روایت «شرق» از رویکرد بحرانساز امارات در روزهای گذشته
امارات در تله تلآویو
در میانه تحولات پرشتاب منطقهای پس از طرح ادعایی «پروژه آزادی» از سوی دونالد ترامپ و افزایش تنشها در تنگه هرمز، روز دوشنبه امارات متحده عربی مدعی شد هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته است؛ ادعای ابوظبی در شرایطی مطرح میشود که هیچیک از مقامات رسمی کشورمان، آن را تأیید نکردهاند و روایتهای متناقضی از سوی بازیگران مختلف ارائه شده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مهدی بازرگان: در میانه تحولات پرشتاب منطقهای پس از طرح ادعایی «پروژه آزادی» از سوی دونالد ترامپ و افزایش تنشها در تنگه هرمز، روز دوشنبه امارات متحده عربی مدعی شد هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته است؛ ادعای ابوظبی در شرایطی مطرح میشود که هیچیک از مقامات رسمی کشورمان، آن را تأیید نکردهاند و روایتهای متناقضی از سوی بازیگران مختلف ارائه شده است. همزمان، تحرکات نظامی آمریکا در آبهای جنوبی تنگه هرمز، بروز حوادثی مانند آتشسوزی در فجیره و جنگ روایتها میان رسانههای غربی، عبری و منطقهای، نشاندهنده شکلگیری سناریویی پیچیده است که برخی تحلیلگران آن را تلاشی هدفمند برای کشاندن منطقه به دور جدیدی از درگیری میدانند. دراینمیان امارات با اتخاذ مواضع تند و همسویی آشکار با واشنگتن و تلآویو، بیش از دیگر کشورهای عربی در مظان اتهام برای تشدید تنش و تغییر معادلات امنیتی منطقه قرار گرفته است.
البته برآورد تحلیلی از تحولات اخیر نشان میدهد که ایالات متحده در روزهای گذشته به دنبال آزمودن یک الگوی عملیاتی جدید برای عبور کشتیهای تجاری از آبراههای حساس منطقه بوده است؛ اقدامی که بیش از آنکه ماهیتی صرفا لجستیکی داشته باشد، واجد پیامهای امنیتی و سنجشگرایانه درباره سطح واکنش ایران تلقی میشود. در مقابل، واکنش ایران نیز صرفا به همان سطح محدود نماند، بلکه با رویکردی چندلایه و فراتر از حوزه دریایی، تلاش کرد این پیام را منتقل کند که هرگونه کنش تنشزا، میتواند تبعاتی در گسترهای وسیعتر از یک میدان عملیاتی مشخص به دنبال داشته باشد. این نوع پاسخ، درواقع بازتعریف دامنه درگیری و نمایش آمادگی برای ارتقای سطح تقابل در صورت تداوم اقدامات تحریکآمیز بود. به نظر میرسد همین امر موجب شد که طرف آمریکایی، در ارزیابی مجدد خود، به این جمعبندی برسد که ادامه مسیر پیشین میتواند هزینههایی فراتر از آستانه تحمل به همراه داشته باشد. در نتیجه، نوعی عقبنشینی تاکتیکی در ادبیات و مواضع رسمی واشنگتن مشاهده میشود. از سوی دیگر، نحوه مواجهه رسانهای و سیاسی ایران را که با نوعی تکذیب حداقلی و غیرتصعیدی همراه بود، میتوان تلاشی هوشمندانه برای گشودن مسیر تنفس دیپلماتیک برای طرف مقابل ارزیابی کرد؛ مسیری که به دونالد ترامپ امکان داد تا با تقلیل سطح وقایع، از ورود به یک چرخه تشدید تنش اجتناب کند. این وضعیت، دستکم در مقطع کنونی، بیانگر شکلگیری نوعی موازنه شکننده است که آینده آن به رفتار طرفین در ادامه مسیر وابسته خواهد بود.
