|

معیشت در میدان واقعیت

واشنگتن و بازی‌های تکراری قدرت

در شرایطی که فشارهای اقتصادی، زندگی روزمره مردم را تحت‌ تأثیر قرار داده، نگاه‌ها به یک نکته کلیدی معطوف شده است؛ اینکه صدای مطالبات اجتماعی نباید در هیاهوی سناریوهای آشنا و مداخلات بیرونی گم شود؛ سناریوهایی که بار دیگر نام واشنگتن را به صدر تحلیل‌ها آورده است.

نیروانا مهرآیین - فعال صلح در خاورمیانه :  در شرایطی که فشارهای اقتصادی، زندگی روزمره مردم را تحت‌ تأثیر قرار داده، نگاه‌ها به یک نکته کلیدی معطوف شده است؛ اینکه صدای مطالبات اجتماعی نباید در هیاهوی سناریوهای آشنا و مداخلات بیرونی گم شود؛ سناریوهایی که بار دیگر نام واشنگتن را به صدر تحلیل‌ها آورده است.

در ماه‌ها و هفته‌های گذشته، گرانی کالاهای اساسی، کاهش قدرت خرید و دشواری‌های معیشتی، بخش‌هایی از جامعه را با چالش‌های جدی مواجه کرده و نارضایتی‌هایی را در سطح افکار عمومی پدید آورده است. بسیاری از کارشناسان اقتصادی بر این باورند که فشارهای ناشی از تورم، تحریم‌های طولانی‌مدت و شرایط ناپایدار اقتصاد جهانی، تأثیر مستقیم بر زندگی روزمره مردم گذاشته و همین مسئله، زمینه بروز اعتراضات اقتصادی را فراهم کرده است. در این چارچوب، طرح مطالبات معیشتی و انتقاد از وضعیت اقتصادی، امری قابل درک و برخاسته از نیازهای واقعی جامعه تلقی می‌شود.

با این حال، هم‌زمان با طرح این مطالبات، تحلیلگران مسائل سیاسی و منطقه‌ای بر ضرورت تفکیک میان خواسته‌های داخلی مردم و تلاش‌های بیرونی برای جهت‌دهی به این فضا تأکید می‌کنند. به اعتقاد این تحلیلگران، تجربه تاریخی در خاورمیانه و دیگر مناطق جهان نشان داده است که قدرت‌های خارجی، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا، بارها کوشیده‌اند نارضایتی‌های اجتماعی را به اهرمی برای پیشبرد منافع سیاسی و ژئوپلیتیکی خود تبدیل کنند؛ روندی که در بسیاری از موارد، نه‌تنها به بهبود شرایط زندگی مردم منجر نشده، بلکه پیامدهایی مانند بی‌ثباتی، تشدید بحران‌های اقتصادی و تضعیف زیرساخت‌های اجتماعی را به دنبال داشته است.

از منظر ناظران بین‌المللی، سیاست‌های آمریکا در مناطق مختلف جهان، از خاورمیانه گرفته تا شرق آسیا و آمریکای لاتین، عمدتا براساس منافع کوتاه‌مدت و راهبردی این کشور شکل گرفته و کمتر نشانی از تعهد پایدار به رفاه ملت‌ها داشته است. این نگاه تاریخی باعث شده است که بسیاری از کارشناسان درباره هرگونه مداخله یا موضع‌گیری خارجی در قبال تحولات داخلی کشورها، با دیده تردید بنگرند و آن را مغایر با اصول شناخته‌شده حقوق بین‌الملل، ازجمله اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها، بدانند.

در‌این‌میان تأکید می‌شود که مطالبات اقتصادی مردم، موضوعی داخلی و ملی است و رسیدگی به آن نیازمند گفت‌وگو، اصلاح سیاست‌ها و توجه به واقعیت‌های اجتماعی است، نه تبدیل‌شدن به زمینه‌ای برای فشار یا دخالت خارجی. کارشناسان اجتماعی بر این باورند که افزایش سطح آگاهی عمومی و شناخت تجربه‌های گذشته، می‌تواند به جامعه کمک کند تا ضمن بیان خواسته‌های خود، از افتادن در مسیری که به سود بازیگران بیرونی تمام می‌شود، پرهیز کند.

