|

تاب‌آوری سازمان‌های مردم‌نهاد در شرایط جنگ؛

چارچوبی راهبردی برای استمرار خدمت اجتماعی

در شرایط جنگ و بحران‌های گسترده، سازمان‌های مردم‌نهاد در خط مقدم پاسخ اجتماعی به آسیب‌های انسانی قرار می‌گیرند. در چنین شرایطی، نیازهای جامعه هدف به‌ طور ناگهانی افزایش می‌یابد؛ خانواده‌های بیشتری با فشارهای اقتصادی، روانی و اجتماعی مواجه می‌شوند و گروه‌های آسیب‌پذیر بیش از گذشته نیازمند خدمات حمایتی، آموزشی و درمانی هستند. با این حال، در همین زمان ظرفیت عملیاتی بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد با محدودیت‌های جدی روبه‌رو می‌شود.

شکوه سادات علیزاده‌مقدم-هیئت علمی دانشکده کارآفرینی دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران و مدیرعامل مؤسسه تربیت اوتیسم کارآمد:  در شرایط جنگ و بحران‌های گسترده، سازمان‌های مردم‌نهاد در خط مقدم پاسخ اجتماعی به آسیب‌های انسانی قرار می‌گیرند. در چنین شرایطی، نیازهای جامعه هدف به‌ طور ناگهانی افزایش می‌یابد؛ خانواده‌های بیشتری با فشارهای اقتصادی، روانی و اجتماعی مواجه می‌شوند و گروه‌های آسیب‌پذیر بیش از گذشته نیازمند خدمات حمایتی، آموزشی و درمانی هستند. با این حال، در همین زمان ظرفیت عملیاتی بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد با محدودیت‌های جدی روبه‌رو می‌شود.

جنگ معمولا موجب کاهش شدید منابع مالی می‌شود. بسیاری از خیرین به‌ دلیل نااطمینانی اقتصادی یا فشارهای معیشتی توانایی حمایت پیشین خود را از دست می‌دهند. شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی نیز در شرایط بحران معمولا برنامه‌های مسئولیت اجتماعی خود را محدود یا متوقف می‌کنند. در کنار این مسئله، دسترسی به نیروهای داوطلب کاهش می‌یابد؛ محدودیت‌های رفت‌وآمد، نگرانی‌های امنیتی و مهاجرت‌های ناگهانی باعث می‌شود شبکه داوطلبان سازمان‌ها تضعیف شود.

از سوی دیگر، زیرساخت‌های عملیاتی سازمان‌ها نیز ممکن است با اختلال مواجه شود: قطع یا محدودیت اینترنت، دشواری دسترسی به مکان‌های فیزیکی، افزایش هزینه‌های عملیاتی، و تعلیق یا توقف پروژه‌های مشترک با نهادهای دولتی یا خصوصی. در چنین فضایی، بسیاری از سمن‌ها با وضعیتی مواجه می‌شوند که در آن تقاضا برای خدمات افزایش یافته اما ظرفیت ارائه خدمات کاهش یافته است.

این وضعیت نشان می‌دهد که مدیریت سازمان‌های مردم‌نهاد در شرایط جنگ نمی‌تواند بر مدل‌های معمول اداره سازمان تکیه کند. آنچه در چنین شرایطی اهمیت پیدا می‌کند، توانایی طراحی و اجرای راهبردهای تاب‌آوری سازمانی است؛ راهبردهایی که به سازمان اجازه می‌دهد با منابع محدود، ساختارهای منعطف‌تر و شبکه‌ای از همکاری‌ها، استمرار خدمت اجتماعی خود را حفظ کند.

تاب‌آوری سازمانی صرفا به معنای «دوام‌آوردن» در بحران نیست، بلکه به معنای بازطراحی استراتژیک سازمان برای ادامه مأموریت در شرایط ناپایدار است. در ادامه این مقاله، مجموعه‌ای از راهبردهای عملی و تجربه‌محور برای افزایش تاب‌آوری سازمان‌های مردم‌نهاد در شرایط جنگ ارائه می‌شود.

