ایدئولوژی مادورو چگونه تولید نفت ونزوئلا را از ۳ میلیون بشکه به ۳۰۰ هزار بشکه رساند؟
سقوط تولید
ونزوئلا، سرزمینی که بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان را دارد، دچار چرخههای تراژیک ادواری مختلفی شده است؛ از اوجگیری در تولید تا تأسیس اوپک تا دو موج ملیسازی در دوران پرز و چاوز تا اینکه در دوران مادورو رسما تولیدش به پایینترین حد ممکن سقوط کرد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مهدی افشارنیک
ونزوئلا، سرزمینی که بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان را دارد، دچار چرخههای تراژیک ادواری مختلفی شده است؛ از اوجگیری در تولید تا تأسیس اوپک تا دو موج ملیسازی در دوران پرز و چاوز تا اینکه در دوران مادورو رسما تولیدش به پایینترین حد ممکن سقوط کرد. از فوران چاه باروسو-۲ در ۱۹۲۲ که کاراکاس را به یکی از ثروتمندترین پایتختهای جهان بدل کرد تا ملیسازی پرشور ۱۹۷۶ که نوید حاکمیت ملی بر منابع را داد و سپس رادیکالیسم چاویستی که نفت را به ابزار عدالت اجتماعی و بقای سیاسی تبدیل کرد، اما در نهایت به ابرتورم و مهاجرت میلیونی مردم انجامید.
این داستان روایت تأثیر ایدئولوژی و اندیشههای خودکفایی و استقلالطلبی افراطی بر نفت است. درواقع این گزارش، با مرور دقیق بر نقاط عطف تاریخی از قانون اصلاحطلبانه ۱۹۴۳ تا هشدارهای پیشبینیکننده خوان پابلو پرز آلفونسو درباره «مدفوع شیطان»، نشان میدهد چگونه ناسیونالیسم نفتی که ابتدا ونزوئلا را از سلطه خارجی رهایی بخشید، در غیاب نهادهای قوی و انضباط مالی و نبود رقابت شرکتهای نفتی، خود به دام «نفرین منابع» بدل شد و یکی از غنیترین کشورهای نیمکره غربی را به نماد شکست دولتهای چپ رانتی بدل کرد.
گنج در دریاچه ماراکابیو
کشف نفت و دوران سلطه خارجی: نخستین کشفهای بزرگ نفت در ونزوئلا در دهه ۱۹۱۰ و بهویژه پس از فوران چاه «باروسو-۲» در سال ۱۹۲۲ در منطقه دریاچه ماراکایبو رخ داد؛ رخدادی که ونزوئلا را بهسرعت به یکی از کانونهای اصلی نفت جهان بدل کرد. در این دوره، دولتهای اقتدارگرای ضعیف، بهویژه رژیم خوان ویسنته گومز، امتیازهایی گسترده و بلندمدت به شرکتهای خارجی مانند شل، استاندارد اویل (اکسون) و گلف واگذار کردند.
این شرکتها تقریبا تمام زنجیره اکتشاف، تولید، پالایش و صادرات را در اختیار داشتند و سهم دولت عمدتا به حقالامتیازها و مالیاتها محدود میشد. نفت بهسرعت جایگزین کشاورزی بهعنوان ستون اقتصاد شد، اما این رشد شتابزده بدون نهادسازی مناسب، اقتصادی وابسته، دولت رانتی و جامعهای ایجاد کرد که ثروت نفتی را میدید اما کنترلی بر آن نداشت؛ الگویی که بذر بسیاری از بحرانهای بعدی ونزوئلا را از همان ابتدا کاشت. درست همانطور که امتیاز دارسی در ایران (کشف نفت ۱۹۰۸ در مسجدسلیمان از سوی ویلیام ناکس دارسی و تأسیس شرکت نفت ایران و انگلیس، بعدا بریتیش پترولیوم) با واگذاری بلندمدت، کنترل کامل عملیات و سهم ناچیز و غیرشفاف برای دولت، الگوی کلاسیک «نفت بدون حاکمیت» را تثبیت کرده بود، نظام امتیازدهی ونزوئلا نیز تا پیش از ۱۹۴۳ بر همان منطق استعماری استوار بود. اما قانون هیدروکربنهای ۱۳ مارس ۱۹۴۳ این الگو را شکست.
سهم دولت را به حدود ۵۰-۵۰ با شرکتهای خارجی افزایش داد، کنترل بیشتری بر صنعت نفت به دولت ارزانی کرد و حسابداری و تولید شرکتهای خارجی را زیر نظارت مستقیم قرار داد. دولت را هم از دریافتکننده منفعل به تنظیمگر مسلط تبدیل کرد؛ بیآنکه به ملیسازی فوری متوسل شود. این قانون بهعنوان یک پیروزی ملی جشن گرفته شد، بحثهای گستردهای در جامعه، مطبوعات و احزاب سیاسی ایجاد کرد و بسیاری آن را «اصلاح بزرگ» نامیدند؛ پایهای برای مطالبات استقلال اقتصادی که ونزوئلا را سالها پیش از ایران از بنبست قرارداد دارسیها و شل رها کرد.
