|

اعتماد عمومی و امید اجتماعی

چرا بازسازی بدون اعتماد پایدار نمی‌ماند؟

عتماد عمومی نه محصول نهایی توسعه، بلکه پیش‌شرط آن است. همان‌گونه که بازسازی ظرفیت دولت، اصلاح ناترازی‌ها، مبارزه با فساد، سیاست خارجی توسعه‌گرا و کاهش نابرابری، ستون‌های اصلی بازسازی ایران پس از جنگ هستند، اعتماد عمومی نیز نخ تسبیحی است که همه این اصلاحات را به یکدیگر پیوند می‌دهد

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

‌عباد تیموری- پژوهشگر حوزه توسعه و مدرس دانشگاه:اعتماد عمومی نه محصول نهایی توسعه، بلکه پیش‌شرط آن است. همان‌گونه که بازسازی ظرفیت دولت، اصلاح ناترازی‌ها، مبارزه با فساد، سیاست خارجی توسعه‌گرا و کاهش نابرابری، ستون‌های اصلی بازسازی ایران پس از جنگ هستند، اعتماد عمومی نیز نخ تسبیحی است که همه این اصلاحات را به یکدیگر پیوند می‌دهد. سال‌های طولانی فشار اقتصادی، تورم مزمن، تحریم‌ها، نابرابری‌های فزاینده و تنش‌های اجتماعی، بخشی از سرمایه اجتماعی ایران را فرسوده کرده است. حوادث تلخ دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز این شکاف را عمیق‌تر کرد. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که چگونه اعتماد لازم برای بازسازی را ایجاد کنیم.

اعتماد عمومی؛ ستون فراموش‌شده توسعه

اقتصاددانان توسعه سال‌ها تصور می‌کردند سرمایه، فناوری و سیاست‌گذاری مناسب برای رشد اقتصادی کافی است. اما تجربه کشورهایی همچون کره‌ جنوبی، آلمان، رواندا و ایرلند نشان داد اعتماد اجتماعی نیز یکی از مهم‌ترین نهاده‌های توسعه است. فرانسیس فوکویاما در کتاب «اعتماد» استدلال می‌کند اعتماد اجتماعی نوعی سرمایه است که هزینه همکاری اقتصادی را کاهش می‌دهد و امکان شکل‌گیری سازمان‌های بزرگ، سرمایه‌گذاری بلندمدت و توسعه پایدار را فراهم می‌کند. داگلاس نورث نیز نشان می‌دهد‌ نهادهای کارآمد فقط زمانی پایدار می‌مانند که شهروندان به قواعد بازی اعتماد داشته باشند. از این منظر، اعتماد نه یک متغیر فرهنگی، بلکه یکی از مهم‌ترین دارایی‌های نهادی هر کشور است. جامعه‌ای که به آینده امیدوار نیست، کمتر سرمایه‌گذاری می‌کند، کمتر رو به کارآفرینی می‌آورد، بیشتر مهاجرت می‌کند و تمایل کمتری به مشارکت در فعالیت‌های جمعی دارد. در مقابل، جوامعی که به آینده امیدوارند، حتی در شرایط محدودیت منابع نیز توانایی بیشتری برای بازسازی دارند. اعتماد عمومی در عمل کاهنده هزینه‌های مبادله است. هرچه اعتماد بیشتر باشد، هزینه نظارت، کنترل، تعارض و بی‌ثباتی کمتر می‌شود و ظرفیت همکاری میان دولت، بخش خصوصی و جامعه افزایش می‌یابد.

چرا اعتماد فرسوده می‌شود؟

اعتماد عمومی صرفا محصول تبلیغات یا روایت‌های رسمی نیست. اعتماد زمانی فرسوده می‌شود که میان وعده‌ها و نتایج واقعی فاصله ایجاد شود. تورم‌های طولانی‌مدت، کاهش قدرت خرید، فساد اداری، بی‌ثباتی سیاست‌ها، نابرابری‌های فزاینده و احساس تبعیض، همگی از عوامل فرسایش اعتماد هستند. علاوه بر این، هنگامی که شهروندان احساس کنند صدای آنان شنیده نمی‌شود یا نسبت به رنج‌های اجتماعی بی‌تفاوتی وجود دارد، فاصله میان دولت و جامعه افزایش می‌یابد. در ایران امروز، بخشی از بحران اعتماد نه ناشی از یک عامل خاص، بلکه حاصل انباشت چندین دهه نارضایتی اقتصادی، اجتماعی و نهادی است. بر‌‌اساس نتایج چهار موج «پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان» و همچنین مطالعات سرمایه اجتماعی در ایران، اعتماد تعمیم‌یافته (اعتماد مردم به یکدیگر) و اعتماد نهادی (اعتماد به نهادهای عمومی) در دو دهه گذشته روندی نزولی داشته است. این روند نشان می‌دهد مسئله اعتماد در ایران صرفا واکنشی به یک رویداد خاص نیست، بلکه به تدریج و در نتیجه انباشت تجربه‌های اقتصادی، اجتماعی و نهادی شکل گرفته است. از همین رو، بازسازی آن نیز نیازمند اصلاحات پایدار در شیوه حکمرانی خواهد بود.

