|

دختر سنگواره‌ها

«مری انینگ»، کاشف سنگواره‌های ساحل دورْسِت

عرفان خسروی. دیرینه‌شناس

مری انینگ (Mary Anning: ۱۷۹۹-۱۸۴۷)، یکی از نخستین زنان دیرینه‌شناس و از بزرگ‌ترین مکتشفان سنگواره در سده نوزدهم در انگلستان است که نامش بارها و بارها از سوی مردان هم‌عصرش نادیده انگاشته شد. انینگ در ناحیه دورْسِت در بریتانیا می‌زیست که امروزه یکی از سنگواره‌خیزترین نقاط جهان است و به دلیل سنگواره‌های فراوان دوره ژوراسیک شهرت دارد. انینگ از پیشگامان اکتشاف سنگواره‌های دورسِت بود، اما بسیاری از یافته‌های او، فقط به این دلیل که زن بود و تحصیلات دانشگاهی نداشت، به نام مردان هم‌دوره او ثبت شد. نمونه‌اش مشاهدات او در سال ۱۸۲۴ درباره «بِ‍‌زُرهای زمینی» میان شکم ایکتیوسورها (خزندگان دریازی دلفین‌مانند) بود که به کشف ماهیت حقیقی سرگین‌سنگ‌ها انجامید، اما این کشف در سال ۱۸۲۹ به نام ویلیام باکلند (William Buuckland)، کشیش و الهی‌دان و دیرینه‌شناس مشهور بریتانیایی ثبت شد. سرگین‌سنگ یا کاپرولایت (coprolite) مدفوع جانوران قدیمی است که در دل زمین پخته و سنگواره شده‌ است. پیش از اینکه ماهیت چندش‌ناک آنها معلوم شود، به آنها «بِ‍‌زُر زمینی» می‌گفتند؛ لفظ انگلیسی «بِ‍‌زُر» (bezoar) برگرفته از «bezahar» فرانسه قدیم، «بازهر» عربی و درنهایت «پادزهر» فارسی ا‌ست. بِ‍‌زُر جسمی ا‌ست جامد که پس از ذبح دام، به عنوان محصولی دارویی از میان روده قربانی بیرون می‌آورند و مردمان سده‌های میانه باور داشتند خوردنش دافع زهر است. سنگ‌هایی را نیز که ما امروز سرگین‌سنگ می‌نامیم، در آن دوره «بِ‍‌زُر زمینی» می‌نامیدند؛ شاید چون از ترکیب عمدتا حاوی کانی‌های سیدریت و لیمونیت آنها خیری دیده بودند، یا به دلیل ظاهر سرگین‌آساشان. مری انینگ، دخترک دیرینه‌شناس خودآموخته بریتانیایی، نخستین کسی بود که در سال ۱۸۲۴ فهمید بِ‍‌زُر زمینی در شکم ایکتیوسورها (خزندگان دلفین‌مانند مزوزوئیک) بسیار یافت می‌شود و در میان بافت بِ‍‌زُر نیز خرده‌استخوان‌های ماهی فراوان است. مشاهدات و گزارش مری انینگ کافی است که او را کاشف ماهیت اصلی بِ‍‌زُر زمینی بدانیم، اما او جایگاه رسمی علمی نداشت؛ پس ویلیام باکلند، کشیش، الهی‌دان و طبیعی‌دان بریتانیایی در سال ۱۸۲۹ افتخار کشف این نکته را به نام خود زد و با گزینش نام کاپرولایت (برگرفته از ریشه «κόπρος» [گند] و «λίθος» [سنگ]) سنگ‌های مُغوّطه‌مانندی را که خاصیت پادزهری‌شان شهرت دارد، همچون بِ‍‌زُرهای حیوانی، محصولات روده جانوران دانست. با وجود این ناملایمات، انینگ در راهی که آغاز کرده بود، ثابت‌قدم ماند و قضاوت تاریخ درباره او و مردان هم‌عصرش، متفاوت از تظاهر زمانه خود اوست. میان اکتشافات فراوان او که اغلب برای گذران زندگی خانواده‌اش صورت می‌گرفت، می‌توان سه نمونه بسیار مهم را نام‌ برد:
