۶ خلأ بازسازی تهران پس از جنگ
ساختمانی نیمهویران مانده و بخشی از آن هنوز سرپاست. باید همهچیز پاک شود یا چیزی از آن به عنوان یادگار جنگ بماند؟ بنا باید مانند گذشته ساخته شود یا شکل تازهای پیدا کند؟ درست از همین نقطه است که مسئله بازسازی آغاز میشود؛ جایی که امداد تمام شده اما هنوز معلوم نیست تصمیم بعدی را چه کسی میگیرد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: ساختمانی نیمهویران مانده و بخشی از آن هنوز سرپاست. باید همهچیز پاک شود یا چیزی از آن به عنوان یادگار جنگ بماند؟ بنا باید مانند گذشته ساخته شود یا شکل تازهای پیدا کند؟ درست از همین نقطه است که مسئله بازسازی آغاز میشود؛ جایی که امداد تمام شده اما هنوز معلوم نیست تصمیم بعدی را چه کسی میگیرد.
پژوهش تازهای از نهاد مطالعاتی شهرداری تهران میگوید برای این مرحله هنوز دستورالعمل یکپارچهای وجود ندارد. گزارش شماره ۳۴ «اقدام فوری نخبگانی» با عنوان «چارچوب عملیاتی مداخله در بافتهای تخریبشده شهری؛ از آواربرداری اضطراری تا بازسازی هویتمحور» در ۲۴ تیر ۱۴۰۵ به دبیرخانه ارجاع داده شده و پاسخ آن ششم مرداد تهیه شده است. براساس ارقامی که در این مطالعه از منابع رسانهای و ثانویه نقل شده، ۶۴۹ نقطه تهران هدف اصابت قرار گرفته و ۴۶ هزارو ۶۲۳ واحد مسکونی خسارت دیدهاند. در متن همچنین آمده خسارتهای شهری در «جنگ رمضان» پنج برابر جنگ ۱۲روزه بوده است. این ارقام محصول بررسی مستقل پژوهش نیستند و تمرکز اصلی گزارش تعداد ساختمانهای آسیبدیده نیست. پرسش این است که بعد از تخریب با یک بنا یا محله چه باید کرد. نویسندگان با مرور تجربههایی از هیروشیما، ورشو، نوتردام، مرکز تجارت جهانی نیویورک، پلاسکو و مرکز تحقیقات ماهوارهای دانشگاه علم و صنعت چهار مدل برای مداخله تعریف کردهاند؛ پاکسازی و اسکان اضطراری برای بازگشت سریع به کارکرد، بازسازی وفادارانه برای بناهای تاریخی، حفظ بخشی از خرابه به عنوان یادمان در کنار ساخت جدید و بازتولید کامل محدوده در بافتهای بهشدت تخریبشده. تهران هنوز سازوکاری ندارد که از قبل مشخص کند هر ساختمان باید در کدام گروه قرار بگیرد. گزارش «اتاق تمیز» ،دانشگاه علم و صنعت را مثال میزند که بخشی از آن پس از آسیب جنگی به عنوان یادمان حفظ شده است. به اعتقاد نویسندگان، نبود دستورالعمل باعث میشود تصمیمهایی از این جنس موردی و واکنشی باشند.
جمعبندی پژوهش شش خلأ اصلی را مشخص کرده: نبود معیار روشن برای انتخاب میان تخریب و حفظ بنا، نداشتن «پیوست حافظه شهری»، نبود سازوکار ثابت برای مشارکت ساکنان و کسبه، نامشخصبودن متولی حقوقی بازسازی، نداشتن قراردادهای آماده برای پیمانکاران و تأمین مصالح در شرایط جنگی و نبود نظام مشخص برای پایش و اصلاح دستورالعملها.
برای رفع نخستین خلأ، تدوین «پروتکل حفظ یا تخریب» پیشنهاد شده است. طبق این پیشنهاد اگر ساختمانی ارزش تاریخی یا نمادین داشته باشد یا بخشی از خاطره جمعی شهر باشد، دستکم یک عنصر شاخص آن باید حفظ شود. در افق بلندمدت نیز تهیه اطلس بناها و بافتهای تهران براساس ارزش تاریخی، کارکرد حیاتی، آسیبپذیری و امکان بازسازی سریع پیشنهاد شده تا نوع مداخله از قبل مشخص باشد.
پیشنهاد دیگر تشکیل تیمهای سیار ۲۴ساعته برای ثبت بناها پیش از آواربرداری است. این تیمها باید از ساختمان عکس و فیلم تهیه و خاطرات ساکنان و کسبه را ثبت کنند. در برنامه بلندمدت نیز همه طرحهای بازسازی باید «پیوست حافظه شهری» داشته باشند تا بخشی از هویت محل همراه با آوار از بین نرود.