۱. تمرکز استراتژیک بر مأموریت اصلی سازمان

یکی از نخستین اقدامات در شرایط بحران، بازتعریف اولویت‌های سازمان است. بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد در دوره‌های عادی مجموعه متنوعی از برنامه‌ها و پروژه‌ها را اجرا می‌کنند؛ اما در شرایط جنگ، حفظ همه این فعالیت‌ها ممکن نیست. مدیریت تاب‌آوری ایجاب می‌کند که سازمان‌ها میان فعالیت‌های «هسته‌ای» و فعالیت‌های «حاشیه‌ای» تمایز قائل شوند. خدماتی که بیشترین اثر اجتماعی را ایجاد می‌کنند، باید در اولویت قرار گیرند، حتی اگر به معنای تعلیق موقت برخی برنامه‌های دیگر باشد.

این تمرکز استراتژیک باعث می‌شود منابع محدود سازمان -اعم از نیروی انسانی، زمان و بودجه- به فعالیت‌هایی اختصاص یابد که بیشترین ارتباط را با مأموریت اصلی سازمان دارند. تجربه بسیاری از سازمان‌های اجتماعی نشان داده است که تمرکز بر خدمات حیاتی، مهم‌ترین عامل بقا در دوره‌های بحران است.

۲. مدل اشتراک منابع و زیرساخت‌ها

در شرایط جنگ، نگهداری مستقل زیرساخت‌های فیزیکی برای بسیاری از سازمان‌ها دشوار می‌شود. یکی از راهبردهای مؤثر در این شرایط، حرکت به سمت مدل اشتراک منابع است. در این مدل، سازمان‌های مردم‌نهاد می‌توانند از فضاهای آموزشی، فرهنگی یا اجتماعی موجود به‌ صورت مشترک استفاده کنند. همکاری با مدارس، مراکز فرهنگی، کتابخانه‌ها، کانون‌های محلی یا دیگر سازمان‌های اجتماعی می‌تواند هزینه‌های عملیاتی را به‌ طور درخورتوجهی کاهش دهد. اشتراک منابع تنها به فضای فیزیکی محدود نمی‌شود. تجهیزات آموزشی، شبکه‌های ارتباطی، ظرفیت‌های تخصصی و حتی تیم‌های داوطلب نیز می‌توانند میان چند سازمان به اشتراک گذاشته شوند. این رویکرد علاوه بر کاهش هزینه‌ها، موجب شکل‌گیری شبکه‌ای از همکاری‌های پایدار میان نهادهای اجتماعی می‌شود.

۳. توسعه مدل‌های ترکیبی ارائه خدمات

یکی از مهم‌ترین درس‌های بحران‌های اخیر، اهمیت استفاده از مدل‌های ترکیبی ارائه خدمات است. در شرایطی که رفت‌وآمد یا دسترسی فیزیکی به مراکز خدماتی دشوار می‌شود، استفاده از فناوری‌های ارتباطی می‌تواند تداوم خدمات را تضمین کند.

مدل ترکیبی، ترکیبی از خدمات حضوری و خدمات آنلاین است. آموزش‌های از راه دور، جلسات مشاوره آنلاین، کارگاه‌های مجازی و ارتباط مستمر با خانواده‌ها از طریق پلتفرم‌های دیجیتال می‌توانند بخش مهمی از خدمات سازمان را در شرایط محدودیت فیزیکی حفظ کنند. این مدل نه‌تنها در زمان بحران مفید است، بلکه در بلندمدت نیز باعث گسترش دامنه دسترسی سازمان به مخاطبان جدید می‌شود.

