|

گفت‌وگو با تاریخ

این روزها نشستی درباره کتاب «از کج‌خوانی تاریخ تا لج‌خوانی تاریخ‌» نوشته عبدالمحمد کاظمی‌پور با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و هنر برگزار شد. هادی خانیکی، استاد دانشگاه، با تأکید بر اهمیت خواندن این کتاب در شرایط کنونی جامعه، اظهار کرد: «مسئله اصلی این اثر، تاریخ به‌عنوان امر واکنشی و نارسایی در فهم آن است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

این روزها نشستی درباره کتاب «از کج‌خوانی تاریخ تا لج‌خوانی تاریخ‌» نوشته عبدالمحمد کاظمی‌پور با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و هنر برگزار شد. هادی خانیکی، استاد دانشگاه، با تأکید بر اهمیت خواندن این کتاب در شرایط کنونی جامعه، اظهار کرد: «مسئله اصلی این اثر، تاریخ به‌عنوان امر واکنشی و نارسایی در فهم آن است. ما در جامعه‌ای قطبی و رسانه‌ای‌شده زندگی می‌کنیم که در آن، تاریخ بیش از آنکه محل فهم باشد، به میدان نزاع و تسویه‌حساب سیاسی تبدیل شده است. این کتاب تلاشی است برای فهم ‌ما نسبت به گذشته و نقد خوانش‌های واکنشی از تاریخ. کتاب نه در پی تخریب گذشته است و نه دفاع مطلق از آن، بلکه تلاش می‌کند باب گفت‌وگو با تاریخ را باز کند. به باور من، تاریخ دیگر امری مربوط به گذشته دور نیست، بلکه به مسئله اکنون ما تبدیل شده و در بسیاری موارد به ابزاری برای داوری، سرزنش و منازعه سیاسی بدل شده است‌». وی در ادامه با اشاره به ضرورت «فهم بازاندیشانه» تاریخ‌ گفت: «مشکل ما فقدان داده تاریخی نیست، بلکه فقدان فهم بازاندیشانه از تاریخ است. تاریخ امروز به مسئله اکنون ما بدل شده و به ابزاری برای داوری، سرزنش و صف‌بندی سیاسی تبدیل شده است‌».

او با اشاره به تجربه‌های گذشته خود گفت‌: «‌من از جهان زیست چریکی به جهان زیست گفت‌وگویی رسیده‌ام. جهان زیست چریکی مبتنی بر داوری‌های دوگانه، نفی دیگری و قطعیت‌گرایی است؛ در‌حالی‌که جهان زیست گفت‌وگویی بر شنیدن، روایت و منطق استوار است‌».

‌خانیکی با اشاره به نقش رسانه‌ها، به‌ویژه رسانه‌های شبکه‌ای، توضیح داد: «منطق رسانه‌ای، به دلیل محدودیت‌های ساختاری خود، اغلب جهان زیست چریکی را تقویت می‌کند و مجال گفت‌وگوی عمیق را می‌گیرد. متن‌های کوتاه و قضاوت‌های سریع، جای تحلیل‌های تاریخی را می‌گیرند‌». خانیکی سه خطای محوری در فهم تاریخی را برشمرد و گفت: «داده‌های غلط، تحلیل‌های نادرست و زنجیره‌های معیوب استدلال، تاریخ را از عرصه فهم به میدان جدل و خشم می‌کشاند. هیچ متن تاریخی را نمی‌توان جدا از زمینه‌اش فهمید. حذف زمینه، به شخصی‌سازی تاریخ و نادیده‌گرفتن ساختارها می‌انجامد. امروز بیش از آنکه با خود تاریخ مواجه باشیم، با انگاره‌ای رسانه‌ای‌شده از گذشته روبه‌رو هستیم. پرسش اساسی این است که آیا این خوانش‌های رسانه‌ای، میدان گفت‌وگو را گسترش می‌دهند یا چرخه داوری‌های لجوجانه تاریخی را بازتولید می‌کنند؛ مخاطره‌ای که جامعه امروز ما با آن روبه‌رو است‌».

