«شرق» نقش بازیگران در گیشه و آینده سینمای ایران را بررسی میکند
سینمای ایران بدون ستارهها؟
معادلات حضور بازیگران در سینمای ایران در دورههای مختلف متفاوت بوده است. وقتی سینمای دهه ۶۰ را مرور میکنیم، تصویر دیگری از سینما میبینیم؛ درست زمانی که چهرههای تازهای مقابل دوربین ظاهر و نسلی از بازیگران به سینمای ایران معرفی شدند. نکته جالب ماجرا این است که فیلمهای این دوره با استقبال بسیار زیادی از سمت مخاطب روبهرو میشدند و اساسا میتوان گفت بسیاری از بازیگران مطرح سینما از آن دوران پا به حرفه بازیگری گذاشتند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: معادلات حضور بازیگران در سینمای ایران در دورههای مختلف متفاوت بوده است. وقتی سینمای دهه ۶۰ را مرور میکنیم، تصویر دیگری از سینما میبینیم؛ درست زمانی که چهرههای تازهای مقابل دوربین ظاهر و نسلی از بازیگران به سینمای ایران معرفی شدند. نکته جالب ماجرا این است که فیلمهای این دوره با استقبال بسیار زیادی از سمت مخاطب روبهرو میشدند و اساسا میتوان گفت بسیاری از بازیگران مطرح سینما از آن دوران پا به حرفه بازیگری گذاشتند. اما این فرازونشیب هر بار به شکلهای متفاوتی ادامه پیدا کرد تا امروز که با شکل دیگری از حضور چهرهها در مدیوم تصویر روبهرو هستیم. نمیتوان این موضوع را نادیده گرفت که شرایط سیاسی و اجتماعی دورههایی که در سینمای ایران پشت سر گذاشتهایم، بر فعالیت و کنشگری سینماگران تأثیر گذاشته است. مدتی است بسیاری از بازیگران سینمای ایران یا از این عرصه خداحافظی کردهاند یا امکان فعالیت ندارند. در نبود بازیگرانی که نقش بسزایی در ترغیب مخاطب برای دیدن آثار سینمایی دارند، سینما سعی دارد با چهرههای تازه، الگوی جدیدی برای جذب مخاطب ایجاد کند که به هر شکل اتفاق خوبی است؛ چراکه نیاز سینمای ما حضور چهرههای تازهنفس است. اما پرسش اینجاست که اساسا هنوز و در این دوران میتوان بازیگر را عامل جذب مخاطب دانست و در نبود سرمایههای فرهنگی کشورمان، شرایط سینما به چه سمت و سویی حرکت خواهد کرد؟
غلامرضا موسوی، تهیهکننده باسابقه سینمای ایران، به پرسش «شرق» اینگونه پاسخ داد: «اصولا بازیگران و همه هنرمندان سرشناس رشتههای مختلف سینما در هر کجای دنیا ازجمله ایران، سرمایههای سینما هستند. واقعیت این است که کارگردانهای سرشناس دنیا از جان فورد و هیچکاک گرفته تا کاپولا، نولان، اسکورسیزی و... سعی کردند و میکنند با بازیگران سرشناس کار کنند. طبیعی است که کارکردن با بازیگران سرشناس دو هدف دارد: ابتدا اینکه این بازیگران ارزش خودشان را در این حرفه نشان دادهاند؛ مشخص است بازیگران خوبی هستند و خوب کار میکنند و میتوانند نقشی را که نوشته و کارگردانی میشود، بهدرستی بازی کنند. دومین موضوع، بحث جذب مخاطب است».
