افسردگی در ایران؛
زنگ خطر جدی برای سلامت روان
یک مطالعه جدید از روند نگرانکننده اختلال افسردگی اساسی در ایران خبر میدهد؛ اختلالی که طی سه دهه گذشته بار آن افزایش یافته و از سال ۲۰۲۰ با جهشی کمسابقه همراه بوده است. براساس یافتههای این پژوهش، شمار افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی در ایران طی سه دهه، از حدود 1.1 میلیون نفر در سال ۱۳۶۹ به 3.05 میلیون نفر در سال ۱۴۰۲ افزایش یافته؛ رشدی معادل با ۱۷۸ درصد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: یک مطالعه جدید از روند نگرانکننده اختلال افسردگی اساسی در ایران خبر میدهد؛ اختلالی که طی سه دهه گذشته بار آن افزایش یافته و از سال ۲۰۲۰ با جهشی کمسابقه همراه بوده است. براساس یافتههای این پژوهش، شمار افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی در ایران طی سه دهه، از حدود 1.1 میلیون نفر در سال ۱۳۶۹ به 3.05 میلیون نفر در سال ۱۴۰۲ افزایش یافته؛ رشدی معادل با ۱۷۸ درصد. این مطالعه با عنوان «بار اختلال افسردگی اساسی در ایران در مقایسه با برآوردهای جهانی، 1369 تا 1402» توسط دکتر فاطمه مصائبی، عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی زنجان، دکتر سمانه تقیلو، عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی زنجان، دکتر مریم کریمیقهفرخی، پژوهشگر مرکز تحقیقات دانشگاه علوم پزشکی تهران و دکتر امید ساعد، عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی زنجان انجام شده است. پژوهشگران با استفاده از دادههای مطالعه جهانی بار بیماریها (GBD 2023)، تغییرات افسردگی اساسی در ایران را طی سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۴۰۲ در گروههای سنی مختلف و در میان زنان و مردان بررسی کردهاند. در کنار آن، سهم عوامل رفتاری در بار این اختلال و چشمانداز احتمالی افسردگی اساسی در سالهای آینده نیز مورد توجه قرار گرفته است.
جهش ۳۴درصدی در یک سال
یکی از مهمترین یافتههای این مطالعه، تغییر ناگهانی روند افسردگی اساسی در سال ۱۳۹۹ است. درحالیکه میزان شیوع این اختلال در ایران از سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۹۸ تقریبا روندی ثابت داشت، فقط در فاصله یک سال، یعنی از ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹، 34.4 درصد افزایش یافت و این سطح بالاتر در سالهای بعد نیز ادامه پیدا کرد. در سطح جهانی نیز در همین دوره افزایش قابل توجهی در شیوع افسردگی مشاهده شد، اما شدت این جهش در ایران بیشتر بود. همزمانی این تغییر با آغاز همهگیری کووید-۱۹ قابل توجه است. محدودیتهای اجتماعی، اختلال در زندگی روزمره، نگرانی از ابتلا، فشارهای اقتصادی و دشواری دسترسی به خدمات سلامت روان، از جمله عواملی هستند که میتوانند در افزایش مشکلات روانی در این دوره نقش داشته باشند. با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند نمیتوان این افزایش پایدار را صرفا به همهگیری کرونا نسبت داد؛ چراکه عوامل اجتماعی و اقتصادی و سایر شرایط زمینهای نیز میتوانند در شکلگیری و تداوم این روند نقش داشته باشند.
زنان؛ تقریبا دو برابر مردان
یکی از مهمترین یافتههای پژوهش، تفاوت قابل توجه بار افسردگی اساسی میان زنان و مردان است. در سال 1402، میزان افسردگی اساسی در زنان ایرانی ۴۳۱۰ مورد به ازای هر صد هزار نفر بود؛ درحالیکه این رقم برای مردان ۲۲۲۳ مورد گزارش شد. به بیان ساده، بار افسردگی در زنان تقریبا دو برابر مردان بود. این تفاوت از سنین بالاتر از ۱۰ سال در همه گروههای سنی مشاهده شد. از نظر تعداد موارد نیز بیشترین بار بیماری در سال 1402 در گروه سنی ۳۰ تا ۴۴ سال قرار داشت؛ گروهی که بخش مهمی از جمعیت فعال جامعه را تشکیل میدهد و معمولا با اشتغال، تشکیل خانواده و مسئولیتهای اجتماعی و اقتصادی روبهروست.
افسردگی فقط یک مسئله پزشکی نیست
یافتههای مطالعه نشان میدهد برخی تجربههای اجتماعی و رفتاری نیز با بار افسردگی ارتباط دارند. زورگویی، سوءاستفاده جنسی در دوران کودکی و خشونت از سوی شریک زندگی از جمله عواملی بودند که سهم قابل توجهی در بار ناشی از افسردگی داشتند. این مسئله بهویژه درباره زنان اهمیت بیشتری دارد؛ برای نمونه، افزایش بار افسردگی منتسب به تجربه زورگویی در زنان ایرانی تقریبا سه برابر مردان گزارش شد. در کنار عوامل فردی و رفتاری، شرایط اقتصادی و اجتماعی ایران نیز میتواند در روند رو به افزایش افسردگی نقش داشته باشد. تحریمهای اقتصادی و پیامدهایی مانند کاهش قدرت خرید، افزایش نااطمینانی و فشارهای معیشتی، در سالهای گذشته شرایط زندگی بسیاری از مردم را دشوارتر کردهاند. چنین فشارهایی میتوانند با افزایش استرس و تشدید نابرابریهای اجتماعی، بر سلامت روان افراد اثر بگذارند. با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند این مطالعه بهطور مستقیم اثر تحریمها یا شاخصهای اقتصادی را اندازهگیری نکرده است؛ بنابراین نمیتوان افزایش افسردگی مشاهدهشده را مستقیما به تحریمها یا شرایط اقتصادی نسبت داد. این عوامل بیشتر به عنوان زمینههایی که میتوانند در شکلگیری و تداوم این روند نقش داشته باشند قابل توجهاند.
چشمانداز 1409؛ ادامه روند صعودی
پیشبینیهای این مطالعه نشان میدهد در صورت ادامه روندهای موجود، میزان شیوع افسردگی اساسی در ایران ممکن است تا سال 1409 به حدود ۳۸۰۳ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر برسد؛ یعنی حدود ۱۷ درصد بیشتر از سال 1402. با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند این اعداد پیشبینی قطعی آینده نیستند و به دلیل تغییر ناگهانی روند افسردگی پس از سال ۱۳۹۸، با میزان قابل توجهی از عدم قطعیت همراهاند.
یک هشدار برای نظام سلامت
پیام این پژوهش فراتر از یک آمار درباره افسردگی است. افزایش شمار مبتلایان، تداوم بار بیماری در سنین فعال جامعه، شکاف میان زنان و مردان و احتمال ادامه روند صعودی نشان میدهد سلامت روان باید بیش از گذشته در برنامهریزی نظام سلامت ایران جای بگیرد. به باور نویسندگان، شناسایی زودهنگام افراد در معرض خطر، تقویت خدمات سلامت روان، پیشگیری از تجربههای آسیبزای دوران کودکی و خشونت و طراحی مداخلات متناسب با نیاز زنان و سایر گروههای آسیبپذیر میتواند به کاهش بار آینده این بیماری کمک کند. پیام این مطالعه برای سیاستگذران روشن است: مقابله با افسردگی فقط به درمان فرد مبتلا محدود نمیشود؛ پیشگیری و توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر سلامت روان نیز باید بخشی از پاسخ نظام سلامت باشد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.