تشدید تنش در هرمز، آتش در فجیره
در پی تحولات دو روز اخیر، گزارشها از بروز حادثه برای دو شناور تجاری آمریکایی در آبهای جنوبی تنگه هرمز حکایت دارد. یک منبع آگاه اعلام کرده این شناورها در بخش جنوبی تنگه و در محدودهای نزدیک به سواحل عمان گرفتار شدهاند؛ منطقهای که به دلیل صخرهایبودن و عمق کم، اساسا ظرفیت تبدیلشدن به مسیر امن کشتیرانی بهعنوان مسیر موازی با تنگه هرمز را ندارد. این در حالی است که پیشتر فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) مدعی عبور موفق دو کشتی با پرچم آمریکا از تنگه شده بود؛ ادعایی که ساعاتی بعد از سوی سپاه پاسداران تکذیب شد. همزمان، برخی منابع نظامی، تلاش آمریکا برای ایجاد مسیرهای جایگزین در آبهای غیرایمن را «ماجراجویی خطرناک» توصیف کردهاند؛ اقدامی که به گفته این منابع، میتواند عامل بروز حوادثی نظیر آتشسوزی گسترده در تأسیسات نفتی بندر فجیره باشد. این حادثه عصر دوشنبه رخ داد و هنوز جزئیات دقیق آن به طور رسمی اعلام نشده، اما برخی تحلیلها آن را در چارچوب تلاش برای تغییر مسیرهای کشتیرانی در منطقه ارزیابی میکنند.
در همین حال، گزارشهایی از وقوع انفجارهایی در امارات، بهویژه در بندر جبلعلی و نیز بندر فجیره منتشر شده است. برخی منابع مدعی شدهاند که این انفجارها تأسیسات مرتبط با منافع آمریکا را هدف قرار دادهاند. با این حال، منشأ این حملات نامشخص اعلام شده و هیچ مقام رسمی در کشورمان مسئولیت آن را نپذیرفته است. در مقابل، دولت امارات با طرح ادعاهایی، ایران را مسئول این حملات معرفی کرده و از «هدف قرارگرفتن مراکز غیرنظامی» سخن گفته است. این کشور همچنین مدعی شده که در این حملات، سه تبعه هندی زخمی شدهاند. وزارت دفاع امارات نیز از رهگیری موشکها به وسیله پدافند هوایی خبر داده و از شهروندان خواسته در مکانهای امن باقی بمانند. سیانان هم خبر داد که در پی شلیک موشک و پهپاد از سوی ایران به سمت امارات، برای اولین بار از زمان آغاز آتشبس در اوایل آوریل، این کشور بخشی از حریم هوایی خود را بسته است. طبق اطلاعیههای «نوتیس تو ایرمن» (هشدار به خلبانان)، حریم هوایی امارات به صورت جزئی بسته شده و هواگردها فقط میتوانند از مسیرهای خاصی تردد کنند. این تدابیر جدید روز سهشنبه اعلام شده و تا ۱۱ ماه می پابرجا خواهد بود. در سطح بینالمللی، کییر استارمر، نخستوزیر انگلیس، با محکومکردن «حمله ادعایی» به امارات، خواستار کاهش تنشها شده و بر حمایت لندن از شرکای خود در خلیج فارس تأکید کرده است. با این حال، او بدون اشاره به نقش طرفهای مختلف در تشدید بحران، ایران را به مشارکت «معنادار» در مذاکرات فراخوانده است.
وقتی آمریکا پای امارات نمیایستد
در سوی دیگر تحولات بعد از حمله به امارات، اظهارات دونالد ترامپ نیز درخورتوجه است. او در گفتوگویی تلفنی از تأیید نقض آتشبس از طرف ایران خودداری کرده و شدت حملات را «زیاد» ندانسته است. ضمنا پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده، دیروز سهشنبه صبح در کنفرانس خبری پنتاگون ادعا کرد که تلاش آمریکا برای هدایت کشتیها از تنگه هرمز «جدا و متمایز» از عملیات نظامی جاری در منطقه است. هگست در نشست خبری خود مدعی شد که «برای شفافیت، این عملیات جدا و متمایز از عملیات خشم حماسی است. پروژه آزادی، ماهیتی تدافعی دارد، محدود در حوزه اجرا و موقت در بازه زمانی است، با یک مأموریت یعنی حفاظت از کشتیرانی تجاری بیگناه در برابر تجاوز ایران انجام میشود». او با بیان اینکه آتشبس با ایران پایدار است، افزود «ایران توانایی رسیدن به توافق را دارد».
ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، هم ادعا کرد که از زمان اجرای آتشبس تاکنون، ایران بیش از ۱۰ بار به نیروهای آمریکایی حمله کرده است، اما این حملات دور از حدی هستند که آمریکا را به ازسرگیری عملیات جنگی وادارد. به نوشته انتخاب، او مدعی شد «از زمانی که آتشبس اعلام شد، ایران ۹ بار به کشتیهای تجاری شلیک کرده و دو فروند کشتی کانتینری را توقیف کرده و همچنین بیش از ۱۰ بار به نیروهای آمریکایی حمله کرده است. همه این موارد درحالحاضر زیر آستانه ازسرگیری عملیات رزمی گسترده قرار دارند». کین در ادامه گفت که «آستانه ازسرگیری درگیریها یک تصمیم سیاسی است که فراتر از سطح مسئولیت من است. اما آنچه میتوانم بگویم، این است که فعلا این سطح از آزار و اذیتها جزئی است». این موضعگیری، در کنار ابهام درباره منشأ حملات به امارات، بر پیچیدگی فضای رسانهای و سیاسی حاکم بر بحران افزوده است، درعینحال سخنان ترامپ مبیّن آن است که واشنگتن فعلا به بهای امنیت اماراتیها حاضر به جنگ مجدد با ایران نیست. این در حالی است که پس از حمله پهپادی و موشکی عصر دوشنبه به بندر فجیره، یک منبع اماراتی به خبرنگار سیانان در دوبی گفته است که امارات انتظار دارد آمریکا و اسرائیل در مدت ۲۴ ساعت آینده به حملات ایران پاسخ دهند. سیانان همچنین به نقل از یک منابع آگاه فاش کرد که یک سامانه دفاع هوایی اسرائیلی مستقر در امارات روز دوشنبه در تلاشی برای رهگیری موشکهای یادشده مشارکت داشته است. به گزارش المیادین، اذعان سیانان به مشارکت یک سامانه پدافندی اسرائیلی برای مقابله با حملات موشکی و پهپادی علیه امارات پس از آن انجام میشود که یک گزارش اسرائیلی از استقرار یک سامانه دفاع هوایی با نیروهای عملیاتی اسرائیلی در داخل امارات در جریان تجاوز علیه ایران خبر داده بود. شبکه ۱۲ اسرائیل هم خبر داد که امارات اتحاد خود را با اسرائیل به سمت یک همکاری میدانی تعمیق میدهد. در این زمینه، شبکه ۱۲ اسرائیل گزارش داد که امارات متحده عربی دیگر سعی در پنهانکردن ماهیت روابط خود با اسرائیل ندارد، زیرا اکنون آشکارا به سمت «تعمیق اتحاد استراتژیک خود با تلآویو» حرکت میکند. این شبکه تلویزیونی رژیم اسرائیل با بیان اینکه ابوظبی تصمیم گرفته است که این اتحاد را گسترش دهد تا «شامل یک همکاری عملیاتی در زمین» شود، تأکید کرد که امارات متحده عربی امروز به نزدیکترین شریک عرب اسرائیل تبدیل شده است. همانطور که فایننشالتایمز پیشازاین فاش کرده بود، رژیم اسرائیل سامانههای تسلیحاتی پیشرفتهای را برای کمک به مقابله با موشکها و پهپادهای ایرانی به امارات متحده عربی ارسال کرده است. به گزارش فایننشالتایمز، رژیم اسرائیل اطلاعات حیاتی و بهموقعی را در اختیار امارات قرار داده است. درعینحال یک مقام منطقهای به این روزنامه گفت که این استقرار یکی از اولین نمونههای همکاری دفاعی درخورتوجه بین تلآویو و ابوظبی است.
