فعالان اقتصادی تهدید اخیر آمریکا مبنی بر اعمال تعرفه ۲۵درصدی برای تجارت با ایران را بررسی میکنند
جنگ تعرفهای
در پی تقابل ایران و آمریکا، بهتازگی دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در یکی از شبکههای اجتماعی خود خبر داد «هر کشوری که با ایران مراودات تجاری انجام دهد، تعرفه گمرکی ۲۵درصدی برای هر معامله پرداخت خواهد کرد» اما این تهدید ترامپ تا چه اندازه جدی است و چقدر میتواند اقتصاد کشور را متأثر کند؟
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: در پی تقابل ایران و آمریکا، بهتازگی دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در یکی از شبکههای اجتماعی خود خبر داد «هر کشوری که با ایران مراودات تجاری انجام دهد، تعرفه گمرکی ۲۵درصدی برای هر معامله پرداخت خواهد کرد» اما این تهدید ترامپ تا چه اندازه جدی است و چقدر میتواند اقتصاد کشور را متأثر کند؟
نگرانی برای تراز تجاری
این تهدید ترامپ به باور گروهی آنقدر جدی بود که توانست بازار نفت را اندکی تکان دهد. به طوری که پس از این اظهارنظر ترامپ، قیمت آتی نفت خام برنت در شامگاه روز سهشنبه ۲۳ دی ماه ۱۴۰۴ برابر با ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶ حدود ۱.۸ درصد افزایش یافت و با رشد بیش از یکدلارو ۱۵ سنتی به بیش از ۶۵ دلار در هر بشکه رسید که بالاترین قیمت از ماه نوامبر بوده است. با این حال گروهی هم این رشد قیمت را ناشی از نگرانیها درمورد عرضه نفت در سایر نقاط دانستند، ازجمله اینکه تولید قزاقستان با چالشهای ناشی از شرایط آبوهوایی نامساعد، تعمیرات و خسارات ناشی از حمله اوکراین به زیرساختهای روسیه مواجه است. به باور این گروه این عوامل انتظارات مربوط به افزایش عرضه نفت خام از ونزوئلا را که انتظار میرفت به صادرات بازگردد، خنثی کردهاند و در نهایت قیمت نفت بالا رفته است.
جدی بودن یا نبودن ترامپ در اعمال تصمیم جدید خود علیه تجارت و اقتصاد ایران، موضوعی است که ظاهرا اروپاییها را هم گیج و شوکه کرده است. سخنگوی اتحادیه اروپا در کنفرانس خبری اخیر خود در پاسخ به این سؤال که «ترامپ تهدید کرد که تعرفه 25درصدی علیه کشورهایی اعمال خواهد کرد که با ایران تجارت میکنند، آیا این میتواند شامل اتحادیه اروپا هم بشود؟» پاسخ داده: «در بخش تجارت، چیزی که میتوانم بگویم، این است که تا جایی که ما فهمیدهایم، هر آنچه تا این لحظه رخ داده، صرفا یک پیام در شبکههای اجتماعی بوده است؛ اگر آن پیام شبکههای اجتماعی به هر شکل به اقدام اجرائی تبدیل شود، آن وقت ما آن را بررسی میکنیم و تحلیل خود را ارائه خواهیم داد».
درواقع جهان هنوز بهدرستی نمیداند که برنامه جدید ترامپ برای فشار اقتصادی بر ایران تا چه میزان جدی و اجرائی است و چین بهعنوان بزرگترین شریک اقتصادی ایران چقدر از این تهدید تمکین میکند؟ پیشازاین در تاریخ یکم می ۲۰۲۵، رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد که هر کشور یا شخصی که حتی مقدار کمی نفت یا محصولات پتروشیمی از ایران خریداری کند، بلافاصله مشمول تحریمهای ثانویه خواهد شد. این اقدام به طور خاص چین، بزرگترین خریدار نفت ایران، را هدف قرار میداد. ترامپ تأکید کرد که چنین خریدارانی دیگر اجازه تجارت با آمریکا را نخواهند داشت.