حاکمیت قانون؛ پیش‌شرط بازگشت اعتماد

تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد اعتماد عمومی فقط زمانی بازسازی می‌شود که شهروندان اطمینان یابند قانون برای همه یکسان اجرا می‌شود. در ادبیات اقتصاد نهادی، حاکمیت قانون یکی از بنیادی‌ترین ارکان شکل‌گیری اعتماد عمومی و کاهش هزینه‌های مبادله است. استقلال نسبی نهادهای نظارتی و قضائی، تضمین حقوق مالکیت، کاهش تبعیض در اجرای قوانین، رعایت حقوق شهروندی و محدود‌شدن تصمیم‌های سلیقه‌ای، از مهم‌ترین پیش‌نیازهای بازگشت اعتماد به شمار می‌روند. اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که افراد احساس کنند قواعد بازی با تغییر افراد تغییر نمی‌کند و همه بازیگران، فارغ از جایگاه و نفوذ، در برابر قانون مسئول و پاسخ‌گو هستند.

تجربه جهانی؛ بازسازی اعتماد چگونه آغاز شد؟

بررسی تجربه کشورهایی که پس از بحران، مسیر توسعه را بازیافته‌اند، نشان می‌دهد اعتماد با شعار بازنمی‌گردد. در آفریقای جنوبی پس از پایان آپارتاید، در رواندا پس از نسل‌کشی و در کلمبیا پس از دهه‌ها درگیری داخلی، دولت‌ها تلاش کردند پیش از هر چیز رنج‌های انباشته را به رسمیت بشناسند. این کشورها دریافتند توسعه پایدار بدون نوعی آشتی اجتماعی امکان‌پذیر نیست. همچنین داگلاس نورث و همکارانش در کتاب «خشونت و نظم‌های اجتماعی» نشان می‌دهند توسعه پایدار فقط در جوامعی امکان‌پذیر است که بتوانند خشونت را از طریق نهادهای پایدار مهار کنند. از این منظر، کاهش خشونت، دلجویی از آسیب‌دیدگان، پذیرش مسئولیت خطاهای نهادی و ایجاد تضمین برای عدم تکرار، صرفا اقداماتی اخلاقی نیستند، بلکه بخشی از فرایند بازسازی ظرفیت حکومت و احیای اعتماد عمومی محسوب می‌شوند.

امید اجتماعی چگونه بازمی‌گردد؟

یکی از خطاهای رایج در سیاست‌گذاری آن است که امید را صرفا یک احساس روان‌شناختی بدانیم. در حالی که در ادبیات توسعه، امید بیش از آنکه یک هیجان فردی باشد، محصول کیفیت نهادها و میزان پیش‌بینی‌پذیری آینده است. مردم زمانی امیدوار می‌شوند که بتوانند آینده را تا حدی قابل پیش‌بینی ببینند، باور داشته باشند قواعد بازی برای همه یکسان است و اطمینان یابند تلاش امروز آنان می‌تواند به بهبود زندگی فردا منجر شود. به همین دلیل، امید اجتماعی را می‌توان نتیجه سه ویژگی نهادی دانست: نخست، ثبات و پیش‌بینی‌پذیری؛ یعنی تورم مهار شود، سیاست‌های اقتصادی و خارجی ثبات پیدا کند و شهروندان مطمئن باشند قواعد تصمیم‌گیری هر روز تغییر نخواهد کرد. دوم، عدالت در توزیع فرصت‌ها؛ یعنی مردم مشاهده کنند منافع رشد اقتصادی فقط نصیب گروه‌های خاص نمی‌شود و امکان پیشرفت برای همه شهروندان فراهم است. سوم، احساس اثرگذاری و مشارکت؛ یعنی شهروندان بدانند صدای آنان شنیده می‌شود، نهادهای عمومی پاسخ‌گو هستند و مشارکت آنان می‌تواند بر تصمیم‌های عمومی اثر بگذارد. از این منظر، امید اجتماعی نه یک متغیر احساسی، بلکه نوعی سرمایه نهادی است. هر سیاستی که پیش‌بینی‌پذیری را افزایش دهد، فرصت‌های برابر را گسترش دهد و مشارکت شهروندان را تقویت کند، هم‌زمان ظرفیت جامعه برای سرمایه‌گذاری، کارآفرینی، همکاری و پذیرش اصلاحات را نیز افزایش خواهد داد.

نخستین آزمون بازسازی اعتماد؛ درآمدهای توافق چگونه هزینه خواهند شد؟

اگر پس از فروکش شعله‌های جنگ، توافق بین ایران و آمریکا به کاهش تحریم‌ها، آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده یا افزایش درآمدهای ارزی کشور منجر شود، مهم‌ترین آزمون بازسازی اعتماد عمومی، نحوه مدیریت منابع حاصل از آن خواهد بود. در چنین شرایطی، جامعه بیش از شنیدن خبر توافق، منتظر مشاهده آثار آن در زندگی روزمره خود است. این آثار فقط زمانی قابل مشاهده‌اند که شهروندان بدانند منابع جدید چگونه، در کجا و با چه اولویت‌هایی هزینه می‌شوند. در ادبیات حکمرانی، نحوه مدیریت منابع استثنائی، مهم‌ترین آزمون کیفیت نهادهاست؛ زیرا جامعه از خلال شیوه تخصیص این منابع درباره صداقت و کارآمدی دولت قضاوت می‌کند. اگر مردم ببینند هر دلار آزادشده چگونه به ایجاد زیرساخت، اشتغال و کاهش فقر و نابرابری تبدیل می‌شود، چنین توافق سیاسی می‌تواند به سرمایه اجتماعی تبدیل شود. اما اگر منابع به‌دست‌آمده در چرخه‌های غیرشفاف و کوتاه‌مدت و توزیع رانت میان گروه‌های ذی‌نفع مصرف شوند، حتی محکم‌ترین توافق‌ها نیز نخواهند توانست شکاف اعتماد را ترمیم کنند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.