نگاهی تحلیلی به آثار گونه ورزشی در سینمای ایران
جایی برای ورزش زنان نیست
به حافظه تصویریتان رجوع کنید؛ در تمام سالهایی که مخاطب سینمای ایران بودید، چه تعداد فیلم ورزشی در خاطرتان ثبت شده است؟ اصلا چه تعداد از این فیلمها اثری است که زنان در رشتههای ورزشی را به تصویر کشیده باشد؟ واقعیت این است که گونه ورزشی در سینمای ایران مهجور است. مثل باقی گونههای سینمایی که در دنیا طرفداران بسیاری دارد، اما سینمای ما گهگاه به این گونه سینمایی سرک کشیده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
به حافظه تصویریتان رجوع کنید؛ در تمام سالهایی که مخاطب سینمای ایران بودید، چه تعداد فیلم ورزشی در خاطرتان ثبت شده است؟ اصلا چه تعداد از این فیلمها اثری است که زنان در رشتههای ورزشی را به تصویر کشیده باشد؟ واقعیت این است که گونه ورزشی در سینمای ایران مهجور است. مثل باقی گونههای سینمایی که در دنیا طرفداران بسیاری دارد، اما سینمای ما گهگاه به این گونه سینمایی سرک کشیده است. اما به همین گونه نهچندان پرطرفدار در سینمای ایران میتوان از دو منظر نگاه کرد؛ فیلمهای ورزشی که یک ورزش و مناسبات آن را دستمایه روایت قصه خود قرار داده یا یک ورزشکار و زندگی حرفهای یا خصوصیاش را به تصویر کشیدهاند.
سحر عصرآزاد، منتقد صاحبنام سینمای ایران، در گفتوگو با «شرق» به فقر ژانر در سینمای ایران اشاره میکند و میگوید: «یکی از آسیبهای عدیده سینمای ایران در طول پنج دهه اخیر که این سالها بیشتر به چشم میآید و از دلایل مهم ریزش مخاطب و افت کیفی فیلمهاست، فقر ژانر و گونه سینمایی و به گفته بهتر قِلت تنوع موضوعی است که مفهوم رقابت را بهنوعی بیمعنی کرده است. معضلی که در آسیبشناسی و تحلیلهای بیحاصل مدیران و مسئولان وقت، همواره از آن یاد شده و به برنامههای مدون اتاقهای فکر عقیم برای حل آن استناد میشود. اما در روی پاشنه همیشگی میچرخد، بدون آنکه تغییری برای گرهگشایی و پیداکردن راه چاره ایجاد شود».
او میگوید: «کافی است همین امروز که سینماها به قبضه تام کمدیها، آنهم از نوع سخیف و کممایه درآمده و گاه و بیگاه به تکفیلمهای توقیفی با رویکرد اجتماعی مزین میشود (که برای اکران آبرو میخرند)، نگاهی به تنوع گونه و ژانر داشته باشیم که در واقع گمشده سینمای ایران است. در این پنج دهه، هرگاه اثری درخور تأمل از گونهای جذاب و کمتر تجربهشده، بهمثابه هوایی تازه به کالبد سینمای ایران دمید و امید را زنده کرد که بتوان با استمرار، این نهال نوپا را ریشهدار و فیلمها را واجد تنوع مضمونی کرد تا مخاطب حق انتخاب پیدا کند، آن ریشه خشکانده شد و... نقطه سر خط! سینمای ایران دوباره به فرمولهای نخنما و کهنه همیشگی که آینه تمامنمای ذهن واپسگرای تصمیمگیران بود، رجوع و شروع کرد به دستوپازدن بین کمدیهای مبتذل و سهلالوصول و اندک فیلمهای اجتماعی که رئالیسم بهترین انگ برای حذف و توقیف آنها بود؛ بیبهانه و با بهانه.
این سرگذشت تلخ و محتوم را میتوان برای فیلمهای پلیسی، موزیکال، فانتزی، اکشن، ورزشی و... نیز دنبال کرد و به نتایج مشابهی رسید. در چنین شرایطی که حتی فیلمهای ورزشی، در مفهوم عام کلمه، با وجود جذابیت بالقوه مورد بیتوجهی عامدانه قرار گرفتهاند، چهبسا پرداختن به فیلمهای ورزشی بانوان به یک شوخی تلخ شبیه باشد. حتی اگر اینگونه باشد؛ ترجیح این است که زهر این تلخی را به جان خریده و از قِلت فیلمهای ورزشی با محوریت زنان در این پنج دهه بنویسیم».
عصرآزاد افزود: «همانطورکه اشاره شد، با اینکه فیلمهای ورزشی به واسطه جذابیت بالقوه ورزش و تنوع رشتههای ورزشی همواره مخاطب گستردهای دارند، اما مواجهه سینمای ایران با آن، به شکل حداقلی و موردی در مقاطع مختلف این پنج دهه بوده است. حکایت فیلمهای ورزشی زنان از این هم بغرنجتر است؛ چراکه از این کمیت حداقلی هم پسرفت کرده و خطی کشیده بر بازنمایی حضور قهرمانان ورزش زنان و چالشهای مبتلابه آنان بر پرده نقرهای تا تعداد کم این آثار از مرز هشدار عبور کند.
