بررسی رویکرد سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه جدید
رهیافت و رویکرد جدید از سوی رژیم صهیونیستی، در راستای بازنویسی دکترین بن گوریون (در ۱۳۳۶ـ۱۳۳۷ ش/ اواخر ۱۹۵۷ و اوایل ۱۹۵۸، بن گوریون نظریه معروف خود موسوم به «نظریه پیرامون» را به اجرا درآورد و از طریق ایجاد ارتباطات مخفی با محمدرضا پهلوی، شاه ایران، عدنان مندرس، نخستوزیر ترکیه و هایله سلاسی امپراتور اتیوپی -که هر سه در اردوگاه ضد کمونیسم و مخالف ناصریسم بودند- توانست پیمانی چهارجانبه و اعلامنشده، برای محاصره جهان عرب، بهویژه مصر، به وجود آورد) و تثبیت محوریت تلآویو در ساختار آینده امنیتی، فناورانه و انرژی خاورمیانه در حال شکلگیری است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مقداد توانانیا
رهیافت و رویکرد جدید از سوی رژیم صهیونیستی، در راستای بازنویسی دکترین بن گوریون (در ۱۳۳۶ـ۱۳۳۷ ش/ اواخر ۱۹۵۷ و اوایل ۱۹۵۸، بن گوریون نظریه معروف خود موسوم به «نظریه پیرامون» را به اجرا درآورد و از طریق ایجاد ارتباطات مخفی با محمدرضا پهلوی، شاه ایران، عدنان مندرس، نخستوزیر ترکیه و هایله سلاسی امپراتور اتیوپی -که هر سه در اردوگاه ضد کمونیسم و مخالف ناصریسم بودند- توانست پیمانی چهارجانبه و اعلامنشده، برای محاصره جهان عرب، بهویژه مصر، به وجود آورد) و تثبیت محوریت تلآویو در ساختار آینده امنیتی، فناورانه و انرژی خاورمیانه در حال شکلگیری است.
واقعیت آن است که ایران نیز در نقطهای قرار گرفته که نیازمند بازتعریف جدی معادلات حاکم بر مناطق خاورمیانه پس از چند دهه در مناسبات قدرت به صورت نسبی قرار دارد. جنگ اخیر نه صرفا یک تقابل نظامی محدود، بلکه بخشی از گذار جهانی از دوران یکجانبهگرایی آمریکا به ساختارهای چندقطبیتر قدرت است؛ روندی که با طرحهایی مانند عادیسازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی و ایجاد کریدورهای سیاسی-اقتصادی آغاز شد و اکنون با حمایت مستقیم واشنگتن به مرحله بازتعریف نقش جدید اسرائیل در نظام امنیتی منطقه رسیده است. از این منظر، ایران امروز درگیر یک جنگ موجودیتی است؛ نبردی که میتواند جهتگیری آینده معادلات بینالمللی را تعیین کند. اگرچه ایران آغازگر این بحران نبود، اما اکنون باید هزینههای تحمیلی جنگ را به رهیافتی برای بازسازی موقعیت استراتژیکی خود تبدیل کند؛ ایران عملا در محاصره پایگاههای پیدا و پنهان نظامی و اطلاعاتی آمریکا در آسیای میانه، قفقاز و کشورهای خاورمیانه قرار دارد. این وضعیت با تحریمهای سنگین دو دهه گذشته، ترورهای هدفمند، خرابکاریهای اطلاعاتی و نفوذ سیاسی-اقتصادی اسرائیل در کشورهای همسایه، ایران را در وضعیت شکنندهای قرار داده بود. امارات و تا حدودی عربستان سعودی نیز در سالهای اخیر به هاب عملیات شبکهای مالی علیه ایران تبدیل شدهاند. با وجود این شرایط، جمهوری اسلامی در چارچوب «سیاست همسایگی» کوشید مناسباتی مبتنی بر تعامل نسبی برقرار کند.
حال پرسش اصلی این است که آیا میتوان انتظار داشت که ایران با ترک مخاصمه، این مشکلات ساختاری را حل کند؟ روشن است که بدون بازتعریف معادله منطقهای و بازگشت به زنجیره ارزش جهانی وضعیت پیشین نوعی سادهاندیشی خواهد بود. با توجه به ضرورت تقویت بازدارندگی و با توجه به هزینههای سنگین جنگ، ایران ناگزیر است معادله بازدارنده اقتصادی مبتنی بر تعامل و همکاری طراحی کند؛ معادلهای که نهتنها شرایط پیش از جنگ را بازتولید نکند، بلکه فراتر برود تا هرگونه تفکر تعرض به کشور به طور کامل از ذهن طرفهای منطقهای و فرامنطقهای حذف شود. جغرافیای ایران و خاورمیانه به دلیل وجود منابع نفتی فراوان ذاتا قدرتزاست. وجود هرگونه بیثباتی در این ساختار میتواند به تجزیه و شکاف منجر شود؛ امری که برای ملت ایران پذیرفتنی نبوده و نیست. براساساین، هر تهدید علیه تمامیت ارضی یا امنیت ملی در هر نقطه پیرامونی باید با استناد به ماده ۵۱ منشور ملل متحد، پاسخ مشروع و قانونی دریافت کند. تنگه هرمز در قلب معادلات جدید تحولات جاری نشان داده است که میدان اصلی رقابت آینده، نه صرفا نظامی، بلکه اقتصادی و انرژیمحور بوده است. ازاینرو، بازتعریف نقش تنگه هرمز باید در کانون راهبرد اقتصادی کشور قرار بگیرد. این گذرگاه راهبردی که شاهراه حیاتی انرژی جهان است، اکنون با گشایش اقتصادی کشور گره خورده و باید به اهرمی برای پایان عملی تحریمها تبدیل شود. کشورهای وابسته به انرژی منطقه -از چین و هند تا اروپا- باید سهم خود را در پرداخت هزینه امنیت این آبراه پرداخت کنند. چشمانداز آینده باید براساس حفظ دستاوردهای راهبردی اقتصادی و منافع ملی و رفاه عمومی همه شهروندان ایران و منطقه خاورمیانه تبیین شود. موضوعاتی مانند برنامه هستهای، توان موشکی یا پروندههای حقوقبشری دیگر نمیتواند و نباید محور اصلی موضوعات داخلی باشد و باید از دستور کار مقامات عالیرتبه کشور خارج بشود. محور جدید باید بر تثبیت بنیانهای اقتصادی منطقه، تأکید ویژه بر نگاه محیطزیستمحور و فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی، حذف حضور سرویسهای اطلاعاتی خارجی (ازجمله موساد) و تدوین پروتکل امنیتی جامع منطقهای بدون حضور بازیگران متخاصم، استوار شود. منطقه به نظم و نگاه جدیدی نیاز دارد که مبتنی بر احترام متقابل، استقلال سیاسی و امنیت پایدار باشد؛ نظمی که ایران میتواند در شکلدهی آن نقش تعیینکنندهای ایفا کند.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.