امارات در خط مقدم تنش؛ همسویی با تلآویو و واشنگتن؟
درحالیکه بسیاری از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس رویکردی محتاطانه در قبال بحران اخیر اتخاذ کردهاند، امارات متحده عربی با اتخاذ مواضعی تندتر از همیشه، در مسیر متفاوتی حرکت کرده است. این کشور نهتنها ایران را به صورت مستقیم متهم کرده، بلکه اعلام کرده «حق پاسخ» را برای خود محفوظ میداند. حتی گزارشهایی از ارتباط مقامات اماراتی با اسرائیل و اعلام آمادگی برای واکنش نیز منتشر شده است. دراینمیان برخی تحلیلها حاکی از آن است که امارات تلاش دارد با برجستهسازی تهدیدات، زمینه را برای بازگشت آمریکا و اسرائیل به یک درگیری نظامی فراهم کند. این در حالی است که تحلیلگران منطقهای، ازجمله هشام الغنام (تحلیلگر سعودی)، درباره روایتهای رسانههای عبری در زمینه فشار عربستان و امارات برای آغاز جنگ هشدار دادهاند و این ادعاها را فاقد پشتوانه تحلیلی دانستهاند.
الغنام تأکید میکند که عربستان به دلیل ملاحظات ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتی، هیچ انگیزهای برای ورود به جنگ ندارد و چنین ادعاهایی بیشتر با هدف کشاندن ریاض به بحران مطرح میشود. این در حالی است که امارات، برخلاف عربستان، در هفتههای اخیر مواضعی تهاجمیتر اتخاذ کرده و به نوعی در خط مقدم فشار علیه ایران قرار گرفته است. در همین راستا، برخی منابع نظامی هشدار دادهاند که در صورت هرگونه اقدام «غیرعاقلانه» از سوی امارات، تمام منافع این کشور میتواند هدف قرار گیرد. این منابع تأکید کردهاند که امارات به دلیل ماهیت اقتصادی و زیرساختی خود، بهشدت در برابر ناامنی آسیبپذیر است. یک منبع نظامی کشورمان با رد تهدید رسمی از سوی امارات، تأکید کرد که آنچه مطرح میشود، بیشتر فضاسازی رسانهای است، اما هشدار داد اگر ابوظبی تحت تأثیر اسرائیل اقدام تحریکآمیز انجام دهد، با پاسخ سختی مواجه خواهد شد و همه منافع و تأسیساتش در معرض هدف قرار میگیرد. او با اشاره به آسیبپذیری شدید امارات، ناامنی را «سمّ مطلق» برای این کشور دانست. همزمان، یک مقام اماراتی از پاسخ به حملات ادعایی سخن گفته و گزارشهایی نیز از ارسال سامانه «گنبد آهنین» از سوی اسرائیل برای حمایت از امارات منتشر شده است.
از سوی دیگر، گزارشهایی درباره رفتارهای محدودکننده علیه ایرانیان مقیم امارات نیز منتشر شده است. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان، با تأیید این گزارشها اعلام کرده که کنسولگری ایران در دوبی پیگیر موضوع است و از دولت امارات خواسته در رفتار خود تجدیدنظر کند. او تأکید کرده که استفاده از شهروندان بهعنوان ابزار فشار سیاسی، اقدامی غیرقابل قبول است. در سطح اقتصادی نیز، تصمیم امارات برای خروج از اوپک، واکنشهایی را برانگیخته است. مقامات ایرانی این اقدام را «غیرسازنده» توصیف کرده و آن را در چارچوب رفتارهای اخیر این کشور ارزیابی کردهاند. همزمان تحلیلها نشان میدهد که هدف قرارگرفتن امارات، صرفنظر از عامل آن ممکن است در چارچوب یک راهبرد کلان برای جلوگیری از ایجاد مسیرهای جایگزین تنگه هرمز تفسیر شود؛ موضوعی که شبکه الجزیره نیز به آن اشاره کرده است. براساساین، هرگونه تلاش برای دورزدن این گذرگاه حیاتی، میتواند با واکنشهای پیشگیرانه مواجه شود. آنچه از مجموعه تحولات اخیر برمیآید، شکلگیری یک آرایش جدید در منطقه است که در آن امارات، برخلاف بسیاری از همسایگان خود، به سمت ایفای نقشی فعالتر و همسو با سیاستهای آمریکا و اسرائیل حرکت کرده است؛ نقشی که میتواند پیامدهای گستردهای برای ثبات منطقه به همراه داشته باشد.
