سؤالهایی که مخاطبان باید بپرسند
از صفحه موبایل تا سبک زندگی؛ چگونه چهرههای پرمخاطب، بدون آنکه رسما رهبر باشند، بر شیوه فکرکردن، انتخابکردن و حتی زیستن جامعه اثر میگذارند؟ زمانی برای شکلگیری افکار عمومی، رسانههای رسمی، دانشگاهها، نخبگان، احزاب، نویسندگان و صاحبان تریبون به عنوان رهبران فکری، نقش اصلی را ایفا میکردند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
از صفحه موبایل تا سبک زندگی؛ چگونه چهرههای پرمخاطب، بدون آنکه رسما رهبر باشند، بر شیوه فکرکردن، انتخابکردن و حتی زیستن جامعه اثر میگذارند؟ زمانی برای شکلگیری افکار عمومی، رسانههای رسمی، دانشگاهها، نخبگان، احزاب، نویسندگان و صاحبان تریبون به عنوان رهبران فکری، نقش اصلی را ایفا میکردند. امروز اما کافی است تلفن همراه را روشن کنیم تا با جهان دیگری مواجه شویم؛ جهانی که در آن یک صفحه شخصی میتواند از یک روزنامه پرمخاطب اثرگذارتر باشد و یک چهره مشهور در شبکه اجتماعی میتواند درباره موضوعی تخصصی، میلیونها مخاطب داشته باشد. اینجاست که مفهوم تفکر دیجیتال اهمیت پیدا میکند. میلیونها دنبالکننده لزوما به معنای میلیونها دلیل برای درستبودن یک ادعا نیست. یکی از مهمترین چالشهای عصر اینفلوئنسرها، تبدیلشدن تجربه شخصی به نسخه عمومی است. فردی ممکن است درباره زندگی شخصی خود تجربهای موفق داشته باشد و همین تجربه را به عنوان راهکاری عمومی برای همه مخاطبان ارائه کند. دیگری ممکن است درباره سلامت، اقتصاد، آموزش یا مسائل اجتماعی اظهارنظر کند، بدون آنکه دانش تخصصی لازم را داشته باشد. مشکل از جایی آغاز میشود که مخاطب میان تجربه، نظر، تبلیغ و دانش مستند تفاوتی قائل نشود. در این وضعیت، اینفلوئنسر نهفقط تولیدکننده محتوا، بلکه به شکل ناخواسته به تولیدکننده باور تبدیل میشود. البته نمیتوان همه اینفلوئنسرها را با یک معیار سنجید. بسیاری از آنها در آموزش، اطلاعرسانی، فرهنگسازی و حتی ایجاد فرصتهای اقتصادی نقش مثبتی دارند. برخی نیز توانستهاند موضوعات پیچیده را به زبان ساده به مخاطبان گسترده منتقل کنند. در این میان، نباید تمام مسئولیت را متوجه اینفلوئنسرها کرد. مخاطب نیز بخشی از این معادله است. اگر کاربران هر محتوای پرطرفدار را حقیقت تلقی کنند، حتی دقیقترین سازوکارهای رسانهای هم نمیتوانند مانع گسترش اطلاعات نادرست شوند. تفکر دیجیتال دقیقا در همین نقطه معنا پیدا میکند: توانایی استفاده از فناوری همراه با توانایی تشخیص، تحلیل و پرسشگری. مخاطب آگاه باید بتواند بپرسد: این ادعا از کجا آمده است؟ منبع آن چیست؟ آیا شواهد مستقلی برای تأیید آن وجود دارد؟ گوینده در این زمینه متخصص است یا صرفا درباره آن اظهارنظر میکند؟ آیا محتوای منتشرشده تبلیغاتی است؟ و مهمتر از همه، آیا من این مطلب را به دلیل درستی آن پذیرفتهام یا صرفا چون بارها در صفحههای مختلف دیدهام؟ جامعه نمیتواند و نباید به گذشته بازگردد؛ دورهای که تولید و توزیع اطلاعات در اختیار تعداد محدودی از رسانهها بود، گذشته است. مسئله امروز، حذف صداهای جدید نیست؛ مسئله، ایجاد توانایی برای شنیدن، مقایسه و ارزیابی این صداهاست. آینده تفکر دیجیتال جامعه را نه تعداد اینفلوئنسرها تعیین میکند و نه تعداد دنبالکنندگان آنها؛ کیفیت مخاطبانی تعیین میکند که در برابر این جریان اطلاعات قرار دارند. اگر قرار است اینفلوئنسرها رهبران تفکر دیجیتال باشند، جامعه باید یک شرط مهم برای این رهبری داشته باشد: مخاطب نباید پیرو صرف باشد؛ باید پرسشگر، تحلیلگر و انتخابگر بماند؛ چراکه در عصر دیجیتال، خطر اصلی فقط این نیست که چه کسی تریبون دارد؛ خطر بزرگتر آن است که چه کسی میتواند بدون پاسخگویی، ذهن میلیونها نفر را شکل دهد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.