مقدمهای در شناخت تحولات جنگ رمضان و تبیینی در ستایش ملت بزرگ ایران
1- قدرت رزم و توان بازدارندگی نیروهای نظامی و پاسخهای کوبنده ایران در جنگ ۱۲روزه آمریکا-اسرائیل و بهویژه جنگ جنایتکارانه تحمیلی یکماهه اخیر، در مقام دفاع جانانه از بقای سرزمینی و ملت و فرهنگ و اسلام و انقلاب ایران، جهان را به شگفتی واداشت! واقعیتی که بیش از همیشه در دل و روان مردم اطمینان آفرید و توهم و توطئههای کینهتوزانه دشمنان قسمخورده این کشور را نقش بر آب کرد!
1- قدرت رزم و توان بازدارندگی نیروهای نظامی و پاسخهای کوبنده ایران در جنگ ۱۲روزه آمریکا-اسرائیل و بهویژه جنگ جنایتکارانه تحمیلی یکماهه اخیر، در مقام دفاع جانانه از بقای سرزمینی و ملت و فرهنگ و اسلام و انقلاب ایران، جهان را به شگفتی واداشت! واقعیتی که بیش از همیشه در دل و روان مردم اطمینان آفرید و توهم و توطئههای کینهتوزانه دشمنان قسمخورده این کشور را نقش بر آب کرد! اراده خدشهناپذیر، ایمان و تدابیر سربازان فداکار وطن صفحه جدیدی را در تاریخ سربلندی ایران به قوت ثبت کرد.
2- آنان در تجاوز ۱۲روزه با آمادگیهای وسیع برای درهمشکستن ایران آمده بودند و هرگز تصور شکست رسوای روزهای انتهایی را در مفروضات خود نداشتند. در جنگ اخیر نیز از قرار با رفع نقاط ضعف تجربه پیشین، حمله کردند تا به نظر خود پروژه نیمهتمام خود را تمام و با چیرگی کار ایران و نهفقط جمهوری اسلامی را یکسره کنند! ولی هر روز که گذشت، سربازان سربلند و شجاع و مؤمن این ملک در رزم و دفاع صفحات جدیدی از بالندگی و افتخار را در برابر نگاه جهانیان برگشودند. آمده بودند برای سوریهای و... کردن ایران! بنای آنارشی و تمهید جنگ داخلی و تجزیه داشتند.
- قرار بود آنگونه که رسم دیرینه استعمار است (نظیر
Thuggeries، گروههای خشن اجیرشده در هند از سوی انگلیس و...)، در شهرها و... با میدانداری عناصر مسلح سازماندهیشده خود و زورگویانی ماجراجو، با نیرنگ و با سوءاستفاده از نارضایتیهای اقشار مردم معترض و ایجاد ناامنی و بسط آن، نبود امنیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... را به واقعیت نمایان کشور تبدیل کنند.
- قرار بود در جریان خیانت، ناکسان دستآموزی را که طی دههها پروار کرده بودند، با پشتیبانیهای تجهیزاتی و مالی وسیع و داعیهها و توهماتی جعلی در مناطق مرزی در برابر ایران قرار دهند. روند پرآشوبی که طی آن گروهکهای مسلح وابسته به بیگانگان و باندهای بزهکار، در برابر دولت مستقر صفآرایی کرده و در دشمنی با تمامیت ارضی و تاریخ و فرهنگ ایران، جدایی و نقار و خشونت را برای دههها به قاعده جاری این کهن مرزوبوم تبدیل میکردند و با برساخت هویتهای مجعول و رجحان توهمات فروملی در برابر هویت و منافع ملی، با فاصلهگذاری بین ملت و غیرسازی و خلق دشمنیهای تصنعی، مآلا با برافروختن جنگهای داخلی خونبار، تجزیه کشور را در نظر اجانب ضد ایران به چارهای ناگزیر تبدیل میکرد. توطئهای اهریمنی که میتوان به صورت مستند با سوابق و مکتوبات تاریخی معتبر، پیشینه، عاملان روسیاه و مصائب شرمآورشان را در تاریخ سدههای گذشته ایران عزیز و جهان ردیابی کرد.