توازن میان «اقتدار در واکنش» و «خویشتنداری راهبردی»
ابوظبی امروز بیش از هر زمان دیگری با پیامدهای یک خطای محاسبه راهبردی مواجه است؛ خطایی که ریشههای آن را باید در سالهای گذشته و در نحوه تعریف نقش امارات در معادلات منطقهای جستوجو کرد. زمانی که این کشور با تکیه بر ابزارهای مالی، رسانهای و دیپلماتیک تلاش داشت دیگر بازیگران منطقهای و حتی فرامنطقهای مانند چین و روسیه را با روایتهای غیرواقعی پیرامون جزایر سهگانه ایرانی همراه کند، به نظر میرسد برآورد دقیقی از هزینههای چنین مسیری در مناسبات با تهران نداشت. این رویکرد، در کنار انتخاب همپیمانیهای پرریسک با اسرائیل، بهویژه پس از امضای توافقات موسوم به «ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ در کاخ سفید، عملا امارات را وارد مدار جدیدی از تنشهای ژئوپلیتیکی کرد.
عادیسازی روابط با اسرائیل، اگرچه در ظاهر با هدف بهرهبرداری اقتصادی و امنیتی صورت گرفت، اما در عمل ابوظبی را در معرض بازی پیچیدهتری قرار داد که الزامات آن فراتر از ظرفیتهای واقعی این کشور است. تصور بهرهمندی از مزایای امنیتی بدون پذیرش تبعات میدانی، اکنون با واقعیتهای سخت منطقهای در تعارض قرار گرفته است. تحولات «جنگ رمضان» طی دو ماه اخیر بهروشنی نشان داد که هرگونه درگیری با ایران، دیگر محدود به خاک کشورمان نخواهد بود، بلکه بهسرعت به سطحی منطقهای ارتقا مییابد و تمامی بازیگران درگیر، ناگزیر از پرداخت هزینههای متناسب با نقش و سهمشان خواهند بود.
در چنین چارچوبی، حتی اگر برخی بازیگران مانند اسرائیل بتوانند بر موج نارضایتی یا هیجانات مقطعی در امارات سوار شوند و آن را به سمت تشدید تنش تازه با ایران سوق دهند، نتیجه نهایی چیزی جز فرسایش متقابل و شکلگیری یک «زمین سوخته» از امارات نخواهد بود. این کشور (امارات) بهعنوان اقتصادی مبتنی بر ثبات، سرمایهگذاری و امنیت، بیش از دیگران از چنین سناریویی آسیب میبیند. ازاینرو، ادامه این مسیر نهتنها مزیت راهبردی برای ابوظبی بههمراه ندارد، بلکه میتواند بنیانهای اقتصادی و جایگاه منطقهای آن را نیز با مخاطرهای جدی مواجه کند. هرچند کارنامه اخیر امارات در برخی حوزههای منطقهای واجد نقدهای جدی و حتی غیرقابل دفاع است، اما نحوه مواجهه با این رفتارها نیز باید در چارچوبی سنجیده، عقلانی و منطبق بر منافع ملی تعریف شود. بهکارگیری ادبیات هیجانی و بعضا تحقیرآمیز از جمله تعابیری مانند بازگرداندن به «دوره شترسواری»، نهتنها کمکی به اصلاح رفتار طرف مقابل نمیکند، بلکه میتواند به خشم بیشتر طرف مقابل، تضعیف جایگاه دیپلماتیک ایران و خدشه به اصول سیاست همسایگی منجر شود. در شرایطی که منطقه در وضعیت شکننده و مستعد تنش قرار دارد، هر واژه و موضعگیری میتواند پیامدهایی فراتر از سطح رسانهای داشته باشد. ایران، بهعنوان بازیگری با وزن ژئوپلیتیکی بالا، ناگزیر است میان «اقتدار در واکنش» و «خویشتنداری راهبردی» توازن برقرار کند. پاسخ به اقدامات نامطلوب باید قاطع، متناسب و در عین حال حسابشده باشد؛ بهگونهای که ضمن ارسال پیام بازدارنده، از گسترش بیمورد هزینهها جلوگیری شود. در این چارچوب، حفظ انسجام در گفتار رسمی و غیررسمی، پرهیز از ادبیات تنشزا و تکیه بر ابزارهای دیپلماتیک و حقوقی، میتواند به تقویت موقعیت ایران کمک کند. در نهایت، مدیریت هوشمندانه بحرانها مستلزم آن است که واکنشها نه از سر هیجان، بلکه بر پایه محاسبه دقیق منافع و پیامدها شکل بگیرد.
