|

دفاع از میهن و نقد حکومت در بوته‌ آزمون تجاوز خارجی

رهنمودهایی در اخلاق سیاسی

موسی اکرمیپیش‌گفتار: موضعی بیرون از سپهر منازعه سیاسی جمهوری اسلامی ایران طیفی رنگارنگ از مخالفان در میان ایرانیان داخل و خارج دارد که منتقدان گوناگون، از نابرانداز تا برانداز را در بر می‌گیرد. شماری از براندازان -از هر گروه سیاسی کوچک یا بزرگی- در داخل یا خارج کشور، مواضع تأییدآمیزی در برابر تجاوز خارجی به ایران اتخاذ کرده‌اند.

موسی اکرمی - استاد فلسفه

 

 

پیش‌گفتار: موضعی بیرون از سپهر منازعه سیاسی

جمهوری اسلامی ایران طیفی رنگارنگ از مخالفان در میان ایرانیان داخل و خارج دارد که منتقدان گوناگون، از نابرانداز تا برانداز را در بر می‌گیرد. شماری از براندازان -از هر گروه سیاسی کوچک یا بزرگی- در داخل یا خارج کشور، مواضع تأییدآمیزی در برابر تجاوز خارجی به ایران اتخاذ کرده‌اند. این موضع، حساسیت ویژه‌ای را در میان روشنفکران، مردم عادی، حاکمیت، منتقدان نابرانداز و حتی شهروندان کشورهای میزبان ایرانیان خارج‌نشین برانگیخته است. من در این نوشته، بی‌آنکه به درستی یا نادرستی ماهوی نقد حکومت یا باور به لزوم براندازی آن بپردازم و بی‌آنکه حکم سیاسی کلی برای گروه خاصی صادر کنم، تنها به بیان احکام اخلاقی عام در شرایط خاص «تجاوز خارجی» می‌پردازم. با سایه‌گستری جنگ بر کشور و گم‌شدن فریاد میهن‌دوستی در هیاهوی خصومت‌ها، وظیفه اخلاق سیاسی آن است که چراغی فراسوی ستیزگری‌ها بیفروزد تا سرشت «شهروندی» و «انسانیت مشترک» روشن شود.

رهنمود یکم. تمایز بنیادین: عشق به میهن و مردم، در برابر تأیید حکومت

۱. حق نقد، حق بقا:

هر شهروندی در هر جای جهان حق دارد از شیوه حکمرانی کشور خود انتقاد کند و خواستار تغییر آن یا تغییر در آن باشد. این نقد، می‌تواند نیروی محرکه تکامل جوامع باشد.

۲. خط قرمز: استقبال از رنج مردم و ویرانی میهن، به‌مثابه خیانت به انسانیت

این حق نقد، هرگز به معنای اجازه اخلاقی برای «استقبال از آسیب‌دیدن مردم» یا «ویرانی میهن» نیست. هرگاه پای جان غیرنظامیان، خانه‌ها، بیمارستان‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها و میراث فرهنگی در میان باشد، حکم اخلاقی باید قاطع باشد: نه به ویرانی میهن، نه به رنج بی‌گناهان.

۳. دولت چونان ابزار، میهن چونان خانه همیشگی

هر دولتی به خودی خود یک ساختار سیاسی است که ممکن است و شاید با استدلال‌هایی ضروری به نظر برسد که به گونه‌هایی تغییر کند یا اصلاح شود . ولی میهن، سرزمین مشترک نسل‌های پیشین، کنونی و پسین با همه ظرفیت‌های گوناگونش برای زندگی باشندگان آن است. عشق به میهن هرگز لزوما عشق به دولت حاکم نیست؛ مگر آنکه آن دولت در همه کارکردهایش نماینده راستین منافع میهن باشد.

رهنمود دوم. تمایز میان دفاع از میهن و تأیید دولت و وظیفه حمایت انتقادی

نقد حکومت نه‌تنها مشروع، بلکه در بسیاری موارد ضروری است. ولی هنگامی که کشور در برابر تهدید بیرونی قرار می‌گیرد، حق دفاع از سرزمین و مردم، حقی مستقل از ارزیابی کیفیت حکومت است.

اصل کلیدی: می‌توان هم منتقد سرسخت حکومت بود و هم از تمامیت کشور در برابر دشمن خارجی دفاع کرد. این دو نه‌تنها متناقض نیستند، بلکه نشان‌دهنده بلوغ اخلاقی یک شهروند برخوردار از موضع نقد منطقی  حکومت است.

از‌این‌رو:

الف) دفاع از میهن در زمان تهدید، به معنای تأیید سیاست‌های دولت نیست.

ب) مخالفت با سیاست‌های دولت، نباید به نفی حق بقا و امنیت مردم بدل شود.

پ) وظیفه اخلاقی شهروند منتقد در شرایط جنگ، دوچندان است: هم ایستادگی در برابر دشمن خارجی و هم پاسداری از کرامت مردم در برابر سوءاستفاده‌های احتمالی دولت در سایه جنگ.

