گزارش «شرق» از کودکان بدسرپرست و بیسرپرستی که با شروع جنگ در ایران، میهمان خانوادهها شدهاند
میزبان کودکان «بهزیستی» در جنگ
سازمان بهزستی گفته در تلاش است تمام مراکز نگهداری از کودکان را تخلیه کند تا آنها در شرایط امنتری از این دوران عبور کنند. در مقابل، خانوادههایی هم داوطلب شدهاند تا میزبان این شرایط امنتر برای کودکان شوند. زنان و مردانی که میزبان همین کودکان شدهاند تا وقتی این روزها گذشت، این کودکان هم در کنار تصویر و صدای توپ و انفجار و آتش و دود، خاطره یک خانه و خانواده را با خود مرور کنند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
بیشتر از یک هفته از آغاز جنگ در ایران میگذرد. خانوادهها هر کدام به نوعی تلاش میکنند خودشان را با شرایط جدید تطبیق دهند. برخی شهر را ترک کردهاند و برخی میکوشند بمانند و فضای خانه را امنتر کنند. در این میان اما تفاوت بزرگی وجود دارد بین بزرگسالان و کودکان و تفاوت بزرگتری میان کودکانی که والدینی دارند و با خانواده و در خانه باید با بحران جنگ روبهرو شوند و کودکانی که از این شانس بیبهرهاند.
سازمان بهزستی گفته در تلاش است تمام مراکز نگهداری از کودکان را تخلیه کند تا آنها در شرایط امنتری از این دوران عبور کنند. در مقابل، خانوادههایی هم داوطلب شدهاند تا میزبان این شرایط امنتر برای کودکان شوند. زنان و مردانی که میزبان همین کودکان شدهاند تا وقتی این روزها گذشت، این کودکان هم در کنار تصویر و صدای توپ و انفجار و آتش و دود، خاطره یک خانه و خانواده را با خود مرور کنند.
در خانه پناهگاه ساختیم
«گیتی» یکی از همین میزبانهاست. نه که اولینبارش باشد. او بارها برای این کار داوطلب شده است. ۵۱ ساله است و دو دختر دارد که هیچکدامشان هم ایران نیستند. همین هم شد که پیشنهاد این طرح را به همسرش داد: «دختر بزرگترم از همان ۱۸ سالگی از ایران رفت و دومی هم چند سال پیش برای کار و تحصیل به اروپا مهاجرت کرد. مدتی من و همسرم تنهایی گذراندیم و اتفاقا بعد از سالها بچهداری تجربه خوبی هم بود. اما از آنجا که خودم همیشه شیفته بچهها بودم و همسرم هم مثل خودم خیلی بچهها را دوست دارد، با خلوت شدن خانه واقعا چیزی کم داشتیم. تا اینکه از طریق یکی از دوستان خانوادگیمان که کودکی را به فرزندی گرفته بودند، با موضوع خانواده میزبان آشنا شدیم».
گیتی متوجه میشود که در صورت داشتن یکسری ویژگیها میتواند برای عضویت در خانوادههای میزبان بهزیستی اقدام کند: «ابتدا خودم کمی درباره طرح میزبان خواندم و پس از آن به همسرم هم معرفی کردم. خوشمان آمده بود و به نظرمان شرایط خوبی آمد و ویژگیهای مربوط به این طرح را هم داشتیم. اقدام کردیم و خوشبختانه بعد از مدتی برای این طرح قبول شدیم».
او و همسرش حالا چند سالی میشود که در این طرح فعالانه شرکت میکنند: «جزء اولین خانوادههایی بودیم که برای این طرح اقدام کردیم. بعد از زمان کوتاهی مجوزهایش را گرفتیم و پسر نازنینی به جمع خانواده ما اضافه شد. اوایل فقط آخر هفتهها پیش ما میآمد. یا تعطیلات رسمی را با هم میگذراندیم. چون اساسا این طرح همین معنی را میدهد که کودکان در بهزیستی که سن و سال بالاتری دارند و شانس این را نداشتهاند که به سرپرستی گرفته شوند، فرصت حضور در جمع خانوادگی را داشته باشند. با هم میهمانی میرفتیم. دخترهایمان که به ایران میآمدند دستهجمعی با هم وقت میگذراندیم. حتی یکبار توانستیم مجوزی بگیریم و یک سفر کوتاه شمال با هم برویم. بعد از مدتی فرصتهای بیشتری را هم به ما میدادند. حتی به مرحلهای رسیدیم که اجازه میدادند شش ماه خانه ما باشد. اما در همان دوره بود که دایی این بچه به بهزیستی مراجعه کرد و گفت که میخواهد سرپرستیاش را بر عهده بگیرد».
