«تعلیقات» ابنسینا
شرق: «تعلیقات» ابنسینا، عمری هزارساله دارد، به بیانی دیگر هزار سال است که از تولد «تعلیقات» میگذرد. اما «تعلیقات» چیست؟ تعلیقات، تعلیقهها یا پراکندهگوییهای ابنسیناست در حکمت و فلسفه. پراکندهگویی میگویم چون گردآوری این سخنان پراکنده در باب منطق و طبیعیات و الهیات به دست معتبرترین و معروفترین شاگردش، بهمنیار بنمرزبان در حدود سالهای 404 تا 412 جمعآوری و به زبان عربی نگاشته شده است. این مباحث شفاهی ابنسینا، مکتوب به قلم بهمنیار مرزبان، گاه در قالب پاسخهایی است به پرسشهایی که از او پرسیدهاند یا در بیان نقد و آراي دیگران جامه کلام پوشیده است. در تعلیقات، از هر موضوعی سخن به میان آمده است؛ از منطق گرفته تا علم طبیعی، از الهیات گرفته تا ریاضیات. در واقع هم صورت و هم ماده کار در هماهنگی کامل به سر میبرند و فصل مشترک آنها، پراکندهگویی است. کتاب، فاقد هرگونه باببندی و فصلبندی بوده و مباحث آن ذیل عناوینی است مختلف که بعضا چندان ارتباطی با هم ندارند. با وجود اینکه، تعلیقات به مضامین بسیار قابل توجهی پرداخته و خواندن آن، کشف بزرگی است از ساحات وجودی این حکیم شهره آفاق، اما تاکنون ترجمه قابلی از آن به
زبان فارسی در سطح عامه منتشر نشده است به نحوی که با مراجعه به سرفصلهای ترجمه بتوان پژوهشی را به سرانجام رساند. اواخر سال گذشته، نشر ابصار کتاب تعلیقات را با ترجمه توانای جهانشاه ناصر به بازار عرضه کرد. جهانشاه ناصر را با ترجمه قبسات میرداماد ذیل عنوان «اخگرها» میشناسیم. اگر به کارنامه فلسفی جهانشاه ناصر نظری بیفکنیم، خواهیم دید که اساسا وی به سراغ ترجمه آثاری میرود که در اصالت خود کمنظیر و از آن فیلسوفان نامدار است، اما مورد بیمهری مترجمان فلسفی واقع شدهاند. صبر و شکیبایی از ملزومات ترجمه آثار فلسفی است، بهويژه آنکه این اثر از آن فیلسوفی چون میرداماد یا ابنسینا باشد. اما چرا تعلیقات؟
جهانشاه ناصر در توصیف تعلیقات میگوید: «ابنسینا با کتاب تعلیقات در زمره نویسندگانی است «پراکندهگو». در این کتاب «گوهر» و «خرزهره» با هم و در هم فروخته میشوند. اگر مرحوم مجلسی فرصت آن را نیافت که در کتاب بحارالانوار، سره را از ناسره بازشناساند، ابنسینا با پراکندهگوییهای خود، سره را با ناسره درآمیخت». از نکات برجسته این ترجمه این است که مترجم تمام مطالب کتاب را با وجود آنکه فاقد فصلبندی است، به فهرست عناوین مزین كرده است به طوری که هر پژوهندهای قادر است به مضامین کتاب تعلیقات احاطه کلی پیدا کند. فهرست 28صفحهای عناوین در ترجمه که حاصل کار مترجم است، نقش کلید دایرةالمعارف ابنسینا را نیز ایفا میکند. به عبارت دیگر، هر محققی قادر است موضوع تحقیق خود را در تعلیقات جستوجو کند. «علم واجبالوجود»، «وجه تفاوت اراده الهی و اراده بشری»، «آغشتگی خیالی»، «سرشتندگی عقلی»، «تکپندارها» و... ازجمله این عناوین است که در سرفصل سخنان ابنسینا خودنمایی میکند.
معادلات بدیعی که مترجم در ترجمه اصطلاحات فلسفی تعلیقات به کار برده است، بیسابقه است. «هستیبایدی» به جای «واجبالوجود» و «هستیشایدی» به جای «ممکنالوجود» از زمره این اصطلاحات بدیع، ولی بیبدیل است که در هیچ یک از فرهنگنامههای فلسفی نمیتوان یافت.