رهنمود سوم: کم‌ّو‌کیف همکاری میهن‌دوستِ منتقد با حکومت در دفاع از میهن

پرسش دشوار این است: آیا شهروندی که از سرِ عقل و وجدان خود، بر پایه هر‌گونه استدلال درست یا نادرست، با حکومت مخالف است، در زمان تجاوز خارجی باید با همان حکومت همکاری کند؟ پاسخ اخلاقی مثبت است ولی باید بر سه تمایز مهم پای فشرد:

تمایز یکم: همکاری در دفاع، نه همکاری در سیاست‌گذاری

شهروند منتقد حکومت می‌تواند و باید در برابر دشمن مشترک بایستد، بی‌آنکه هیچ‌یک از نقدهای بنیادین خود را پس بگیرد. این همکاری نه سیاسی و ساختاری، بلکه عملیاتی و موردی است. به سخن روشن: «من در دفع تجاوز در کنار تو هستم، ولی هنوز بر این باورم که روش تو اشکال ساختاری و...  دارد».

تمایز دوم: مرز «کمک به دفاع» و «کمک به بقای سرکوب»

همکاری در دفاع، به معنای پذیرفتن غیرانتقادی یا فرمان‌بردارانه هر دستوری از سوی حکومت نیست.

 شهروند منتقد حق دارد از هرگونه نقض آشکار حقوق بشر از سوی حکومت در پوشش دفاع، به همان شدت انتقاد کند و لزوما دستورهای فاقد ارتباط با دفاع از میهن را نپذیرد. او می‌تواند بگوید: «من از میهن دفاع می‌کنم و در این زمینه همراه تو هستم، ولی نمی‌پذیرم که ابزار دفاع را بهانه‌ای برای برخورد داخلی قرار دهی یا ملزومات دفاع راستین از میهن را رعایت نکنی».

تمایز سوم: اولویت همکاری مدنی بر همکاری نظامی

پایین‌ترین سطح همکاری در دفاع میهنی، پرهیز از هرگونه کنش یاری‌رسان به دشمن است، مانند خودداری از تبلیغ علیه دفاع، افشای مواضع، قطع دارو و غذا و مهمات، و مانند آنها. سطح بالاتر، مشارکت در دفاع مدنی است، مانند خدمت در بیمارستان‌ها، امداد، پناه‌دهی، حفظ زیرساخت‌ها، و مانند آنها. بالاترین سطح حضور در صفوف دفاع در برابر دشمن است که تنها با حفظ موضع انتقادی آشکار ممکن است، به شرط آنکه بیان موضع مستقیما به تضعیف نبرد برای دفاع میهنی نینجامد.

اصل بنیادین این رهنمود: در زمان تجاوز بیگانه به میهن، نقدِ حکومت متوقف نمی‌شود، ولی نبرد دفاعی در برابر بیگانه مهاجم نیز تعطیل‌پذیر نیست. میهن‌دوستِ منتقد، کسی است که با تفنگ در دست، منتقد است و در سنگر، پرسشگر، به گونه‌ای که نقد و پرسشگری او به سود دشمن نباشد.

رهنمود چهارم. اخلاق دفاع: اولویت «انسان» بر «ایدئولوژی»

۱. منشور جهانی دفاع

اسناد بین‌المللی مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون‌های ژنو به گونه‌هایی صریح یا تلویحی تأکید دارند که در زمان مخاصمه، حفاظت از غیرنظامیان و زیرساخت‌های حیاتی، وظیفه‌ای اخلاقی و قانونی و فراتر از مرزهای سیاسی است.

۲. رنگ‌باختن تمایز «خودی» و «غیرخودی» در برابر ویرانی

در زمان تهاجم، مرزهای سیاسی «خودی» و «غیرخودی» در برابر رنج انسانی بی‌معنا می‌شوند. استقبال از ویرانی و کشتار، حتی در پوشش «اصلاح حکومت» یا «براندازی حکومت»، چشم‌بستن بر درد انسانی و تأیید گونه‌هایی از جنایت جنگی است.

۳. استقبال از آسیب جمعی: عدول از همبستگی اخلاقی

هر سخن یا کنشی که آگاهانه در راستای توجیه تجاوز یا استقبال از آسیب به مردم یک سرزمین باشد، گونه‌ای عدول از همبستگی انسانی و نقض وظیفه هم‌میهنی است.

۴. میهن متعلق به همه است، نه دولت

میهن متعلق به همه کسانی است که در آن زندگی می‌کنند، کار می‌کنند و خاطره می‌سازند. دفاع از یکپارچگی سرزمینی، دفاع از حق زندگی همه مردمان آن سرزمین است.

رهنمود پنجم. فراخوان به «میهن‌دوستی انتقادی»

۱. میهن‌دوستی معقول

میهن‌دوستی راستین، میهن‌دوستی انتقادی است. بایسته است که هر شهروند آگاه نخست به میهن و مردم عشق بورزد و سپس به نقد هر دولتی بپردازد که ساختار و کارکرد آن در راستای منافع میهن و مردم نیستند.

