تلاش جدید قطر برای میانجیگری میان ایران و آمریکا در شرایط بحرانی:
مذاکره؟ شاید وقتی دیگر
روابط ایران و آمریکا در سالهای اخیر به یکی از پیچیدهترین و بحرانیترین پروندههای دیپلماتیک در سطح جهانی تبدیل شده است. از زمانی که ایالات متحده تصمیم به خروج از توافق هستهای برجام گرفت، تنشها میان دو کشور بهشدت افزایش یافته و بهویژه در سالهای اخیر، پس از حملات نظامی و تهدیدات سیاسی، این روابط به یکی از محورهای اصلی بحرانهای بینالمللی تبدیل شده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
روابط ایران و آمریکا در سالهای اخیر به یکی از پیچیدهترین و بحرانیترین پروندههای دیپلماتیک در سطح جهانی تبدیل شده است. از زمانی که ایالات متحده تصمیم به خروج از توافق هستهای برجام گرفت، تنشها میان دو کشور بهشدت افزایش یافته و بهویژه در سالهای اخیر، پس از حملات نظامی و تهدیدات سیاسی، این روابط به یکی از محورهای اصلی بحرانهای بینالمللی تبدیل شده است. آمریکا و اسرائیل نهتنها بهطور مستقیم از اقدامات نظامی علیه ایران حمایت کردهاند و جنگ 12روزه را رقم زدند، بلکه در رویکردهای سیاسی خود نیز همواره از معترضان ایرانی، بهویژه در جریان ناآرامیهای داخلی ایران، حمایت کردهاند. این حمایتها بهویژه در روزهای اخیر و در زمانی که اعتراضات مردمی شدت یافت، باعث تشدید بحران و ایجاد فضایی بسیار متشنج در روابط بین دو کشور شد. حمایتهای علنی ایالات متحده از معترضان ایرانی و اقدامات امنیتی آنها برای فشار به ایران، روابط دو کشور را به نقطه بحران کشانده و فضای دیپلماتیک موجود را بیش از پیش پیچیده و حساس کرد.
این رویکردها نهتنها موجب تیرهترشدن روابط میان تهران و واشنگتن شده، بلکه حتی کشورهای منطقه نیز در این درگیریها و تنشها وارد شدهاند. با وجود این شرایط دشوار، برخی کشورها، از جمله قطر، بهطور پیوسته بر این باورند که هنوز فضا برای دیپلماسی و حل بحران از طریق گفتوگو وجود دارد. قطر که خود در گذشته نقش میانجیگری در تعاملات ایران و آمریکا ایفا کرده است، همواره اظهار کرده که ممکن است با ادامه دیپلماسی، راهی برای کاهش تنشها و حل مسائل موجود پیدا شود. با این حال، واقعیت این است که بهرغم این تلاشها، تمایلی جدی از سوی هر دو طرف برای بازگشت به میز مذاکره مشاهده نمیشود. ایران همچنان بر شروط خود درباره اعتمادسازی و بازگشت به توافقات هستهای تأکید دارد و آمریکا نیز به دلیل عدم تغییر در سیاستهای خود، بهویژه تأکید بر غنیسازی صفر، تقلیل توان موشکی ایران و ادامه تهدیدات نظامی و حمایت از معترضان، عملا زمینه را برای هرگونه گفتوگو غیرممکن کرده است. در این شرایط، بهنظر میرسد هرچند برخی تلاشها برای بازگشت به مذاکره ادامه دارد، اما احتمال آغاز یک گفتوگوی جدی و سازنده بین ایران و آمریکا در آیندهای نزدیک بسیار کم به نظر میرسد.
تلاش قطر برای میانجیگری در روابط ایران و آمریکا
قطر که پیشتر نیز نقش میانجیگر در روابط ایران و آمریکا را ایفا کرده، در شرایط کنونی نیز خواستار بازگشت طرفین به مذاکرات است. محمد بنعبدالرحمن آلثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، دیروز اعلام کرده کشورش در تلاش است ایران و آمریکا را به مذاکرات جدی و پشت میز بیاورد. او تأکید کرد این مذاکرات میتواند به توافقی منجر شود که برای هر دو طرف و منطقه مفید باشد. اما واقعیت این است که این تلاشها تا به امروز تأثیر چندانی در کاهش تنشها و نزدیکترکردن دو طرف به مذاکره نداشته است.
مذاکرات غیرمستقیم قبلی، که در سال جاری و به وساطت عمان صورت گرفت، نتوانست به نتیجهای ملموس و پایدار دست یابد و با حمله نظامی به ایران پایان گرفت. در این میان، ایران به دلیل مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی، بهویژه پس از حمله به تأسیسات هستهای خود، ترجیح داده مذاکرات را به حالت تعلیق درآورد. حملات نظامی و جنگ ۱۲روزه، که در جریان آن مراکز هستهای ایران هدف حملات اسرائیل و سپس آمریکا قرار گرفت، عملا موجب تعطیلی مذاکرات و تصویب قوانین جدید در ایران شد که از سرگیری همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را مشروط به برطرفشدن برخی شرایط دانست.