موسویخلخالی: بزرگترین بازنده جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شورای همکاری خلیج فارس و در رأس آن امارات است
در راستای بررسی تحولات پرشتاب منطقه در روزهای اخیر و نیز واکاوی نقش امارات متحده عربی در معادلات امنیتی خلیج فارس؛ سیدمرتضی موسویخلخالی در گفتوگو با «شرق» ابتدا تصریح میکند که «امارات اکنون از یک بازیگر اقتصادیِ متکی بر ثبات، به کنشگری درگیر در پروژههای پرریسک امنیتی تغییر ماهیت داده است». در همین چارچوب، کاردار پیشین ایران در بحرین بر این باور است که «اگرچه ظاهر ماجرا حکایت از صفآرایی بازیگران بزرگ دارد، اما در واقع این کشورهای کوچکتر منطقه و بهویژه امارات هستند که بیشترین هزینه را در این وضعیت فرسایشی جنگی میپردازند».
به اعتقاد دیپلمات اسبق کشورمان، «در میان مجموعه شورای همکاری خلیج فارس، امارات را باید در رأس فهرست بازندگان تحولات اخیر قرار داد؛ کشوری که بیش از هر چیز بر ثبات، امنیت و جذب سرمایه خارجی بنا شده و هرگونه اختلال در این مؤلفهها، مستقیم بنیانهای اقتصادیاش را هدف قرار میدهد». این کارشناس حوزه بینالملل تأکید میکند که «آنچه امروز برای امارات رخ داده، نتیجه ورود به معادلهای است که طراحی آن در خارج از این کشور انجام شده، اما پیامدهایش در داخل ابوظبی، فجیره، جبلعلی و دوبی بروز پیدا میکند».
کاردار پیشین ایران در بحرین با اشاره به روندهای گذشته، سیاست امنیتی امارات را ادامه همان الگوی «خرید امنیت» میداند؛ رویکردی که بر پایه اتکا به قدرتهای خارجی و واردات سامانههای دفاعی شکل گرفته است. به گفته این تحلیلگر، «تجربه جنگ ۴۰روزه اخیر بهروشنی نشان داد که چنین سیاستی، نهتنها امنیت پایدار ایجاد نمیکند، بلکه میتواند به تشدید ناامنی نیز منجر شود. با این حال، به نظر میرسد امارات بار دیگر در حال حرکت در همان مسیر است؛ از جمله از طریق تقویت همکاریهای نظامی و تلاش برای استقرار سامانههایی نظیر «گنبد آهنین» اسرائیل با امید به ایجاد سپر دفاعی در برابر تهدیدات». موسویخلخالی، این رویکرد را ناشی از یک خطای محاسباتی جدی میداند. به باور او، «امنیت در منطقهای به پیچیدگی خلیج فارس، کالایی نیست که بتوان آن را خریداری کرد یا صرفا با اتکا به فناوریهای وارداتی تضمین کرد. امنیت، محصول توازن در روابط، کاهش تنش و درک واقعیتهای ژئوپلیتیکی است؛ امری که در سیاستهای اخیر امارات کمتر مورد توجه قرار گرفته است». کارشناس ارشد جهان عرب همچنین به «همسویی روزافزون امارات با ایالات متحده و اسرائیل» در ضدیت با ایران اشاره میکند و این مسئله را یکی از عوامل تشدیدکننده بحران میداند. به گفته وی، «ابوظبی با قرارگرفتن در این محور، عملا خود را در معرض پیامدهای تقابل با ایران قرار داده است، درحالیکه ظرفیتهای اقتصادی و زیرساختی این کشور، تابآوری محدودی در برابر بحرانهای بلندمدت دارد». از منظر موسویخلخالی، «حتی اگر امارات بتواند در کوتاهمدت از حمایتهای امنیتی بیرونی بهرهمند شود، در بلندمدت این وابستگی میتواند به نقطه ضعف راهبردی تبدیل شود». این تحلیلگر ارشد حوزه غرب آسیا در ادامه تأکید میکند که «تصور برخی در امارات مبنی بر امکان مدیریت بحران از طریق تشدید فشار و حتی تحریک بازیگران بزرگ به سمت درگیری، برداشتی نادرست از واقعیتهای منطقهای است». او هشدار میدهد که «هرگونه تلاش برای کشاندن آمریکا و اسرائیل به یک تقابل جدید با ایران، بیش از آنکه به تضعیف ایران منجر شود، میتواند امارات را به صحنه اصلی درگیری تبدیل کند».