از دیگر ویژگیهای شایان ذکر ترجمه، نقد زیرکانه ابنسینا از تعاریف منطقی ارسطویی است، بیآنکه اشارهای به آن شود. همانگونه که مترجم کتاب میگوید: «تعلیقات ابنسینا نقد عالمانه-زیرکانه مقدمه فلسفه است. اینکه کلیات خمس ارسطویی را نحوی شرح و نقد کنی که خود ارسطو از آن نرنجد تنها از عهده ابنسینا برمیآید». تفاوت بارز تعلیقات با دیگر آثار ابنسینا، مکتوبنبودنش است که مترجم معتقد است این مجموعه سخنرانیها به ظن قوی به زبان فارسی ایراد شده و شاگرد شاخص جناب بهمنیار آن را به عربی نگاشته است که در صورت پذیرش این فرضیه، معمای شگفت عربنگاری تعلیقات پرده از این راز میگشاید که چرا ایشان آنطور که برخی تلویحا میگویند استاد مسلم زبان عربی نبوده است. به اعتقاد مترجم، اگرچه اخیرا باب شده که نسخه تعلیقات با تصحیح عبدالرحمان بدوی را مخدوش نشان دهند، اما بیشتر متن تعلیقات به تصحیح عبدالرحمان بدوی با نظرات ابنسینا مطابقت دارد. در واقع در این آشفتهبازار کتاب و کتابخوانی، به سراغ ترجمه آثار دشوار فلسفی رفتن، هیچ توجیهی جز عشق و علاقه و خدمت به فلسفه را برنمیتابد. ترجمه این کتاب بیش از پنج سال طول کشیده است. ممكن است این
پرسش پیش بیاید که خواندن کتاب به زبان اصلی سادهتر و قابل فهمتر نیست؟ بايد گفت با خواندن ترجمه تعلیقات میتوان به خوبی دریافت که انتخاب جملات و ربط آنها در این ترجمه نشان از آن دارد که خواندن تعلیقات به زبان فارسی بیتردید قابل فهمتر از مراجعه به متن عربی آن است و شکی نیست که خدمت مترجم هم خدمت به فلسفه است و هم خدمت به زبان فارسی.
شرق: «تعلیقات» ابنسینا، عمری هزارساله دارد، به بیانی دیگر هزار سال است که از تولد «تعلیقات» میگذرد. اما «تعلیقات» چیست؟ تعلیقات، تعلیقهها یا پراکندهگوییهای ابنسیناست در حکمت و فلسفه. پراکندهگویی میگویم چون گردآوری این سخنان پراکنده در باب منطق و طبیعیات و الهیات به دست معتبرترین و معروفترین شاگردش، بهمنیار بنمرزبان در حدود سالهای 404 تا 412 جمعآوری و به زبان عربی نگاشته شده است. این مباحث شفاهی ابنسینا، مکتوب به قلم بهمنیار مرزبان، گاه در قالب پاسخهایی است به پرسشهایی که از او پرسیدهاند یا در بیان نقد و آراي دیگران جامه کلام پوشیده است. در تعلیقات، از هر موضوعی سخن به میان آمده است؛ از منطق گرفته تا علم طبیعی، از الهیات گرفته تا ریاضیات. در واقع هم صورت و هم ماده کار در هماهنگی کامل به سر میبرند و فصل مشترک آنها، پراکندهگویی است. کتاب، فاقد هرگونه باببندی و فصلبندی بوده و مباحث آن ذیل عناوینی است مختلف که بعضا چندان ارتباطی با هم ندارند. با وجود اینکه، تعلیقات به مضامین بسیار قابل توجهی پرداخته و خواندن آن، کشف بزرگی است از ساحات وجودی این حکیم شهره آفاق، اما تاکنون ترجمه قابلی از آن به
زبان فارسی در سطح عامه منتشر نشده است به نحوی که با مراجعه به سرفصلهای ترجمه بتوان پژوهشی را به سرانجام رساند. اواخر سال گذشته، نشر ابصار کتاب تعلیقات را با ترجمه توانای جهانشاه ناصر به بازار عرضه کرد. جهانشاه ناصر را با ترجمه قبسات میرداماد ذیل عنوان «اخگرها» میشناسیم. اگر به کارنامه فلسفی جهانشاه ناصر نظری بیفکنیم، خواهیم دید که اساسا وی به سراغ ترجمه آثاری میرود که در اصالت خود کمنظیر و از آن فیلسوفان نامدار است، اما مورد بیمهری مترجمان فلسفی واقع شدهاند. صبر و شکیبایی از ملزومات ترجمه آثار فلسفی است، بهويژه آنکه این اثر از آن فیلسوفی چون میرداماد یا ابنسینا باشد. اما چرا تعلیقات؟
