پنج راهکار برای حفظ تولید در شرایط جهش هزینهها در صنعت خودرو
افزایش ۶۰ درصدی دستمزدها و دو برابر شدن نرخ ارز، بهطور طبیعی هزینه تولید را بهشدت بالا میبرد. اما نکته مهم اینجاست که اگر در چنین شرایطی تولید متوقف شود، مشکل تنها به افزایش هزینهها محدود نمیماند؛ بلکه چند برابر میشود. زمانی که کالا کم شود، قیمتها فقط به اندازه رشد هزینهها افزایش نمییابند، بلکه به دلیل کمبود، نگرانی مردم و فضای دلالی، جهشهای شدید و غیرقابلکنترلی را تجربه میکنند.
احسان نعمتبخش . عضو هیئتمدیره انجمن قطعهسازان استان تهران
افزایش ۶۰ درصدی دستمزدها و دو برابر شدن نرخ ارز، بهطور طبیعی هزینه تولید را بهشدت بالا میبرد. اما نکته مهم اینجاست که اگر در چنین شرایطی تولید متوقف شود، مشکل تنها به افزایش هزینهها محدود نمیماند؛ بلکه چند برابر میشود. زمانی که کالا کم شود، قیمتها فقط به اندازه رشد هزینهها افزایش نمییابند، بلکه به دلیل کمبود، نگرانی مردم و فضای دلالی، جهشهای شدید و غیرقابلکنترلی را تجربه میکنند.
ادامه تولید باعث میشود کالا در بازار باقی بماند، رقابت حفظ شود و از شکلگیری کمبود جلوگیری گردد. وقتی خطوط تولید فعال بمانند، حتی با وجود افزایش هزینهها، رشد قیمتها قابل مدیریت است؛ اما اگر تولید بخوابد، کمبود و گرانی شدیدتر با سرعت بسیار زیادی بروز میکند.
به همین دلیل است که تأکید میشود ادامه تولید تنها راه جلوگیری از یک شوک بزرگتر و انفجار قیمت است.
در صنعت قطعهسازی و خودرو، اثر این مسئله حتی چشمگیرتر است. هزینه تولید قطعات خودرو—شامل مواد اولیه، دستمزد، انرژی و سایر نهادهها—به دلیل جهش دستمزدها و نرخ ارز، بهشدت افزایش یافته است. اگر قطعهسازان در چنین شرایطی تولید را متوقف کنند، بازار با کمبود جدی قطعه مواجه میشود؛ خودروساز نمیتواند خودرو تولید کند و بازار قطعات یدکی نیز خالی میشود.
در این حالت، قیمتها دیگر تنها براساس هزینه تولید افزایش نمییابند، بلکه به دلیل نیاز شدید، احتکار احتمالی و نگرانی مصرفکنندگان، جهش چندبرابری پیدا خواهند کرد.
از سوی دیگر، اگر نتوانیم قطعات را در داخل تولید کنیم، ناچار به واردات خواهیم بود. اما واردات با نرخ ارزی که دو برابر شده، بسیار پرهزینهتر خواهد بود و این گرانی بدون واسطه به قیمت نهایی خودرو و قطعات یدکی منتقل شده و تورم را تشدید میکند.
توقف تولید فقط یک مشکل مالی نیست؛ پیامدهای عمیقتری دارد:
از دست رفتن شغل هزاران کارگر، از هم پاشیدن زنجیره تأمین، تعطیلی کارگاههای کوچک و متوسط و از بین رفتن دانش فنی و تجربهای که سالها برای آن سرمایهگذاری شده است. ادامه تولید، هرچند با دشواری، چرخ صنعت را حتی در حداقل ظرفیت فعال نگه میدارد و جلوی تخریب زیربناهای صنعتی را میگیرد.
بنابراین در شرایط کنونی، ادامه تولید یک اقدام مدیریتی برای جلوگیری از بحران و فاجعه است—not یک تصمیم صرفاً سودآور.
وقتی تولیدکننده از «سودآوری» به «بقا و حفظ اشتغال» تغییر مسیر میدهد، نیاز به حمایتهای واقعی و فوری دارد. مهمترین این حمایتها شامل موارد زیر است:
تسهیلات بانکی ارزانقیمت و بلندمدت
برای تأمین سرمایه در گردش، پرداخت دستمزد و حفظ اشتغال؛ با فرایندهای ساده و در دسترس.
مشوقهای مالیاتی
مانند تخفیف، تعویق یا معافیت برای شرکتهایی که نیروی کار خود را حفظ میکنند و تولید را متوقف نمیسازند.
حمایت در تأمین مواد اولیه
از طریق ارز ترجیحی، قیمتگذاری منصفانه مواد اولیه داخلی و جلوگیری از واسطهگری در بازار مواد اولیه.
کاهش بوروکراسی و تسهیل قوانین
تا تولیدکننده بتواند انرژی خود را صرف تولید کند، نه صرف مجوزها، کاغذبازی و فرآیندهای کند اداری.
تشویق و حمایت از صادرات
برای باز کردن بازارهای جدید، جذب ارز و افزایش تابآوری تولیدکنندگان در برابر نوسانات داخلی.
البته این حمایتها باید واقعی، عملی، پایدار و در دسترس باشند تا تولیدکننده بداند در این شرایط دشوار تنها نیست و میتواند برای ادامه فعالیت و حفظ اشتغال به آنها اتکا کند.
ادامه تولید امروز، تضمین جلوگیری از بحران فرداست.