برای مشارکت محلهای هم ساختاری عدددار در نظر گرفته شده است. در هر محدوده با تخریب بالا شورایی شامل سه معتمد محله، دو نماینده کسبه، یک نماینده شهرداری و یک تسهیلگر اجتماعی تشکیل شود. قرار است این شوراها ابتدا در ۵۰ نقطه اولویتدار شکل بگیرند و در ادامه هر ۲۲ منطقه شورای دائمی بازسازی داشته باشد.
در حوزه فرماندهی گزارش تجربه جنگ اخیر را نقطه قوت شهرداری میداند. طبق روایت آن آتشنشانی نخستین مجموعه حاضر در محل بوده و بعد خدمات شهری، شهردار ناحیه و شهردار منطقه وارد عملیات شدهاند. نویسندگان میگویند این روند در برخی نقاط عملیات اولیه را ظرف دو تا سه ساعت جمع کرده است. پیشنهاد آنها رسمیکردن همین مدل و تشکیل «کارگروه اضطرار بازسازی جنگی» در هر منطقه با فرماندهی شهردار منطقه است.
بخش قراردادهای اضطراری یکی از نقاط قابل پیگیری گزارش است. در یک جدول عقد قرارداد فوری با «حداقل پنج پیمانکار» واجد صلاحیت پیشنهاد شده اما در برنامه اجرایی صفحات بعد این عدد به «حداقل سه پیمانکار» کاهش یافته است. سند توضیحی درباره علت این تفاوت نمیدهد و در برنامه نهایی نیز خروجی هفته نخست «حداقل سه قرارداد فوری» تعیین شده است.
برنامه پیشنهادی برای دوره دو هفته تا سه ماه اسکان دستکم ۱۰ هزار خانوار در هتل، هتلآپارتمان، مدرسه و سالن ورزشی را در نظر گرفته است. در همین دوره باید ۲۰ عنصر یادمانی شناسایی و استحکامبخشی شود، ۵۰۰ نیروی داوطلب محله آموزش ببینند و ۵۰ درصد تعمیرات جزئی و ۳۰ درصد تعمیرات متوسط تکمیل شود.
برای دوره سه تا ۹ماهه نیز بازسازی ۵۰ درصد واحدهای نیازمند تخریب و نوسازی کامل هدفگذاری شده است. این عدد در جدول ۷۳۰ واحد نوشته شده است. همچنین قرار است دستکم پنج عنصر باقیمانده از جنگ با همکاری میراث فرهنگی و دانشگاهها به موزه یا فضای عمومی یادمان تبدیل شوند و ساختمانهای جدید حداقل الزامات پدافند غیرعامل را رعایت کنند.
عدد ۷۳۰ واحد اما با یکی دیگر از ارقام خود گزارش همخوان نیست. اگر ۷۳۰ واحد برابر ۵۰ درصد واحدهای تخریب کامل باشد، مبنای محاسبه حدود هزارو ۴۶۰ واحد است. این در حالی است که در منابع پایانی مطالعه به گزارشی استناد شده که تعداد واحدهای تخریب کامل تهران را حدود سه هزار واحد اعلام کرده است. سند توضیح نمیدهد چرا برنامه اجرایی بر مبنای رقم پایینتری نوشته شده است.
در افق یکساله نیز تهیه اطلس برای ۲۰۰ بنا و ۵۰ بافت شهری، تدوین دستورالعمل جامع بازسازی، طراحی سامانه فرماندهی و پایش، قراردادهای چارچوب بلندمدت، اجرای پایلوت در دو منطقه و آموزش ۵۰۰ مدیر شهرداری و ۲۰۰ نیروی جهادی پیشنهاد شده است.
نقش در نظر گرفتهشده برای شهرداری در این چارچوب فراتر از آواربرداری است. شهرداری باید «کانون هماهنگی اجرایی در سطح شهر» باشد و علاوه بر حوزههای تحت اختیار خود دستگاههای دیگر را هم وارد فرایند بازسازی کند. برای دوره میانمدت حتی برگزاری جلسات هفتگی با وزارت راه و شهرسازی، بنیاد مسکن، هلالاحمر، سپاه و سازمان برنامه و بودجه پیشنهاد شده است.
گزارش برای سنجش موفقیت برنامه نیز شاخص تعیین کرده است؛ آغاز اسکان اضطراری در کمتر از ۲۴ ساعت، بازسازی ۵۰ درصد واحدهای تخریب کامل در سه تا ۹ ماه، کاهش متوسط زمان بازسازی واحدهای مسکونی از ۱۲ ماه به کمتر از شش ماه، حفظ دستکم ۷۰ درصد نشانههای هویتی بافتهای بازسازیشده و رسیدن سهم مشارکت شهروندان و نهادهای محلی به بیش از ۴۰ درصد. اینها هدفهای پیشنهادی پژوهشاند و نه عملکرد تحققیافته.
تهران برای ساعات نخست حادثه تجربه اجرایی دارد اما بعد از جمعشدن آوار هنوز پاسخ همه پرسشها روشن نیست؛ چه چیزی باید حفظ شود، چه چیزی تخریب شود، چه کسی تصمیم بگیرد و ساکنان چقدر در این تصمیم سهم داشته باشند؟
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.