۴. تنوع‌بخشی به منابع مالی

یکی از آسیب‌پذیری‌های رایج در سازمان‌های مردم‌نهاد، وابستگی به تعداد محدودی از منابع مالی است. در شرایط جنگ، چنین وابستگی‌ای می‌تواند سازمان را با بحران جدی مواجه کند. راهکار اساسی در این زمینه، ایجاد پرتفوی متنوعی از منابع مالی است. این منابع می‌توانند شامل کمک‌های خرد مردمی، دوره‌های آموزشی، خدمات تخصصی، پروژه‌های مشترک با نهادهای علمی یا فرهنگی و محصولات آموزشی باشند. کمک‌های خرد مردمی -حتی اگر مبالغ آنها کوچک باشد- در مجموع می‌توانند نقش مهمی در پایداری مالی سازمان ایفا کنند. علاوه‌بر‌این ایجاد صندوق ذخیره اضطراری برای پوشش هزینه‌های حیاتی در دوره‌های بحران می‌تواند از توقف فعالیت‌های سازمان جلوگیری کند.

۵. حفاظت از سرمایه انسانی سازمان

هیچ سازمانی بدون سرمایه انسانی خود نمی‌تواند در بحران دوام بیاورد. کارکنان، مربیان و داوطلبان مهم‌ترین دارایی هر سازمان مردم‌نهاد هستند. در شرایط جنگ، این افراد نیز مانند دیگر اعضای جامعه با فشارهای روانی، نگرانی‌های امنیتی و مشکلات معیشتی مواجه می‌شوند. ازاین‌رو حفاظت از سلامت روانی و انگیزه کارکنان باید به یکی از اولویت‌های اصلی مدیریت سازمان تبدیل شود. برگزاری جلسات مشاوره، ایجاد فضاهای گفت‌وگوی تیمی، حمایت عاطفی از کارکنان و مشارکت‌دادن آنان در تصمیم‌گیری‌های سازمانی می‌تواند انسجام تیمی را تقویت کند. تجربه‌های عملی نشان می‌دهد سازمان‌هایی که در زمان بحران به سرمایه انسانی خود توجه می‌کنند، نه‌تنها نیروی انسانی خود را حفظ می‌کنند، بلکه سطح تعهد و همبستگی سازمانی آنان نیز افزایش می‌یابد.

۶. ایجاد ساختارهای تصمیم‌گیری چابک

در شرایط عادی، بسیاری از سازمان‌ها دارای ساختارهای تصمیم‌گیری نسبتا پیچیده هستند؛ اما در شرایط جنگ، سرعت تصمیم‌گیری اهمیت حیاتی پیدا می‌کند. ایجاد یک تیم کوچک مدیریت بحران -متشکل از مدیرعامل و چند مسئول کلیدی- می‌تواند به تصمیم‌گیری سریع‌تر کمک کند. این تیم می‌تواند در بازه‌های زمانی کوتاه وضعیت سازمان را ارزیابی کرده و درباره تغییرات ضروری در برنامه‌ها تصمیم بگیرد. 

چابکی در تصمیم‌گیری به سازمان اجازه می‌دهد که در برابر تغییرات سریع محیطی واکنش مناسب نشان دهد و از توقف طولانی‌مدت فعالیت‌ها جلوگیری کند.

۷. مدیریت ریسک و برنامه‌ریزی برای تداوم خدمت

تاب‌آوری سازمانی مستلزم پیش‌بینی سناریوهای مختلف بحران است. سازمان‌ها باید ریسک‌های احتمالی مانند قطع اینترنت، از دست رفتن داده‌ها، محدودیت رفت‌وآمد یا کاهش شدید منابع مالی را شناسایی کنند و برای هر‌یک برنامه جایگزین داشته باشند.

حفاظت از داده‌های سازمانی -از طریق پشتیبان‌گیری منظم دیجیتال و فیزیکی- یکی از اقدامات اساسی در این زمینه است. همچنین طراحی روش‌های جایگزین ارائه خدمات، مانند آموزش خانگی یا خدمات محله‌محور، می‌تواند تداوم فعالیت سازمان را در شرایط دشوار تضمین کند.