به اعتقاد صاحب‌نظران، حفظ استقلال تصمیم‌گیری، تقویت انسجام اجتماعی و توجه هم‌زمان به مطالبات معیشتی و منافع ملی، ازجمله عواملی است که می‌تواند کشور را از آسیب‌های ناشی از سوءاستفاده سیاسی مصون نگه دارد. در چنین شرایطی، بازخوانی تجربه‌های تاریخی و نگاه واقع‌بینانه به سیاست‌های قدرت‌های خارجی، می‌تواند نقش مهمی در روشن‌ترشدن مسیر پیش‌رو و جلوگیری از تکرار هزینه‌هایی ایفا کند که پیش‌تر در دیگر کشورها تجربه شده است. در این فضا، برخی تحلیلگران با اشاره به مواضع و واکنش‌های اخیر مقامات آمریکایی، معتقدند واشنگتن تلاش دارد خود را مدافع حقوق مردم معرفی کند، در‌حالی‌که کارنامه سیاست خارجی ایالات متحده نشان می‌دهد چنین رویکردهایی بیش از آنکه ریشه در دغدغه‌های انسانی داشته باشد، تابع محاسبات سیاسی و منافع راهبردی است. تجربه دهه‌های گذشته به‌وضوح نشان داده است که آمریکا در تعامل با کشورهای مختلف، نه بر‌اساس دوستی پایدار، بلکه بر پایه منافع متغیر و اقتضائات قدرت عمل کرده است؛ رویکردی که در بزنگاه‌های حساس، همواره اولویت را به منافع خود داده و هزینه‌های آن را بر دوش ملت‌ها گذاشته است.

به باور ناظران سیاسی، طرح گزاره‌هایی از سوی واشنگتن درباره تحولات داخلی کشورها، بیش از آنکه راه‌حلی برای مشکلات معیشتی ارائه دهد، تلاشی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و شکل‌دهی به روایت مطلوب خود است. این در حالی است که همان سیاست‌ها و تصمیمات، ازجمله تحریم‌های گسترده و فشارهای اقتصادی، سهم درخورتوجهی در پیچیده‌ترشدن شرایط زندگی مردم داشته‌اند. از این منظر، تناقض آشکاری میان ادعاها و عملکردها دیده می‌شود که نمی‌توان از کنار آن به‌سادگی گذشت.

کارشناسان تأکید می‌کنند که شناخت این الگوهای رفتاری، نقش مهمی در حفظ هوشیاری اجتماعی دارد. آمریکا بارها نشان داده است که در بزنگاه‌های تاریخی، همراهی‌اش با ملت‌ها تا جایی ادامه دارد که منافعش تأمین شود و به محض تغییر معادلات، همان ملت‌ها به ابزاری مصرف‌شده در معادلات قدرت تبدیل می‌شوند.

این واقعیت، امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت توجه به تجربه‌های گذشته و پرهیز از ساده‌انگاری در قبال پیام‌ها و مواضع بیرونی را برجسته می‌کند.

در چنین شرایطی، صاحب‌نظران بر این باورند که پویایی جامعه و طرح مطالبات اقتصادی، زمانی می‌تواند به نتیجه مطلوب برسد که از مسیرهای داخلی، گفت‌وگوی اجتماعی و تصمیم‌گیری مستقل دنبال شود. آنان هشدار می‌دهند که گره‌زدن امیدها به بازیگران خارجی، به‌ویژه قدرتی که سابقه‌ای طولانی در مداخله و فشار دارد، نه‌تنها راه‌گشا نیست، بلکه می‌تواند مسیر رسیدن به راه‌حل‌های پایدار را پیچیده‌تر کند.

در نهایت تأکید می‌شود که آگاهی، سرمایه اصلی جامعه در مواجهه با شرایط دشوار است؛ آگاهی از حقوق، آگاهی از واقعیت‌های اقتصادی و مهم‌تر از همه، آگاهی از نیت و عملکرد قدرت‌هایی که لبخند دیپلماتیک‌شان همواره با محاسبه منافع همراه بوده است. حفظ این هوشیاری می‌تواند تضمین‌کننده آن باشد که مطالبات معیشتی، در مسیر درست خود باقی بماند و به ابزاری در بازی‌های تکراری واشنگتن تبدیل نشود.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.