او ادامه داد: «اینکه بازیگران جدید پا به این عرصه میگذارند هم طبیعت سینماست. چهرههای جدید در همه رشتهها وارد میشوند و باید وارد شوند و دنیای آینده برای جوانهاست و میتوانند در مواردی از مشورت بزرگان استفاده کنند. بنابراین ما همچنان که بازیگران و هنرمندان قدیمی را دعوت به همکاری میکنیم، قطعا به چهرههای جدید نیز نیاز داریم. ضمن اینکه معتقدم بازیگران باید از احترام زیادی برخوردار باشند. متأسفانه کنارهگیری برخی بازیگران دو وجه دارد؛ یکی دلشکستی، نگرانی و ناراحتی که برای آنها پیش آمده و دیگر اینکه بعضی از مقامات و برخی از تصمیمگیران کاری کردند که آنها نتوانند کار کنند. هر دو این موارد به گمان من اشتباه است؛ چه خود بازیگر یا هنرمند تصمیم گرفته کار نکند و چه اینکه جماعتی به هر دلیلی فکر میکنند خانم یا آقای بازیگری حق ندارد کار کند که در این مورد بیشتر خانمها چوب این تصمیمات را میخورند».
تهیهکننده فیلم سینمایی «قرمز» ادامه داد: «به گمانم نیاز داریم از سرمایههای کشورمان و سرمایههای سینمای ایران استفاده کنیم و بالطبع جوانها در کنار آنها قرار میگیرند تا بتوانند از تجربههایشان استفاده کنند. طبیعتا وقتی بازیگر یا هنرمندی از سینما به هر دلیلی قهر میکند یا قهرش میدهند، لطماتش به سینمای ایران وارد میشود».
او در بخش دیگری از صحبتهایش، درباره شرایط تولید در سینمای ایران گفت: «اگر فیلم خوبی ساخته شود، طبیعتا تماشاچی خودش را دارد. نمونهاش کارهای نولان است. نشان میدهد سینمای پیچیده او، تماشاچی هم دارد. در سینمای ایران نیز همینطور است؛ اگر فیلم خوبی ساخته شود، تماشاچی خودش را دارد و این در تمام دنیا ثابت شده است. سینمای ما نیز چیزی جدا از سینمای جهان نیست. وقتی از چهرهها در سینما استفاده میشود، جذب مخاطب هم داریم. در بسیاری از موارد حضور بازیگران سرشناس در آثار کارگردانهایی که هنوز چهره نشدهاند، به معرفی بهتر آنها کمک میکند و برعکس». او درباره تفاوت این دوره زمانی با دهه ۶۰ به جهت میزان حضور بازیگران در سینما گفت: «دهه کنونی با دهه ۶۰ تفاوتهایی اساسی دارد. زمانی در تلویزیون دو کانال داشتیم، الان علاوه بر۵۰ کانال که جمهوری اسلامی دارد، چیزی حدود صد کانال ماهوارهای داریم و در کنار آن شبکه نمایش خانگی را هم اضافه کنید. بنابراین مخاطبان امکان انتخاب بینهایت را پیدا کردهاند و همین موضوع باعث معرفی چهرههای جدید میشود». او ادامه داد: «به گمان من، نسل جدید اغلب از هوش و استعداد خوبی برخوردارند و این استعدادها میتوانند در آینده سینما را پیش ببرند. ضمن اینکه از هنرمندانی که خودشان به هر دلیلی تصمیم گرفتهاند از سینما فاصله بگیرند، خواهش میکنم در تصمیمشان تجدیدنظر کنند و همینطور آدمهایی که باعث شدند جماعتی از همکاران ما به هر دلیلی نتوانند کار کنند و جلوی کارشان را گرفتهاند، آنها نیز باید تجدیدنظر کنند. واقعیت این است که ما دو جنگ را یک سال گذشته پشت سر گذاشتهایم. این دو جنگ نشان میدهد مردم ایران و هنرمندانش به عشق وطن در این آب و خاک هستند. آقای دکتر خانکی تحقیقی انجام داده که خیلی جالب است. در بخشی از این تحقیق، اشاره شده بعد از این دو جنگ، خروجی ایرانیها از کشور کم شده است. این خیلی نکته جالبی است. مردم ما به سهم خودشان ایستادند تا خارجی نتواند سوءاستفاده کند. فکر میکنم مواردی از این دست میتواند باعث شود دوستان ما کمی مراعات کرده و مشکل کار هنرمندانی را که به دلیلی نمیتوانند کار کنند، برطرف کنند».