1- ایکتیوسورها (خزندگان دریازی دلفین‌مانند): نخستین اکتشاف بزرگ مری در سال ۱۸۱۱ و در سن ۱۲سالگی او، یعنی درست بعد از درگذشت پدر و سنگین‌ترشدن بار پشتیبانی از خانواده بر دوش او رخ داد. او پس از چند ماه جست‌وجوی هدفمند، موفق شد اسکلت کامل جانوری را بیابد که برادرش جوزف، جمجمه آن را یافته بود. خانواده آنها کارگرانی را برای خارج‌کردن سنگواره پنج‌ونیم‌متری از داخل صخره‌های ساحلی استخدام کردند و نتیجه آن‌قدر چشم‌گیر بود که مطبوعات خبر این اکتشاف را پوشش دادند و این موجود را نوعی تمساح باستانی تلقی کردند. پیش از آن، بقایایی ناقص از ایکتیوسورها در مناطق دیگر یافته شده بود، اما نمونه‌ای که مری کشف کرد، مورد توجه حلقه‌های علمی لندن واقع شد. سر ادوارد هُم در سال ۱۸۱۴ شش مقاله درباره این سنگواره نوشت و به انجمن سلطنتی ارائه داد. او نامی از انینگ نبرد و حتی به‌اشتباه، کار پرزحمت تمیزکاری و بیرون‌کشیدن استخوان‌ها از دل صخره‌ها را که مری و خانواده‌اش انجام داده بودند، به نام کارگران موزه‌ای در لندن ثبت کرد. هُم می‌دانست با تمساح سروکار ندارد، اما در توصیف کالبدشناسی نمونه و رده‌بندی آن گیج شده بود. او ابتدا آن را نوعی ماهی پنداشت؛ سپس آن را خویشاوند پلاتی‌پوس منقاراردکی (پستان‌دار تخم‌گذاری شبیه سگ‌آبی با منقار اردک‌مانند که در آن زمان تازه در استرالیا کشف شده بود) تلقی کرد و سپس نتیجه گرفت با چیزی حدواسط سمندر (دوزیست) و مارمولک (خزنده) سروکار دارد. اما نام
Ichthyosaurus (ایکتیوسورِس: به معنی ماهی‌-سوسمار) را چارلز کُنیگ پیشنهاد کرده بود که در سال ۱۸۱۹ نمونه را برای مجموعه تاریخ‌طبیعی موزه بریتانیا (که بعدها موزه تاریخ طبیعی لندن شد) خریداری کرد. انینگ در سال‌های ۱۸۱۵ تا ۱۸۱۹ مشغول اکتشاف چندین نمونه کامل ایکتیوسور در اندازه‌ها و سن‌های مختلف بود. ویلیام کانی‌بر (William Conybeare) و هنری دولابش
(Henry De la Beche) در سال ۱۸۲۱ نمونه‌های کشف‌شده انینگ را تجزیه و تحلیل و آنها را به عنوان دسته جدید و پیش‌تر ناشناخته‌ای از خزندگان دریازی رده‌بندی کردند. دولابش در سال ۱۸۳۰ بر اساس یافته‌های انینگ نخستین طراحی‌ها از محیط زندگی این خزندگان باستانی را منتشر کرد و نام آن را «دورسِت باستانی»
(Duria Antiquior) نهاد.
