ترین هدف برای شهر‌ها تبدیل شد. این حرکت البته در برخی شهرهای تاریخی ما نیز تا حدودی آغاز شده است و علاوه بر بافت‌های قدیمی شهرهایی مانند یزد، کاشان، اصفهان و شیراز که بیشتر با هدف گردشگری به احیا و بازسازی خانه‌های قدیمی‌شان پرداخته‌اند، شهرهایی خوش‌نیت‌‌تر مانند قم و تهران را نیز داریم که شب‌ها چراغ‌های خانه‌های مسکونی‌ در بافت‌های قدیم‌شان روشن است، بنابراین شرکت بازآفرینی که در‌واقع نام خود را از Regeneration یا باززنده‌سازی شهر گرفته است، یک اولویت اصلی نیز دارد که همانا توانمندسازی بافت‌های تاریخی و قدیمی‌تر شهرهاست که در تعداد بی‌شماری از محلات نیاز به رسیدگی و ارتقای کیفی دارند. چه به لحاظ مقاوم‌سازی بناها و چه به لحاظ ارائه خدمات مناسب محله‌ای. ناچارم این ترجیع‌بند را دائما در یادداشت‌هایم هر هفته تکرار کنم که رسیدگی به محلات و تأمین فضاهای مناسب در آنها برای هم‌افزایی و رفاه ساکنان از ضرورت‌های پایه است و محله‌محوری و «محله‌مبنایی» اصل و اصول شهرسازی و بازآفرینی سازمان اجتماعی.

 و همین مفاهیم بود که از ابتدا در تمام طول دهه‌های 80 و 90 سرمشق کار شرکت عمران و بهسازی یا شرکت بازآفرینی شهری قرار گرفت. این شرکت علاوه بر محلات (تاریخی یا قدیمی، ناکارآمد، حاشیه‌ای و در معرض خطر)، پروژه‌های مهمی برای ساماندهی به فضاهای عمومی شهری را نیز در کارنامه خود دارد. میدان‌های اصلی شهرهای رشت، همدان، شیراز، گرگان، پیاده‌راه سنندج، و تنها 16 مورد بازآفرینی رودخانه‌های زیبا Riverside Regeneration در شهرهای اردبیل، ارومیه، ساری، و... . علاوه بر عرصه‌های عمومی زیبا، شرکت بازآفرینی مرمت مراکز فرهنگی میراثی را نیز به‌عنوان خانه‌های فرهنگی فعال در چندین شهر ازجمله تهران در کارنامه دارد که گاه بعد از چند سال به کمک شهرداری و میراث گسترش‌یافته، به عنوان مکان‌های عمومی معروفی برای استفاده کل شهرشان قرار گرفتند.

به‌عنوان جمع‌بندی باید بگویم شرکت بازآفرینی شهری سیاستی نو و نگاهی نوین را در عرصه نگرش شهرسازی امروز کشورمان پایه‌گذاری کرد. ستاد ملی بازآفرینی شهری توانست همکاری ارگان‌هایی مانند وزارت کشور، سازمان میراث، وزارت بهداشت و آموزش و ده‌ها نهاد دولتی و شهرداری‌ها را به سیاست‌های خود جلب کند و این هماهنگی از دوباره‌کاری‌ها کاست و مفید بود. پاشاندن چنین شرکت کوچک اما کارآمدی از سوی دولت و سیاست‌گذاران‌‌مان واقعا حیف و ناگوار خواهد بود.

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.