یانیس واروفاکیس: اعتبار ازدسترفتۀ اروپا و امید به آینده
اکنونی دیگر
در جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل، خاصه به دلیل وضعیت تنگه هرمز و اخلال در چرخه اقتصادی که اروپا را سخت متأثر کرده، مسئله اروپا و مواضع آن دوباره برجسته شده است. یانیس واروفاکیس، اقتصاددان و وزیر سابق دارایی یونان، که در ایران نیز بهواسطۀ آثار ترجمهشدهاش «تکنوفئودالیسم» و «حرفهایی با دخترم درباره اقتصاد»، «اکنونی دیگر» و «مینوتار جهانی» شناختهشده است، به نقش اروپا در هنگامه جنگ اخیر اشاره کرده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
پارسا شهری: در جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل، خاصه به دلیل وضعیت تنگه هرمز و اخلال در چرخه اقتصادی که اروپا را سخت متأثر کرده، مسئله اروپا و مواضع آن دوباره برجسته شده است. یانیس واروفاکیس، اقتصاددان و وزیر سابق دارایی یونان، که در ایران نیز بهواسطۀ آثار ترجمهشدهاش «تکنوفئودالیسم» و «حرفهایی با دخترم درباره اقتصاد»، «اکنونی دیگر» و «مینوتار جهانی» شناختهشده است، به نقش اروپا در هنگامه جنگ اخیر اشاره کرده است. واروفاکیس و اریک اِدمن در «نُوارا مدیا» با اشاره به اعتبار ازدسترفتۀ اروپا در قبال ایران نشان میدهند که مفاهیم مهم و بنیادین همچون حقوق بشر و حقوق بینالملل تا چه حد بیاعتبار شده یا بهتعبیر آنان به مفاهیمی ازمُدافتاده بدل شدهاند. «در پی حملۀ آمریکا به جنوب ایران، کارل بیلت نخستوزیر سابق سوئد نوشت: حمله به تأسیسات آبشیرینکن، حمله به زیرساخت حیاتی غیرنظامی است. اگر این ماجرا تشدید شود، پیامدهایش وخیم خواهد بود». البته از نظر این نویسندگان، مسئله این نیست که این «پیامدهای وخیم» دقیقا چه خواهد بود؛ بلکه مسئله این است که آیا اصلا حتی یک نفر هم روی زمین باقی مانده که وقتی رهبران اروپا میگویند قرار است آمریکا یا اسرائیل را بابت چیزی پاسخگو کنند، این حرف را جدی بگیرد».
به گزارش «ترجمان»، واروفاکیس و اِدمن در ادامه به اظهارنظر اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، اشاره کردند که نوشته بود: «اروپا دیگر نمیتواند نگهبان جهانی باشد که دیگر وجود ندارد و باز نخواهد گشت». از دیدِ واروفاکیس و اِدمن، منظور او ظاهرا جهانی است که به حقوق بینالملل احترام میگذارد. او درعینحال خواستار یک سیاست خارجی «واقعگرایانهتر و مبتنی بر منافع» شد. از این منظر، اروپاییها دههها از ارزشهای خود بهعنوان ابزاری برای مرعوبکردن دیگران در سراسر جهان استفاده کردهاند. اینکه حالا با چنین شتابی همان ارزشها را کنار گذاشتهاند، ریاکاریشان را عیانتر از همیشه میکند. واروفاکیس و اِدمن مینویسند: «در ده سال گذشته، هرکس به ایدۀ اروپای متحد و قدرتمند دل بسته، چیزی جز شکست ندیده است: بحران مالی، موج مهاجرتیای که برای خوشایند راست افراطی بحران نامیده شد، وعدههای زیستمحیطیِ بربادرفته، خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، جنگهای اوکراین و ایران، و نسلکشی اسرائیل در فلسطین؛ آنهم درحالیکه اکثریت اروپا به پیروی از آمریکا تن داده و در بهترین حالت تماشاگر و بدترین حالت تسهیلگر است».
واروفاکیس و اِدمن معتقدند در چنین شرایطی، مفاهیمی همچون حاکمیت ملی، حقوق بینالملل و حقوق بشر، همگی به اصطلاحاتی منسوخ و ازمدافتاده بدل شدهاند و ادامه میدهند: «دههها رهبری ضعیف و سیاستگذاری کوتهبینانۀ اروپا آن را به وابستگی به همان قدرتهایی کشانده که امروز بر آن مسلطاند، بهویژه ایالات متحدهای که هرچه بیشتر درمانده میشوند. نجواهای استقلال اروپا فقط زمانی بلند میشود که فشار مستقیم آمریکا و اسرائیل در کار نباشد؛ اما به محض آنکه با فشار آنان روبهرو میشوند، این نجواها خاموش میشود و رهبران مطیع اروپا دوباره سر فرود میآورند». درنهایت واروفاکیس و اِدمن معتقدند «این تظاهر بزرگ که گویی در برابر همتایان آتشافروز، ما همگی عقلای جمع هستیم، به پوششی بدل شده است که پوچیِ انباشتهشدۀ چندین دهه را پنهان میکند».