3- از آثار شوم و معمول جنگها، ایجاد اختلال در شبکه تهیه و توزیع و بروز کمبودهایی در اقلام مورد نیاز مردم و ناتوانی در اداره معیشت خانوادهها است که نگرانیهای روانی و بیمهایی را موجب شده و گاه در جوامعی با ناامنیهای اجتماعی کم یا زیادی همراه میشود. آنگونه که روند امور جاری آشکارا حکایت میکند، با وجود فراگیری جنگ و بمباران و... زندگی در سراسر کشور اکنون به صورت کاملا روان جریان دارد و هیچ اثری از ازدحام و صفهای طویل و ناآرامی وجود ندارد و به دلیل ابتکاراتی سنجیده، جریان عرضه کالا روان است و با تحرک و قاطعیت نهادهای نظارتی، از گرانفروشی (کمینه اقلام ضروری مصرفی) و احتکار خبری نیست. جالب آنکه این فراوانی و نظم، خبرنگاران خارجی را به تعجب واداشته و در گزارشهای آنان این شگفتی لحاظ شده است. با این توصیف، آرامش موجود خانوادهها، نشانه معتبری است از توفیق دولت آقای پزشکیان و نظام اجرائی در مدیریت شرایط بحرانی کشور است که کارستان است و بنابراین شایسته تقدیر بسیار.
4- با وجود گستردگی و ویرانگری حملات و بمبارانها و فراوانی خانههای خالی، با دستورالعملها و اقدامات قاطع انتظامی و تمرکزیافتن نیروها بر وظایف ذاتی، در عرصه اجتماعی خبرهای چندانی از ناامنی و دزدی و غارتگری و... (که باز در شرایط بحرانی جوامع متعارف تلقی میشود) نیست، جامعه امن و آرام است.
5- مهربانی و فداکاری در جامعه گسترده شده است و اقشار مختلف با درک این موقعیت ویژه سعی دارند سهم خود در این میدان را بهخوبی ادا کنند. نانوایی مینویسد: «تا ما زندهایم در این محله کسی بینان نمیماند» و مغازه دیگری: «بیخیال! ببرید بعد جنگ بیایید حساب کنید» و ماشینی که از مسافران کرایه نمیگیرد. در شهرها و روستاها مانند جنگ ۱۲روزه، درِ خانههای خود را برای مسافران گشودهاند. دراینباره مثالهای زیبا فراواناند، مراد فقط «چشیدن به قدر تشنگی» بود. باوجوداین قطعا نمیتوان از تلاشهای جانانه و خطرپذیریهای گروههای امدادی، از آتشنشانان شجاع تا کارکنان زحمتکش هلالاحمر و کادر پزشکی و... و همراهی جوانان داوطلب بدون تحسین گذشت و آن امدادگر گمنام بیادعای فداکاری که در این شرایط ۱۵ روز است به خانه نرفته است.
6- براساس مستندات و گزارشهای فراوان، برای اسرائیل و محافل صهیونیستی ضد ایران و دولت کنونی آمریکا و... جنگ ۱۲روزه و سپس جنگ تحمیلی اخیر، تمهیدی برنامهریزیشده بود تا یک درگیری خارجی ویرانگر گسترده، زمینهای فراهم بیاورد برای سرآغاز و استمرار ناآرامیها و ناامنیهای پراکنده درون ملت (به تعبیر یونسکو) و سپس در تداوم، توطئه تکمیل میشد با شورش و درگیریهای مسلحانه داخلی در مناطقی از کشور. قرار بود با سوء استفاده از نارضایتیها و اعتراضات مدنی و به منظور منحرفکردن آن، گزارشهای جهتدار مکرری در رسانههایی خاص پراکنده شود (پیوست عملیات روانی و تبلیغاتی پروژه) و طی آنها آشکارا سعی شود اعتراض به منازعه تبدیل و درگیریهای خشونتآمیز شبانه تشویق شود و آنگاه با خرابکاری و به آتش کشیدن اموال عمومی (وندالیسم) و... عرصههای شهری از سوی ناکسان مسلح تصرف شود. فرایندی خائنانه و بیبنیان که مآلاً با هدایت اجانب و بهکارگیری کانونهای شورشی و دمیدن در نائره کینه و دشمنی، برادرکشی و درگیری از شهرها و مناطقی آغاز و سپس با تسری، در غالب صورتبندی کشور خود مینمایاند و فراگیر میشد.
