در باب نمایش دلچسب تیم ملی ژاپن در چند دوره اخیر جام جهانی
خورشید تابان ساموراییها
پیش از هر چیز باید یک سوءتفاهم را کنار گذاشت؛ موفقیت امروز فوتبال ژاپن، محصول یک نسل طلایی یا چند ستاره استثنائی نیست، بلکه نتیجه اجرای یک پروژه بلندمدت است؛ پروژهای که سالها قبل آغاز شد و مقصد نهایی آن، نه قهرمانی آسیا، بلکه فتح جام جهانی ۲۰۵۰ است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
پیش از هر چیز باید یک سوءتفاهم را کنار گذاشت؛ موفقیت امروز فوتبال ژاپن، محصول یک نسل طلایی یا چند ستاره استثنائی نیست، بلکه نتیجه اجرای یک پروژه بلندمدت است؛ پروژهای که سالها قبل آغاز شد و مقصد نهایی آن، نه قهرمانی آسیا، بلکه فتح جام جهانی ۲۰۵۰ است. این هدف از سوی فدراسیون فوتبال ژاپن بارها اعلام شده است و تمام برنامهریزیها، از آکادمیها تا تیم ملی بزرگسالان، در راستای همین چشمانداز انجام میشود. ژاپنیها برخلاف بسیاری از کشورهای آسیایی، نتیجه امروز را فدای آینده نمیکنند. به همین دلیل در یک دهه اخیر بارها با ترکیبی جوان و حتی نزدیک به تیم زیر ۲۳ سال وارد جام ملتهای آسیا شدهاند تا بازیکنانشان پیش از جام جهانی تجربه بازی در تورنمنتهای بزرگ را به دست آورند.
شاید این سیاست در کوتاهمدت باعث از دست رفتن برخی جامها شود، اما مدیران فوتبال ژاپن اعتقاد دارند قهرمانی در آسیا هدف نهایی نیست؛ هدف، ساختن نسلی است که بتواند در جام جهانی مقابل قدرتهای فوتبال دنیا رقابت کند. نمونه روشن این سیاست را میتوان در جام ملتهای آسیا مشاهده کرد؛ جایی که ژاپن با تیمی جوان برابر ایران شکست خورد و از رسیدن به قهرمانی بازماند. بسیاری آن زمان این شکست را نشانه افت فوتبال ژاپن دانستند، اما چند سال بعد مشخص شد آنها نگاه متفاوتی داشتهاند. همان بازیکنان جوان حالا ستون اصلی تیم ملی ژاپن شدهاند و تجربه بینالمللی ارزشمندی اندوختهاند. مقایسه عملکرد ایران و ژاپن در جام جهانی اخیر، تفاوت دو مدل مدیریتی را بهخوبی نشان میدهد. ایران با میانگین سنی ۳۲ سال وارد مسابقات شد؛ تیمی باتجربه اما در آستانه پایان یک نسل. در سوی مقابل، ژاپن با میانگین سنی تنها ۲۳ سال پا به جام جهانی گذاشت؛ تیمی که شاید هنوز به بلوغ کامل نرسیده باشد، اما آینده فوتبال این کشور را تضمین میکند. اختلاف کیفیت بازی دو تیم نیز کاملا محسوس بود. ژاپن با فوتبال مالکانه، پرس شدید و سرعت انتقال، نشان داد فاصلهاش با تیمهای بزرگ جهان هر سال کمتر میشود؛ در حالی که ایران همچنان برای تغییر نسل و یافتن هویت جدید با چالش روبهرو است. نگاه ژاپنیها فقط به تیم ملی بزرگسالان محدود نمیشود؛ آنها در ردههای پایه نیز برنامهای منظم دارند. قهرمانیهای متوالی در رقابتهای زیر ۲۳ سال آسیا و استفاده از بازیکنان بسیار جوانتر از سقف سنی مسابقات، نشان میدهد هدف اصلی، آمادهسازی نسل بعدی برای جام جهانی است، نه صرفا کسب مدال در ردههای سنی. حتی در آخرین دوره این مسابقات نیز ژاپن با اتکا بر جوانان خود قهرمان شد و بار دیگر ثابت کرد چرخه استعدادیابی و پرورش بازیکن در این کشور بدون وقفه ادامه دارد.
شاید هیچ نمادی بهتر از دنیای انیمه، رؤیاهای فوتبالی ژاپن را به تصویر نکشد. در مانگای مشهور فوتبالیستها، رؤیای نسل جوان فوتبال ژاپن این بود که روزی مقابل برزیل قرار بگیرند و نشان دهند فوتبال این کشور دیگر یک قدرت درجهدو نیست. سالها این رؤیا فقط روی صفحات کتاب و قاب تلویزیون زندگی میکرد، اما امروز به واقعیت تبدیل شده است. در جام جهانی ۲۰۲۶، ژاپن در مرحله حذفی مقابل برزیل قرار گرفت؛ همان مسابقهای که سالها پیش در داستانهای فوتبالی ژاپنیها ترسیم شده بود. ساموراییها تا واپسین ثانیهها مقابل پرافتخارترین تیم تاریخ فوتبال جهان مقاومت کردند و حتی بازی را تا دقایق پایانی مساوی نگه داشتند، اما در نهایت با یک اشتباه و گل دیرهنگام شکست خوردند و از صعود بازماندند. با این حال، حتی این شکست نیز بیش از آنکه تلخ باشد، نشانه نزدیکشدن ژاپن به تحقق رؤیای بزرگش بود. تفاوت اصلی ایران و ژاپن دقیقا در همین نقطه است؛ ژاپن برای نتیجه چهار سال بعد برنامه میریزد، نه برای بردن بازی بعدی. آنها حاضرند امروز هزینه بدهند تا فردا سود ببرند.
فوتبال این کشور از مدارس، دانشگاهها، باشگاهها و تیمهای پایه تا تیم ملی، همگی در یک مسیر واحد حرکت میکند؛ مسیری که مقصدش سال ۲۰۵۰ و فتح جام جهانی است. شاید هیچکس نتواند تضمین کند که ژاپن واقعا قهرمان جهان خواهد شد، اما یک نکته روشن است؛ آنها تنها کشوری در آسیا هستند که برای رسیدن به چنین رؤیایی، برنامهای دقیق، علمی و چنددههای طراحی کردهاند. فوتبال ژاپن دیگر اسیر نتایج مقطعی نیست؛ آنها آینده را ساختهاند و حالا هر جام جهانی، فقط یک ایستگاه در مسیر رسیدن به بزرگترین هدف فوتبال این کشور است.