شکسپیر و ایران
شرق: سیروس غنی، پژوهشگر، مورخ و حقوقدان شناختهشدهای است و اثر مشهورش، «برافتادن قاجار و برآمدن رضاشاه»، منبعی قابل توجه درباره این بخش از تاریخ معاصر ایران به شمار میرود. پیش از آنکه غنی دکترای حقوق بگیرد، در رشته ادبیات انگلیسی تحصیل کرده بود و از ادبیات انگلیسی و نیز ادبیات ایران شناخت داشت. او همچنین کتابهای بسیاری درباره ایران در اختیار داشت و درباره تاریخ و فرهنگ ایران پژوهش کرده بود. در زمینه ادبیات انگلیسی، شکسپیر یکی از شاعران و نویسندگانی بود که غنی مجموعهای از آثار درباره او در اختیار داشت. خود او نوشته در طول سالیان مجموعهای بالغ بر ششصد کتاب درباره شکسپیر و آثارش جمع کرده بود که بعدها همگی را به کالج بارد اهدا کرد.
«شرقیات شکسپیر» یکی از آثار غنی است که به علاقهمندی شکسپیر به ایرانِ روزگارش و کسب شناخت درباره آن مربوط است. غنی در کتابش کوشیده تا شناخت شکسپر از ایران را در زمینه تاریخیاش بنشاند. این کتاب بهتازگی با ترجمه مصطفی حسینی در نشر نیلوفر منتشر شده است. در این کتاب نخست به زندگینامه شکسپیر پرداخته شده و بعد از آن سراغ خاندانهایی رفته شده که به روابط انگلستان و ایران در دورانی متلاطم و پرآشوب شکل داده بودند. در دیگر بخشهای کتاب، با نمایی از شخصیتهایی آشنا میشویم که کوشیدند ارتباط میان این دو کشور را سامان دهند. بخش پایانی کتاب نیز به اختصار به نمایشنامههای شکسپیر پرداخته و تلمیحات مکرر آنها به شرق نشان داده شده است.
در این کتاب شکسپیر و ارتباطش با جهان شرق در بستر تاریخی زمانه مورد بررسی قرار گرفته است. زمانهای که در آن آموزش تاریخ بخشی از بدنه دانش روزگار بوده است. در مقدمه کتاب درباره شکسپیر و ارتباط میان غرب و شرق در آن روزگار آمده: «شکسپیر فرزند زمانه خویش بود. دغدغههای روزانه او تأمین معاش خانواده، امنیت مالی، و حسن قبول عام بود. علایقش نیز پچپچهها و شایعههایی بود که در تماشاخانه گلوب، در میخانه مرمید، و در خیابانهای لندن بر سر زبانها بود. آن دغدغهها همچنین شامل دسیسههای درباری و فعالیتهای سیاسی میشد که به نمایشنامههایش غنا و ژرفا میبخشید. بیگمان او نیک میدانست که دیگر سرزمینها و فرهنگها در روزگار ماجراهای اکتشافی و اقدامات تهورآمیز تجاری درازدامن جزو علایق عام بودند. ایران از علایق اصلی انگلستان و دیگر کشورهای اروپایی قرن شانزده و هفده بود؛ چراکه جملگی آنها یک دشمن مشترک، ترکان عثمانی، داشتند که به شرق اروپا یورش برده و تا دروازههای وین را فتح کرده بود. کشورهای اصلی اروپا و پاپ ایران را ترغیب میکردند تا با عثمانی بجنگد و مانع پیشروی آنها در خاک اروپا شود. بین دولت عثمانی و شاهان صفوی که
ایران را کشوری شیعه اعلان کرده بودند دشمنی وجود داشت و ترکان سنیِ همسایه آن را بدعت و تهدیدی مرگبار میدانستند. قدرتهای نظامی عمده اروپایی تعهد کرده بودند که آنان نیز همزمان با دولت عثمانی بجنگند. برخلاف ترغیبها و تضمینها آشکار شد که دول اروپایی برای مشارکت در این نبرد مصمم نبودند یا اینکه امکانات مالی لازم را در اختیار نداشتند. آنها مشتاق بودند ایرانیان را با عثمانی درگیر کنند. در سراسر عصر صفوی هیچگاه علیه عثمانیها نبرد هماهنگی شکل نگرفت».
