|

پیام‌هایی که به مقصد نمی‌رسند

در عصر دیجیتال، اینترنت دیگر یک رسانه ساده نیست. بلکه به زیرساختی حیاتی برای اقتصاد، جامعه و محیط ‌زیست بهتر تبدیل شده است. کیفیت دسترسی به اینترنت مستقیم بر مصرف انرژی شبکه، تردد شهری، انتشار کربن و حجم پسماند دیجیتال اثر می‌گذارد، اما فیلترینگ گسترده در ایران، برخلاف تجربه جهانی که بر تنظیم‌‌گری هدفمند و حذف محتوای مجرمانه تمرکز دارد، به مسدودسازی سراسری پلتفرم‌ها و محدودکردن دسترسی کاربران منجر شده است.

پیام‌هایی که به مقصد نمی‌رسند

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

سعید نبی -  مستندساز

 

در عصر دیجیتال، اینترنت دیگر یک رسانه ساده نیست. بلکه به زیرساختی حیاتی برای اقتصاد، جامعه و محیط ‌زیست بهتر تبدیل شده است. کیفیت دسترسی به اینترنت مستقیم بر مصرف انرژی شبکه، تردد شهری، انتشار کربن و حجم پسماند دیجیتال اثر می‌گذارد، اما فیلترینگ گسترده در ایران، برخلاف تجربه جهانی که بر تنظیم‌‌گری هدفمند و حذف محتوای مجرمانه تمرکز دارد، به مسدودسازی سراسری پلتفرم‌ها و محدودکردن دسترسی کاربران منجر شده است. بیش از ۴.۲ میلیارد نفر در کشورهایی مانند روسیه، هند، ترکیه، پاکستان، چین و بخش‌هایی از آفریقا تحت محدودیت‌‌های شدید اینترنتی زندگی می‌‌کنند. تجربه این کشورها نشان می‌داده انسداد سراسری و غیرهوشمند، نه تقاضا را حذف می‌کند و نه فعالیت را متوقف.

بلکه آن را به مسیرهای غیررسمی، پرمصرف و کم‌‌بازده منتقل می‌کند. چین با جمعیتی حدود 1.5 میلیارد نفر، نمونه‌ای متفاوت است، محدودیت‌‌ها هدفمند و دقیق هستند و کاربران با خدمات داخلی قدرتمند که مورد اعتماد مردم هستند تمام نیازهای روزمره خود را پوشش می‌دهند، در نتیجه فشار اقتصادی و اجتماعی محدودیت‌‌ها برای مردم کمتر است، اما به نظر کارشناسان و حتی مدیران دولتی فیلترینگ سراسری ایران نه‌تنها اثربخشی قابل توجهی در کاهش جرایم اینترنتی نداشته، بلکه با ایجاد اختلال در کسب‌ وکارهای اینترنتی، رشد بازار VPN و تشدید هزینه‌‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی، به یک سیاست مبهم تبدیل شده است.

طبق برخی آمار منتشرشده ایران حدود ۴۷۰ هزار کسب‌وکار آنلاین دارد که نزدیک به ۴۰ درصد آنها برای فروش به شبکه‌های اجتماعی وابسته‌اند و ۶۴ درصد کسب‌وکارهای فعال در اینستاگرام توسط زنان اداره می‌‌شوند. پس از فیلترینگ، حدود سه‌چهارم کسب‌‌وکارهای اینترنتی کاهش فروش شدید را تجربه کردند. بیش از ۴۰۰ هزار کسب‌‌وکار تعطیل یا به‌شدت تضعیف شده‌اند. این معادل تهدید بخشی از بازار کار کشور است و باعث بازگشت اجباری به اشتغال سنتی، افزایش تردد شهری و مصرف سوخت شده است. برآوردها نشان می‌‌دهد خسارت اقتصادی فیلترینگ به اقتصاد دیجیتال ایران حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان بوده است. این اعداد صرفا زیان مالی نیستند، بلکه نشان‌دهنده کاهش بهره‌‌وری بخش کم‌‌کربن اقتصاد و جایگزینی آن با فعالیت‌‌های پرمصرف‌‌تر و آلاینده‌‌تر است.

مطالعات تطبیقی در کشورهای مشابه ایران، نشان می‌‌دهد که فیلترینگ اینترنت می‌‌تواند پنج تا ۱۵ درصد مصرف انرژی شبکه، هشت تا ۲۰ درصد مصرف برق دیتاسنترها و ۲۵ تا ۴۰ درصد ترافیک زائد دیجیتال را افزایش دهد. این افزایش ترافیک عمدتا ناشی از استفاده گسترده از VPN، رمزگذاری چندلایه و انحراف مسیر داده‌‌هاست و به رشد ۵ تا ۱۰ درصدی ردپای کربن زیرساخت دیجیتال منجر می‌‌شود. در ایران، به‌دلیل راندمان پایین دیتاسنترها و ضعف بهینه‌‌سازی انرژی، این اثرات حتی شدیدتر هستند. پیامدها به فضای دیجیتال محدود نمی‌شود. منطبق با برخی آمارها در دوره‌‌های اختلال اینترنت، تردد شهری پنج تا ۹ درصد و مصرف سوخت سه تا شش درصد افزایش یافته است و این روند به رشد تا سه درصدی انتشار دی‌‌اکسیدکربن در مناطق شهری انجامیده است. به بیان ساده، تضعیف اقتصاد دیجیتال کم‌کربن، شهر را دوباره به سمت فعالیت‌های حضوری پرمصرف سوق داده و بحران آلودگی هوا و انرژی را تشدید می‌کند.

بازار فیلترشکن‌‌ها حلقه تکمیلی این چرخه است. استفاده از VPN در ایران نه‌تنها مصرف انرژی مسیرهای داده را افزایش داده، بلکه به شکل‌‌گیری بازاری غیررسمی، مبهم در منافع و درآمدزایی، بدون نظارت و استانداردهای محیط ‌زیستی منجر شده است. پیامد آن، افزایش هفت تا ۱۰ درصدی پسماند دیجیتال است. تجهیزاتی کم‌‌عمر و غیربهینه که به زباله الکترونیکی تبدیل شده و مدیریت آن خود یک بحران محیط‌ زیستی مستقل است. فشار اقتصادی و ناامنی شغلی، خانواده‌‌ها را به سمت خرید تجهیزات ارزان و کم‌‌کیفیت سوق داده و حجم زباله‌های الکترونیکی را افزایش  داده است.

اقتصاد دیجیتال در کشورهایی مانند چین با سهم حدود ۳۸ درصد از GDP به یکی از پایه‌‌های اصلی رشد اقتصادی و اشتغال تبدیل شده است. طبق برخی از آمارها سهم اقتصاد دیجیتال ایران از GDP بسیار پایین بوده و ارزشی معادل ۲۰ تا ۲۸ میلیارد دلار دارد.

تحلیل اقتصاد سیاسی برخی متخصصان نشان می‌‌دهد اینترنت در ایران نه‌تنها کارکرد محیط زیستی خود را نداشته بلکه با فیلترینگ بیش از هر چیز پشتیبان نهادی و سیاسی برای عده‌ای از مدیران اجرایی ایجاد کرده که با اعمال محدودیت، سعی در کنترل جریان اطلاعات داشته‌اند و قدرت نهادی بخشی خود را تثبیت می‌‌کنند، درحالی‌که هزینه‌های زیست‌‌محیطی این تصمیم به جامعه و طبیعت تحمیل می‌شود.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.