محسن امیریوسفی، کارگردان مطرح سینمای ایران نیز در پاسخ به این پرسش که مدتهاست تعدادی از بازیگران مطرح سینما از این حرفه خداحافظی کردهاند و بازیگران نسل جدید پا به عرصه گذاشتهاند، آیا میتوان هنوز به این گزاره تکیه کرد که بازیگران گزینه جذب مخاطب به سینماها هستند و در نبود بازیگران مطرح، سینمای ایران شرایط خوبی ندارد، گفت: «کنارهگیری تعدادی از بازیگران مطرح سینما از عرصه بازیگری دلایل مهمی داشت که .... و پس از آن توقیف تعدادی از فیلمهای اجتماعی، سینمای ایران را وارد مرحله جدیدی کرد. اولین پیامد، لطمه بزرگی بود که به سینمای اجتماعی خورد و پس از آن سازندگان فیلمهای اجتماعی و مستقل امید به اکران را از دست دادند و سیلی از فیلمهای بدون مجوز و زیرزمینی ساخته شد که هر سال هم بیشتر از قبل میشود. بخش خصوصی سینما هم سبد تولید فیلمهای اجتماعی را به سمت فیلمهای کمدی برد که تضمین بیشتری برای فروش داشتند. در این میان، تنها سینمایی که توانست مثل قبل و حتی قدرتمندتر به مسیر خود ادامه دهد، سینمای سفارشی یا به قول مطبوعات، سینمای ارگانی بود که با فیلمهای اجتماعینما، فاتح نبردی شد که پیشتر رقبایش با توقیف و سانسور از بین رفته بودند. سینمای بعد از ۱۴۰۱ هنوز هم مخاطب دارد، اما دیگر خبری از ژانرهای متفاوت نیست و خصوصا فیلمهای اجتماعی مهم ساخته نمیشود و فقط چند استثنا در چهار سال اخیر بودند که متأسفانه دیگر قاعده سینما نیستند. هماکنون سینما محدود به فیلمهای کمدی و فیلمهای ارگانی شده که در این مسیر بالطبع همچنان حضور بازیگران مهم است».
او ادامه داد: «در شرایط فعلی که به خاطر دو جنگ و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ سینمای ایران با افت مخاطب روبهرو شده، چند فیلمی هم که چراغ اکران سینماها را روشن نگه داشتهاند، بالطبع مرهون بازیگران خود هستند. ولی سینما در چند سال اخیر به دلیل سانسور و توقیف و اصرار بر ممنوعیتهای قدیمی از جامعه عقب افتاده است. الان مردم صحنههایی را در فیلمهای روی پرده سینما میبینند که هیچ شباهتی به صحنههای واقعی کوچه و خیابان و زیست خانوادهها ندارد. سینما در سالهای گذشته علیرغم همه سانسورها، ممنوعیتها و توقیفها، در اکثر مواقع همراه با جامعه بوده و حداقل شرایطی بهتر از صداوسیما داشته است، اما در چند سال گذشته سینما به طرز عجیبی شبیه صداوسیما شده است و در جهان موازی زندگی میکند؛ خصوصا در بحث حجاب که حتی آن چیزی را که در جامعه هست نیز نمیتواند نشان دهد. یکی از دلایل عقبافتادن سینما از مردم و جامعه، بحث حلنشدن مسئله حجاب در سینماست که باید حل شود و فیلمسازان بتوانند آنچه را در سطح جامعه وجود دارد، بر پرده سینما نشان دهند. در این شرایط، بهویژه بازیگران زن نمیتوانند شبیه آن چیزی شوند که در واقعیت جامعه وجود دارد. زنانی که همواره در سینما با محدودیتهایی بسیار بیشتر از مردان روبهرو بوده و هستند».