کسانی چون ارل اسکس و برادران شرلی و نیز ارل ساوتهمپتون، ممدوح شکسپیر و مرید ارل اسکس، در کتاب مورد توجه قرار گرفتهاند. در مقدمه این توضیحات آمده که اسکس علاوه بر ماجراجوییهای نظامی به تجارت هم علاقهمند بود. آنچه به موضوع این کتاب مربوط میشود حمایت وی از سفر برادران شرلی به ایران است. مأموریت آسان این بود که ایرانیان را متقاعد کنند تا با ترکان بجنگند و تجارت و امکانات تجاری بین انگلستان و ایران را نیز ارزیابی کنند. برادران شرلی اشخاص معروفی در لندن شدند و عامه مردم ماجراهای آنها را دنبال میکردند. شکسپیر برای مخاطبان عام تئاتر مینوشت و با اینکه برخی تلمیحات کلاسیک او احتمالا برای آنان نامفهوم بود، ولی اشارات معاصر را به احتمال قوی میفهمیدند. شکسپیر برای مخاطبان اسم افراد و مکانها و داستانهایی را از شرق به ارمغان آورد که درباره زمانها و مکانهای گوناگون، برخی آشنا، بعضی نهچندان معروف، بود ولی غرض از همه آنها جلب توجه و سرگرم کردن عامه مخاطبان بود. در بخشی از کتاب درباره شکسپیر و ارتباطش با این چهرهها آمده: «در باب سفرهای آنتونی و رابرت شرلی به ایران در روزگار شکسپیر در دوران حکومت شاه عباس در
سنجه با دیگر سیاحان آن دوره فراوان نوشتهاند. ارتباط با ایران در آن دوره چیز جدیدی نبود، اما ماجرای برادران شرلی توجه زیادی را به خود جلب کرد. در دوران حیات آنان سه کتاب نوشته شد که گزارش درخشانی از سفر دشوار گذار و طاقتفرسای آنان عرضه میکرد. حتی خود آنتونی شرلی گزارشی مستقل از سفرش نوشت. در قرن نوزده و بیست درباره برادران شرلی همچنان کتابها و مقالههای متعددی نوشته میشود. ماجراهای برادران شرلی حتی در قالب نمایشی مضحک اثر دو نمایشنامهنویس نهچندان معروف بر اساس رساله 1607 آنتونی نیکسون به صحنه نمایش لندن هم رسید. پرده آخر نمایشنامه با حضور صوفی، شاهعباس اول، پایانی مضحک را رقم میزند، او به رابرت شرلی فرمان میدهد که کلیسایی بسازد و میگوید: کودکان ایرانی باید مطابق آداب، سنن، زبان، و دین مسیحی تربیت شوند نه آموزههای دین دیگری. آنتونی ون دایک، مشهورترین نقاش درباری انگلستان، رابرت شلی و همسر چَرَکساش، ترزا، را نقاشی کرد. پرتره آنان در خانه پتورث در ساسکس و غالبا در گالری پرتره ملی در لندن در معرض نمایش قرار دارد. پرترهای با لباس محلی ایرانی در گالری پرتره ملی آویزان است. در شاهلیر به جامه فاخر
ایرانی اشاره شده است».
شرق: سیروس غنی، پژوهشگر، مورخ و حقوقدان شناختهشدهای است و اثر مشهورش، «برافتادن قاجار و برآمدن رضاشاه»، منبعی قابل توجه درباره این بخش از تاریخ معاصر ایران به شمار میرود. پیش از آنکه غنی دکترای حقوق بگیرد، در رشته ادبیات انگلیسی تحصیل کرده بود و از ادبیات انگلیسی و نیز ادبیات ایران شناخت داشت. او همچنین کتابهای بسیاری درباره ایران در اختیار داشت و درباره تاریخ و فرهنگ ایران پژوهش کرده بود. در زمینه ادبیات انگلیسی، شکسپیر یکی از شاعران و نویسندگانی بود که غنی مجموعهای از آثار درباره او در اختیار داشت. خود او نوشته در طول سالیان مجموعهای بالغ بر ششصد کتاب درباره شکسپیر و آثارش جمع کرده بود که بعدها همگی را به کالج بارد اهدا کرد.
«شرقیات شکسپیر» یکی از آثار غنی است که به علاقهمندی شکسپیر به ایرانِ روزگارش و کسب شناخت درباره آن مربوط است. غنی در کتابش کوشیده تا شناخت شکسپر از ایران را در زمینه تاریخیاش بنشاند. این کتاب بهتازگی با ترجمه مصطفی حسینی در نشر نیلوفر منتشر شده است. در این کتاب نخست به زندگینامه شکسپیر پرداخته شده و بعد از آن سراغ خاندانهایی رفته شده که به روابط انگلستان و ایران در دورانی متلاطم و پرآشوب شکل داده بودند. در دیگر بخشهای کتاب، با نمایی از شخصیتهایی آشنا میشویم که کوشیدند ارتباط میان این دو کشور را سامان دهند. بخش پایانی کتاب نیز به اختصار به نمایشنامههای شکسپیر پرداخته و تلمیحات مکرر آنها به شرق نشان داده شده است.
