رؤیای زبانی یگانه برای جهانی چندپاره
در جهانی که زبان انگلیسی بیش از هر زمان دیگری بر ارتباطات بینالمللی سلطه دارد، آیا هنوز میتوان به امکان زبانی مشترک اندیشید که به هیچ ملت و قدرتی تعلق نداشته باشد؟ اپیزود تازه پادکست آمریکایی «۹۹ درصد نامرئی» (Invisible 99%)، با عنوان «دکتر اسپرانتو»، بار دیگر این پرسش را به میان آورده است؛
به گزارش گروه رسانهای شرق،
احمدرضا ممدوحی-سرنماینده سازمان جهانی اسپرانتو در ایران: در جهانی که زبان انگلیسی بیش از هر زمان دیگری بر ارتباطات بینالمللی سلطه دارد، آیا هنوز میتوان به امکان زبانی مشترک اندیشید که به هیچ ملت و قدرتی تعلق نداشته باشد؟ اپیزود تازه پادکست آمریکایی «۹۹ درصد نامرئی» (Invisible 99%)، با عنوان «دکتر اسپرانتو»، بار دیگر این پرسش را به میان آورده است؛ پرسشی که نزدیک به ۱۴۰ سال پیش، لودویک زامنهوف، پزشک و زبانپرداز لهستانی، در پی پاسخی عملی برای آن بود. این پادکست که رومن مارس آن را بنیان گذاشته و اجرا میکند، از رسانههای شناختهشده انگلیسیزبان در زمینه طراحی، معماری و جنبههای کمتر دیدهشده زندگی روزمره است. در این قسمت که ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد، کِیتی تورنتون، روزنامهنگار و تهیهکننده، به تاریخ اسپرانتو و جامعهای میپردازد که با وجود گذشت بیش از یک قرن، همچنان این زبان را میآموزد و به کار میبرد. تورنتون پیشتر مقالهای مفصل درباره اسپرانتو با عنوان «زبان عشق: رؤیای زنده اسپرانتو» در مجله هارپرز منتشر کرده بود که در روزنامه گاردین نیز بازنشر شد. او در این گزارش صوتی، پرسشی ساده اما اساسی را دنبال میکند: در جهانی آکنده از اختلاف، چرا گروهی از مردم همچنان به توانایی یک زبان مشترک برای نزدیککردن انسانها امید دارند؟
از تجربه بابل تا رؤیای تفاهم
پاسخ را باید تا اندازهای در کودکی زامنهوف جستوجو کرد. او در سال ۱۸۵۹ در بیالیستوک، شهری چندزبانه و چندقومی در قلمرو امپراتوری روسیه متولد شد؛ جایی که لهستانیها، یهودیان، روسها و آلمانیها در کنار یکدیگر زندگی میکردند، اما تفاوتهای زبانی و قومی گاه به بیاعتمادی و خصومت میانجامید. زامنهوف به این نتیجه رسید که وجود زبانی بیطرف، در کنار زبانهای مادری مردم، میتواند ارتباط میان آنان را آسانتر کند.
او در سال ۱۸۸۷ کتابی با عنوان «زبان بینالمللی» منتشر کرد و زبان خود را با نام مستعار «دکتر اسپرانتو» معرفی کرد؛ نامی به معنای «امیدوار» که بعدها نام خود زبان شد. اسپرانتو با قواعد نسبتا منظم، پایانههای مشخص برای واژهها و امکان ساخت واژههای متعدد از ریشههای محدود، برای یادگیری آسانتر طراحی شده بود. برخلاف بسیاری از طرحهای زبانی مشابه، این زبان توانست جامعهای واقعی از کاربران خود پدید آورد. نخستین همایش جهانی اسپرانتو در سال ۱۹۰۵ در فرانسه برگزار شد و نزدیک به ۷۰۰ نفر از بیش از ۲۰ کشور در آن شرکت کردند. با این حال، مسیر جنبش همواره هموار نبود: اختلافات داخلی، پیدایش زبان ایدو و سرکوب اسپرانتیستها در حکومتهای فرانکو، استالین و هیتلر، از جمله رویدادهایی بودند که تاریخ آن را شکل دادند.
زبانی فراتر از آرمانگرایی
بخش مهمی از گزارش تورنتون به همایش جهانی اسپرانتو در شهر برنو در جمهوری چک اختصاص دارد؛ گردهماییای که بیش از هزار نفر از ۶۲ کشور را گرد هم آورد. او در آنجا با اسپرانتیستهایی با گرایشهای سیاسی و فرهنگی متفاوت، از فعالان صلحطلب تا نمایندگان نهادهای کاتولیک و گروههای چینی و حامیان استقلال اوکراین، گفتوگو کرد. در میان آنان، همفری تونکین، پژوهشگر ادبیات و رئیس پیشین یک دانشگاه آمریکایی، بر نکتهای مهم تأکید میکند: اسپرانتو فقط ابزاری برای سخنگفتن درباره صلح نیست؛ این زبان فرهنگی مشترک، ادبیات و جامعهای دارد که مردم را به یکدیگر پیوند میدهد. به باور او، همین ویژگی به جنبش آن امکان میدهد که حتی بدون تحقق آرمان دیرینه رواج جهانی اسپرانتو، همچنان زنده و معنادار بماند. اسپوار نگما کاساتی، اسپرانتیست اهل جمهوری دموکراتیک کنگو نیز از اهمیت این زبان برای آفریقا سخن میگوید؛ قارهای با تنوع زبانی گسترده که در بسیاری از کشورهای آن، زبانهای دوران استعمار همچنان جایگاه مسلط دارند. او اسپرانتو را گزینهای مناسب برای ارتباط فرامرزی میداند که به میراث زبانی یک قدرت استعماری وابسته نیست.
امید، حتی بدون پیروزی نهایی
پیام اصلی این گزارش آن نیست که اسپرانتو بهتنهایی میتواند جنگها، تبعیضها یا نفرتهای انسانی را از میان ببرد. زبان مشترک نیز تضمینکننده توافق نیست؛ انسانها حتی وقتی سخن یکدیگر را کاملا میفهمند، ممکن است با هم اختلاف داشته باشند. اهمیت اسپرانتو در امکان دیگری نهفته است: ارتباط بینالمللی بدون امتیاز ذاتی برای گویشوران یک زبان ملی. در چنین ارتباطی، هیچکس صرفا به دلیل زبان مادری خود، برتری طبیعی ندارد و همه میتوانند زبان مشترک را از نقطهای نسبتا برابر بیاموزند.
در دورانی که نابرابری زبانی میتواند بر فرصتهای تحصیلی، شغلی و فرهنگی افراد اثر بگذارد، این ایده همچنان شایسته بررسی است. شاید ارزش اسپرانتو نهفقط در وعده تحقق صلح جهانی، بلکه همچنین در تجربه عملی ارتباط میان انسانهایی باشد که زبان، فرهنگ و پیشینه متفاوتی دارند و با وجود این اختلافها، میکوشند زمینهای مشترک برای گفتوگو بسازند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.