2- کانی‌بر در همان پژوهش سال ۱۸۲۱، از خزندگان دریازی دیگری نام می‌برد که بیشتر از ایکتیوسورهاي ماهی‌مانند، به خزندگان معمولی شبیه هستند. کامل‌ترین نمونه‌ای که کانی‌بر در این گروه قرار می‌دهد، قسمتی از ستون مهره‌ها به همراه پایی پهن و باله‌مانند است که احتمالا یکی دیگر از اکتشافات مری بوده است. نمونه کامل این موجود را نیز اندکی بعد مری کشف کرد. در نامه‌ای که مری در اواخر ۲۴سالگی (اواخر دسامبر ۱۸۲۳) نگاشته است و درباره یکی از کشف‌های تازه‌اش صحبت می‌کند، طرح اسکلتی کامل را به‌دقت در نامه ترسیم کرده است؛ خزنده دریایی گردن‌درازی با بدن پهن و چهار باله عریض. کانی‌بر در سال ۱۸۲۴ جمع‌بندی نهایی خود را بر اساس یافته‌های انینگ در انجمن زمین‌شناسی ارائه كرد و بی‌آنکه نامی از مری انینگ ببرد، سنگواره کامل و نویافته را
Plesiosaurus dolichodeirus (پلسیوسورِس دولیکودیرِس به معنی مقرب‌سوسمار گردن‌دراز) نامید. مری نمونه کامل دیگری نیز از همین گروه در سال ۱۸۳۰ کشف کرد که ریچارد اُون در سال ۱۸۴۰ توصیف كرد، اما باز هم نامی از دختری که نمونه را کشف کرده بود، نبرد.
3- تروسورها (Pterosauria) یا خزندگان پرنده که گاهی به‌اشتباه «دایناسور پرنده» نامیده می‌شوند، پیش از انینگ در رسوبات ژوراسیک باواریای آلمان شناسایی شده بودند، اما نخستین نمونه آنها را خارج آلمان، انینگ در سال ۱۸۲۸ کشف کرد و ویلیام باکلند در سال ۱۸۲۹ آن را توصیف و نام‌گذاری کرد. این تنها اکتشاف مهم انینگ بود که وقتی توصیف می‌شد، از کاشف اصلی آن نیز نام برده شد.

مری انینگ (Mary Anning: ۱۷۹۹-۱۸۴۷)، یکی از نخستین زنان دیرینه‌شناس و از بزرگ‌ترین مکتشفان سنگواره در سده نوزدهم در انگلستان است که نامش بارها و بارها از سوی مردان هم‌عصرش نادیده انگاشته شد. انینگ در ناحیه دورْسِت در بریتانیا می‌زیست که امروزه یکی از سنگواره‌خیزترین نقاط جهان است و به دلیل سنگواره‌های فراوان دوره ژوراسیک شهرت دارد. انینگ از پیشگامان اکتشاف سنگواره‌های دورسِت بود، اما بسیاری از یافته‌های او، فقط به این دلیل که زن بود و تحصیلات دانشگاهی نداشت، به نام مردان هم‌دوره او ثبت شد. نمونه‌اش مشاهدات او در سال ۱۸۲۴ درباره «بِ‍‌زُرهای زمینی» میان شکم ایکتیوسورها (خزندگان دریازی دلفین‌مانند) بود که به کشف ماهیت حقیقی سرگین‌سنگ‌ها انجامید، اما این کشف در سال ۱۸۲۹ به نام ویلیام باکلند (William Buuckland)، کشیش و الهی‌دان و دیرینه‌شناس مشهور بریتانیایی ثبت شد. سرگین‌سنگ یا کاپرولایت (coprolite) مدفوع جانوران قدیمی است که در دل زمین پخته و سنگواره شده‌ است. پیش از اینکه ماهیت چندش‌ناک آنها معلوم شود، به آنها «بِ‍‌زُر زمینی» می‌گفتند؛ لفظ انگلیسی «بِ‍‌زُر» (bezoar) برگرفته