۸. تقویت شبکه همکاری میان‌نهادی

هیچ سازمانی در شرایط جنگ نمی‌تواند به‌تنهایی پاسخ‌گوی تمام نیازهای اجتماعی باشد. ایجاد شبکه‌ای از همکاری میان سازمان‌های مردم‌نهاد، دانشگاه‌ها، مراکز تخصصی و نهادهای عمومی می‌تواند ظرفیت پاسخ‌گویی اجتماعی را به‌ طور چشمگیری افزایش دهد.

این همکاری‌ها می‌توانند شامل تبادل دانش تخصصی، اشتراک منابع، اجرای پروژه‌های مشترک و حمایت متقابل در شرایط بحران باشند. شبکه‌های همکاری نه‌تنها تاب‌آوری سازمان‌ها را افزایش می‌دهند، بلکه موجب شکل‌گیری نوعی سرمایه اجتماعی جمعی در جامعه می‌شوند.

۹. مدیریت ارتباطات و حفظ اعتماد عمومی

در زمان بحران، اعتماد عمومی به سازمان‌های اجتماعی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. ارتباط شفاف و منظم با خانواده‌ها، حامیان و داوطلبان می‌تواند از شکل‌گیری شایعات و بی‌اعتمادی جلوگیری کند. گزارش‌دهی منظم درباره فعالیت‌ها، بیان صادقانه محدودیت‌ها و توضیح برنامه‌های آینده باعث می‌شود حامیان سازمان احساس کنند همچنان بخشی از یک مأموریت اجتماعی ارزشمند هستند.

۱۰. مشارکت‌دادن جامعه هدف در ارائه راه‌حل‌ها

یکی از رویکردهای مؤثر در تاب‌آوری اجتماعی، تبدیل جامعه هدف از «دریافت‌کننده خدمات» به «شریک در ارائه خدمات» است. آموزش خانواده‌ها، تقویت شبکه‌های خودیاری و ایجاد گروه‌های حمایتی میان مددجویان می‌تواند بخشی از بار عملیاتی سازمان را کاهش دهد. این رویکرد علاوه بر کاهش فشار بر سازمان، موجب افزایش توانمندی و استقلال جامعه هدف نیز می‌شود.

۱۱. مستندسازی تجربه‌ها و یادگیری سازمانی

بحران‌ها اگر به‌درستی مستندسازی شوند، به منبع ارزشمندی از دانش سازمانی تبدیل می‌شوند. ثبت تجربه‌ها، تحلیل تصمیمات موفق و ناموفق، و تبدیل آنها به راهنماها و پروتکل‌های عملیاتی می‌تواند سرمایه دانشی مهمی برای آینده سازمان ایجاد کند.

اشتراک این تجربه‌ها با دیگر سازمان‌های مردم‌نهاد نیز می‌تواند به تقویت تاب‌آوری کل اکوسیستم اجتماعی کمک کند.

جمع‌بندی

تاب‌آوری سازمان‌های مردم‌نهاد در شرایط جنگ نتیجه یک اقدام منفرد یا کوتاه‌مدت نیست، بلکه حاصل مجموعه‌ای از راهبردهای مدیریتی، انسانی و نهادی است. تمرکز بر مأموریت اصلی، اشتراک منابع، استفاده از فناوری، تنوع‌بخشی مالی، حفاظت از سرمایه انسانی، چابکی در تصمیم‌گیری و تقویت شبکه‌های همکاری، همگی اجزای یک نظام تاب‌آور سازمانی هستند.

در نهایت باید پذیرفت که بحران‌ها، هرچند تهدیدهای جدی برای سازمان‌های اجتماعی ایجاد می‌کنند، در‌عین‌حال فرصتی برای بازاندیشی در مدل‌های اداره و همکاری نیز فراهم می‌آورند. سازمان‌هایی که بتوانند از این فرصت برای بازطراحی ساختارها و راهبردهای خود استفاده کنند، نه‌تنها از بحران عبور خواهند کرد، بلکه می‌توانند الگویی الهام‌بخش برای توسعه تاب‌آوری اجتماعی در سطح جامعه باشند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.