آن زمان گزارشهای گمرکی نشان میداد که مقصد اول صادرات محصولات پتروشیمی کشور چین، هند و ترکیه است و سپس ارمنستان، تاجیکستان و عراق؛ بنابراین ایران ناچار بود نفت و مشتقات نفتی را با تخفیفهای بیشتر به مشتریانش برساند. از یک سو اسنپبک و از سوی دیگر این دست فشارهای ترامپ، عملا موجب افزایش هزینههای حمل و بیمه، کاهش قدرت چانهزنی در قیمت و اجبار به ارائه تخفیفهای درخورتوجه به خریداران آسیایی شد.
حتی متخصصان در ارائه پیشبینیهایشان به «شرق» توضیح دادند که با این اقدامات در نیمه دوم سال ۱۴۰۴، صنعت پتروشیمی ایران در نقطهای بسیار حساس قرار گرفته؛ چراکه اگرچه شبکههای غیررسمی صادراتی که طی سالهای اخیر تقویت شدهاند، امکان تداومبخشی از جریان صادرات را فراهم میکنند ولی فشارهای بانکی و بیمهای هزینههای آنان را بهشدت افزایش داده، بنابراین پیشبینی میشود میزان صادرات در ششماهه دوم سال نهایتا چهار تا هفت میلیارد دلار باشد، یعنی حدودا نصف سالهای گذشته. حالا آمریکا با تهدید جدیدی علیه ایران بازگشته است. این در حالی است که تراز تجاری کشور از سال ۱۳۹۸ به این سو دیگر مثبت نشده و در ۱۱ماهه ابتدایی سال گذشته نیز منفی بوده است. در سال 1403 تراز تجاری ۱۰میلیاردو ۲۳۰ میلیون دلار منفی بوده است و هفت کشور شامل چین، عراق، امارات متحده عربی، ترکیه، افغانستان، پاکستان و هند عمده مقاصد صادراتی کالاهای ایرانی را تشکیل میدادند.
چین با ۱۳.۸ میلیارد دلار، عراق با ۱۱.۲ میلیارد دلار، امارات متحده عربی با ۶.۶ میلیارد دلار، ترکیه با ۶.۴ میلیارد دلار، افغانستان با ۲.۲ میلیارد دلار، پاکستان با ۲.۲ میلیارد دلار و هند با ۱.۸ میلیارد دلار، هفت کشور عمده مقصد صادراتی کشورمان هستند و سه قلم عمده کالاهای صادراتی در ۱۱ماهه سال گذشته نیز شامل گاز طبیعی با ۶.۶ میلیارد دلار، پروپان مایعشده با ۳.۳ میلیارد دلار و متانول با ۲.۱ میلیارد دلار بوده است. این هفت کشور در مجموع ۸۲ درصد از وزن و ۸۳ درصد از ارزش کل صادرات غیرنفتی کشور را به خود اختصاص دادند.
در مقابل عمده واردات کشور نیز از امارات متحده عربی با ۱۹.۱ میلیارد دلار، چین با ۱۶.۶ میلیارد دلار، ترکیه با ۱۱.۱ میلیارد دلار، آلمان با ۲.۱ میلیارد دلار، هند با ۱.۴ میلیارد دلار، فدراسیون روسیه با ۱.۲ میلیارد دلار و هنگکنگ با ۱.۲ میلیارد دلار بوده است. از ماهها قبل گروهی از فعالان اقتصادی در ایران درباره افزایش فشارها بر تجارت ایران با شرکای تجاری هشدار دادهاند. برای مثال مهرماه سال جاری نایبرئیس اتاق مشترک ایران و عراق به ایسنا گفته بود که تعرفههای بالا و ممنوعیت ناگهانی ورود کالا از ایران به عراق از چالشهای اصلی تجارت با عراق شده است. به گفته او در ماههای اخیر تعرفه فولاد تا 60 درصد افزایش یافته و واردات دهها قلم کالا نیز ممنوع شده است. جهانبخش سنجابی گفته بود که اروپاییها بنا دارند به نیابت از آمریکا سهم ایران را در تجارت با عراق کاهش دهند و جای آن را با کشورهای همپیمان خود پر کنند. او هشدار داده بود که در صورت حذف عراق از بازار صادراتی ایران، تنها 54 ردیف کالایی مزیت رقابتی در بازار جهانی خواهند داشت، بنابراین از دست رفتن بازار عراق برای ایران به معنی از دست رفتن بخش بزرگی از ظرفیت صادرات غیرنفتی کشور و ارزآوری خواهد بود.
