آدمهای سرگردان
صبح نهم اسفند، همزمان با اوج حملات اسرائیل و آمریکا به ایران، صدای انفجار تنها چیزی نبود که تهران را لرزاند؛ بیخبری نیز بر شهر سایه انداخت. اینترنتها قطع و ارتباطات با مشکل مواجه شد. با این حال شهروندان نهتنها باید برای تهیه اقلام غذایی، دارو و مواد مورد نیاز اقدام کنند، بلکه برخی نیز در جستوجوی فیلترشکن از فروشگاهی به فروشگاه دیگر میروند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: صبح نهم اسفند، همزمان با اوج حملات اسرائیل و آمریکا به ایران، صدای انفجار تنها چیزی نبود که تهران را لرزاند؛ بیخبری نیز بر شهر سایه انداخت. اینترنتها قطع و ارتباطات با مشکل مواجه شد. با این حال شهروندان نهتنها باید برای تهیه اقلام غذایی، دارو و مواد مورد نیاز اقدام کنند، بلکه برخی نیز در جستوجوی فیلترشکن از فروشگاهی به فروشگاه دیگر میروند.
خیابانهای نارمک و شهید ثانی نیمهخلوت است؛ کیسههای نان در دست رهگذران و صفهای فشرده داروخانهها بیانگر اوضاعی است که پیش آمده است. مردم بیش از هر چیز با ندانستن آنچه در چند قدمیشان رخ میدهد، دستوپنجه نرم میکنند.
صدای مهیب صبح شنبه، نهم اسفند در تهران، شروع جنگ دوباره بود. حملاتی که تکرار همان جنگ 12روزه برای مردم بود.
کوچه و خیابانهای محله نارمک در ظهر روز نهم اسفند خلوت است و بیشتر رهگذران در حال تهیه مایحتاج و اقلام اولیه هستند. کرکره فروشگاههای زنجیرهای پایین کشیده شده و مردم در حال خرید از مغازههای سوپرمارکت هستند. حتی مردم در مغازههای نان فانتزی هم کیسههای بزرگی از نان در دست دارند. بیشتر مغازههای خیابان شهید ثانی بسته است، با این حال چند مغازه خدمات کامپیوتری شلوغ است. یکی از مشتریهای این مغازه مرد جوانی است که برای خرید فیلترشکن همچون دیگر مشتریها ایستاده: «نگاه کنید؛ همه برای خرید فیلترشکن آمدهاند. هیچکس اینترنت ندارد و اصلا از چیزی خبر نداریم، البته همین فیلترشکنها هم روی هر گوشیای جواب نمیدهد». دختر جوان دیگری که برای تهیه فیلترشکن در نوبت ایستاده، میگوید: «به هر حال شرایط خاص است و اینترنت هم قطع. حتی امکان ارتباط با یکدیگر را نداریم. جدای از آن دسترسی به اخبار هم نداریم و نمیدانیم در شهر و محله ما چه اتفاقاتی میافتد».
طرفی دیگر، داروخانهای بزرگ است. مردم برای تهیه داروهای حیاتی منتظرند تا نوبتشان شود. اما صف مادر و پدرهایی که برای خرید شیرخشک اینجا آمدهاند بیشتر است. مردی تلفن به دست گرفته و از پشت خط از کسی آدرس داروخانهای دیگر را میگیرد برای تهیه شیر خشک. در کوچههای این خیابان دست هر رهگذری، تعداد زیادی نان لواش، بربری یا تافتون دیده میشود.
جوانها و پیرمردها در بعضی نقاط خیابان دور هم حلقه زدند و در مورد جنگ و نقاطی که مورد اصابت قرار گرفته حرف میزنند.
تردد در خیابان کم و زیاد میشود، مردم با پاکتهای دارو از داروخانه بیرون میآیند، بعضی از مردم با قدمهای سریع و تند از کنار هم میگذرند. ساعت از ظهر گذشته و کرکره پایین مغازهها بیشتر شده است. با این حال همه جا حرف از جنگ است. در نخستین روز جنگ، آنچه بیش از صدای انفجارها در شهر طنین انداخته، اضطراب عمیق مردمی است که میان بیخبری و نگرانی از آینده سرگردان ماندهاند؛ صفهای طولانی نان و دارو، جستوجوی فیلترشکن برای دسترسی به اخبار و قدمهای تند و نگاههای مضطرب رهگذران، همگی نشانه جامعهای است که زیر بار استرس از شرایط قرار گرفته است. در چنین شرایطی، جنگ فقط در آسمان و خیابان جریان ندارد، بلکه در ذهن و دل شهروندانی ادامه دارد که با اضطراب چشمانتظار روشنترشدن افق پیشرو هستند.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.