از «bezahar» فرانسه قدیم، «بازهر» عربی و درنهایت «پادزهر» فارسی ا‌ست. بِ‍‌زُر جسمی ا‌ست جامد که پس از ذبح دام، به عنوان محصولی دارویی از میان روده قربانی بیرون می‌آورند و مردمان سده‌های میانه باور داشتند خوردنش دافع زهر است. سنگ‌هایی را نیز که ما امروز سرگین‌سنگ می‌نامیم، در آن دوره «بِ‍‌زُر زمینی» می‌نامیدند؛ شاید چون از ترکیب عمدتا حاوی کانی‌های سیدریت و لیمونیت آنها خیری دیده بودند، یا به دلیل ظاهر سرگین‌آساشان. مری انینگ، دخترک دیرینه‌شناس خودآموخته بریتانیایی، نخستین کسی بود که در سال ۱۸۲۴ فهمید بِ‍‌زُر زمینی در شکم ایکتیوسورها (خزندگان دلفین‌مانند مزوزوئیک) بسیار یافت می‌شود و در میان بافت بِ‍‌زُر نیز خرده‌استخوان‌های ماهی فراوان است. مشاهدات و گزارش مری انینگ کافی است که او را کاشف ماهیت اصلی بِ‍‌زُر زمینی بدانیم، اما او جایگاه رسمی علمی نداشت؛ پس ویلیام باکلند، کشیش، الهی‌دان و طبیعی‌دان بریتانیایی در سال ۱۸۲۹ افتخار کشف این نکته را به نام خود زد و با گزینش نام کاپرولایت (برگرفته از ریشه «κόπρος» [گند] و «λίθος» [سنگ]) سنگ‌های مُغوّطه‌مانندی را که خاصیت پادزهری‌شان شهرت دارد، همچون بِ‍‌زُرهای حیوانی، محصولات روده جانوران دانست. با وجود این ناملایمات، انینگ در راهی که آغاز کرده بود، ثابت‌قدم ماند و قضاوت تاریخ درباره او و مردان هم‌عصرش، متفاوت از تظاهر زمانه خود اوست. میان اکتشافات فراوان او که اغلب برای گذران زندگی خانواده‌اش صورت می‌گرفت، می‌توان سه نمونه بسیار مهم را نام‌ برد:
1- ایکتیوسورها (خزندگان دریازی دلفین‌مانند): نخستین اکتشاف بزرگ مری در سال ۱۸۱۱ و در سن ۱۲سالگی او، یعنی درست بعد از درگذشت پدر و سنگین‌ترشدن بار پشتیبانی از خانواده بر دوش او رخ داد. او پس از چند ماه جست‌وجوی هدفمند، موفق شد اسکلت کامل جانوری را بیابد که برادرش جوزف، جمجمه آن را یافته بود. خانواده آنها کارگرانی را برای خارج‌کردن سنگواره پنج‌ونیم‌متری از داخل صخره‌های ساحلی استخدام کردند و نتیجه آن‌قدر چشم‌گیر بود که مطبوعات خبر این اکتشاف را پوشش دادند و این موجود را نوعی تمساح باستانی تلقی کردند. پیش از آن، بقایایی ناقص از ایکتیوسورها در مناطق دیگر یافته شده بود، اما نمونه‌ای که مری کشف کرد، مورد توجه حلقه‌های علمی لندن واقع شد. سر ادوارد هُم در سال ۱۸۱۴ شش مقاله درباره این سنگواره نوشت و به انجمن سلطنتی ارائه داد. او نامی از انینگ نبرد و حتی به‌اشتباه، کار پرزحمت تمیزکاری و بیرون‌کشیدن استخوان‌ها از دل صخره‌ها را که مری و خانواده‌اش انجام داده بودند، به نام کارگران موزه‌ای در لندن ثبت کرد. هُم می‌دانست با تمساح سروکار ندارد، اما در توصیف کالبدشناسی نمونه و رده‌بندی آن گیج شده بود. او ابتدا آن را نوعی ماهی پنداشت؛ سپس آن را خویشاوند پلاتی‌پوس منقاراردکی (پستان‌دار تخم‌گذاری شبیه سگ‌آبی با منقار اردک‌مانند که در آن زمان تازه در استرالیا کشف شده بود) تلقی کرد و سپس نتیجه گرفت با چیزی حدواسط سمندر (دوزیست) و مارمولک (خزنده) سروکار دارد. اما نام
