داستانی از خیالی پریشان
«افسانه»، این منظومه بلند و دورانساز نیما که به سال 1301 بهچاپ رسید، از چند حیث حایز اهمیت است و یکی از وجوه اهمیتش اینکه آغازی است بر دورانی جدید در شعر فارسی. بااینحال اما هنوز آنطور که باید به این شعر تاثیرگذار پرداخته نشده و شاید از میان شعرهای نیما، «افسانه» کمتر از دیگر شعرهای شاعر خوانده شده باشد. «افسانه»، زنجیرهای از 127 قطعه یا بند پنجمصرعی است که این قطعات گاه بهتنهایی و گاه بهصورت گروهی، داستان یا مضمونی را نقل میکنند و همزمان از آغاز تا پایان، منظومه محتوا و درونی منسجم و یکدست دارد. بهتازگی کتابی با عنوان «افسانه و نیمای جوان» نوشته ایلیاکیان احمدی در انتشارات کتاب فرزانه منتشر شده که در آن تلاش شده با نگاهی ریزبین به «افسانه» پرداخته شود. این کتاب در چهار فصل نوشته شده و عناوین فصلها عبارتند از: «نیمای جوان»، «پسران و پدران»، «مشکل نیمای جوان با خانمها» و «یک بچه کوهی». کتاب مقدمهای نسبتا مفصل هم دارد که در آن به تاریخ و سیر انتشار «افسانه» اشاره شده و همچنین بهطور اجمالی مروری بر نظر دیگران درباره این شعر شده است. نویسنده در بخشی از مقدمهاش درباره شیوه کارش در این کتاب نوشته: «برای خواندن نزدیک و دقیق افسانه از نیمای جوان آغاز میکنیم و بستر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی عصر او و نیز عناصر اصلی اندیشه او را از خلال نوشتههایش به دست خواهیم داد. سپس همه این عناصر را در خوانشی که یکپارچگی اثر را حفظ میکند در متن افسانه نشان خواهیم داد تا این شاهکار نیمای جوان از حالت تعلیق درآید و ابهامات و آشفتهگوییها کنار گذاشته شوند. پس از این همه به نقد نیمای جوان و افسانه میپردازیم. متاسفانه از آنجا که نیما به یکی از بتهای فرهنگی ما بدل شده است، اغلب بهجای نقد اشعار او شاهد نقالی و یا تکرار حرفهای خود او هستیم.» بعد از بخش اول کتاب که درباره جهانبینی نیمای جوان است، در سه بخش بعدی به خود «افسانه» پرداخته شده است. در بخش «پدران و پسران»، نویسنده با استفاده از متدولوژی هارولد بلوم در نقد شاعران رمانتیک، نیمای جوان را در چهارچوب تاریخی شعر ایران و براساس نگاهش به شعر خود و گذشته شعری ایران ارزیابی کرده است. او درباره این بخش نوشته: «مطمئن هستم این تحلیل برای همه کسانی که سعی دارند جاذبه و دافعه همزمان بین شاملو و نیمای دهههای بعد را بفهمند، چهارچوبهای تازهای را مطرح خواهد کرد و ما را در درک و رفتار و گفتارهای هر دو شاعر نسبت به هم یاری خواهد داد». در فصل بعدی کتاب، نویسنده سعی کرده ریشههای غیبت زنان و تمایلات نفسی را در شعر نیمای جوان و نیز رویه خاص او در رویارویی با عشق بررسی کند. طبق توضیح مقدمه، این بخش کتاب بیش از آنکه جنبه فمنیستی داشته باشد، بر تجزیه و تحلیل ادبی سمبولیستهای اروپایی و بهخصوص روسی متکی است. سرانجام کتاب در بخش پایانیاش به نقد «ادبیات شبانی ایران» پرداخته است: «در ادبیات معاصر ما اگر شعر نو و قصهنویسی از حوالی سالهای 1300 آغاز میشود، نیما بدون شک از پایهگذاران شعر شبانی مدرن و دیدگاه فرهنگی ادبیات شبانی است و من تلاش کردهام رابطه آن را با فرهنگ غالب روشنفکری نسل او و نسل بعد از او روشن کنم و نیز تکامل این دیدگاه را در جریانات فرهنگی و اجتماعی آن روزگار نشان دهم».