نفت ملی قبل از ایران
با رواج اندیشههای استقلالطلبی نفتی از ۱۹۴۳ به بعد، استقلالطلبی نفتی از یک ایده حاشیهای به ایدئولوژی غالب تبدیل شد و کمکم از ظرفیت رهاییبخش به نهادی ضد توسعه بدل شد. روی کار آمدن دولت دموکراتیک به رهبری رومولو بتانکور این اندیشه را تقویت کرد: دفاع از ملیسازی کامل (هرچند در عمل با افزایش مالیاتها و بدون ملیسازی فوری به دلیل پیچیدگیها)، اعطا نکردن امتیازهای جدید، حفظ منابع نفتی و صنعتیسازی ملی. خوان پابلو پرز آلفونسو (معروف به «پدر اوپک»)، وزیر توسعه در دولت بتانکور، اندیشههای ناسیونالیستی را به سطح بینالمللی برد. او در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ برای دفاع از حاکمیت بر منابع نفتی مبارزه کرد و در ۱۹۶۰ نقشی اصلی در تأسیس اوپک داشت تا کشورهای تولیدکننده در برابر شرکتهای غربی متحد شوند. این اندیشهها بخشی از موج گستردهتر ناسیونالیسم منابع در آمریکای لاتین بودند و به ملیسازی کامل صنعت نفت در یکم ژانویه ۱۹۷۶ تحت کارلوس آندرس پرز منجر شد. این موج دوم ملیسازی در ونزوئلا بود. موج سوم را چاوز رقم زد.
پرز آلفونسو و نفرین منابع
پرز آلفونسو که پدیده «نفرین منابع» را ابداع کرد، نفت را مدفوع شیطان مینامید. او از همان موقع هشدار میداد که وفور درآمدهای نفتی، اگر بدون انضباط نهادی و برنامهریزی توسعهای مدیریت نشود، به فساد، تورم، وابستگی اقتصادی و فروپاشی اجتماعی میانجامد. این نگاه، بعدها در مطالعات کلاسیکی همچون تری لین کارل (۱۹۹۷) برجسته شد؛ جایی که ونزوئلا نمونه کلاسیک «دولت رانتی» تحلیل میشود. پرز آلفونسو استقلال را ابزار ضروری رهایی از استعمار نفتی میدانست، اما شرط لازم و ناکافی. از نظر او ملیسازی باید با محدودسازی تولید، فاصلهگذاری دولت از رانت و تنوع اقتصادی همراه باشد. تجربه دهه ۱۹۷۰ این نگرانی را تأیید کرد؛ جهش قیمت نفت پس از بحران ۱۹۷۳ بهجای سرمایهگذاری مولد، صرف مصرفگرایی و فساد شد.
از آن پرز تا این پرز
پرز آلفونسو ملیسازی را ابزار حاکمیت مشروط میخواست، اما پرز (رئیسجمهور، دوران اول ۱۹۷۴–۱۹۷۹) در اوج بحران ۱۹۷۳ آن را اجرا کرد و درآمدهای بیسابقه را مستقیما به گسترش دولت، یارانهها و مشروعیت سیاسی پیوند زد. روابط پرز با آمریکا دوستانه اما با تأکید بر استقلال بود. ملیسازی او بدون سروصدای سیاسی و بحران پیش رفت. او با پرداخت غرامت به شرکتهای آمریکایی، همکاری فنی آنها را نگه داشت. او در دوران دوم (۱۹۸۹–۱۹۹۳) حتی به اصلاحات نئولیبرال روی آورد و حمایت ضمنی آمریکا را جلب کرد، اما منجر به شورش کاراکازو (۱۹۸۹)، کودتاهای ۱۹۹۲ (ازجمله از سوی چاوز) و برکناری پرز به اتهام فساد در ۱۹۹۳ شد. بهطور کلی خوان پابلو پرز آلفونسو نفت را منبعی خطرناک میدانست که باید مهار شود؛ او طراح ناسیونالیسم نفتی و بنیانگذار اوپک بود و از ملیسازی بهعنوان ابزاری مشروط دفاع میکرد؛ مشروط به انضباط مالی، محدودسازی تولید و استقلال حرفهای صنعت نفت از سیاست. در مقابل، کارلوس آندرس پرز نفت را ابزار دولتسازی و رفاه سیاسی دید؛ او ملیسازی ۱۹۷۶ را اجرا کرد و درآمدهای نفتی را مستقیما وارد سیاست توزیعی، گسترش دولت و تثبیت مشروعیت کرد. اولی هشدار میداد نفت میتواند به «نفرین» بدل شود، دومی تصور میکرد میتوان با نفت توسعه را خرید؛ و این جابهجایی از مهار نفت به مصرف نفت، مسیر صنعت را از احتیاط نهادی به سیاستزدگی سوق داد.