جهانشاه ناصر در توصیف تعلیقات میگوید: «ابنسینا با کتاب تعلیقات در زمره نویسندگانی است «پراکندهگو». در این کتاب «گوهر» و «خرزهره» با هم و در هم فروخته میشوند. اگر مرحوم مجلسی فرصت آن را نیافت که در کتاب بحارالانوار، سره را از ناسره بازشناساند، ابنسینا با پراکندهگوییهای خود، سره را با ناسره درآمیخت». از نکات برجسته این ترجمه این است که مترجم تمام مطالب کتاب را با وجود آنکه فاقد فصلبندی است، به فهرست عناوین مزین كرده است به طوری که هر پژوهندهای قادر است به مضامین کتاب تعلیقات احاطه کلی پیدا کند. فهرست 28صفحهای عناوین در ترجمه که حاصل کار مترجم است، نقش کلید دایرةالمعارف ابنسینا را نیز ایفا میکند. به عبارت دیگر، هر محققی قادر است موضوع تحقیق خود را در تعلیقات جستوجو کند. «علم واجبالوجود»، «وجه تفاوت اراده الهی و اراده بشری»، «آغشتگی خیالی»، «سرشتندگی عقلی»، «تکپندارها» و... ازجمله این عناوین است که در سرفصل سخنان ابنسینا خودنمایی میکند.
معادلات بدیعی که مترجم در ترجمه اصطلاحات فلسفی تعلیقات به کار برده است، بیسابقه است. «هستیبایدی» به جای «واجبالوجود» و «هستیشایدی» به جای «ممکنالوجود» از زمره این اصطلاحات بدیع، ولی بیبدیل است که در هیچ یک از فرهنگنامههای فلسفی نمیتوان یافت.
از دیگر ویژگیهای شایان ذکر ترجمه، نقد زیرکانه ابنسینا از تعاریف منطقی ارسطویی است، بیآنکه اشارهای به آن شود. همانگونه که مترجم کتاب میگوید: «تعلیقات ابنسینا نقد عالمانه-زیرکانه مقدمه فلسفه است. اینکه کلیات خمس ارسطویی را نحوی شرح و نقد کنی که خود ارسطو از آن نرنجد تنها از عهده ابنسینا برمیآید». تفاوت بارز تعلیقات با دیگر آثار ابنسینا، مکتوبنبودنش است که مترجم معتقد است این مجموعه سخنرانیها به ظن قوی به زبان فارسی ایراد شده و شاگرد شاخص جناب بهمنیار آن را به عربی نگاشته است که در صورت پذیرش این فرضیه، معمای شگفت عربنگاری تعلیقات پرده از این راز میگشاید که چرا ایشان آنطور که برخی تلویحا میگویند استاد مسلم زبان عربی نبوده است. به اعتقاد مترجم، اگرچه اخیرا باب شده که نسخه تعلیقات با تصحیح عبدالرحمان بدوی را مخدوش نشان دهند، اما بیشتر متن تعلیقات به تصحیح عبدالرحمان بدوی با نظرات ابنسینا مطابقت دارد. در واقع در این آشفتهبازار کتاب و کتابخوانی، به سراغ ترجمه آثار دشوار فلسفی رفتن، هیچ توجیهی جز عشق و علاقه و خدمت به فلسفه را برنمیتابد. ترجمه این کتاب بیش از پنج سال طول کشیده است. ممكن است این
پرسش پیش بیاید که خواندن کتاب به زبان اصلی سادهتر و قابل فهمتر نیست؟ بايد گفت با خواندن ترجمه تعلیقات میتوان به خوبی دریافت که انتخاب جملات و ربط آنها در این ترجمه نشان از آن دارد که خواندن تعلیقات به زبان فارسی بیتردید قابل فهمتر از مراجعه به متن عربی آن است و شکی نیست که خدمت مترجم هم خدمت به فلسفه است و هم خدمت به زبان فارسی.