کافی است نگاهی به تعداد فیلمهای ورزشی سینمای داستانی و مستند ایران در طول این پنج دهه با محوریت زنان داشته باشیم که به تعداد انگشتان دو دست هم نمیرسد! به این ترتیب از کلیگویی عبور کرده و این ادعا را با مصداق به اثبات رسانده و چرایی آن را به ذهن پویای مخاطب واگذار میکنیم».
او همچنین به تاریخچه ساخت فیلمهایی که با محوریت ورزش زنان در سینمای ایران ساخته شدهاند، اشاره کرد: «از اولین فیلمهای ورزشی ایرانی با محوریت زنان باید به «به من نگاه کن» شهرام اسدی اشاره کرد که سال 1382 ساخته شد. یعنی 25 سال، نزدیک به سه دهه، گذشت تا مدیران و تصمیمگیران سینمای ایران متوجه این جای خالی شده و به فکر ترسیم شمایل زن ورزشکار ایرانی بر پرده نقرهای بیفتند.
حضوری بهمثابه حرکت خلاف جهت جریان آب کاراکتر آیتکین، زن دونده ترکمنی که در کشوقوس حذف و سرکوب از سوی خانواده، همسر و جامعه بهعنوان یک زن، خودآموخته دویدن برای رهایی و اثبات خویشتن را آموخت.
«دیوار» محمدعلی طالبی سال 1386 با الهام از واقعیت به چالشهای یک دختر موتورسوار در دیوار مرگ پرداخت. دختر جوانی که موقعیت خانوادگی او را وارد این چالش کرد؛ اما ستاره نه از سر اجبار بلکه به واسطه علاقه، مهارت و توانایی به این ورزش-هنر پرداخت و با موانع عدیدهای که بهعنوان یک زن سر راهش قرار گرفت، مبارزه کرد و هر بار راهی جدید ساخت. «عرق سرد» سهیل بیرقی یک دهه بعد یعنی سال 1396 با الهام از ماجرایی واقعی ساخته شد. فیلم به زندگی زناشویی و حرفهای کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان پرداخت که به واسطه قوانین، حق حضور در مسابقات جهانی از او سلب شد. به این ترتیب، افروز وارد جنگ با قوانین جامعه مردسالار شد که او را از حقوق اولیه انسانی بهعنوان یک زن محروم کرد.
«سونامی» میلاد صدرعاملی سال 1397 ساخته شد. هرچند فیلم درامی با محوریت تکواندوکاران مرد بود، اما گوشهچشمی هم به حضور تیم بسکتبال بانوان در تورنمنت جهانی با پوشش اسلامی و البته مشکلات تابعیتی ورزشکاران افغان داشت. بااینحال، این خط فرعی در پیچوخمهای متعدد درام و تعدد مضامین، کمرنگ و نادیده ماند.
«لاله» اسدالله نیکنژاد سال 1399 براساس زندگی واقعی قهرمان زن اتومبیلرانی، لاله صدیق، شکل گرفت، اما فیلم در کشوقوس بودجه میلیاردی نامتعارف، وجهه غیرفرهنگی کارگردان خارجنشین، حاشیههای سیاسی پررنگتر از متن و... حتی از ترسیم چالشهای اولیه و بیرونی این قهرمان زن بازماند و به یک شکست تمامعیار تبدیل شد.
«اورکا» سحر مصیبی سال 1400 براساس زندگی الهامالسادات اصغری، شناگر ایرانی، برای ثبت رکورد گینس با دستان بسته در آبهای آزاد ساخته شد. رکوردی که هرچند با پوشش اسلامی رقم زده شد، اما از سوی مسئولان ورزش به رسمیت شناخته نشد. به گفته بهتر، فیلم بدل شد به تمثیلی از وضعیت همان قهرمان زن که با دستان بسته برای اثبات خود به جنگ امواج دریا رفت و البته هیچوقت در ایران به نمایش درنیامد».
او افزود: «بهجز این آثار داستانی که به زحمت از تعداد انگشتان یک دست فراتر میروند، از دو مستند شاخص هم باید نام برد که رویکردی قابل تأمل و منحصربهفرد به ترسیم چالشهای ورزشکاران زن این روزگار داشتند و تصویری ماندگار از آنها ثبت کردند.
«صفر تا سکو» ساخته سحر مصیبی که سال 1396 بر محور زندگی شخصی و حرفهای پرچالش خواهران منصوریان، الهه، شهربانو و سهیلا، ووشوکاران اهل سمیرم شکل گرفت که قهرمان ایران و جهان شدند.
«جایی برای فرشتهها نیست» ساخته سام کلانتری که سال 1398 ساخته شد، با روایتی جذاب از تیم ملی دختران اسکیت هاکی ایران و چالشهای حرفهای، شخصی و خانوادگی آنها برای قهرمانی آسیا که ابعاد اجتماعی گستردهای پیدا کرد.
با تکیه بر این مصادیق، قطعا سیاهنمایی نیست اگر بگوییم در سینمای ایران جایی برای بازنمایی ورزش زنان در نظر گرفته نشده و قهرمانان ورزش زنان سهم خاصی از فیلمهای سینمای ایران در این پنج دهه نداشتهاند».
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.