اتفاقی که برای گیتی و همسرش هم بسیار خوشحالکننده بود: «به هر حال من و همسرم سن بالاتری داشتیم و والدین خوبی برای او محسوب نمیشدیم. اما حالا هم در ارتباط هستیم. تجربه خوب آن میزبانی باعث شد در این مدت چندین بار دیگر هم اقدام کنیم؛ هم در جنگ ۱۲ روزه و هم از هفته گذشته».
این خانواده با یکی از مراکز بهزیستی که مخصوص نگهداری از کودکان است، در ارتباط کامل هستند و هر بار که مشکلات اینچنینی رخ میدهد، به عنوان اولین داوطلبان برای نگهداری از بچهها در صف قرار میگیرند: «متأسفانه در کشور ما اتفاقات زیادی باعث شده که نیاز بهزیستی به تخلیه مراکزش مرتب تکرار شود. مثلا در خردادماه امسال که جنگ ۱۲ روزه را داشتیم، نگرانی زیادی نسبت به مراکز بهزیستی وجود داشت و مسئولان تمایل داشتند هر چه سریعتر مراکزی را که در آنها از کودکان یا بیماران یا کهنسالان نگهداری میشود، تخلیه کنند. دومین روز جنگ ما خودمان به مرکزی که میشناختیم مراجعه کردیم و مسئولیت دو کودک را تا پایان جنگ بر عهده گرفتیم».
آنها اینبار هم میزبان دو کودک دیگر شدهاند: «در هفتههای اخیر که موضوع احتمال جنگ مطرح بود خیلی پیشتر گفته بودیم که به محض جدی شدن ماجرا ما را در فهرستشان لحاظ کنند. متأسفانه جنگ هم رسید و از آنجا که ما کارهایش را پیشتر انجام داده بودیم، همان روز نهم اسفند، یکی از همان بچههایی که در جنگ ۱۲ روزه با ما بود و کودک دیگری که جدیدا به این مرکز اضافه شده را به ما سپردند».
گیتی، همسر و دو کودکی که میهمانشان هستند، این روزها را در همان خانه خودشان، در یکی از محلههای غرب تهران میگذرانند: «شیشهها را چسب زدهایم و پردهها را میکشیم تا در صورت بروز موج انفجار، تا حد ممکن ایمن باشیم. بخشی از راهروی خانه را تشک و بالش و پتو گذاشتهایم تا اگر لازم شد با سرعت در جای امنی پناه بگیریم، به آن نقطه خانه برویم. البته همسرم در پارکینگ هم یک پناهگاه دیگر ساخته است. از آنجا که ما دوست نداریم خانهمان را ترک کنیم، فکر کردیم تا جای ممکن شرایط همین خانه امن باشد».
او میگوید که این روزها تلاش زیادی میکند تا اوقات تلخ جنگ را برای بچهها بهتر کند: «بچهها نباید درگیر جنگ شوند. باید در آرامش زندگی کنند. اما این روزها مدام صدای انفجار میشنوند و دود آتش میبینند؛ آن هم بچههایی که از شانس داشتن والدین و خانواده محروم ماندهاند. برای همین من و همسرم تلاش میکنیم با آنها اوقات خوبی بسازیم. با هم آشپزی میکنیم. هر روز در همین محله قدم میزنیم و با هم برای خانه خرید میکنیم. یک مرتبه دستهجمعی نان پختیم. بازی میکنیم. فیلم و سریال میبینیم و سعیمان بر این است که این روزها و شبهای تلخ را دستکم برای بچهها شیرین کنیم. و متقابلا حضور آنها هم برای ما در این خانه چنین حسی دارد. دلم میخواهد این روزها که به سر رسید و جنگ پایان یافت، سالها بعد که خواستند خاطره این روزها را به فرزندان خودشان بگویند، یک خانه و یک خانواده را به خاطر بیاورند که دوستشان داشتند».
از جنگ ۱۲ روزه به فکرش هستیم
«ریحانه»، همسرش و پسر شش سالهشان هم یک خانواده میزبان هستند. حالا چهار ماهی میشود که خانه آنها در هر هفته سه روز، یک میهمان جدید دارد؛ دختری ۱۲ ساله که البته از آغاز جنگ، دیگر هر روز در همین خانه حضور دارد. «ریحانه» که خودش روانشناسی کودکان خوانده، این تجربه را یکی از بهترین تصمیمات زندگیاش میداند: «گاهی با خودم فکر میکنم، این بهترین تصمیمی بود که در زندگیام گرفتهام. سه روز حضور این دختر در خانه ما، نور بیشتری به خانه میدهد. نمیخواهم بگویم که سختی ندارد، دشواریهای خودش را هم دارد. حتی بارها، بهخصوص در روزهای اول با بحرانهای زیادی روبهرو شدیم اما در کنار هم از پسش برآمدیم. حس میکنم در این مسیر همه ما رشد کردیم. من از سال گذشته درباره این طرح شنیده بودم اما در جنگ ۱۲ روزه به طور جدیتر، ضرورتش را حس کردم و به نظرم بسیار جالب آمد».
