دشت، پیش از فراموشی
بازخوانی جایگاه چاپ در هنر معاصر ایران به بهانه نمایشگاهی در گالری اعتماد
در سالهای اخیر، آثار چاپی بار دیگر به کانون توجه هنرهای تجسمی ایران بازگشتهاند؛ توجهی که هم در افزایش برگزاری نمایشگاههای تخصصی چاپ مشهود است و هم در استقبال مخاطبان و گرایش روزافزون هنرمندان به تولید اثر در این مدیوم.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
ترانه سلطانی
بازگشت چاپ به صحنه هنر معاصر ایران
در سالهای اخیر، آثار چاپی بار دیگر به کانون توجه هنرهای تجسمی ایران بازگشتهاند؛ توجهی که هم در افزایش برگزاری نمایشگاههای تخصصی چاپ مشهود است و هم در استقبال مخاطبان و گرایش روزافزون هنرمندان به تولید اثر در این مدیوم. نمایشگاه «دشت، پیش از فراموشی» که جمعه پنجم دیماه به انتخاب فؤاد شریفی در گالری اعتماد افتتاح شد، نمونهای شاخص از این اقبال تازه است؛ نمایشگاهی که آثار چاپ چهار هنرمند برجسته آیدین آغداشلو، فریدون آو، فرح اصولی و نیکزاد نجومی را در کنار یکدیگر قرار داده است.
اقتصاد، دسترسی و اصالت؛ چرا چاپ دوباره مهم شده است؟
رونق دوباره چاپ را میتوان از زوایای مختلفی بررسی کرد. شاید نخستین عامل، شرایط اقتصادی و افزایش قیمت آثار هنری باشد. چاپ این امکان را فراهم میکند که مخاطب با هزینهای بهمراتب کمتر، صاحب اثری از هنرمند محبوب یا اثر مورد علاقه خود شود؛ اثری که در عین حال از اعتبار هنری، اصالت و پیوند مستقیم با ایده، دست و کنش هنرمند برخوردار است. برخلاف تصور عمومی، چاپ صرفا نسخهای مکانیکی یا بازتولیدی نیست، بلکه حامل همان نفس خلاقه و اندیشه هنرمند است که در قالب تکنیکی متفاوت و دستی تجلی مییابد.
از پیکاسو تا وارهول؛ چاپ و شکلگیری بازار هنر
در مقالهای از آرتنیوز به پرفروشترین آثار سال ۲۰۲۵ اشاره شده است که آثار پیکاسو اغلب به عنوان شاخص قیمت بازار هنر عمل میکنند. این نکته را میتوان بهروشنی به مدیوم چاپ نیز تعمیم داد. چاپهای پیکاسو از چند بُعد اهمیت تاریخی و اقتصادی دارند؛ تقاضای بالای بازار برای داشتن اثر از این هنرمند، او را به استفاده از چاپ به عنوان راهی برای گسترش تولید آثار سوق داد و از سوی دیگر، چاپ امکان دسترسی مخاطبانی را فراهم کرد که توانایی خرید نقاشیهای یگانه او را نداشتند. بعدها استفاده هوشمندانه اندی وارهول از تکنیکهای چاپ، بهویژه سیلکاسکرین، بار دیگر این مدیوم را به یکی از مهمترین بسترهای هنر معاصر بدل کرد و جایگاه آن را از حاشیه به متن بازگرداند.
سیلکاسکرین؛ تکنیکی میان دقت، تکرار و مداخله
مدیوم چاپ از نظر تکنیکی تنوع گستردهای دارد؛ از لینوکات و لیتوگرافی گرفته تا اچینگ، آکواتینت و سیلکاسکرین. انتخاب هریک از این تکنیکها به دغدغههای فرمی، مفهومی و اجرائی هنرمند وابسته است. در نمایشگاه «دشت، پیش از فراموشی»، تمامی آثار با تکنیک سیلکاسکرین اجرا شدهاند. سیلکاسکرین یا چاپ سیلک، روشی است که در آن تصویر از طریق توریای با منافذ ریز که در گذشته از ابریشم ساخته میشد، به سطح چاپ منتقل میشود. در این تکنیک، بخشهایی از توری که نباید رنگ از آن عبور کند، مسدود میشود و رنگ فقط از نواحی باز به کاغذ یا سطح چاپشونده منتقل میشود. این روش امکان اجرای چاپهای تکرنگ و چندرنگ بر روی مواد مختلف را فراهم میکند و به دلیل ظرفیتهای بصری و اجرائیاش، همواره مورد توجه هنرمندان بوده است.
