ما را چه شده؟
اخیرا کشور امارات هم اعلام کرد با افرادی که تصویر و ویدئو از اصابتهای جنگی ضبط و پخش میکنند برخورد کرده و مجازات زندان در انتظار آنهاست. این وضعیت تقریبا در تمامی کشورهایی که درگیر جنگ هستند برقرار است. مقامات رسمی بارها از مردم درخواست کردهاند از تهیه ویدئو و فایلهای تصویری و صوتی پرهیز کنند. اما به محض اصابت و برخورد و شنیدن صدای انفجار، مردم بهجای پناهگرفتن در مکان امن، بلافاصله به پشتبام یا کنار پنجره رفته و تلاش دارند از وضعیت برخوردها ویدئو تهیه کنند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
اخیرا کشور امارات هم اعلام کرد با افرادی که تصویر و ویدئو از اصابتهای جنگی ضبط و پخش میکنند برخورد کرده و مجازات زندان در انتظار آنهاست. این وضعیت تقریبا در تمامی کشورهایی که درگیر جنگ هستند برقرار است. مقامات رسمی بارها از مردم درخواست کردهاند از تهیه ویدئو و فایلهای تصویری و صوتی پرهیز کنند. اما به محض اصابت و برخورد و شنیدن صدای انفجار، مردم بهجای پناهگرفتن در مکان امن، بلافاصله به پشتبام یا کنار پنجره رفته و تلاش دارند از وضعیت برخوردها ویدئو تهیه کنند.
نباید این تصور را داشت که مردم قصد خاصی (مثلا مقابلهجویی) دارند. این را باید به حساب نوعی کنجکاوی و نگرانی گذاشت. شکی نیست که در این روزها، شبکههای ماهوارهای یکی از محلهای مورد مراجعه شدهاند. بخشی از این وضعیت را باید ناشی از تباهی مرجعیت رسانهای داخلی دانست که مردم تا این اندازه ترجیح میدهند به اخبار آن شبکهها توجه کنند. واقعیت آن است که کاستیهای متعددی در اطلاعرسانی از وقایع مربوط به حملات هوایی دشمن به شهرهای کشورمان وجود دارد. بدیهی است مردم نگران وضع دوستان، خانواده و آشنایان خود در شهرها هستند و میخواهند بدانند این اصابتها به کدام محلهها بوده است. اما به نظر میرسد اطلاعرسانی رسانههای رسمی نتوانسته این نگرانی را برطرف کند. به همین خاطر است که متأسفانه رسانههای معاند همواره ذخیرههای بزرگی از انواع فایلها، ویدئوها و تصاویر را از محلهای اصابت در دسترس خود دارند که این نوعی تضعیف روانی در مردم ایجاد میکند؛ گویی فقط دشمن در این جنگ مشغول واردکردن خسارت است. در رسانههای مزبور بهندرت اطلاعرسانی تصویری و ویدئویی از اصابتهای نیروهای مسلح ما به دشمن صورت میگیرد. در حقیقت طرفهای مقابل همواره دست به انتخاب و مدیریت انتشار دادههای خاصی میزنند تا تأییدکننده روایت خاص خود آنها از پیشبرد جنگ باشد. ممنوعیت انتشار این تصاویر البته مورد استقبال مردم آن کشورها هم بوده است. کدام ایرانی توانسته تصاویری با منشأ شهروندان یا رسانههای خارجی از وضعیت جنگ در سایر کشورهای درگیر مشاهده کند، جز آنکه رسانههای وابسته به آن کشورها منتشرش کرده باشند؟ مردم در نظر بگیرند که این تصاویری که خودشان تهیه میکنند، درنهایت سر از جاهایی درمیآورد که هدفی جز تضعیف طرف ایرانی ندارند. این درنهایت به ضرر خودمان است و لازم است چنین موضوعی همواره مورد توجه مردم خوب کشورمان قرار داشته باشد. از سوی دیگر با کمال تأسف برخی افراد پیامهایی برای رسانههای مذکور ارسال کرده و موقعیت نیروها را فاش میکنند. به عنوان نمونه اعلام میکنند که فلان نیروها به فلان مدرسه یا نقطه عزیمت کرده یا در فلان ناحیه تجمع کردهاند. معمولا بناهایی همچون مدرسه یا مسجد نیز با آدرس دقیق مشخص میشوند. کاملا سادهلوحانه است که گمان شود دشمن نابکار خودش این اتفاقات را نداند اما انتشار عمومی آنها باید بهمثابه نوعی بازی در زمین دشمن محسوب شود. چه بسیار خون دلها خورده شده تا یک آجر بر آجر دیگر سوار شود و دیواری بالا برود. چه عرقها ریخته شده تا یک کلاس ساخته شود. چه منابع بزرگی از کشور مصروف شده تا یک بنا همچون یک مدرسه ساخته شود. چه رنجها کشیده شده تا آموزگاران و معلمان به مدرسهها بیایند و چه محنتها در کار بوده تا فرزندی به سن رشد برسد و در این مدرسهها تحصیل کند. مگر ساخت این مدرسهها با پول خودمان نبوده است؟ پس چرا به همین راحتی حاضر به نابودی و تخریب سرمایههای خودمان میشویم؟
متأسفانه تعداد این پیامها هیچگاه کم نمیشود. آیا این افراد هیچ توجهی به امنیت خود یا جان شهروندان در مجاورت این بناها ندارند؟ ما را چه شده که اینچنین به جان، مال و امنیت همسایگان خود بیتوجه شدهایم که حتی درمانگاه و بیمارستان را آماج بغض خود قرار دادهایم و خواهان ویرانی آن هستیم؟
فارغ از هر نگاهی که به حاکمیت کشورمان داشته باشیم و در وضعیتی که ارتشهای تا بن دندان مسلح بالای سر ما جولان میدهند، بیش از هر چیز باید حافظ منابع و سرمایههای خود باشیم. هیچکس جز خودمان نگران فردای فرزندان ما نیست.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.