او در بخشی از صحبتهایش به تفاوت این دوره از سینمای ایران با گذشته اشاره کرد و گفت: «در دهه 60 بازیگران بسیار خوبی به سینمای ایران وارد شدند، اما دلیل استقبال مردم از آن فیلمها لزوما بازیگران جدید نبود و اگر اجازه حضور بازیگران معروف قبل از انقلاب هم داده میشد، فیلمهای دهه ۶۰ به مراتب بیشتر از این هم میفروختند. اگر بخواهم با عبارت معروف «تعهد و تخصص» در دهه ۶۰ صحبت کنم، باید بگویم در دهه ۶۰ علیرغم فضای انقلابی و ایدئولوژیک آن زمان و اولویتداشتن تعهد بر تخصص، سینما عموما و بهناچار در دست سینماگران متخصص بود و برای همین هم سینمای دهه ۶۰ در اوج شعارهای انقلابی و شرایط جنگی، صاحب فیلمهای درخشانی شد که در سینمای دهههای بعد تکرار نشدند. فیلم «دونده» امیر نادری و «خانه دوست کجاست» عباس کیارستمی آغاز ورود مستمر و درخشان سینمای ایران به عرصه جهانی بود. فیلم «باشو غریبه کوچک» بهرام بیضایی از بهترین فیلمهای هنری و جنگی تاریخ سینمای ایران است. فیلم «اجارهنشینها» از داریوش مهرجویی پرفروشترین کمدی دهه ۶۰ است و فیلم «هامون» او و «ناخدا خورشید» ناصر تقوایی و «دندان مار» مسعود کیمیایی نیز از ماندگارترین فیلمهای هنری سینمای ایران هستند.
به این فهرست فیلمهای تجاری همچون «عقابها» ساموئل خاچیکیان و چندین فیلم دیگر را هم باید اضافه کرد. در دهه ۶۰ علیرغم ممنوعالکاری بسیاری از بازیگران و سینماگران قبل از انقلاب و افزایش سانسور و توقیف در سینما، سینماگران شاخصی هم وارد عرصه سینما شدند که سه مدل همیشگی سینمای بعد از انقلاب شامل سینمای تجاری، سینمای هنری/مستقل و سینمای سفارشی (دولتی-ارگانی) را ادامه دادند و در آن دهه همه در کنار هم کار میکردند و هرکدام سهمی هرچند نابرابر در اکران سینماها داشتند. ولی حال پس از گذشت چهار دهه، این سه نوع سینما شرایط عجیبی دارند. سینمای هنری و مستقل که ناامید از اکران، دیگر اهمیتی به گرفتن مجوز نمیدهد و فیلمهای زیرزمینی و جشنوارهای را میسازد که قسمت مهمی از سینمای ایران هستند و متأسفانه چند سینماگر مدیرپرست، فیلمهای زیرزمینی را تهدیدی برای سینمای ایران میدانند؛ در صورتی که این فیلمها ضمن به دست آوردن افتخارات بینالمللی، فرصتی برای ادامه حیات سینمای واقعی است. سینمای تجاری نیز فقط اسیر یک گونه کمدی شده که آنهم دیگر اقبالی نزد همه مردم ندارد که شامل دهها میلیون تماشاگر بالقوه سینما هستند. در این میان، فقط اوضاع سینمای سفارشی و ارگانی خوب است که این فیلمها نیز مورد استقبال مردم قرار نمیگیرند».
او در بخش دیگری از صحبتهایش، درباره نسل جدید بازیگران سینما گفت: «بازیگران خوبی در نسل جدید وجود دارند که آینده خوبی دارند. با این حال، آنها زمانی میتوانند بهتر بدرخشند که در کنار بازیگران نسلهای قبلی سینما باشند. ولی متأسفانه بسیاری از آنها سینما را کنار گذاشتند. طبعا تا وقتی شرایط سینمای ایران عوض نشود، نمیتوانیم شاهد حضور دوباره آنها در سینما باشیم».