چاوز و رادیکالیزهکردن ملیسازی
هوگو چاوز در ششم دسامبر ۱۹۹۸ با ۵۶ درصد آرا پیروز شد و در دوم فوریه ۱۹۹۹ قدرت گرفت؛ زمانی که تولید نفت حدود 3.1 تا 3.5 میلیون بشکه در روز بود. چاویسمو ملیسازی را از سازوکار حقوقی-نهادی به پروژه ایدئولوژیک تبدیل کرد: کنترل سیاسی بر PDVSA، اخراج بیش از ۱۸ هزار متخصص پس از اعتصاب
۲۰۰۲-۲۰۰۳، استفاده مستقیم از درآمد برای پروژههای اجتماعی، دوری سرمایه خارجی و فساد گسترده. نفت به ابزار بازتوزیع سیاسی و بسیج تودهای بدل شد؛ ادامه منطق پرز اما بدون ترمز نهادی.
دوران مادورو و سقوط کامل
در دوران نیکلاس مادورو، ملیسازی به مرحله فروپاشی رسید: تحریمهای خارجی، سوءمدیریت و امنیتیسازی PDVSA تولید را به کمتر از یک میلیون بشکه رساند. نفت از ابزار عدالت به وسیله بقا تقلیل یافت و به پوستهای ایدئولوژیک تبدیل شد که تنها کارکردش حفظ قدرت در شرایط بحران است؛ نقطه پایانی تراژیک بر مسیری که از هشدارهای پرز آلفونسو آغاز شد.
نفت؛ میانبر سیاست
چپ ونزوئلا نفت را نهصرفا یک منبع اقتصادی، بلکه میانبر سیاست کرد؛ از اصلاحطلبی ناسیونالیستی دهههای میانی قرن بیستم تا پوپولیسم رادیکال قرن بیستویکم، نفت بهتدریج از ابزار حاکمیت به جایگزین نهاد بدل شد. در مرحله نخست، چپ دموکراتیک (حزب Acción Democrática) با الهام از پرز آلفونسو، سلطه شرکتهای خارجی را مهار کرد و ملیسازی را بهعنوان گامی ضروری برای استقلال اقتصادی پیش برد؛ اما همزمان هشدار او درباره مهار رانت و محدودسازی نقش نفت نادیده گرفته شد. در مرحله دوم، با کارلوس آندرس پرز، چپ نفت را به موتور دولتسازی و رفاه سیاسی پیوند زد و وفور دهه ۱۹۷۰ را جایگزین نهادسازی و تنوع اقتصادی کرد. در مرحله سوم، چاویسم نفت را به سلاح ایدئولوژیک بدل کرد؛
PDVSA سیاسی شد، درآمد نفت مستقیما به بسیج تودهای و ژئوپلیتیک ضد امپریالیستی اختصاص یافت و استقلال فنی صنعت فروریخت. نهایتا در دوران مادورو، نفت به ابزار بقای اقتدارگرایانه تقلیل یافت و چپِ حاکم، بهجای رهایی از «نفرین منابع»، تحقق کامل آن را رقم زد.
در منظر تاریخی، تولید نفت ونزوئلا از سالهای طلایی ملیسازی تا امروز کاهش چشمگیری داشته است: در دوران پیش از ۲۰۱۴ این کشور میتوانست بیش از 3.5 میلیون بشکه در روز نفت تولید کند،
رقمی که رکورد تاریخیاش هم محسوب میشود، اما در دهههای پس از چاوز و بهویژه تحت تأثیر سوءمدیریت، تحریمهای آمریکا و فرسایش زیرساختها، تولید بهطور مداوم کاهش یافت؛ بهطوری که در اوج بحران ۲۰۲۰ در سالهای اخیر به حدود ۳۹۲ هزار بشکه در روز رسیده بود، البته با برخی تغییرات در سیاستهای انرژی و مجوزهای محدود برای شرکتهای خارجی، تولید نفت ونزوئلا به آرامی در حال احیا بود. دادههای رسمی نشان میدهند در اکتبر ۲۰۲۵ حدود ۹۵۶ هزار بشکه در روز تولید شده بود ولی با تولید 3.5 میلیون بشکهای فاصلهها دارد. این فاصله از تأثیرات جاهطلبی چپگرایانهای بود که بعد از پرز در ونزوئلا سراسری شد.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.