هدفون؛ تکنولوژی خروج از جهان
در یکی از داستانهای شرلوک هولمز، کارآگاه مشهور با چشمان بسته در اتاقی تاریک ویولن مینوازد. واتسون میپرسد: «چیزی شنیدی؟» و هولمز پاسخ میدهد: «صدای خیابان را حذف کردم تا بتوانم صدای مهمتری را بشنوم».
به گزارش گروه رسانهای شرق،
محمد آقاسی - جامعهشناس و پژوهشگر افکارعمومی
در یکی از داستانهای شرلوک هولمز، کارآگاه مشهور با چشمان بسته در اتاقی تاریک ویولن مینوازد. واتسون میپرسد: «چیزی شنیدی؟» و هولمز پاسخ میدهد: «صدای خیابان را حذف کردم تا بتوانم صدای مهمتری را بشنوم». اگر هولمز امروز زندگی میکرد، شاید به جای ویولن از هدفونهای حذف نویز استفاده میکرد، با این تفاوت که هدف او شنیدن صدایی خاص نبود، بلکه نشنیدن صداهای مزاحم بود. در خیابانهای تهران، واگنهای مترو، اتوبوسها و حتی پارکها، تصویری تکرارشونده دیده میشود: انسانهایی که با هدفون در گوش، در میان جمعیت حرکت میکنند.
در نگاه نخست، هدفون وسیلهای برای شنیدن موسیقی یا پادکست است؛ اما در سطحی عمیقتر، میتوان آن را یکی از مهمترین ابزارهای دفاعی انسان معاصر در برابر فشار زندگی شهری دانست. انسان امروز در جهانی زندگی میکند که سرعت ارتباطات، جابهجایی، تولید اطلاعات و مصرف تجربهها دائما افزایش یافته است. هارتموت رزا این وضعیت را «شتاب اجتماعی» مینامد. در چنین جهانی، نه فقط زمان، بلکه توجه انسان نیز تحت فشار قرار میگیرد. صداهای بیشمار شهر، اعلانهای تلفن همراه، مکالمههای پراکنده و ازدحام دائمی، تجربهای از فرسودگی ایجاد میکنند که بسیاری از شهروندان هر روز آن را تجربه میکنند. هدفون پاسخی به همین وضعیت است. فرد با قراردادن دو بلندگوی کوچک در گوش، بخشی از جهان پیرامون را کنار میزند و برای خود قلمرویی خصوصی میسازد. او همچنان در مترو، خیابان یا ترافیک حضور دارد، اما همزمان در جهانی دیگر نیز زندگی میکند؛ جهانی که صداهای آن را خودش انتخاب کرده است. اما همین نقطه، آغاز یک تناقض است. رزا معتقد است رابطه زنده انسان با جهان از طریق «رزونانس» شکل میگیرد؛ وضعیتی که در آن جهان میتواند بر ما اثر بگذارد و ما نیز به آن پاسخ دهیم. رزونانس مستلزم نوعی گشودگی و آسیبپذیری است. هدفون دقیقا در جهت معکوس عمل میکند. هدفون سپری است که بخشی از تماس ما با جهان را قطع میکند.
به همین دلیل، فضاهای عمومی به تدریج تغییر میکنند. پیادهرو دیگر صرفا محل عبور بدنها نیست؛ محل عبور جهانهای صوتی جداگانه است. افرادی که در یک مکان مشترک حضور دارند، اما هر کدام در محیط شنیداری متفاوتی زندگی میکنند. آنها از کنار یکدیگر عبور میکنند، بیآنکه الزاما در یک تجربه مشترک سهیم باشند.
تناقض دوم حتی جالبتر است. بسیاری از افراد هنگام پیادهروی یا حضور در مترو، پادکستها و کتابهای صوتی را با سرعت یکونیم یا دو برابر گوش میدهند تا زمان بیشتری ذخیره کنند. در اینجا هدفون دیگر ابزار فرار از شتاب نیست؛ به ابزاری برای بازتولید همان شتاب تبدیل میشود. وسیلهای که قرار بود فاصلهای میان فرد و فشارهای جهان ایجاد کند، خود در خدمت همان منطق قرار میگیرد.
بر اساس گزارشهای موجود، آمار دقیق خرید و فروش هدفون در ایران به تفکیک تعداد دستگاه در دسترس نیست. با این حال، مؤسسات تحقیقاتی پیش از تحولات اخیر (۲۰۲۵) رشد بازار هدفون ایران را حدود ۷.۶ درصد در سال پیشبینی میکردند و روند رو به رشدی برای هدفونهای بیسیم پیشبینی شده بود.
محبوبیت روزافزون هدفونها اتفاقی نیست. هدفون پناهگاهی سیار برای انسان خسته شهری و راهی برای بازپسگیری بخشی از توجه و آرامش در جهانی است که پیوسته خواهان زمان و ذهن اوست. شاید به همین دلیل باشد که در بسیاری از شهرهای بزرگ، آخرین قلمروی شخصیِ خصوصیِ انسان نه خانه و نه محل کار، بلکه همان فضای کوچکی است که میان گوش و هدفون شکل میگیرد. هدفون وعده خروج از جهان را نمیدهد، تنها امکان میدهد شدت حضور جهان را برای لحظاتی تنظیم کنیم. در عصر شتاب، همین امکان کوچک گاهی به اندازه یک پناهگاه ارزش دارد.