در عین حال، مفسر ارشد مسائل خاورمیانه معتقد است «شرایط بینالمللی نیز لزوما با این رویکرد همسو نیست. بهویژه درمورد ایالات متحده، نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد ترامپ دیگر تمایل چندانی برای ورود به یک جنگ جدید در منطقه ندارد». او با اشاره به رویکرد دونالد ترامپ، تأکید میکند که «اولویتهای داخلی و ملاحظات بینالمللی، مانع از آن است که واشنگتن بهسادگی وارد یک درگیری پرهزینه دیگر با ایران شود. از این رو، اتکای بیش از حد امارات به چنین سناریویی، میتواند بر پیچیدگی وضعیت بیفزاید». در جمعبندی، این کارشناس ارشد حوزه بینالملل بر این نکته تأکید میکند که «امارات در حال حرکت بر لبه یک تیغ راهبردی است؛ از یک سو تلاش برای حفظ جایگاه اقتصادی و از سوی دیگر ورود به بازیهای امنیتی پرریسک». از دیدگاه او «تداوم این مسیر میتواند این کشور را از یک بازیگر موفق اقتصادی به یکی از اصلیترین بازندگان تحولات منطقهای تبدیل کند». موسویخلخالی هشدار میدهد که «بازگشت به سیاستهای متوازن، کاهش تنش با همسایگان و پرهیز از اتکای بیش از حد به بازیگران فرامنطقهای، تنها راه برونرفت از این وضعیت است؛ در غیر این صورت، امارات ممکن است بیش از هر زمان دیگری با پیامدهای سنگین انتخابهای خود مواجه شود».
سیدجلال ساداتیان: آمریکا، حتی با تحریک اماراتیها تمایلی به جنگ جدید با ایران ندارد
سیدجلال ساداتیان هم در مقام دیگر کارشناس، در گفتوگویی با «شرق» به بررسی ابعاد مختلف جایگاه مخرب کشور امارات در میانه تنش آمریکا و اسرائیل با ایران و چشمانداز پیشروی منطقه میپردازد و در ابتدا با اشاره به وضعیت داخلی امارات پس از جنگ رمضان میگوید که «امارات حتی با وجود برخی اختلافات داخلی، اکنون بیش از هر زمان دیگری نگران موقعیت خود است. این کشور در تحولات اخیر بهنوعی بیشترین آسیب را متحمل شده؛ چه در حوزه امنیتی و چه در حوزه اقتصادی». به گفته سفیر اسبق ایران در انگلستان، «نزدیکی امارات به اسرائیل در قالب «پیمان ابراهیم» باعث شده این کشور بیش از سایر کشورهای منطقه تحت تأثیر سیاستها و القائات تلآویو قرار بگیرد». نماینده ادوار مجلس با تأکید بر ساختار اقتصادی امارات ادامه میدهد که «اقتصاد امارات بهویژه با محوریت دوبی، بر پایه فعالیتهای مالی، تجاری و انتقال انرژی شکل گرفته است. این کشور به نوعی هاب منطقهای برای سرمایه و انرژی بود، اما در پی حوادث اخیر، این جایگاه با چالش جدی مواجه شده است.» ازاینرو ساداتیان معتقد است «ناامنیهای اخیر باعث فرار سرمایه و کاهش اعتماد سرمایهگذاران شده و بازارهای مالی این کشور را دچار تزلزل کرده است».این تحلیلگر همچنین به حضور پایگاههای نظامی آمریکا در امارات اشاره و خاطرنشان میکند که «با توجه به پاسخهای ایران به تهدیدهای آمریکا، این پایگاهها نیز در معرض حمله قرار گرفتند. حتی گزارشهایی وجود دارد که نیروهای آمریکایی برخی پایگاهها را تخلیه کرده و به اماکن غیرنظامی مانند هتلها منتقل شدهاند که همین موضوع نشاندهنده سطح بالای تهدید است». او اضافه میکند که «این وضعیت نهتنها امنیت نظامی، بلکه زیرساختهای اقتصادی امارات را نیز تحت تأثیر قرار داده است».
