وقتی حقیقت قربانی جنگ مجازی میشود
امروز تشخیص خبر واقعی از خبر ساختگی در فضای مجازی، برای بسیاری از کاربران به مسئلهای جدی تبدیل شده است. تصویری میبینیم، خبری میخوانیم یا مطلبی را از یک حساب ظاهرا معتبر دریافت میکنیم، اما نمیدانیم چه کسی آن را ساخته، با چه هدفی منتشر کرده و تا چه اندازه با واقعیت انطباق دارد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
امروز تشخیص خبر واقعی از خبر ساختگی در فضای مجازی، برای بسیاری از کاربران به مسئلهای جدی تبدیل شده است. تصویری میبینیم، خبری میخوانیم یا مطلبی را از یک حساب ظاهرا معتبر دریافت میکنیم، اما نمیدانیم چه کسی آن را ساخته، با چه هدفی منتشر کرده و تا چه اندازه با واقعیت انطباق دارد. مسئله فقط انتشار دروغ نیست؛ وضعیتی است که در آن دروغ و واقعیت آنقدر در کنار هم قرار میگیرد که مخاطب دیگر به هیچکدام اعتماد نمیکند. وقتی حساب جعلی میتواند جای یک فرد واقعی بنشیند، هوش مصنوعی میتواند بهجای انسان بنویسد و یک روایت سازمانیافته میتواند خود را خبر مستقل جا بزند، نتیجه فقط گمراهشدن افکارعمومی نیست؛ فرسایش اعتماد به کل فضای اطلاعرسانی است. این همان نقطهای است که جنگ روایتها دیگر به سود هیچکس تمام نمیشود؛ چون جامعهای که نتواند میان واقعیت و جعل، و گزارش و عملیات روانی تمایز بگذارد، اصل اعتماد را از دست میدهد.
گزارش اخیر شرکت آنتروپیک، از شرکتهای پیشرو در حوزه هوش مصنوعی و سازنده مدل زبانی «کلود»، نمونههای مشخصی از این روند را نشان میدهد. این شرکت در گزارشی که فعالیتهای شناساییشده بین دسامبر ۲۰۲۵ (آذر ۱۴۰۴) تا اوت ۲۰۲۶ (مرداد ۱۴۰۵) را بررسی کرده، از چند عملیات مرتبط با ایران سخن گفته است؛ از عملیات تبلیغاتی نهادهای داخلی گرفته تا فعالیت منتسب به دشمنان نظام اسلامی و مجموعهای از اقدامات نظارتی و سایبری.
در یک نمونه، آنتروپیک از سه مجموعه و نهاد مرتبط با ساختار تبلیغات سیاسی داخلی نام برده است که به گفته این شرکت، از هوش مصنوعی برای طراحی کارزارهای ایدئولوژیک، ساخت شخصیتهای جعلی، شناسایی مخاطبان هدف و برنامهریزی انتشار محتوا استفاده میکردند. اما شاید بخش مهمتر ماجرا، شیوه توزیع این محتوا باشد. گزارش میگوید بخشی از مطالب، پس از آنکه گزارشهای رسمی برای گروههای مختلف مخاطبان بازنویسی میشد، بدون اعلام منشأ حکومتی منتشر میشد، بهگونهای که مخاطب تصور کند با نوشته یک خبرنگار مستقل یا یک شهروند عادی روبهرو است. این محتوا نیز قرار بوده بهصورت هماهنگ و همزمان در شبکهها و پیامرسانهای مختلف و به چند زبان منتشر شود. رسانه حق دارد تحلیل کند، از سیاستی دفاع کند و حتی برای اقناع مخاطب تلاش کند؛ اما این حق، شامل فریب مخاطب درباره هویت و منشأ پیام نمیشود. وقتی نهادی، پیام خود را با هویت جعلی منتشر میکند، در واقع بخشی از سرمایه اعتماد عمومی را هزینه میکند. مشکل اینجاست که اعتماد، برخلاف یک پیام تبلیغاتی، با دستور و بودجه قابل تولید نیست. اگر مخاطب به این نتیجه برسد که بخشی از آنچه به نام خبرنگار، شهروند یا کاربر عادی میبیند، در واقع محصول یک عملیات سازمانیافته و پنهان است، مرز میان اطلاعرسانی، تبلیغات و فریب از میان میرود. در چنین شرایطی حتی پیام درست و صادقانه نیز با تردید مواجه میشود. اما این فقط یک سوی ماجراست. گزارش آنتروپیک، عملیات دیگری را نیز به شبکهای وابسته به دشمنان نظام از جمله سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت (منافقین) نسبت میدهد. در این پرونده، از جعل هویت یک فعال واقعی، تقلید سبک نوشتاری او با استفاده از هزاران پُست قبلی، ایجاد حساب مشابه و گفتوگوی سیاسی با مخاطبان بدون اطلاع آنان از ماهیت ساختگی حساب، سخن گفته شده است. همچنین از جمعآوری اطلاعات صدها کانال ریز و درشت، طبقهبندی افراد بر اساس ویژگیهای مختلف و تولید شخصیتهای مجازی برای تبلیغات سیاسی گزارش شده است. امروز میتوان با هوش مصنوعی متنی تولید کرد که لحن یک روزنامهنگار را تقلید کند، تصویر انسانی را ساخت که هرگز وجود نداشته، صدایی را شبیهسازی و ویدئویی تولید کرد که مخاطب عادی بهسادگی نتواند جعلیبودن آن را تشخیص دهد و حتی حسابهایی ساخت که ظاهرا متعلق به افراد واقعی با دیدگاههای مختلف هستند. گزارش آنتروپیک نیز نشان میدهد هوش مصنوعی الزاما تهدیدهای کاملا جدیدی ایجاد نکرده، بلکه سرعت، مقیاس و عمق عملیات موجود را افزایش داده است. این تحول، بیش از آنکه مسئله فناوری باشد، مسئله اعتماد است.
جامعهای که به رسانههای رسمی اعتماد نداشته باشد، به رسانههای مخالف هم اعتماد نکند، در نهایت به هیچ رسانهای اعتماد نخواهد کرد. نتیجه چنین وضعی، جامعهای سرگردان است. شهروندی که هر خبر داخلی را تبلیغات حکومت بداند و هر خبر اپوزیسیون را هم عملیات روانی تلقی کند، سرانجام به این نتیجه میرسد که هیچچیز قابل اعتماد نیست. در چنین شرایطی، خبر واقعی هم قربانی خبر جعلی میشود. روزنامهنگار حرفهای نیز کنار حساب ناشناس و ربات تبلیغاتی قرار میگیرد. پژوهش علمی نیز در کنار شایعه مینشیند و دود این آتش به چشم همه میرود.
حکمرانی ممکن است تصور کند با تولید بیوقفه محتوا، روایت خود را در جامعه تثبیت خواهد کرد. اپوزیسیون هم خیال کند با حسابهای جعلی، عملیات هماهنگ و محتوای ساختگی، افکارعمومی را علیه حکومت میشوراند. اما هر دو در یک نکته اساسی اشتباه میکنند: اعتماد عمومی را نمیتوان مهندسی کرد. اعتماد، در طول زمان و برپایه صداقت، شفافیت، استمرار و امکان راستیآزمایی شکل میگیرد. نه لشکر حسابهای جعلی میتواند آن را بسازد و نه عملیات شناختی میتواند آن را تصاحب کند. آینده رسانه از آن کسانی است که صادقتر، شفافتر و مسئولانهتر با مخاطب خود سخن میگویند. به همین دلیل، انتظار از مراکز سازمانیافته داخلی، بیش از هر زمان دیگری این است که از تولید محتوای پنهان و روایتسازی مبتنی بر جعل فاصله بگیرند. اگر حرفی برای گفتن دارند، آن را با نام و مسئولیت خود بگویند. اگر گزارشی دارند، منبع آن را اعلام کنند. اگر تحلیلی دارند، اجازه دهند مخاطب درباره آن داوری کند. دفاع از منافع ملی، مجوز جعل حقیقت نیست. همین انتظار از دشمنان حکومت و رسانههای خارج از کشور نیز وجود دارد. مبارزه سیاسی نباید به مجوزی برای جعل هویت، ساختن انسانهای غیرواقعی، دستکاری افکارعمومی و پنهانکردن منشأ محتوا تبدیل شود.
فضای مجازی قرار بود دیوارهای انحصار اطلاعات را فروبریزد و امکان شنیدهشدن صداهای گوناگون را فراهم کند؛ حیف است به میدان جنگی تبدیل شود که در آن نخستین کشته، حقیقت باشد. اگر امروز برای حفظ حقیقت کاری نکنیم، فردا شاید مسئله این نباشد که مردم به کدام روایت اعتماد میکنند؛ مسئله این خواهد بود که دیگر به هیچ روایتی اعتماد نمیکنند و جامعهای که دیگر هیچ روایتی را باور نمیکند، جامعهای قابل پیشبینی نیست.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.