وقتی آموزش مانع رشد میشود
تحولات شتابان فناوری اطلاعات، گسترش رسانهها و درهمتنیدگی جوامع باعث شده است بسیاری از مفاهیم کلاسیک اجتماعی، از جمله شهروندی و آموزش، دچار تغییر شوند. در چنین فضایی، شهروندی دیگر تنها به مرزهای جغرافیایی یک کشور محدود نیست و مفاهیمی مانند شهروندی جهانی اهمیت یافتهاند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
تحولات شتابان فناوری اطلاعات، گسترش رسانهها و درهمتنیدگی جوامع باعث شده است بسیاری از مفاهیم کلاسیک اجتماعی، از جمله شهروندی و آموزش، دچار تغییر شوند. در چنین فضایی، شهروندی دیگر تنها به مرزهای جغرافیایی یک کشور محدود نیست و مفاهیمی مانند شهروندی جهانی اهمیت یافتهاند. این تغییرات، نظامهای آموزشی را با پرسشهای تازهای روبهرو کرده است؛ از جمله اینکه آموزش و تربیت چگونه باید خود را با جهانی متکثر، شبکهای و پر از دیدگاههای متنوع هماهنگ کند. آموزش شهروندی، اخلاق اجتماعی و مسئولیتپذیری فردی در این شرایط دیگر صرفا انتقال دانش نیست، بلکه آمادهسازی افراد برای زندگی در جهانی پیچیده و بههمپیوسته به شمار میرود. به همین دلیل، بازنگری در اهداف، محتوا و شیوههای آموزشی به یک ضرورت تبدیل شده است.از سوی دیگر، پسامدرنیسم بهعنوان جریانی فکری که از دل نقد مدرنیته شکل گرفته، بسیاری از بنیانهای فکری و ارزشی آموزش مدرن را به چالش میکشد. این دیدگاه بر این باور است که نظامهای آموزشی مدرن در پاسخگویی به نیازهای متنوع انسانی دچار بحران شدهاند. در نگاه پسامدرن، تأکید بیش از حد بر قطعیت، برنامههای از پیش تعیینشده و ارزشهای ثابت میتواند مانع رشد خلاقیت، تفکر انتقادی و توجه به تفاوتهای فردی شود. به همین دلیل، تربیت در این رویکرد بیشتر بهعنوان فرایندی باز، گفتوگومحور و وابسته به زمینههای فرهنگی و اجتماعی در نظر گرفته میشود. پرداختن به این دیدگاهها برای جوامعی مانند ایران که دارای پیشینه فرهنگی و دینی خاص هستند، اهمیت دوچندان دارد. ایسنا گزارشی از یک تحقیق دانشگاهی منتشر کرده است که طبق یافتههای پژوهشگرانش شناخت آموزههای تربیتی پسامدرن، چه از نظر نقاط قوت و چه از نظر کاستیها، میتواند به افزایش آگاهی مربیان و دانشآموزان کمک کند. این آگاهی، آنها را برای مواجهه آگاهانهتر با جریانهای فکری جدید آماده میسازد و مانع از پذیرش یا رد شتابزده این دیدگاهها میشود. به بیان ساده، نتیجه پژوهش نشان میدهد که پسامدرنیسم میتواند ابزاری برای نقد و اصلاح باشد، اما نباید بدون توجه به زمینه فرهنگی و ارزشی هر جامعه به کار گرفته شود. این پژوهش بهطور مفصل به دیدگاههای پسامدرنیستها درباره ارزشها، معرفت و تربیت پرداخته است. این دیدگاهها معمولا بر آزادیهای فردی، گفتوگو، توجه به تفاوتهای فردی و مسائل اجتماعی و سیاسی تأکید دارند و نسبت به الگوهای ثابت و مرجعیتهای سنتی موضعی انتقادی اتخاذ میکنند. در عین حال، مطالعه فوق یادآور میشود که این رویکرد در حوزههایی مانند معرفتشناسی و انسانشناسی با چالشها و تناقضاتی روبهروست که با فرهنگ دینی و تربیت اسلامی در ایران همخوانی ندارد. با این حال، محققان این پژوهش معتقدند آشنایی نقادانه با این آموزهها میتواند به غنای فکری مربیان و سیاستگذاران آموزشی کمک کند. شناخت نقاط قوتی مانند تأکید بر نقد، رواداری و توجه به اقلیتها در کنار آگاهی از نقاط ضعف، زمینهساز تصمیمگیری آگاهانهتر در حوزه تعلیم و تربیت خواهد بود.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.