غربالگری؛ یک راهبرد اقتصادی در مدیریت سرطان
بر اساس تجربههای میدانی و گفتوگو با بیماران و خانوادههای آنان، میتوان گفت که مسیر درمان سرطان در بسیاری موارد با اضطراب مالی، بدهی و از دست رفتن امنیت اقتصادی همراه است. اقتصاد درمان سرطان در ایران، با توجه به نوسانات ارزی و محدودیتهای ناشی از تحریمها، ساختاری شکننده و پرهزینه دارد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علی مطلق، رئیس انجمن رادیوآنکولوژی ایران، در یادداشتی برای شرق نوشت: تغییرات بنیادین در سبک زندگی ایرانیان طی دو دهه اخیر، سیمای سلامت کشور را با دگرگونیهای جدی مواجه کرده است. آمارهای رسمی وزارت بهداشت و مراجع علمی نشان میدهد که شیب ابتلا به سرطان در ایران، روندی نگرانکننده به خود گرفته است. پدیدهای که متأثر از عواملی چون حرکت جمعیت به سمت سالمندی، آلودگیهای محیطی و تغییر الگوهای تغذیهای است و امروز دیگر صرفا یک چالش بهداشتی نیست، بلکه به یک بحران اقتصادی خاموش برای خانوادهها و نظام سلامت کشور تبدیل شده است. در بررسی وضعیت موجود، آنچه بیش از خود بیماری نگرانکننده به نظر میرسد، «زمان تشخیص» و «هزینههای مترتب بر آن» است. متأسفانه بخش قابل توجهی از بیماران مبتلا به سرطان در ایران، در مراحل پیشرفته بیماری (مرحله ۲ و ۳) شناسایی میشوند. این تشخیص دیرهنگام، عملا نقطه آغاز یک فرسایش سنگین اقتصادی برای بیمار، خانواده و سیستم درمانی است.

بر اساس تجربههای میدانی و گفتوگو با بیماران و خانوادههای آنان، میتوان گفت که مسیر درمان سرطان در بسیاری موارد با اضطراب مالی، بدهی و از دست رفتن امنیت اقتصادی همراه است. اقتصاد درمان سرطان در ایران، با توجه به نوسانات ارزی و محدودیتهای ناشی از تحریمها، ساختاری شکننده و پرهزینه دارد. هزینههای بالای داروهای نوین شیمیدرمانی، رادیوتراپیهای پیشرفته، جراحیهای تخصصی و مراقبتهای طولانیمدت، فشار سنگینی را بر دوش بیمهها و بهویژه خانوارها تحمیل میکند. اصطلاح «مسمومیت مالی» (Financial Toxicity) در ادبیات مدیریت سلامت، دقیقا به همین وضعیت اشاره دارد؛ جایی که هزینههای درمان، حتی بیش از عوارض جسمی بیماری، کیفیت زندگی بیمار و خانوادهاش را تخریب میکند و بسیاری از خانوادههای طبقه متوسط را بهسرعت به مرز فقر میکشاند. در چنین شرایط اقتصادی دشواری، تداوم رویکرد مبتنی بر «صبر برای بروز علائم و سپس آغاز درمان» نه منطقی است و نه پایدار. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که راه برونرفت از این چرخه پرهزینه، تغییر پارادایم از «درمان دیرهنگام» به سمت «پیشگیری و تشخیص زودهنگام» است.
غربالگری (Screening) در نگاه امروز مدیریت سلامت، صرفا یک توصیه پزشکی نیست؛ بلکه ابزاری مؤثر برای کنترل هزینهها و مدیریت ریسک محسوب میشود. منطق اقتصادی غربالگری روشن است: شناسایی ضایعات پیشسرطانی یا تومورها در مراحل اولیه، مداخله درمانی را سادهتر، کوتاهتر و کمهزینهتر میکند. هزینه انجام تستهای استاندارد غربالگری برای سرطانهای شایع مانند پستان، روده بزرگ، دهانه رحم و پروستات، در مقایسه با هزینههای درمان یک سرطان پیشرفته، بسیار ناچیز است. به بیان سادهتر، هر ریالی که امروز صرف غربالگری میشود، میتواند در آینده از هدررفت میلیاردها ریال سرمایه خانوادگی و ملی جلوگیری کند.
با این حال، چالش اصلی در ایران، نبود یک فرهنگ عمومی نهادینهشده و ضعف سیاستهای الزامآور در حوزه غربالگری است. اگرچه نظام سلامت کشور در سالهای اخیر گامهایی برداشته، اما هنوز غربالگری به عنوان یک برنامه فراگیر و فعال اجرا نمیشود و بخش عمده مراجعات، همچنان به صورت واکنشی و پس از بروز علائم صورت میگیرد. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد، ورود جدی سیاستگذاران، رسانهها و نهادهای اجتماعی به این حوزه است. جامعه باید با زبانی روشن و مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی، نسبت به اهمیت غربالگری آگاه شود. در شرایط فعلی کشور، غربالگری یک انتخاب لوکس یا اختیاری نیست؛ بلکه یک ضرورت راهبردی برای حفظ امنیت اقتصادی خانوادههاست. نادیده گرفتن غربالگری، به معنای پذیرش آگاهانه ریسک هزینههایی است که جبران آن برای بسیاری از اقشار جامعه ممکن نخواهد بود.
در نهایت باید گفت که مدیریت مؤثر سرطان در ایران، نیازمند یک عزم ملی برای ارتقای سواد سلامت و نهادینهسازی فرهنگ پیشگیری است. تا زمانی که غربالگری به یکی از اولویتهای اصلی سبد سلامت خانوار تبدیل نشود، چرخه معیوب «تشخیص دیر، درمان گران و نتایج نامطلوب» همچنان تکرار خواهد شد. زمان آن فرا رسیده است که با نگاهی دوراندیشانه و محاسبهگر، پیش از آنکه بیماری تمام سرمایه زندگی افراد را درگیر کند، با کمترین هزینه ممکن، راه آن را سد کنیم.
آخرین اخبار جامعه را از طریق این لینک پیگیری کنید.