همین هم باعث میشود تا ریحانه یک ماه پس از پایان جنگ ۱۲ روزه برای این کار اقدام کند: «من و همسرم به فرزند دوم فکر میکردیم اما همیشه تردیدهایی هم داشتیم. مشکلات موجود، مسائل اقتصادی و ناپایداریهایی که به هر حال با زندگی ما در کشورمان گره خورده بود، همه باعث میشد، فکر کنیم کار درستی نیست. بعد که فهمیدیم چنین طرحی وجود دارد، به طور کلی از فرزندآوری منصرف شدیم و حس کردیم که این کار میتواند مفیدتر باشد. اقدام کردیم و بعد از مدتی به نتیجه رسیدیم و حالا هم نظرم این است که بهترین تصمیم را گرفتیم».
او میگوید اگر امکانش را داشت، میزبان یک کودک دیگر هم میشد: «اگر خانه بزرگتری داشتم، در دوران جنگ میزبان یک کودک دیگر هم میشدم. به دوستانم خیلی توصیه میکنم سراغ این کار بروند. بهخصوص در این روزها که باید بیشتر دست همدیگر را بگیریم و چه گروهی نیازمندتر از کودکان، برای حمایت و همراهی و همدلی».
حضور کمتر از هفت کودک در هر مرکز
«حسن موسویچلک» رئیس کمیته مدیریت بحران و پدافند غیرعامل سازمان بهزیستی است. او در گفتوگو با شرق از تلاش این سازمان برای تخلیه تمام مراکز نگهداری از کودکان میگوید: «از میان کودکان تحت پوشش این سازمان، ۷۳ کودک به خانوادههای زیستی بازپیوند داده شده و ۶۸ کودک به فرزندخواندگی سپرده شدند. اگر بخواهم دقیقتر بگویم، ۷۳ کودک در قالب بازپیوند به خانوادههای زیستی خود بازگردانده شدند. ۶۸ کودک که پروندههای فرزندخواندگی آنها پیشتر در جریان بود و منتظر صدور احکام قضایی بودند با همکاری مناسب حوزه قضایی به فرزندخواندگی سپرده شدند».
او با اشاره به طرح خانوادههای میزبان توضیح میدهد: «۲۲ کودک در قالب «امین موقت» به خانوادهها تحویل داده شده و ۶۶۶ کودک به خانوادههای میزبان. در این میان تلاش شد برخی از این کودکان به خانوادههایی واگذار شوند که پروندههای فرزندخواندگی آنها آماده بود. همچنین هزار و ۱۹۳ نفر به بستگان سببی و نسبی تحویل داده شدند».
به گفته موسویچلک، آمار برخی مراکز نگهداری از کودکان به صفر رسیده است: «با توجه به شرایط ویژه جنگی تلاش کردیم مراکز نگهداری را تخلیه کنیم تا در صورت وقوع انفجارهای احتمالی، خطری متوجه کودکان ما نشود. در همین راستا، شیرخوارگاه آمنه را که از نظر موقعیت مکانی هم ویژه بود در همان روز نخست به طور کامل تخلیه کردیم. برخی مراکز دیگر را هم از نظر کمی به صفر رساندیم و چند مرکز دیگری که هنوز کودکان در آن حضور دارند، همگی تعداد کودکانشان کمتر از هفت نفر است».
او همچنین از اهمیت همکاریهای بین نهادی برای تسریع این امور میگوید: «نامهنگاریهای متعددی در این زمینه با چند نهاد و سازمان دیگر داشتهایم تا اجرای فعالیتهایمان در همه استانها تسریع شود. بهخصوص در زمینه کودکان بدسرپرستی که ولی قهری دارند و تصمیمگیری برایشان در حوزه اختیارات ما نیست و دستگاه قضا باید نامه بدهد. خوشبختانه تا امروز مشکلی در این زمینه نداشتهایم و تمام برنامهها با همان دقت و سرعتی که مدنظرمان بود پیش رفته است».
آخرین اخبار جامعه را از طریق این لینک پیگیری کنید.