واکنش چین به تعرفه ۲۵درصدی چه خواهد بود؟
حالا و با اعمال تعرفه 25درصدی ترامپ برای شرکای تجاری ایران، باید دید آیا کشورهایی مثل چین، امارات، ترکیه و... که تجارت گستردهای با آمریکا دارند، درباره تجارت با ایران چه تصمیمی میگیرند. رضی میری، عضو سابق اتاق بازرگانی تهران، در گفتوگو با «شرق»، توضیح میدهد که چین تجارت بسیار زیادی با آمریکا دارد و احتمالا اگر با فشارهای آمریکا مجبور به انتخاب شود، تجارتش با آمریکا را در اولویت قرار خواهد داد. او میگوید: «من گمان میکنم اگر چین نتواند راهکاری پیدا کند که تجارت و معاملاتش با ایران را مخفی کند، این تعرفههای تازه در تجارت چین و ایران تأثیر بسزایی خواهد گذاشت.
البته اینکه چقدر بتوان این تجارت را پنهانی پیش برد، نیز یک موضوع دوطرفه است که هم به چین بستگی دارد، هم به آمریکا. نباید از یاد ببریم همان زمانی که آمریکا ایران را تحریم کرد و از چین میخواست که به تحریم توجه داشته باشد، روی بسیاری از خریدهای چین از ایران چشم میبست؛ یعنی اینطور نبود که اطلاع نداشته باشد که چین از ایران خرید میکند اما شاید تا حدودی موافقت کرده و پذیرفته بود که بخشی از این معامله ادامه پیدا کرده و ارتباط چین و ایران باقی بماند، بنابراین حالا هم برایند این است که نتیجه اعمال این تعرفه بستگی به این دارد که آمریکا همان موضع سهلگیرانه را ادامه دهد یا نه؟». به باور او نظر به اینکه آن نگاه با اغماض بیشتر در دولتهای دموکرات آمریکا مثل بایدن وجود داشته و این نگاه، روش دولتهای جمهوریخواه، بهویژه ترامپ که از بقیه رادیکالتر است و هیچ تصمیم محافظهکارانهای را برنمیتابد، نیست؛ حالا این نگرانی وجود دارد که آمریکا این بار چشم بر ارتباط چین و ایران نبندد و با سختگیری رودرروی ما بایستد. میری معتقد است که اگر آمریکا چنین کند، قطعا ارتباط ایران با بزرگترین شریکش یعنی چین با مشکل مواجه میشود.