7- همانگونه که طرح شد، بنای اسرائیل و دولت ترامپ و همپیمانان منطقهای و غربی، ساخت هرجومرج و یک آنارشی آکنده از خشونت دوسویه خطرناک ضد ملی بود تا با برساخت تصور آشتیناپذیری و دوگانه کینه و خونخواهی بین دولت و ملت و در نتیجه مشروعیتزدایی، در ارکان دولت و حکومت مرکزی تزلزل ایجاد شود. بر مبنای این نقشه اهریمنی ضد ایران، در پی بحران حاصل از بمباران و حملات (غیرمنتظره) گسترده نظامی و خلأ مدیریتی ناشی از ترور شخصیتهای اصلی جمهوری اسلامی، مجموعهای با این مختصات و کنشها به صورت طبیعی میتوانست تبدیل به جنگ داخلی شود. ذوقزدگی و صراحت لهجه زودهنگام صهیونیستها، ترامپ و پارهای از مقامات دیگر آمریکایی در همان روزهای آغازین، رسواتر از آن است که نیاز به استدلال داشته باشد. کسانی در طول دههها و بیش از آن در چند سال گذشته در بیرون از ایران استخدام، تطمیع، آموزش و به گستردگی سازماندهی شده بودند. کمینه بنای این نوشته اجمالا ورود به نقد نیست، باوجوداین تمرکز و سرگرمشدن نیروها و نهادهای ذیربط و حتی مجلس و... به پارهای مباحث جانبی و سختگیریهای غیرملی که به قطبیسازی جامعه منجر و بحرانهای تأسفبار اجتماعی را موجب شد، دانسته یا نادانسته با انتقال حساسیتها به امور فرعی و مسائل بیربط، به صورت تأسفباری موجبات کمتوجهی و بیتوجهی نهادهای مسئول در رصد جریانات ضد امنیتی گوناگونی شد. بر این کژراهه همچنین میتوان به فقدان اندیشگی ملی و بیکفایتی در درک ظرایف در رهاکردن مرزهای شرقی و در نتیجه ورود بیضابطه و خطرناک میلیونها مهاجر افغان و در میان آنان مأموران آزموده بسیار را افزود (سرفصلی که بررسی تبعات خطرناک داخلی و خارجی آن مجال دیگری طلب میکند). کماعتنایی و بیاعتنایی به نارضایتیهای انباشته اجتماعی و گمراهیهای برشمرده و... شوربختانه در ویرانگریهای جنگ ۱۲روزه و بهویژه ترورهای برنامهریزیشده در هر دو مرحله فاجعه آفرید. کوتاهی و جریان سوئی که در بیانی بهداشتی، نشانههایی آشکار از سرگشتگی و ضعف نظری داشت و دارد و از منظری دیگر منطقا مشکوک است و قابل ردیابی.
8- باور بر آن است که باطلالسحر تمام آن سرمایهگذاریها و توطئههای اهریمنی کاملا برنامهریزیشده دهههای ماضی، حضور جانانه مردم در خیابانها و تداوم پرشور آن بود. این واقعیت یک بار دیگر دلبستگی ملت به ایران و بقای آن و سرنوشت این فرهنگ را با قوت به رخ جهانیان کشید. به تکرار و با شگفتی گزارش شد که ایرانیان نهتنها از جنگ فرار نمیکنند، بلکه از قضا برای دفاع از کشور و همراهی و همنوایی با هموطنان خود به میهن بازمیگردند. این پدیده تاریخساز از جهات گوناگونی شایسته تجزیه و تحلیل و پژوهش است ولی در اینجا فقط به گذری اجمالی بسنده میشود.
الف- مهمترین ویژگی این خیزش که بیگمان نشانههایی از اصالت و هویت تاریخی را روایت میکند، فهم اجتماعی این ملت بود. اقشار و بخش وسیعی از مردم با وجود تبلیغات پرحجم و حرفهای دشمنان این سرزمین و مزدوران آنان بهدرستی آموختند که میهن به صورت جدی در خطر است، بنابراین نجات کشور را اولویت و وظیفه بیچونوچرای خود دانستند.