در این کتاب شکسپیر و ارتباطش با جهان شرق در بستر تاریخی زمانه مورد بررسی قرار گرفته است. زمانهای که در آن آموزش تاریخ بخشی از بدنه دانش روزگار بوده است. در مقدمه کتاب درباره شکسپیر و ارتباط میان غرب و شرق در آن روزگار آمده: «شکسپیر فرزند زمانه خویش بود. دغدغههای روزانه او تأمین معاش خانواده، امنیت مالی، و حسن قبول عام بود. علایقش نیز پچپچهها و شایعههایی بود که در تماشاخانه گلوب، در میخانه مرمید، و در خیابانهای لندن بر سر زبانها بود. آن دغدغهها همچنین شامل دسیسههای درباری و فعالیتهای سیاسی میشد که به نمایشنامههایش غنا و ژرفا میبخشید. بیگمان او نیک میدانست که دیگر سرزمینها و فرهنگها در روزگار ماجراهای اکتشافی و اقدامات تهورآمیز تجاری درازدامن جزو علایق عام بودند. ایران از علایق اصلی انگلستان و دیگر کشورهای اروپایی قرن شانزده و هفده بود؛ چراکه جملگی آنها یک دشمن مشترک، ترکان عثمانی، داشتند که به شرق اروپا یورش برده و تا دروازههای وین را فتح کرده بود. کشورهای اصلی اروپا و پاپ ایران را ترغیب میکردند تا با عثمانی بجنگد و مانع پیشروی آنها در خاک اروپا شود. بین دولت عثمانی و شاهان صفوی که
ایران را کشوری شیعه اعلان کرده بودند دشمنی وجود داشت و ترکان سنیِ همسایه آن را بدعت و تهدیدی مرگبار میدانستند. قدرتهای نظامی عمده اروپایی تعهد کرده بودند که آنان نیز همزمان با دولت عثمانی بجنگند. برخلاف ترغیبها و تضمینها آشکار شد که دول اروپایی برای مشارکت در این نبرد مصمم نبودند یا اینکه امکانات مالی لازم را در اختیار نداشتند. آنها مشتاق بودند ایرانیان را با عثمانی درگیر کنند. در سراسر عصر صفوی هیچگاه علیه عثمانیها نبرد هماهنگی شکل نگرفت».
کسانی چون ارل اسکس و برادران شرلی و نیز ارل ساوتهمپتون، ممدوح شکسپیر و مرید ارل اسکس، در کتاب مورد توجه قرار گرفتهاند. در مقدمه این توضیحات آمده که اسکس علاوه بر ماجراجوییهای نظامی به تجارت هم علاقهمند بود. آنچه به موضوع این کتاب مربوط میشود حمایت وی از سفر برادران شرلی به ایران است. مأموریت آسان این بود که ایرانیان را متقاعد کنند تا با ترکان بجنگند و تجارت و امکانات تجاری بین انگلستان و ایران را نیز ارزیابی کنند. برادران شرلی اشخاص معروفی در لندن شدند و عامه مردم ماجراهای آنها را دنبال میکردند. شکسپیر برای مخاطبان عام تئاتر مینوشت و با اینکه برخی تلمیحات کلاسیک او احتمالا برای آنان نامفهوم بود، ولی اشارات معاصر را به احتمال قوی میفهمیدند. شکسپیر برای مخاطبان اسم افراد و مکانها و داستانهایی را از شرق به ارمغان آورد که درباره زمانها و مکانهای گوناگون، برخی آشنا، بعضی نهچندان معروف، بود ولی غرض از همه آنها جلب توجه و سرگرم کردن عامه مخاطبان بود. در بخشی از کتاب درباره شکسپیر و ارتباطش با این چهرهها آمده: «در باب سفرهای آنتونی و رابرت شرلی به ایران در روزگار شکسپیر در دوران حکومت شاه عباس در
سنجه با دیگر سیاحان آن دوره فراوان نوشتهاند. ارتباط با ایران در آن دوره چیز جدیدی نبود، اما ماجرای برادران شرلی توجه زیادی را به خود جلب کرد. در دوران حیات آنان سه کتاب نوشته شد که گزارش درخشانی از سفر دشوار گذار و طاقتفرسای آنان عرضه میکرد. حتی خود آنتونی شرلی گزارشی مستقل از سفرش نوشت. در قرن نوزده و بیست درباره برادران شرلی همچنان کتابها و مقالههای متعددی نوشته میشود. ماجراهای برادران شرلی حتی در قالب نمایشی مضحک اثر دو نمایشنامهنویس نهچندان معروف بر اساس رساله 1607 آنتونی نیکسون به صحنه نمایش لندن هم رسید. پرده آخر نمایشنامه با حضور صوفی، شاهعباس اول، پایانی مضحک را رقم میزند، او به رابرت شرلی فرمان میدهد که کلیسایی بسازد و میگوید: کودکان ایرانی باید مطابق آداب، سنن، زبان، و دین مسیحی تربیت شوند نه آموزههای دین دیگری. آنتونی ون دایک، مشهورترین نقاش درباری انگلستان، رابرت شلی و همسر چَرَکساش، ترزا، را نقاشی کرد. پرتره آنان در خانه پتورث در ساسکس و غالبا در گالری پرتره ملی در لندن در معرض نمایش قرار دارد. پرترهای با لباس محلی ایرانی در گالری پرتره ملی آویزان است. در شاهلیر به جامه فاخر
ایرانی اشاره شده است».