این استاد دانشگاه درباره تلاش امارات برای تقویت سیستمهای دفاعی خود میگوید که «به نظر میرسد این کشور در این مدت به دنبال تقویت سامانههای دفاعی مانند سیستمهای مشابه گنبد آهنین بوده تا بتواند در برابر حملات احتمالی مقاومت کند. اما این اقدامات بیشتر جنبه اطمینانبخشی دارد تا ایجاد یک بازدارندگی واقعی».
در بخش دیگری از این گفتوگو، او به نقش احتمالی امارات در یک درگیری گستردهتر علیه ایران اشاره میکند و باور دارد که «برخی تحلیلها حاکی از آن است که آمریکا ممکن است از خاک امارات بهعنوان پایگاهی برای عملیاتهای احتمالی استفاده کند، بهویژه با توجه به نزدیکی جغرافیایی این کشور به تنگه هرمز. این موضوع میتواند امارات را به یکی از محورهای اصلی در هرگونه درگیری آینده تبدیل کند.» با این حال، ساداتیان معتقد است «در مقطع کنونی، نشانههایی از کاهش تنش دیده میشود». او توضیح میدهد که «به نظر میرسد آمریکا در حال حاضر تمایلی به ورود به یک جنگ جدید با ایران، حتی با تحریک اماراتیها ندارد، چراکه برخی تحرکات نظامی که پیشتر انجام شده بود، با واکنش جدی ایران مواجه شد و همین موضوع باعث شد سطح تنش تا حدی کاهش یابد». به گفته این دیپلمات اسبق کشورمان، «این تغییر رویکرد باعث شده امارات نیز از مواضع تند خود عقبنشینی کند».
در پاسخ به این پرسش که آیا امارات ممکن است به سمت تحریک یک درگیری جدید حرکت کند، ساداتیان با احتیاط پاسخ میدهد: «واقعیت این است که نه اسرائیل بهتنهایی توان رویارویی با ایران را دارد و نه امارات. هرگونه اقدام نظامی جدی مستلزم حضور مستقیم آمریکاست. امارات بیشتر در حال حاضر نقش تسهیلگر را ایفا میکند، یعنی فراهمکردن زیرساختها و امکانات». او همچنین به برخی اختلافات داخلی در امارات پرداخته و یادآور میشود که «گزارشهایی درباره نارضایتی برخی امارتها مانند شارجه مطرح شده که نشان میدهد این کشور با چالشهای داخلی نیز مواجه است. علاوه بر این، حملات یا حوادثی که منجر به آتشسوزی در تأسیسات نفتی فجیره شده، فشار مضاعفی بر اقتصاد این کشور وارد کرده است».
نماینده پیشین مجلس در ادامه به روابط اقتصادی ایران و امارات پیش از جنگ رمضان گریزی میزند و خاطرنشان میکند: «تا پیش از این تحولات، امارات یکی از مسیرهای اصلی تعاملات اقتصادی ایران بود؛ از نقلوانتقالات مالی گرفته تا تجارت انرژی. این روابط برای هر دو طرف سودآور بود، اما اکنون تحت تأثیر تنشهای سیاسی قرار گرفته است». لذا او تأکید میکند: «اختلافات سیاسی، بهویژه بر سر جزایر سهگانه و نزدیکی امارات به اسرائیل، از عوامل اصلی تیرگی روابط بین امارات با ایران بودهاند». با این حال، به گفته این مدرس دانشگاه، «سایر کشورهای عربی منطقه مانند قطر، عربستان و کویت در این بحران رویکرد محتاطانهتری نسبت به تهران اتخاذ کردهاند و از تشدید تنش مانند ابوظبی پرهیز کردهاند». در جمعبندی، ساداتیان متذکر میشود: «منطقه در وضعیت جوشان و ناپایداری قرار دارد. هرچند در حال حاضر نشانههایی از کاهش تنش دیده میشود، اما عوامل زمینهساز بحران همچنان وجود دارند. نقش امارات در این میان بسیار حساس است؛ کشوری که از یکسو به دنبال حفظ جایگاه اقتصادی خود است و از سوی دیگر درگیر معادلات پیچیده امنیتی شده است».