مقصود فراستخواه نیز در توضیح رویکرد این کتاب گفت: «این اثر را نباید صرفا یک کتاب دانشگاهی یا تحلیلی دانست، بلکه تلاشی آگاهانه است برای آشنایی‌زدایی از کلیشه‌های رایج در متون دانش‌پژوهانه و جامعه‌شناسانه‌. نویسنده می‌کوشد خواننده را از روایت‌های مسلطی عبور دهد که طی چند دهه گذشته، چه از سوی حاکمان و چه از سوی مخالفان، بر فضای فکری جامعه سایه انداخته‌اند‌».

این جامعه‌شناس اظهار کرد: «کتاب، علاوه بر جنبه تحلیلی، واجد یک مضمون عمیق اخلاقی است. مسئله اصلی کتاب این است که چرا ما رخدادهای پیچیده تاریخی و سیاسی را به شکل ساده و تک‌علتی روایت می‌کنیم؛ در‌حالی‌که واقعیت اجتماعی سرشار از پیچیدگی، تعارض و لایه‌های پنهان است. نویسنده عامدانه از ساده‌سازی پرهیز می‌کند تا نشان دهد فضیلت فهم در پذیرش پیچیدگی نهفته است‌».

فراستخواه با اشاره به تجربه خواندن خود گفت‌: «کتاب، خواننده را به این موضع فرامی‌خواند؛ موضعی که به‌جای داوری‌های شتاب‌زده، بر فهم زمینه‌ها و شرایط تاریخی تأکید دارد‌». او در ادامه اظهار کرد: «‌در هر دوره تاریخی، باورها و گرایش‌هایی شکل می‌گیرند که به‌ تدریج در فرهنگ زمانه طبیعی و بدیهی جلوه می‌کنند. این باورها از طریق ترجیحات جمعی تثبیت می‌شوند و مردم، اغلب ناخودآگاه، در فضاهای خیالی‌ای زندگی می‌کنند که این باورها می‌سازند. بدون گرفتن فاصله معرفتی از زمانه خود، نمی‌توان این سازوکارها را دید».

محمد رهبری از منظر دیگری به موضوع این کتاب که در نشر اگر پرداخت و توضیح داد: «در بسیاری از خوانش‌های تاریخی، نوعی کج‌خوانی وجود دارد که تمرکز آن بر دلایل است، نه علل. اگر یک پدیده تاریخی را صرفا به لجاجت فردی، نارضایتی شخصی یا عوامل روان‌شناختی فروبکاهیم، در واقع تنها به دلایل آن اشاره کرده‌ایم؛ اما در کنار این عوامل فردی، زمینه‌های ساختاری‌ای وجود دارد که چنین رفتارهایی را تقویت می‌کند و بدون توجه به آنها، تحلیل ما ناقص خواهد بود‌».

این جامعه‌شناس ‌در بخش دیگری از سخنانش، با تأکید بر نقش قدرت در روایت تاریخ اظهار کرد: «وقتی درباره تاریخ صحبت می‌کنیم، در واقع با گذشته‌ای مواجه هستیم که روایت آن می‌تواند قدرت‌ساز باشد. گروه‌هایی که در پی دستیابی به قدرت هستند، تلاش می‌کنند روایت خاص خودشان را از گذشته ارائه دهند تا مشروعیت قدرت‌یابی‌شان را فراهم کنند. به همین دلیل، تاریخ همواره محل نزاع و رقابت گروه‌های سیاسی بوده است. به یک معنا می‌توان گفت تاریخ هم رسانه‌ای یا حتی «توییتری» شده؛ همان‌طور که سیاست در ایران قطبی‌تر، پوپولیستی‌تر، رادیکال‌تر و فردی‌تر شده است‌‌».

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.