بیاعتمادی متقابل و نگاه استراتژیک ایران
یکی از بزرگترین چالشها در راه مذاکره، عدم اعتماد متقابل است. ایران و آمریکا در طول سالها بهشدت نسبت به هم بیاعتماد شدهاند. حملات اخیر آمریکا به تأسیسات هستهای ایران و تهدیدات پیدرپی مقامهای آمریکایی به اقدام نظامی علیه ایران، نشاندهنده این است که هرگونه مذاکرات در سایه چنین تهدیدات و رفتارهای خصمانه، نمیتواند مبنای جدی و معتبری برای حل بحرانها باشد. در داخل ایران، مسئولان ارشد کشور همچنان بر این باورند که مذاکره با آمریکا نیازمند شرایط و اعتمادسازی قابل توجهی است. بهتازگی کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران، بهصراحت اعلام کرده جمهوری اسلامی ایران هیچگاه با اصل مذاکره مخالف نبوده است، اما این مذاکرات باید «شرافتمندانه» و «عزتمندانه» باشند و نه به هر قیمتی. او تأکید کرد شرایط فعلی، با توجه به تاریخچه روابط خصمانه میان ایران و آمریکا، شرایط مناسبی برای مذاکره ایجاد نمیکند. غریبآبادی همچنین گفت تحریمهای اقتصادی و فشارهای بینالمللی باعث شده ایران نیازمند استفاده از تمام ظرفیتهای داخلی برای «خنثیسازی تحریمها» باشد. ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی هم گفت: طبق گزارش وزیر امور خارجه، جمهوری اسلامی ایران در شرایط فعلی هیچ مذاکرهای با آمریکاییها ندارد، البته اگر تشخیص نظام در مذاکره باشد، این موضوع انجام خواهد شد.
در این راستا، مذاکرات برای رفع تحریمها همچنان یکی از اهداف دولت ایران است، اما نه در شرایطی که آمریکا همچنان به تهدید و فشار ادامه دهد. به عبارت دیگر، برای ایران، مذاکره باید در قالب احترام متقابل و منافع دو طرف صورت گیرد، نه از موضع تحمیل.
ناکامی دیپلماسی و «خیانت به دیپلماسی»
در سوی دیگر، آمریکا نیز تا به امروز در سیاستهای خود نسبت به ایران تغییرات اساسی نداشته است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پس از حمله به تأسیسات هستهای ایران، بهطور علنی اظهار داشت برنامه هستهای ایران در این حملات نابود شده است و هشدار داد اگر ایران دوباره به برنامه هستهای خود ادامه دهد، آمریکا مجددا به این کشور حمله خواهد کرد. چنین رویکردی از سوی آمریکا نشان میدهد تمایلی جدی به بازگشت به مذاکره در شرایط فعلی وجود ندارد. سیاستهایی که بر اساس فشار حداکثری و تهدید نظامی طراحی شدهاند، هرگونه امکان مذاکره و توافق را با چالشهای جدی روبهرو میکنند. علاوه بر این، تغییرات سیاسی داخلی در آمریکا نیز نشان میدهند شاید دولت جدید این کشور، که با چالشهای داخلی و سیاستهای خارجی متعدد مواجه است، انگیزه و تمایل زیادی به مذاکره با ایران نداشته باشد. حملات نظامی آمریکا به ایران در میانه مذاکرات، بهویژه حمله به پایگاههای هستهای، باعث شده ایران از این حملات به عنوان «خیانت به دیپلماسی» یاد کند. این حملات، به باور مقامات ایرانی، بهویژه پس از آنکه مذاکرات به وضعیت تعلیق درآمد، به معنای نادیدهگرفتن اصول دیپلماسی و اصول توافقات بینالمللی بود. ایران بهویژه پس از وقوع این حملات، بهطور مداوم تأکید کرده شرایط بعد از جنگ و پس از تحولات جدید در روابط بینالملل تغییر کرده و بدون اعتمادسازی قابل توجه از سوی آمریکا، بازگشت به مذاکرات تقریبا غیرممکن است. این امر باعث شد رویکردهای جدیدتری در سطح سیاست داخلی ایران به وجود آید که بیشتر به خنثیسازی تحریمها و کاهش وابستگی به خارج متمرکز است.
احتمال مذاکره بسیار کم است
در تحلیل راهبردی وضعیت کنونی روابط ایران و آمریکا، میتوان گفت بحرانهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی میان دو کشور به نقطهای رسیده است که هرگونه مذاکره جدی در کوتاهمدت بعید به نظر میرسد. بیاعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن، بهویژه پس از خروج یکجانبه آمریکا از توافق هستهای برجام و فشارهای اقتصادی و نظامی آمریکا علیه ایران، فضایی خصمانه و دشوار برای هرگونه گفتوگو ایجاد کرده است. حمایتهای آمریکا و اسرائیل از معترضان ایرانی و ادامه تهدیدات نظامی، بیشتر به تشدید این بحران دامن زده است، به طوری که احتمال هرگونه همکاری دیپلماتیک یا سازش را بهشدت کاهش داده است. در این میان، برخی کشورها همچون قطر به دنبال میانجیگری و یافتن راهحلهای دیپلماتیک برای کاهش تنشها هستند.
قطر که پیشتر نیز نقشی در تسهیل مذاکرات ایران و آمریکا ایفا کرده، همچنان بر این باور است که دیپلماسی میتواند راهی برای حل بحران پیدا کند. با این حال، بررسی شرایط کنونی نشان میدهد دو طرف اصلی، یعنی ایران و آمریکا، تمایلی جدی به بازگشت به میز مذاکره ندارند. ایران خواستار اعتمادسازی و رفع برخی تحریمها پیش از هرگونه مذاکره است، در حالی که آمریکا همچنان سیاست فشار حداکثری را دنبال میکند و بر اساس تجربیات گذشته، تمایلی به تغییر رویکرد خود ندارد. در نهایت، با توجه به شرایط موجود و ارزیابیهای راهبردی، به نظر میرسد تا زمانی که سیاستهای بنیادین هر دو کشور تغییر نکند، احتمال موفقیت در مذاکرات و بازگشت به توافقهای قبلی، بسیار کم خواهد بود. دیپلماسی باید در فضایی عاری از تهدیدات و فشارها انجام شود که در حال حاضر، چنین شرایطی در روابط ایران و آمریکا مشاهده نمیشود.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.