Ichthyosaurus (ایکتیوسورِس: به معنی ماهی‌-سوسمار) را چارلز کُنیگ پیشنهاد کرده بود که در سال ۱۸۱۹ نمونه را برای مجموعه تاریخ‌طبیعی موزه بریتانیا (که بعدها موزه تاریخ طبیعی لندن شد) خریداری کرد. انینگ در سال‌های ۱۸۱۵ تا ۱۸۱۹ مشغول اکتشاف چندین نمونه کامل ایکتیوسور در اندازه‌ها و سن‌های مختلف بود. ویلیام کانی‌بر (William Conybeare) و هنری دولابش
(Henry De la Beche) در سال ۱۸۲۱ نمونه‌های کشف‌شده انینگ را تجزیه و تحلیل و آنها را به عنوان دسته جدید و پیش‌تر ناشناخته‌ای از خزندگان دریازی رده‌بندی کردند. دولابش در سال ۱۸۳۰ بر اساس یافته‌های انینگ نخستین طراحی‌ها از محیط زندگی این خزندگان باستانی را منتشر کرد و نام آن را «دورسِت باستانی»
(Duria Antiquior) نهاد.
2- کانی‌بر در همان پژوهش سال ۱۸۲۱، از خزندگان دریازی دیگری نام می‌برد که بیشتر از ایکتیوسورهاي ماهی‌مانند، به خزندگان معمولی شبیه هستند. کامل‌ترین نمونه‌ای که کانی‌بر در این گروه قرار می‌دهد، قسمتی از ستون مهره‌ها به همراه پایی پهن و باله‌مانند است که احتمالا یکی دیگر از اکتشافات مری بوده است. نمونه کامل این موجود را نیز اندکی بعد مری کشف کرد. در نامه‌ای که مری در اواخر ۲۴سالگی (اواخر دسامبر ۱۸۲۳) نگاشته است و درباره یکی از کشف‌های تازه‌اش صحبت می‌کند، طرح اسکلتی کامل را به‌دقت در نامه ترسیم کرده است؛ خزنده دریایی گردن‌درازی با بدن پهن و چهار باله عریض. کانی‌بر در سال ۱۸۲۴ جمع‌بندی نهایی خود را بر اساس یافته‌های انینگ در انجمن زمین‌شناسی ارائه كرد و بی‌آنکه نامی از مری انینگ ببرد، سنگواره کامل و نویافته را
Plesiosaurus dolichodeirus (پلسیوسورِس دولیکودیرِس به معنی مقرب‌سوسمار گردن‌دراز) نامید. مری نمونه کامل دیگری نیز از همین گروه در سال ۱۸۳۰ کشف کرد که ریچارد اُون در سال ۱۸۴۰ توصیف كرد، اما باز هم نامی از دختری که نمونه را کشف کرده بود، نبرد.
3- تروسورها (Pterosauria) یا خزندگان پرنده که گاهی به‌اشتباه «دایناسور پرنده» نامیده می‌شوند، پیش از انینگ در رسوبات ژوراسیک باواریای آلمان شناسایی شده بودند، اما نخستین نمونه آنها را خارج آلمان، انینگ در سال ۱۸۲۸ کشف کرد و ویلیام باکلند در سال ۱۸۲۹ آن را توصیف و نام‌گذاری کرد. این تنها اکتشاف مهم انینگ بود که وقتی توصیف می‌شد، از کاشف اصلی آن نیز نام برده شد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.