۲. نقد سازنده، نه ویرانگری کور

«میهن‌دوست منتقد» کسی است که حکومت را در راستای بِهسازی آن به چالش می‌کشد، نه کسی که برای «اصلاح» حکومت، خواهان ویرانی همه‌ چیز می‌شود.

۳. عمل اخلاقی در بزنگاه جنگ

در شرایط جنگ، عمل اخلاقی عبارت است از دعوت به پاسداشت کرامت انسانی و حفظ جان انسان‌ها، حفظ میراث مشترک، و کوشش برای پایان‌دهی عادلانه جنگ. این وظیفه فراتر از هر اختلاف سیاسی است.

رهنمود ششم. کم‌ّو‌کیف توجیه‌پذیری احتمالیِ اخلاقی-سیاسیِ استمداد از متجاوز خارجی

در اینجا پرسش مهم این است که آیا یاری‌خواستن از نیروی متجاوز خارجی برای تغییر سیاسی داخلی از دیدگاه‌ اخلاق سیاسی موجه و پذیرفتنی است؟

پاسخ دقیق مسئولانه‌ به این پرسش بر سه اصل استوار است:

اصل یکم. هدف نمی‌تواند توجیهی برای مشروعیت وسیله باشد

اگر راه پیشنهادی در استمداد از نیروی خارجی به فروپاشی کشور (از تجزیه تا اشغال اندک یا زیاد)، ویرانی زیرساخت‌ها و آثار فرهنگی و تمدنی آن، آسیب به مردم یا بی‌ثباتی درازمدت کشور بینجامد، حتی اگر هدف «اصلاح» یا دستیابی احتمالی به حکومت مطلوب (با هر تعریفی از آن) باشد، آن‌گاه وسیله‌های به کار رفته در این راه ناموجه‌اند.

اصل دوم. نیروی مهاجم به احتمال بسیار زیاد خیر عمومی جامعه هدف را نمی‌خواهد

هیچ نظریه اخلاقی معتبری بدون بررسی کاملِ همه پیامدها همکاری با نیروی بیگانه دنبال‌کننده منافع ملی یا منافع ژئوپلیتیک خاص خود را مشروع نمی‌داند. تنها در صورتی می‌توان از احتمال پیامدهای مثبت این همکاری سخن گفت که مداخله‌گر یک نهاد چندجانبه حافظ صلح و دارای مجوز حقوقی و اخلاقی مداخله‌گری -از سوی نهادهای ذی‌صلاح جهانی در چارچوب اخلاق جهانی- باشد، نه یک دولت دارای منافع مستقیم خاص خود.

رهنمود هفتم. واپسین سنگر: انسانیت

هر اندیشه‌ور متعهدی در چارچوب اخلاق سیاسی می‌پذیرد:

الف) مخالفت با هر حکومتی، حق مسلم هر شهروند است.

ب) ولی استقبال از ویرانی میهن و رنج مردم، از دایره اخلاق انسانی بیرون است.

پ) وظیفه هر شهروند در زمان تجاوز به میهن، دفاع از «میهن» و «مردم» است، نه دفاع از «دولت» در برابر مردم، و نه دفاع از «بیگانگان» در برابر هم‌میهنان.

در جریان جنگ، نخستین و واپسین سنگر انسانیت است و انسانیت در گرو حفظ جان و کرامت همه انسان‌ها، حتی آنانی است که در سیاست مخالف کوشندگان این راه‌ هستند.

واپسین سخن؛ از حق و وظیفه مردم برای دفاع در برابر تهدید بیرونی تا حق و وظیفه نقد حکومت

چه نیک است که در هر جایگاه و با هر اندیشه‌ای، به ندای وجدان انسانی گوش فرا‌دهیم. نقد حکومت مشروع است، ولی حق و وظیفه مردم برای دفاع در برابر تهدید بیرونی، حقی انسانی و مستقل از کیفیت حکومت است. پیام ماندگار اخلاق سیاسی این است که هر‌کس در زمان تجاوز به میهن خود آگاهانه به دشمن خارجی در تضعیف کشورش -حتی به نام آزادی- یاری برساند، نه اصلاح‌طلب است، نه انقلابی، بلکه او ابزار راهبرد دشمن است. تاریخ، چنین کنشی را نه چونان نقد شجاعانه، بلکه مانند خیانت به «میهن» و «هم‌میهنان» ثبت خواهد کرد.

باشد که در تاریکی جنگ، نور عقلانیت و شفقت و باور به کرامت انسانی راهنمای همگان باشد و میهن همچنان سرزمینی امن برای زیستن همه فرزندانش -با هر نقدی بر حکومت- باقی بماند. همواره هر‌کس از حق فعالیت برای اصلاح یا تغییر حکومت، با توجه به پیامدهای چنان فعالیتی، برخوردار است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.