|

روزهایی که باید کامل نباشیم

این روزها انگار پوست جمعی‌مان نازک شده. صداها بلندتر شنیده می‌شوند، خبرها عمیق‌تر فرو‌می‌روند و آدم‌ها زودتر می‌شکنند. خستگی‌ای در هواست که فقط جسمی نیست؛ چیزی شبیه فرسودگی معنا. انگار مدام باید دوام بیاوریم، توضیح بدهیم، تاب بیاوریم و در عین حال طوری راه برویم که کسی تَرک‌های روی تن‌مان را نبیند. در چنین روزهایی، شفقت دیگر یک واژه لوکسِ روان‌شناختی نیست؛ ‌ضرورتی عصبی و اجتماعی است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

پگاه پاکزاد: این روزها انگار پوست جمعی‌مان نازک شده. صداها بلندتر شنیده می‌شوند، خبرها عمیق‌تر فرو‌می‌روند و آدم‌ها زودتر می‌شکنند. خستگی‌ای در هواست که فقط جسمی نیست؛ چیزی شبیه فرسودگی معنا. انگار مدام باید دوام بیاوریم، توضیح بدهیم، تاب بیاوریم و در عین حال طوری راه برویم که کسی تَرک‌های روی تن‌مان را نبیند. در چنین روزهایی، شفقت دیگر یک واژه لوکسِ روان‌شناختی نیست؛ ‌ضرورتی عصبی و اجتماعی است.

آن‌طور که نف می‌گوید، شفقت با خود یعنی بتوانیم در مواجهه با رنج، به‌جای سرزنش، مکث کنیم. به‌جای قضاوت، انسانی بمانیم و این انسانی‌ماندن این روزها کار کوچکی نیست.

ما یاد گرفته‌ایم سخت باشیم. یاد گرفته‌ایم دوام بیاوریم. لبخند بزنیم. تحلیل کنیم. قوی به نظر برسیم. اما کمتر یاد گرفته‌ایم که وقتی فرومی‌ریزیم، دست خودمان را بگیریم. کمتر تمرین کرده‌ایم که بگوییم: «حق داری خسته باشی». در فرهنگی که تاب‌آوری را با بی‌حسی اشتباه گرفته، شفقت شبیه یک سوءتفاهم به نظر می‌رسد؛ گویی اگر با خودت مهربان باشی، ضعیف شده‌ای. اما واقعیت برعکس است؛ شفقت، فعال‌کردن نظام آرام‌ساز مغز است. همان بخشی که اجازه می‌دهد از حالت تهدید و بقا به سمت پیوند و تنظیم حرکت کنیم. جامعه‌ای که مدام در وضعیت هشدار است، کم‌کم به انسان‌هایی تبدیل می‌شود که یا می‌جنگند یا کرخت می‌شوند.

در این میان، شفقت یک انتخاب سیاسی آرام است.

انتخاب اینکه به‌جای افزودن بر خشونت کلامی و خودانتقادی، مکث کنیم و بپرسیم: «چه زخمی زیر این خشم پنهان است؟»؛ چه در خودمان، چه در دیگری.

شفقت به معنای نادیده‌گرفتن خطاها نیست، به معنای انکار بی‌عدالتی هم نیست؛ بلکه یعنی وقتی با رنج مواجه می‌شویم، رنج شخصی یا جمعی، به‌جای آنکه آن را به سلاح تبدیل کنیم، آن را به پیوند بدل کنیم. بپذیریم که خستگی، ترس و درماندگی، تجربه‌هایی انسانی‌اند، نه نشانه‌های شکست. شاید این روزها بیش از هر چیز، نیاز داریم به خودمان اجازه بدهیم «کامل‌نبودن» را.

اجازه بدهیم گاهی ندانیم، گاهی نرسیم، گاهی فقط بگوییم: «امروز سخت بود». شفقت از همین‌جا شروع می‌شود؛ از لحظه‌ای که به‌جای تحقیر ضعف، آن را در آغوش می‌گیریم. از لحظه‌ای که می‌فهمیم اگر قرار است چیزی در این روزهای فرساینده حفظ شود، پیش از هر چیز باید انسانیت‌مان باشد؛ با همه لرزش‌ها و تردیدهایش. شاید جهان بیرون به این زودی نرم نشود، اما اگر بتوانیم در درون‌مان‌ لحظه‌ای امن بسازیم، شاید هنوز چیزی برای ترمیم باقی مانده باشد و همین‌ برای شروع‌ کم نیست... .

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.