«افسانه»، این منظومه بلند و دورانساز نیما که به سال 1301 بهچاپ رسید، از چند حیث حایز اهمیت است و یکی از وجوه اهمیتش اینکه آغازی است بر دورانی جدید در شعر فارسی. بااینحال اما هنوز آنطور که باید به این شعر تاثیرگذار پرداخته نشده و شاید از میان شعرهای نیما، «افسانه» کمتر از دیگر شعرهای شاعر خوانده شده باشد. «افسانه»، زنجیرهای از 127 قطعه یا بند پنجمصرعی است که این قطعات گاه بهتنهایی و گاه بهصورت گروهی، داستان یا مضمونی را نقل میکنند و همزمان از آغاز تا پایان، منظومه محتوا و درونی منسجم و یکدست دارد. بهتازگی کتابی با عنوان «افسانه و نیمای جوان» نوشته ایلیاکیان احمدی در انتشارات کتاب فرزانه منتشر شده که در آن تلاش شده با نگاهی ریزبین به «افسانه» پرداخته شود. این کتاب در چهار فصل نوشته شده و عناوین فصلها عبارتند از: «نیمای جوان»، «پسران و پدران»، «مشکل نیمای جوان با خانمها» و «یک بچه کوهی». کتاب مقدمهای نسبتا مفصل هم دارد که در آن به تاریخ و سیر انتشار «افسانه» اشاره شده و همچنین بهطور اجمالی مروری بر نظر دیگران درباره این شعر شده است. نویسنده در بخشی از مقدمهاش درباره شیوه کارش در این کتاب نوشته: «برای خواندن نزدیک و دقیق افسانه از نیمای جوان آغاز میکنیم و بستر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی عصر او و نیز عناصر اصلی اندیشه او را از خلال نوشتههایش به دست خواهیم داد. سپس همه این عناصر را در خوانشی که یکپارچگی اثر را حفظ میکند در متن افسانه نشان خواهیم داد تا این شاهکار نیمای جوان از حالت تعلیق درآید و ابهامات و آشفتهگوییها کنار گذاشته شوند. پس از این همه به نقد نیمای جوان و افسانه میپردازیم. متاسفانه از آنجا که نیما به یکی از بتهای فرهنگی ما بدل شده است، اغلب بهجای نقد اشعار او شاهد نقالی و یا تکرار حرفهای خود او هستیم.» بعد از بخش اول کتاب که درباره جهانبینی نیمای جوان است، در سه بخش بعدی به خود «افسانه» پرداخته شده است. در بخش «پدران و پسران»، نویسنده با استفاده از متدولوژی هارولد بلوم در نقد شاعران رمانتیک، نیمای جوان را در چهارچوب تاریخی شعر ایران و براساس نگاهش به شعر خود و گذشته شعری ایران ارزیابی کرده است. او درباره این بخش نوشته: «مطمئن هستم این تحلیل برای همه کسانی که سعی دارند جاذبه و دافعه همزمان بین شاملو و نیمای دهههای بعد را بفهمند، چهارچوبهای تازهای را مطرح خواهد کرد و ما را در درک و رفتار و گفتارهای هر دو شاعر نسبت به هم یاری خواهد داد». در فصل بعدی کتاب، نویسنده سعی کرده ریشههای غیبت زنان و تمایلات نفسی را در شعر نیمای جوان و نیز رویه خاص او در رویارویی با عشق بررسی کند. طبق توضیح مقدمه، این بخش کتاب بیش از آنکه جنبه فمنیستی داشته باشد، بر تجزیه و تحلیل ادبی سمبولیستهای اروپایی و بهخصوص روسی متکی است. سرانجام کتاب در بخش پایانیاش به نقد «ادبیات شبانی ایران» پرداخته است: «در ادبیات معاصر ما اگر شعر نو و قصهنویسی از حوالی سالهای 1300 آغاز میشود، نیما بدون شک از پایهگذاران شعر شبانی مدرن و دیدگاه فرهنگی ادبیات شبانی است و من تلاش کردهام رابطه آن را با فرهنگ غالب روشنفکری نسل او و نسل بعد از او روشن کنم و نیز تکامل این دیدگاه را در جریانات فرهنگی و اجتماعی آن روزگار نشان دهم».