این عضو سابق اتاق بازرگانی ادامه میدهد: «نظر به اینکه چین خود در ارتباط با ایران ذینفع است، همواره به دنبال تدابیری بوده تا پنهانکاری کند و تعاملاتش با ایران از چشم آمریکا دور بماند. البته که این ظاهر موضوع است و ممکن است در پشت پرده چین بر سر این موضوعات با دولتهایی مثل اوباما و بایدن توافقاتی کرده باشد و در پی این توافقات ارتباط ادامه پیدا کرده باشد. به نظر من اگر دولت آمریکا واقعا نخواهد که معاملات چین با ایران ادامه پیدا کند، دولت چین نمیتواند ادامه بدهد و در نقطهای ناچار به تمکین میشود». از نگاه او یک امکان دیگر نیز وجود دارد و آن این است که آمریکا برای اینکه نیاز چین را تأمین کند، پیشنهادهای جایگزین ایران ارائه کند، مثلا بگوید به جای خرید نفت ایران با این قیمت، نفت فلان کشور را میتوانی با همان قیمت تهیه کنی. درواقع به باور میری بین دولتهای بزرگ میتواند معاملاتی شکل بگیرد که ترسناک تلقی میشود، چراکه ممکن است کشورها شرکایشان را بهراحتی به منافعشان بفروشند. او میگوید: «نگرانی ما اکنون این است که آیا برای چینیها ایران از سایر جهات اهمیت دارد یا خیر؟
چون اگر ارتباط چین با ایران برایش صرفا جنبه بازرگانی داشته باشد، معاملاتی که اشاره کردم، بهراحتی میتواند انجام بگیرد. اما اگر ایران برای چین جنبه استراتژیک داشته باشد، ممکن است چین ضرر مالی ناشی از پرداخت تعرفه 25درصدی را بپذیرد و به ارتباطش با ایران ادامه دهد. اگر ایران از نظر سوقالجیشی برای چین اهمیت نداشته باشد، با توجه به نگاه سودمحورانه چین تا امروز، گمان نمیکنم حاضر به پرداخت زیان باشد. چون مسائل اقتصادی برای چین در اولویت است و با همین نگاه هم توانسته دومین کشور جهان باشد. با توجه به این موضوع چندان منطقی نیست که چین برای حفظ این مبلغ ناچیز تجارت با ایران، در برابر تجارت با آمریکا بایستد یا آن را از دست بدهد».
جنگ تجاری و تغییرات نظم جهان
یحیی آلاسحاق، عضو اتاق ایران، نیز در گفتوگو با «شرق» توضیح میدهد که از نگاه او ماجرای تعرفهها و فشارها و تهدیدهای آمریکا را باید فراتر از جنبه اقتصادی آن دید. او میگوید: «طبیعتا چین در وهله اول ارزیابی میکند که آیا تعاملاتش با ما در مقابل تهدیدهایی که میشود، صرفه دارد یا خیر؟ نکته دیگر این است که چین بررسی کند که آمریکا چقدر قادر است یا میخواهد این تهدیدش را عملی کند؟ چراکه آمریکا سالهاست با چین جنگ تعرفهای دارد و از تعرفه 140 درصدی شروع کرده، هر روز این عدد را تغییر داده، مذاکرات و گفتوگوهای متعددی بین دو کشور شکل گرفته؛ درواقع بحث فراتر از دعوا با ایران است. حالا مهندسی وضعیت جهان به جایی رسیده که نمیتوان جزئی و صرفا اقتصادی نگاه کرد و لازم است کل این فضا را در نظر گرفت، چون تمام اتفاقات کوچک اجزای اتفاقات بزرگی هستند که در جهان در حال رخدادن است. قدرتها در حال رویارویی هستند تا نظام جدیدی شکل دهند».
آلاسحاق میگوید: «ترامپ به دنبال این است با کارهایی مثل دخالت در موضوعات ونزوئلا، گرینلند و حتی وقایع کشور ما، جای خودش را در جهان محکم کند. حالا هم ایران را تحت فشار گذاشته تا یا مثل گذشته طرف غرب باشد یا دستکم نتواند با شرق و علیه غرب باشد. ایران همواره میخواسته نه شرقی و نه غربی باشد اما حالا آمریکا فشار میآورد تا ایران مجبور شود بالاخره به نحوی و با اتصال به گروهی خودش را حفظ کند. دراینمیان برای ما باید فقط واقعیات مدنظر باشد و تلاشهایمان فقط حفظ منافع ملی خودمان را دنبال کند. یک راه کنارآمدن با آمریکاست و راه دیگر ایستادن در مقابلش؛ ما باید راه مناسب را بر مبنای منافع ملیمان انتخاب کنیم. به یاد داشته باشیم که ما اگر قوی نایستیم، چه شرق و چه غرب میخواهد از ما فقط برای منافع خودش استفاده کند».
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.