چهار نگاه: رخدادی کیوریتوریال فراتر از تکنیک
آنچه فؤاد شریفی در این نمایشگاه رقم زده، فراتر از نمایش توانمندیهای تکنیکی و اجرائی چاپ است. کنار هم قرارگرفتن چهار هنرمند با جهانهای بصری و رویکردهای متفاوت، خود یک رخداد مهم کیوریتوریال محسوب میشود. آیدین آغداشلو این بار علاوه بر پرترههای همیشگی، دو رویکرد رنگی را در آثار چاپی خود پیش میبرد؛ چاپهایی با رنگبندی آشنا و نمونههایی با رنگهایی متفاوت که فاصلهای آگاهانه با نقاشیهایش ایجاد میکنند و رویکردی تازه را نشان میدهد. علاوه بر این، هنرمند با استفاده از گواش روی آثار چاپشده مداخله کرده و آنها را به سمت میکسمدیا سوق داده است؛ اقدامی که باعث منحصربهفردشدن آثار و خروج آنها از حالت ادیشن به سوی تکادیشن میشود. فریدون آو با آثار آبسترهای حضور دارد که در آنها عمدا روی چاپها کار شده و نتیجه، آثاری یگانه و شخصی است. فرح اصولی با مجموعه «گذر از تاریخ» روایتگر پیوند گذشته و حال است و نیکزاد نجومی با فیگورهای شناختهشده مردان کتوشلوارپوش خود، نگاه انتقادی و همیشگیاش به قدرت و ساختارهای اجتماعی را ادامه میدهد. اهمیت حضور این چهار هنرمند در کنار یکدیگر را میتوان از چند منظر بررسی کرد: نخست، تثبیت چاپ به عنوان بستری جدی برای خلق اثر توسط هنرمندان بزرگ؛ دوم، مواجهه مخاطب با ظرفیتها، قدرت و حتی مرزهای سیال و نامحدود این تکنیک؛ و سوم، فراهمشدن امکان انتخاب و تملک اثری از هنرمندانی که معمولا قیمت آثارشان دستنیافتنی است. تکادیشنبودن بسیاری از این آثار، در عین استفاده از مدیوم چاپ، مفهوم یگانگی و ارزش هنری را حفظ میکند. در نهایت، چاپ میتواند نقطه آغاز مسیر مجموعهداری باشد؛ مدیومی که هم از نظر تاریخی و هم از نظر معاصر، جایگاهی مستقل و معتبر در هنر دارد. نمایشگاه «دشت، پیش از فراموشی» یادآور این نکته است که چاپ نه جایگزینی کماهمیت، بلکه امکانی گسترده برای تجربه، خلاقیت و تداوم زیست هنری آثار است.
چرا «دشت، پیش از فراموشی»؟
در نگاه نخست، کنار هم قرارگرفتن آیدین آغداشلو، فریدون آو، فرح اصولی و نیکزاد نجومی ممکن است نامتجانس به نظر برسد؛ چهار هنرمند با زبانهای بصری و دغدغههایی متفاوت. اما به گفته فؤاد شریفی، کیوریتور نمایشگاه، این همنشینی نه براساس شباهتهای صوری، بلکه بر پایه یک پیوند عمیق مفهومی شکل گرفته است؛ پیوندی که با دقت در آثار، خود را آشکار میکند. در پسزمینه پرترههای آیدین آغداشلو، طبیعتی حضور دارد که سوخته، زخمی و در آستانه نابودی است؛ طبیعتی که دیگر صرفا بستر تصویر نیست، بلکه حامل حافظهای مخدوش و ازدسترفته است. در آثار فرح اصولی، این تخریب به گذشتهای تاریخی بازمیگردد؛ طبیعت در زمان هجوم مغول، آغشته به خون، ویرانی و گسست؛ جایی که تاریخ، طبیعت و بدن در هم فرو میریزند. در سوی دیگر، آبسترههای فریدون آو، برخلاف ظاهر انتزاعیشان، فاقد هرگونه شادابی تزیینیاند؛ گلهایی که بیشتر نشانهای از زوال هستند تا طراوت و رد نابودی در بافت و رنگ آنها رسوب کرده است. نیکزاد نجومی نیز مطابق دغدغه همیشگیاش، به بازخوانی طبیعتی میپردازد که نظم سلسلهمراتبیاش به دست انسان مدرن برهم خورده؛ طبیعتی که دیگر مستقل نیست و تحت سلطه کنشهای انسانی قرار گرفته است. از این منظر، «دشت، پیش از فراموشی» نه صرفا عنوان یک نمایشگاه، بلکه نوعی هشدار و دعوت است؛ دعوتی به بازنگری در نسبت خود با طبیعت، پیش از آنکه این همنشینی دیرینه بهطور کامل محو شود. چاپ، به عنوان مدیومی که ذاتا با مفهوم حافظه، تکرار و ثبت در پیوند است، در این نمایشگاه نقشی دوگانه مییابد؛ هم ثبتکننده این زوال است و هم تلاشی برای بهتعویق انداختن فراموشی. دشت، در اینجا نه یک مکان جغرافیایی، بلکه استعارهای است از فضایی مشترک میان تاریخ، طبیعت و انسان؛ فضایی که هنوز میتوان آن را دید، پیش از آنکه فقط در خاطرهها باقی بماند.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.