خون بیدفاعان ایران بر وجدان جهان
در اقدامی که آشکارا نقض اصول بنیادین حقوق بینالملل و منشور ملل متحد به شمار میرود، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، با صدور دستور حمله نظامی به خاک جمهوری اسلامی ایران، مرتکب جنایتی سنگین علیه صلح و امنیت بینالمللی شد. این اقدام که منجر به کشته و زخمیشدن شماری از غیرنظامیان بیگناه شده، چیزی فراتر از یک تصمیم سیاسی یا نظامی است؛ حملهای است عامدانه به اصول انسانیت و ارزشهای مشترک بشری که کنوانسیونهای ژنو و اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی بر آن تأکید دارند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
نیروانا مهرآیین: در اقدامی که آشکارا نقض اصول بنیادین حقوق بینالملل و منشور ملل متحد به شمار میرود، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، با صدور دستور حمله نظامی به خاک جمهوری اسلامی ایران، مرتکب جنایتی سنگین علیه صلح و امنیت بینالمللی شد. این اقدام که منجر به کشته و زخمیشدن شماری از غیرنظامیان بیگناه شده، چیزی فراتر از یک تصمیم سیاسی یا نظامی است؛ حملهای است عامدانه به اصول انسانیت و ارزشهای مشترک بشری که کنوانسیونهای ژنو و اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی بر آن تأکید دارند. بر پایه قواعد مسلم حقوق بینالملل، هرگونه استفاده از زور علیه حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها مگر در چارچوب دفاع مشروع یا با مجوز شورای امنیت سازمان ملل، غیرقانونی و مصداق تجاوز محسوب میشود. اقدام دولت وقت آمریکا نهتنها فاقد هرگونه توجیه حقوقی بوده، بلکه از منظر اخلاق سیاسی نیز نشان از بیتوجهی کامل به تقدس جان انسانها دارد. نابودی زیرساختهای غیرنظامی، هدف قراردادن مناطق مسکونی و تحمیل رنج بر مردم عادی، یادآور تاریکترین فصلهای تاریخ معاصر است که بشر امروز سوگند یاد کرده بود هرگز تکرار نشود.
جامعه جهانی، اگر مدعی دفاع از حقوق بشر و نظم بینالمللی مبتنی بر قانون است، باید بدون هیچ ملاحظه سیاسی این اقدام را محکوم کند و عاملان و آمران آن را پاسخگو بداند. سکوت در برابر چنین تجاوزی، نه بیطرفی، بلکه همدستی با بیعدالتی است. سازمان ملل متحد، شورای حقوق بشر و تمامی نهادهای بینالمللی مرتبط موظفاند به وظایف خود در قبال حفظ صلح و حمایت از غیرنظامیان عمل کرده و با بهکارگیری همه ابزارهای حقوقی موجود، ترامپ و تصمیمگیرندگان دخیل در این عملیات را در برابر عدالت قرار دهند.
امروز نام ایران تنها نام یک کشور نیست، بلکه نمادی است از مقاومت مردمی که زیر بار آتش و تحریم، کرامت انسانی خود را حفظ کردهاند. وجدان بیدار جهان باید به یاد داشته باشد که بیپاسخ ماندن چنین جنایتی، مشروعیت حقوق بینالملل را از درون میفرساید و آیندگان از ما خواهند پرسید: زمانی که قانون لگدمال شد و بیگناهان خونشان ریخت، شما در کدام سوی تاریخ ایستاده بودید؟ امروز این پرسش نهفقط از سیاستمداران و دولتها بلکه برای همه وجدانهای بیدار بشری مطرح است. آزمونی است برای انسانیت؛ آیا جهان میتواند میان منافع زودگذر سیاسی و ارزشهای پایدار عدالت انسانی تمایز قائل شود؟
اگر جهان آزاد حقیقتا بر پایه اصول کرامت انسان بنا شده، اکنون زمان اثبات آن است. هیچ قدرتی، حتی قدرتی با زرادخانههای هستهای و نفوذ رسانهای گسترده، نباید در برابر قانون ایمن باشد. مسئولیت پاسخگوکردن صاحبان قدرت، اساس نظم مبتنی بر قانون است و خودداری از آن یعنی پذیرش این ایده خطرناک که عدالت تنها برای ضعیفان است.
صدای قربانیان این حمله، از میان ویرانهها و خاکستر، فریادی است که از مرز زمان و مکان فراتر میرود. آنان از جامعه جهانی عدالت نمیخواهند، بلکه یادآوری میکنند عدالت اگر به سرعت اجرا نشود، خود به بیعدالتی بدل میشود. تاریخ سیاسی معاصر آکنده از نمونههایی است که بیواکنشی ملتها، زمینهساز تکرار فجایع بزرگتر شد. امروز میتوان میان تداوم چنین چرخهای یا گسستن آن، یکی را برگزید.
از اینرو، نهادهای بینالمللی و ملتهای مستقل باید ابتکار عمل را در دست گیرند و با تشکیل کمیتهای حقیقتیاب، تمامی ابعاد این جنایت را مستند و عاملان آن را به محاکمهای جهانی بکشانند. این اقدام نه یک انتقام که گامی در مسیر عدالت، صلح پایدار و بازسازی اعتماد به قانون بینالملل خواهد بود.
وجدان تاریخ تنها شاهد نخواهد بود؛ قضاوت خواهد کرد. فردا، فرزندان همین زمین به یاد خواهند آورد که در روزگار توفان دروغ و قدرت، چه کسانی با حقیقت همپیمان ماندند. جهان در برابر سکوت و انفعالش مسئول است و هیچ قدرتی بزرگتر از اراده انسانها برای نگهداشتن شعله عدالت نخواهد بود.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.