با این حال، در پایان، واروفاکیس و اِدمن از مقاومتی میگویند که در بریتانیا و سراسر اروپا در تمامی سطوح در حال گسترش است و این ظرفیت را دارد تا به نیرویی بدل شود که این نظم شکستخورده را درهم بشکند. «اکنون زمان آن فرارسیده است که صداهای انسانی و انسانمحور به هم بپیوندند تا امیدی را زنده کنند برای باور به این حقیقت که آینده ما محکوم به تباهی نیست». واروفاکیس پیشازاین نیز با ترسیم وضعیت وخیم اقتصادی اروپا، از امیدی سخن گفته بود که میتواند اروپا را به مسیر دموکراتیک رهنمون شود. واروفاکیس از معماری اروپا در آینده میگوید، اینکه به مرزها اعتقادی ندارد و امیدوار است ساختار فدرالی را شاهد باشد که دموکراتیک نیز است و تأکید میکند که «اساساً دموکراتیک، یعنی چیزی که ایالات متحده نیست، و اروپا هم نیست». یانیس واروفاکیس پس از اُ. اکس. آی1، برگزیت، و ترامپ، با همفکرانش خواستار یک نیودیل2 برای اروپا شدند؛ طرحی که میتواند اتحادیه اروپا را تثبیت کند و دموکراسی را به مردم بازگرداند.
واروفاکیس در مصاحبه دیگری با «نیو استیتسمن»
(New Statesman)، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را خطری جدی برای منافع آمریکاییها خواند و گفت ترامپ از همان روز اول پایگاه هواداران خود (مگا) را فریب داده است. او معتقد است جنگ علیه ایران خطری جدی است که نهتنها منافع آمریکاییها را به خطر میاندازد، بلکه پایههای مشروعیت ترامپ را نیز در میان هوادارانش از بین میبرد. «ترامپ بارها وعده داده بود که از جنگهای طولانی در خاورمیانه دوری کند، اما اکنون درگیر جنگی شده که شاید نتواند آن را به پایان ببرد». او استدلال میکند که این مسئله نهتنها یک «مشکل خارجی» است، بلکه بازتاب افت و شکست سیاست آمریکا در عرصه جهانی است که میتواند تبعات اقتصادی و سیاسی گستردهای برای آینده آمریکا و جهان داشته باشد. واروفاکیس در این مصاحبه نشان میدهد که سیاست ترامپ علیه ایران نمونهای از ناکارآمدی و ناتوانی در ارائه راهحلهای واقعبینانه در عرصه بینالمللی است.
روزنامه گاردین نیز در یادداشتی انتقادی با موضعی مشابهِ واروفاکیس و اریک اِدمن، به انتقاد از انفعالِ اروپا پرداخته و با تأکید بر توانِ اروپا برای توقف جنگ، اتحادیه اروپا را «ضعیف و رقتانگیز» خواند و این پرسش را مطرح کرد که «چرا اتحادیه اروپا از اهرم فشار خود برای مهار اسرائیل استفاده نمیکند؟». این یادداشت با اشاره به روابط تجاری گسترده اروپا با اسرائیل و توافقنامههای همکاری و مشارکت اقتصادی، از انفعال اروپا در برابر اسرائیل انتقاد میکند و معتقد است با وجود این اهرمهای سیاسی و اقتصادی، اروپا تنها به صدور بیانیههای هشدارآمیز و ابراز نگرانی بسنده کرده است.
پینوشتها:
1. «OXI»= «نَه» به یونانی: این اصطلاح مربوط به رأیگیری ۲۸ اکتبر ۱۹۴۰ در یونان است که دولت یونان در برابر درخواست ایتالیا برای ورود نیروهایش به خاک یونان پاسخ «نه» داد. در زبان یونانی و تاریخ معاصر، این «نه» نماد ایستادگی ملی و مقاومت در برابر فشار خارجی است.
2. «New Deal»: به برنامه اقتصادی و اجتماعی فرانکلین روزولت رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا بعد از بروز رکود بزرگ در ایالات متحده در سال ۱۹۲۹ اطلاق میشود که براساس ایدههای جان مینارد کینز شکل گرفت.