تهدید به نام فرصت
نقدی بر روایت «اقتصاد جنگ»
در راستای اعتقاد برخی جریانها مبنی بر نعمتدانستن جنگ و از این رو تأکید بر تداوم آن، فردی از همین خاستگاه فکری و سیاسی چنین بیان کرده است: «چرا میخواهند جنگ را زودتر پایان دهند؟ در حالی که جنگ برای حل مشکلات اقتصادی کشور یک فرصت تاریخی است، نه یک تهدید.
در راستای اعتقاد برخی جریانها مبنی بر نعمتدانستن جنگ و از این رو تأکید بر تداوم آن، فردی از همین خاستگاه فکری و سیاسی چنین بیان کرده است: «چرا میخواهند جنگ را زودتر پایان دهند؟ در حالی که جنگ برای حل مشکلات اقتصادی کشور یک فرصت تاریخی است، نه یک تهدید. جنگ این فرصت را برای مردم مبعوثشده فراهم میکند تا ریلهای فاسد اقتصادی را در شرایط جنگی از میان بردارند». (پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی، ۲۹/۷/۱۴۰۵)
این جمله مبتنی بر چندین پیشفرض و تحلیل نادرست است. گوینده جنگ را فرصت اقتصادی میبیند، اما تخریب زیرساختها، سرمایه انسانی و نهادهای اقتصادی را نادیده میگیرد. متغیرهای کلیدی اقتصاد ایران به وضعیتی نگرانکننده رسیده است. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم نقطهبهنقطه شهریورماه سال جاری ۸۶.۵ درصد (و تورم خوراکیها بیش از ۱۰۷ درصد) بوده، این در حالی است که در شهریور سال ۱۴۰۴ این نرخ ۴۴.۶ درصد بود. همچنین تورم نقطهای هفت استان کشور بیش از صددرصد بوده است. نرخ بیکاری از ۷.۳ به ۹.۱ درصد در بهار امسال افزایش یافته که نشاندهنده بیکارشدن چند صد هزار نیروی شاغل در نتیجه جنگ است و در نتیجه نرخ فلاکت به نزدیک صددرصد رسیده که نشاندهنده فشار شدید به دهکهای پایینی و حتی قشر متوسط جامعه و افزایش جمعیت زیر خط فقر است. نرخ ارز در نتیجه فشارهای اقتصادی و تصمیمات نادرست سیاستگذاران تقریبا دو برابر شده است. رشد اقتصادی در بهار امسال تقریبا منفی ۱۱ درصد شده است (همه آمارها از سایت مرکز آمار ایران است). بنابراین، این دیدگاه به تخریب گسترده اقتصادی بیتوجه است. تصور نگارنده این است که جنگ فرصت ازبینبردن «ریلهای فاسد اقتصادی» را میدهد؛ اما مطالعات تجربی همراه با تحلیل منطقی نشان میدهد جنگ معمولا شفافیت را کاهش میدهد: قراردادهای ویژه، کنترلهای قیمتی، کمبود کالا، بازار سیاه، رانت ارزی و قاچاق افزایش مییابد. در جنگ ممکن است برخی رانتها جابهجا شوند، اما فساد بهطور سیستماتیک کم نخواهد شد و در اغلب موارد، پنهانتر میشود. باید توجه داشت که جنگ در دل یک ساختار اقتصادی موجود رخ میدهد و اگر ساختار اقتصادی رانتی باشد، آن را تشدید میکند. تصور نگارنده این است که جنگ فرصتی برای مبارزه با فساد ایجاد میکند. این امر ناشی از تلقی ساده از چگونگی شکلگیری و رشد پدیده فساد است. فساد در ایران از مرحله فساد فردی و سازمانیافته گذشته و به فساد سیستماتیک تبدیل شده است؛ از این رو ساختار سیاسی و اقتصادی کشور به شدت درگیر آن شده است. مبارزه با فساد نیازمند شفافیت، بازخوانی قوانین و حاکمیت قانون، رسانه آزاد و پاسخگویی است، نه جنگ. در این صورت، پایان جنگ و برقراری صلح شرط لازم برای بازسازی و اصلاح نهادی است. این امر زمانی ممکن است که اراده و عزم ملی بر آن تحقق یابد. در نظامهای با دسترسی محدود، در صورت فقدان چنین اراده و عزمی، تنها رانتها جابهجا میشوند. در تعبیر نگارنده این یادداشت، مبارزه با فساد بر «مردم مبعوثشده» تکیه کرده است. اگر منظور از این تعبیر، گروهی از مردم است که در تجمعات شرکت میکنند، سازوکار تأثیر این گروهها در مبارزه با فساد سیستماتیک چگونه است؟ آیا واگذاری این مسئولیت به گروههایی از مردم، نادیدهگرفتن نهادهای قانونی نیست؟ آیا این نگاه به سوگیریهای جناحی و شخصی، تصفیهحسابها و نقض حقوق مالکیت منجر نمیشود؟ مبارزه با فساد باید قانونی، شفاف و قابل نظارت باشد و در فضای جنگ، چنین فضایی فراهم نیست. همچنین این نگاه، هزینههای انسانی و اجتماعی را نادیده میگیرد. جنگ، مرگ، آوارگی، فقر، آسیب روانی و فروپاشی سرمایه اجتماعی ایجاد میکند. تبدیل جنگ به «فرصت اقتصادی» نادیدهگرفتن رنج انسانهاست و از نظر اخلاقی قابل دفاع نیست.
تجاوز آمریکا و اسرائیل با همراهی و همدلی کشورهای ذینفع به کشورمان، هرچند آسیبهای زیادی به ما وارد کرده، اما با قدرت پاسخ داده شده و آنان را در دستیابی به اهداف خویش ناامید کرده و امروز این جنگ به کلافی سردرگم برای این قدرتها تبدیل شده است. این جنگ برای ما ماهیتی دفاعی و مشروع دارد و باید در برابر مطامع این قدرتها ایستاد؛ اما توجیه ادامه جنگ با ادعای «اصلاح اقتصادی» نادرست است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.