شکستن مرز انسانیت در قاب تلویزیون
آنچه بهتازگی از زبان یکی از مجریان تلویزیون در مواجهه با پیکر جانباختگان اعتراضات اخیر و تمسخر آنان شنیده شد، نهفقط یک لغزش حرفهای بلکه سقوطی آشکار در مرزهای اخلاق، انسانیت و مسئولیت اجتماعی است. تمسخر مرگ انسانها، فارغ از هر نگاه سیاسی یا جناحی، رفتاری است که نه در فرهنگ ایرانی ریشه دارد، نه با آموزههای دینی سازگار است و نه با ابتداییترین اصول رسانهای همخوانی دارد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
آنچه بهتازگی از زبان یکی از مجریان تلویزیون در مواجهه با پیکر جانباختگان اعتراضات اخیر و تمسخر آنان شنیده شد، نهفقط یک لغزش حرفهای بلکه سقوطی آشکار در مرزهای اخلاق، انسانیت و مسئولیت اجتماعی است. تمسخر مرگ انسانها، فارغ از هر نگاه سیاسی یا جناحی، رفتاری است که نه در فرهنگ ایرانی ریشه دارد، نه با آموزههای دینی سازگار است و نه با ابتداییترین اصول رسانهای همخوانی دارد.
در فرهنگ ما، مرگ حرمت دارد. عزاداری، همدردی، سکوت محترمانه و پرهیز از تحقیر، بخشی از هویت تاریخی و اخلاقی جامعه ایرانی است. حال چگونه میتوان پذیرفت که در رسانهای ملی، در قاب رسمی کشور، جانباختگان به سوژه تمسخر بدل شوند؟
این افراد، پیش از آنکه «عدد» یا «خبر» باشند، فرزند کسی بودهاند. پدر و مادری داشتهاند که چشمانتظارشان بوده، خانوادهای که امروز با اندوهی سنگین زندگی میکند. خندیدن بر رنج آنان، خندیدن بر زخم یک جامعه است.
مسئله فقط یک مجری نیست؛ مسئله، الگویی است که سالهاست در صداوسیما تکرار میشود: بیاعتنایی به افکار عمومی، بیحسی نسبت به درد مردم و اصرار بر روایتهایی که با تجربه زیسته جامعه فاصلهای عمیق دارد.
در شرایطی که آمار اعتماد عمومی به رسانهای که باید ملی میبود! بهشدت کاهش یافته و جامعه غمگین و خشمگین است، دردا که مدیران این رسانه همان مسیر گذشته را با سماجت ادامه میدهند.
و این فاصله عمیقشده هر روز بیشتر و بیشتر میشود؛ فاصلهای که با بیتوجهی به احساسات مردم، با نادیدهگرفتن رنج خانوادهها و با تکرار الگوهای ناکارآمد گذشته، ترمیم نخواهد شد.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.