نهنگ سفید در ناخودآگاه جمعی بازخوانی یک وسواس ایرانی
در ادبیات کلاسیک، «موبیدیک» هرمان ملویل، فقط روایت یک ناخدای وسواسی در تعقیب نهنگ سفید نیست. این رمان، اسطورهای است درباره وسواس دستنیافتنی و رازی که هرگز فاش نمیشود. ناخدا اهب، جان و کشتی و ۳۶ ملوان خود را فدای نهنگی میکند که نماد «امر مطلق» است؛ چیزی که هرگز به چنگ نمیآید، اما آدمی را تا مرز نابودی پیش میبرد. حال این پرسش مطرح است: نهنگ سفید ایرانیان امروز چیست؟ اگر یک جامعهشناس یا روانکاو بهجای دریا به خیابانهای تهران، اینستاگرام، مجامع اقتصادی و آرزوهای جمعی نگاه کند، چه «موبیدیکی» را میبیند که ملتی را به تعقیب وسواسوار خود واداشته است؟ پاسخ را میتوان در یک کلمه جست: ثروت سریع و افسانه مکنت بیزحمت.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علی بزمآمون-جامعهشناس، روانکاو و معمار: در ادبیات کلاسیک، «موبیدیک» هرمان ملویل، فقط روایت یک ناخدای وسواسی در تعقیب نهنگ سفید نیست. این رمان، اسطورهای است درباره وسواس دستنیافتنی و رازی که هرگز فاش نمیشود. ناخدا اهب، جان و کشتی و ۳۶ ملوان خود را فدای نهنگی میکند که نماد «امر مطلق» است؛ چیزی که هرگز به چنگ نمیآید، اما آدمی را تا مرز نابودی پیش میبرد. حال این پرسش مطرح است: نهنگ سفید ایرانیان امروز چیست؟ اگر یک جامعهشناس یا روانکاو بهجای دریا به خیابانهای تهران، اینستاگرام، مجامع اقتصادی و آرزوهای جمعی نگاه کند، چه «موبیدیکی» را میبیند که ملتی را به تعقیب وسواسوار خود واداشته است؟ پاسخ را میتوان در یک کلمه جست: ثروت سریع و افسانه مکنت بیزحمت.
«نهنگ سفید» در بستر جامعهشناسی: از نابرابری تا آنومی
رؤیای دستیافتن به ثروت، خود یک پدیده جهانی است، اما در جامعه ایران، این رؤیا ابعاد بیمارگونهای به خود گرفته است. پژوهشهای جامعهشناختی نشان میدهد نابرابری اقتصادی در ایران در دهه اخیر بهشدت افزایش یافته و شکاف طبقاتی عمیقتر شده است. دادههای رسمی حاکی از افزایش ضریب جینی و سهم دهک بالای درآمدی است. این به معنای آن است که انباشت ثروت در دست اقلیتی رخ داده که عمدتا از فعالیتهای غیرمولد و رانتخواری بهره بردهاند. در چنین شرایطی، آنومی اجتماعی (بیهنجاری) به عنوان یک بحران جدی مطرح میشود. پژوهشها نشان میدهد نمره آنومی در ایران بالاست. یعنی بسیاری از مردم احساس میکنند از مسیرهای شرافتمندانه و قانونی نمیتوانند به رفاه و موفقیت برسند. در نتیجه، «فتیشیسم پول» (یعنی پولپرستی) به عنوان یکی از ابعاد آنومی، در جامعه رشد میکند. نمره آنومی در ایران بالاست؛ (1) این گزاره فقط یک ادعای ذهنی نیست، بلکه یافتهای پژوهشی است که در چندین مطالعه معتبر جامعهشناختی تأیید شده است. بر اساس پژوهشی، بیش از ۵۴ درصد از جوانان تهرانی دارای احساس آنومی اقتصادی در سطح بالا هستند. همچنین ۶۱ درصد از این جوانان معتقدند برای موفقیت اقتصادی نیازی به رعایت قوانین و اخلاق نیست و نزدیک به ۶۰ درصد، فضای اقتصادی کشور را بیقانون و بیضابطه ارزیابی میکنند. از سوی دیگر، نیمی از جوانان (۵۰.۲ درصد) اذعان دارند برای حل مشکلات اقتصادی خود، ناچار به پرداخت رشوه یا دورزدن قوانین هستند. اینجا، «نهنگ سفید» در ذهن ایرانیان شکل میگیرد: ثروتی که از هر طریقی باید به دست آید، چون راههای دیگر بسته است. این وسواس، به همان اندازه که اهب را در دریا به کام مرگ کشاند، جامعه را به سمت انحرافات اجتماعی و بزهکاری سوق میدهد.
انحرافات اجتماعی: قتل، دزدی و فساد بهمثابه «تعقیب نهنگ»
وقتی رؤیای مکنت به وسواس تبدیل شود و ابزار مقبول در دسترس نباشد، پای «ابزار نامقبول» به میان میآید. رابرت مرتون، جامعهشناس بزرگ، توضیح میدهد وقتی فشار برای رسیدن به هدف (ثروت) زیاد باشد اما فرصتهای قانونی کم، افراد به «نوآوری» (یعنی استفاده از ابزارهای غیرقانونی چون دزدی، کلاهبرداری و قاچاق) روی میآورند. شواهد متعددی در جامعه ایران نشان میدهد این رؤیا چگونه به انحرافات دامن میزند:
- ناهنجاریهای ساختاری در توزیع فرصتها.
