کوچه نه!
به یاد احمد شاملو و به احترام سروش حبیبی
«زمین بیش از هر کتابی از ما به ما میآموزد»، این نخستین جمله پیشدرآمد رمان «زمین انسانها»، به قلم آنتوان دُ سنت اگزوپری است. او در این دیباچه از نخستین شب پروازش در یک هواپیمای تکنفره پستی بر فراز منطقهای ناشناخته از آرژانتین مینویسد، شبی تاریک که تنها روشناییهای پراکنده و انگشتشماری در دشتِ زیر پا همچون ستارگان سوسو میزده، و چنین میانگارد که ای بسا هر یک از آن چراغها بر معجزه جانی آگاه دلالت میداشته.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
فؤاد نظیری:
«زمین بیش از هر کتابی از ما به ما میآموزد»، این نخستین جمله پیشدرآمد رمان «زمین انسانها»، به قلم آنتوان دُ سنت اگزوپری است. او در این دیباچه از نخستین شب پروازش در یک هواپیمای تکنفره پستی بر فراز منطقهای ناشناخته از آرژانتین مینویسد، شبی تاریک که تنها روشناییهای پراکنده و انگشتشماری در دشتِ زیر پا همچون ستارگان سوسو میزده، و چنین میانگارد که ای بسا هر یک از آن چراغها بر معجزه جانی آگاه دلالت میداشته. کانونهای روشنی که در آن کتاب میخواندهاند، اندیشه میکردهاند، راز دل میگفتهاند. کانونهایی که در آن عشق آشیان داشته است. شعلههایی که شاید حتا محقرترینشان از آنِ شاعری بوده یا آموزگاری یا درودگری. ولی باز میاندیشد که در میان آن اختران زنده، پنجرههای ستارگانی خاموش بوده که پشت آنها انسانهایی به خواب رفته بودهاند. آنگاه خلبان با خود میگوید: «باید کوشید و به هم رسید. باید کوشید و با برخی از این آتشها که دور از هم در روستا فروزاناند ارتباط گرفت». احمد شاملو نزدیک به شصت سال سرودن، نوشتن، پژوهش و ترجمه کردن، چنین کرد. بیآنکه گردن به خستگی بسپارد بیوقفه و تمامنَفَس، پروازگونه در شبانهترین شبهای ظلمانیِ وطن -این «پایتختِ عطش»- به زیجِ چراغهای روشن و خاموش دشت تاریک سرزمین پرداخت، و او که ازقضا برگردانی از «شازده کوچولو»ی اگزوپری نیز به دست داده است، همه عمر کوشید تا شعلههای روشن و خاموشِ همروزگاران را بیابد، دریابد و ارتباط گیرد. او به گواهی آثارش بیتردید در این راه کاری کارستان و جانانه کرد. از زمین و انسان آموخت و برکت اندیشه و هنرش را هِبه انسان و زمین کرد. شعر «پس آنگاه زمین» از مجموعه «مدایح بیصله» شاهد این عشقورزی بیکران به «دشواریِ وظیفه» است. گستره آثار منتشرشده او شامل شعر، ترجمه شعر، قصه و داستان، ترجمه رمان و قصه، ترجمه نمایشنامه، روزنامهنگاری، پژوهش و تصحیح متنهای کهن فارسی، شعر و قصه برای کودکان، مجموعههای مقالات و گفتوگوها... همه یک سو، اما گردآوری، تدوین و تنظیم جامع لغات، اصطلاحات، تعبیرات، ضربالمثلهای فارسی در موضوعِ فرهنگ عامه، با عنوان «کتاب کوچه» اثر سترگِ حاصل از عشق و عرقریزانِ روحی و جسمی شاعر جامعالاطرافی است که تا هم امروز که سیزده مجلد از آن تا حرف «ح» از سیودو حروف الفبای فارسی منتشر شده، نشانگر آن است که ما فقط حدود بیستوپنج درصد از این فرهنگِ عظیم را فعلا در اختیار داریم. حکایت چگونگی در وجود آمدن این فرهنگ، خود «داستانی است پر آب چشم» که در پیشگفتار جلد یکم مجموعه آمده است. با یک حساب سرانگشتی به نسبت عمر یک انسان، و بدون یاری هیچ مؤسسه یا فرهنگستانی، آیا برجای نهادن همین یک اثر اگر از زمره یک اعجاز انسانی در خدمت به زمین و انسان نیست، پس چیست؟
این پهنه آثار نشریافته جای خود، ما امروز، از ناگاه مواجه میشویم با رویداد انتشار و رونمایی از مجموعه هفده جلدی «فریادهای عاصی آذرخش»، منتشرنشدههای احمد شاملو. چه میشود گفت؟ بهراستی چه تعبیری میتوان در مورد آن بزرگ به کار گرفت، جز اینکه، او که مجموعه ترجمههایش از شعر جهان را «همچون کوچهای بیانتها...» عنوان نهاده بود، ما اینک در برابر این گستره پهناور آثار او به تکریم و حیرت بگوییم: «کوچه نه! همچون شاهراهی بیانتها...» است یادگارهای احمد شاملو، بامداد ما! مبارک باد!
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.