ب- رزمندگان با اطمینانبخشی از مرزها، از مردم خواستند تا با حضور خود حافظ شهرها باشند، ضرورتی که درک و اجابت شد. پس خیابانها سنگر شد و این آگاهی و هوشیاری در روزهای بعد بهسرعت منتقل شد و گسترش یافت و به یک خیزش سراسری در کشور تبدیل شد و با همه مخاطرات، تهدیدات و سختیها همچنان تداوم یافت. در همین حضور بود که دیدارهای طیفهای مختلف مردم تازه شد و در این اجتماع پرشور بود که ملت خود را بازشناخت.
پ- اندکاندک با بردباری و تسامح، تفاوتها در خیابانها به رسمیت شناخته و همنشینی و مهربانی قاعده شد. به نام ایران بر هم اثر گذاشتند، از فصلها کاسته و بر وصلها افزوده شد. با حجاب و کمحجاب و... سخنانی بر زبان راندند که سالها بود شنیده نمیشد. گزارشهای منابع گوناگون، همنوایی، تفاهم، آشتی را دلالت میکرد. همه در خیابانهای شهر خودی بودند. ایرانبانو همه فرزندان خود را به مهر جمع کرده بود، حتی کسانی را که در دیماه شاید تصور میکردند در برابر هماند. همه دانستند که اولویت بقا و نجات کشور است، ایران باید از این ورطه خطرناک به سلامت و سربلندی عبور کند.
بنای تطویل نبود، ولی شد! سربازان از جان گذشته اگر آمادگی نداشتند، اسرائیل و آمریکا و کشورهایی در غرب و منطقه ایران را شخم میزدند، چپاول، تحقیر، ویران و ناامن میکردند و اجانب با منافع متناقض، رجالههای دستآموز خود را در اینجا و آنجا بر اریکه مینشاندند. آنارشی، درگیری، جنگ داخلی و سرانجام تجزیه در برنامه بود! پس درود و هزاران سپاس بر قهرمانانی که حماسه آفریدند! از زاویه دیگر، اگر این ملت زنده و پاینده به درایت ضرورت حضور در خیابان و میادین را درنمییافت و در سراسر ایران این هوشیاری را پاس نمیداشت، شهرها بیقرار، امنیت نقص و سلب، رویاروییها قاعده و... بوقهای بیگانگان و مزدوران خودفروخته در مقام راهنما و بلد راه و... خدا را سپاس که نشد! میخواهم بگویم آنچه کار را به سرانجام رساند، این مردم دانا و اراده و جانبازی زن و مرد و پیر و جوان و کودک بود و پاداش آن همین بازشناسی، همین آشتی در این زمینه نیز بسیار میتوان گفت که بماند به مجالش دو نکته دیگر بگویم و تمام.
الف- پس از خروش مردمی در جنگ ۱۲روزه، امیدهای فراوانی برای بالندگی ایران به وجود آمد، اما چندان دوام نیافت و پارهای که فراموش شد. این بار دستاوردهای جنگ و اجتماع و این آشتی و همگرایی ملی بسیار گستردهتر و عمیقتر از پیش است. توفیق و انشاءالله پیروزی از آن همگان است، باز کسانی به تغافل و... نام شخصی خود بر آن ننهند. ایران میتواند با درسآموختن از گذشته و به اعتبار نتایج این حماسه ملی، شکوفایی جدیدی را آغاز کند، آیا مقامات برای این تولد آمادهاند؟
ب- جنگ ویرانگر است. جای خالی از دست رفتگان جانسوز است. تبعات اینهمه هراس و بیم تلخ است؛ پس لعنت بر جنگ و بانیان آن. با وجود این، دشمنان فاسد و جنایتکار اگر در جبههها ضعف و در ایستادگی مردم سستی ببینند، هرگز به کمترینها رضایت نخواهند داد، ویران میکنند، غارت میکنند و تحقیر میکنند. این جنگ به درایت باید هرچه زودتر با سربلندی به پایان رسد، این شکفتگی نیازمند آمادگی و هوشیاری همگانی است.