- کمرنگشدن ارزش کار مولد: در سالهای اخیر، کار تولیدی و ارزشآفرین در برخی فضاها جایگاه پیشین خود را از دست داده و فعالیتهای سریعبازده و غیرمولد، به عنوان الگوی موفقیت در اذهان عمومی جا افتاده است.
- پیامدهای ناامیدی اقتصادی در سطح خرد: در سطح جامعه، فشارهای معیشتی و احساس بستهبودن مسیرهای قانونی موفقیت، گاه برخی افراد را به سمت رفتارهای پرخطر یا غیرقانونی سوق میدهد.
دوگانگی تلخ: شکاف طبقاتی و سراب دستنیافتنی
شاید گویاترین مصداق «تعقیب نهنگ سفید» در فضای امروز، در شکاف عمیق میان سبک زندگی برخی اقشار مرفه و میلیونها شهروندی دیده شود که با دشواریهای معیشتی دستبهگریبان هستند. این شکاف، زمانی تلختر میشود که تصاویر و ویدئوهایی از تجملات افسانهوار برخی خانوادههای دارای موقعیتهای خاص، در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود. برخی از خانوادههای دارای نفوذ و امتیازات خاص، با برخورداری از خودروهای لوکس، سفرهای خارجی و میهمانیهای پرهزینه، در تصور عمومی نماد همان وسواسی میشوند که در داستان «موبیدیک»، ناخدا اهب را تا مرز نابودی پیش برد. اما تفاوت در اینجاست که در آن روایت، یک ناخدا با وسواس شخصی خود روبهرو بود، در حالی که در جامعه امروز، این شکاف به الگویی ساختاری تبدیل شده که بخش بزرگی از مردم را از دایره آرزوهای مشروع و دستیافتنی بیرون میراند.
رهیافتی روانکاوانه: چرا دستنیافتنی، وسواسزا میشود؟
از منظر روانکاوی، میل به «چیز دستنیافتنی» (نهنگ سفید، ثروت کلان، مکنت بیزحمت) بازتابی از فقدان و خلأ وجودی است. جامعهای که در آن راههای عزت نفس (کار، تولید، مشارکت اجتماعی) مسدود است، ناخودآگاه به سمت شیء گمشدهای میل میکند که وعده پرکردن این خلأ را میدهد. اما ماهیت این میل، ناکامکننده است. هرچه بیشتر به دنبال ثروت بیزحمت بدویم، بیشتر از حس پوچی و فساد رنج میبریم. در اینجا، سینما و ادبیات میتوانند نقش آیینههایی را ایفا کنند که حقیقتهای پنهان را به تصویر میکشند. «موبیدیک» به ما میآموزد که وسواس در تعقیب امر دستنیافتنی، نهتنها به مقصد نمیرسد، بلکه میتواند سرمایههای وجودی و جمعی را به خطر اندازد. داستان ناخدا اهب، هشداری است بر اینکه اگر آرمانها و ارزشهای والا جای خود را به حرص و ولع بیپایان بدهند، سرنوشتی جز حسرت و تباهی در انتظار نخواهد بود. اینجا نقطه تلاقی جامعهشناسی و روانکاوی است: وسواس مکنت و ثروتاندوزی افراطی، نه یک بیماری فردی، بلکه نشانهای از یک چالش اجتماعی است که از نابرابریها، بیاعتمادی نهادی و گسست پیوندهای انسانی تغذیه میکند. اما تشخیص این بیماری، خود نخستین گام برای درمان است.
راهکار چیست؟
۱. بازگشت به ارزشهای اصیل: تقویت فرهنگ کار، تولید و تلاش مولد، به عنوان مسیر اصلی موفقیت و سربلندی.
۲. شفافسازی و پاسخگویی: ایجاد نهادهای نظارتی شفاف برای کاهش شکاف طبقاتی و بازسازی اعتماد عمومی.
۳. تقویت همبستگی اجتماعی: تأکید بر منافع جمعی بهجای سود فردی و احیای حس مسئولیت اجتماعی در میان نخبگان و اقشار مرفه.
۴. آموزش و فرهنگسازی: استفاده از ظرفیت سینما، ادبیات و هنر برای بازتاب پیامدهای وسواس ثروتاندوزی و ترویج سبک زندگی متعادل و مبتنی بر ارزشهای انسانی.
جامعهای که بتواند میان آرمانهای خود و واقعیتهای روزگار تعادل برقرار کند، مسیر تعالی و پیشرفت را هموار خواهد ساخت. بیاییم از آیینه ادبیات و سینما درس بگیریم و با بازنگری در اولویتها، جامعهای بسازیم که در آن عدالت، همدلی و کرامت انسانی، چراغ راه آینده باشد.
پینوشت:
http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-1975-fa.html
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.