حقشناس و روایتی متفاوت از استانداری
حضور هادی حقشناس در گیلان با سیلاب پیربازار همزمان شد؛ رخدادی که از همان ابتدا نشان داد مدیریت این استان، صرفا اداره یک ساختار اداری نیست و با مجموعهای از بحرانهای انباشته، مطالبات اجتماعی و ضرورت حفظ چشمانداز توسعه گره خورده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
پناه مشرقی - کارشناس روابط بینالملل
حضور هادی حقشناس در گیلان با سیلاب پیربازار همزمان شد؛ رخدادی که از همان ابتدا نشان داد مدیریت این استان، صرفا اداره یک ساختار اداری نیست و با مجموعهای از بحرانهای انباشته، مطالبات اجتماعی و ضرورت حفظ چشمانداز توسعه گره خورده است.
در ادامه نیز وقایع داخلی و تنشهای منطقهای، شرایط را پیچیدهتر کرد. با این حال، به نظر میرسد یکی از محورهای مورد توجه مدیریت عالی استان، حفظ پیوندهای تجاری در تحولات پرشتاب ایران و تقویت ظرفیتهای ترانزیتی و اقتصادی گیلان بوده است. در تحلیل جایگاه گیلان، شاید لازم باشد از تصویری که این استان را صرفا با طبیعت، کشاورزی و گردشگری تعریف میکند فاصله گرفت.
گیلان افزون بر این ویژگیها، بهدلیل دسترسی به دریای کاسپین، بنادر شمالی، منطقه آزاد انزلی و قرارگرفتن در مسیر کریدور شمال-جنوب، از ظرفیتهای مهم ژئواکونومیک برخوردار است. از این منظر، مسئله توسعه گیلان صرفا یک موضوع استانی نیست، بلکه با نحوه بهرهبرداری ایران از یکی از مهمترین دروازههای ارتباطی خود با اوراسیا پیوند خورده است. در چنین شرایطی، حضور مدیری با سابقه فعالیت در حوزههای اقتصادی و حملونقل میتواند به تقویت این رویکرد کمک کند. تجربه ماههای گذشته نشان داده است که توسعه گیلان بدون توجه به تجارت منطقهای، حملونقل و زیرساختهای ارتباطی، با دشواری روبهرو خواهد بود. بندر، راهآهن، جاده، منطقه آزاد و فرودگاه را باید اجزای مکمل یک منظومه اقتصادی دانست که هماهنگی میان آنها میتواند جایگاه استان را در اقتصاد ملی ارتقا دهد. استاندار دانشآموخته اقتصاد اگرچه کارش را با بحرانهایی مثل سیل پیربازار و تنشهای ملی آغاز کرد اما خیلی زود با گشودن پنجرهای دیپلماسی اقتصادی و بازگرداندن ادبیات توسعه به گفتمانهای سیاسی استان، مسیری نو گشود. برگزاری اجلاس استانداران کشورهای حاشیه دریای کاسپین نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. این رویداد، فراتر از جنبههای تشریفاتی، تلاشی برای تقویت ارتباطات اقتصادی و منطقهای ایران و نقشآفرینی گیلان در بطن آن به شمار میرفت. هرچند سنجش میزان تأثیر چنین نشستهایی نیازمند گذر زمان و بررسی نتایج عملی آنهاست، اما میتوان آن را نشانهای از توجهی تازه به ظرفیتهای فرامنطقهای گیلان دانست.همزمان، پیشرفت سریع پروژه راهآهن رشت-آستارا (با تکمیل فرایند خرید اراضی در مسیر ۱۶۲ کیلومتری این پروژه)، توسعه مسیرهای پروازی بینالمللی فرودگاه رشت (با ثبت رکورد دستیابی به ۲۶۰ پرواز هفتگی که ۱۴ پرواز آن خارجی بوده) و جذب سرمایهگذاری در بخش گردشگری و خدمات (از جمله آغاز ساخت چندین هتل چهار و پنج ستاره)، بیانگر آن است که نگاه توسعهای استان صرفا به یک حوزه محدود نشده است. البته موفقیت این سیاستها، در نهایت با شاخصهایی مانند افزایش سرمایهگذاری، اشتغال و بهبود کیفیت زندگی شهروندان سنجیده خواهد شد.
در عین حال، گیلان همچنان با چالشهای مزمنی مانند مشکلات زیستمحیطی، فشار بر زیرساختها، مدیریت پسماند و فرسودگی برخی بخشها روبهرو است. پرسش مهم آن است که آیا روند توسعه اقتصادی و ترانزیتی میتواند همزمان با حل این مشکلات پیش برود یا خیر. در مجموع، به نظر میرسد آنچه در ماههای اخیر بیش از گذشته مورد توجه سکاندار دولت محلی قرار گرفته، تلاش برای حفظ افق توسعه، تغییر نگاه از روزمرگی و درون به آن سوی مرزها، در کنار مدیریت بحرانهای تحمیلی بوده است. اینکه این رویکرد تا چه اندازه بتواند به بهبود شاخصهای اقتصادی و کیفیت زندگی مردم گیلان منجر شود، موضوعی است که پاسخ آن در سالهای آینده روشنتر خواهد شد. اما آنچه امروز بیش از گذشته آشکار شده، اهمیت جایگاه گیلان در معادلات تجارت و ترانزیت شمال کشور است؛ جایگاهی که بهرهگیری از آن، نیازمند تداوم برنامهریزی، انسجام نهادی و توجه همزمان به توسعه و پایداری زیستمحیطی خواهد بود.