|

ساعد مشکی:

محل دیده‌شدن گرافیک، نمایشگاه نیست

سحر آزاد

حرفه اصلی ساعد مشکی طراحی گرافیک است اما این موضوع مانع از آن نشده که مثل خیلی از هنرمندان دیگر تجربه فعالیت در شاخه‌های دیگر را هم نداشته باشد. او همان‌طور که در پوستر و کارهای گرافیکی به مرور زمان توانسته است هویت مستقلی برای خود بسازد، کتاب‌هایی در نشر مشکی منتشر می‌کند، از گزینش موضوع کتاب تا طراحی روی جلد نیز بازتاب‌دهنده افکار و نگاه او به فرهنگ هستند. با این‌حال، ما در این گفت‌وگو قصد بررسی فعالیت‌های انتشاراتی یا مرور کارنامه ساعد مشکی را نداریم. این روزها آخرین ساخته بهمن فرمان‌آرا با عنوان «دلم می‌خواد» به پایان رسیده و تیتراژ این فیلم را مشکی طراحی کرده است. او پیش از این هم همکاری‌های دیگر با فرمان‌آرا داشته و به‌غیر از طراحی تیتراژ «خاک آشنا» پوستر فیلم «یک بوس کوچولو» را طراحی کرده است. مشکی که معتقد است جایگاه اصلی نمایش گرافیک و به‌ویژه پوستر، سطح جامعه است، می‌گوید پوستر برای خودش طراحی نمی‌شود، بلکه محصول یک نیاز است و وقتی تئاتر و سینمای فرهیخته وجود داشته باشد، برای آن، پوستر فرهیخته هم طراحی می‌شود. او متولد 1342 ایران‌ است و معلمی‌ و کار هنری‌ را با هم‌ در 24‌سالگی‌ آغاز کرد. مشکی دانش‌آموخته‌ رشته‌ طراحی‌گرافیک از‌ دانشکده‌ هنرهای‌ زیبای دانشگاه‌ تهران‌‌ و اکنون مدرس همین دانشگاه است. مشکی عضو انجمن‌ بین‌المللی‌ طراحان‌ گرافیک ‌AGI، عضو هیات‌مدیره‌ و خزانه‌دار انجمن‌ صنفی‌ طراحان‌ گرافیک‌ ایران (IGDS)، مدیرمسوول‌ و صاحب‌امتیاز نشریه‌ نشان‌ (نشریه طراحی‌‌گرافیک ایران) است‌ و در سال‌1379 به‌‌همراه‌ سه‌‌نفر از هم‌‌نسلانش‌ گروه‌ رنگ‌‌پنجم‌ را به‌ قصد ارتباط‌ میان گرافیک‌ ایران‌ و جهان‌ راه‌اندازی‌ کرد. این طراح گرافیک عضو هیات‌ انتخاب‌ آثار هفتمین‌ دوسالا‌نه‌‌ طراحان‌‌گرافیک‌ تهران‌، عضو هیات‌ انتخاب نمایشگاه‌ پوسترهای‌ تجربی، عضو هیات‌ انتخاب و داوری‌ پنجمین‌ نمایشگاه‌ تصویرگری‌ کتاب‌های‌ کودکان‌ و نوجوانان ‌و عضو هیات‌ انتخاب نهمین دوسالا‌نه‌ پوستر جهانی تهران بوده‌ است‌.

روند طراحی پوستر در سینمای ایران چگونه است؟
پوسترهای سینمایی همیشه دودسته بوده‌اند؛ پوستر فیلم‌های به‌اصطلاح بازاری و فیلم‌های روشنفکری. طراحی این فیلم‌ها هم دوگونه بوده‌اند، چراکه برای آنها دوگونه مخاطب در نظر گرفته می‌شده است. آنچه تحت نام «فیلمفارسی» مطرح شده، پوسترهای مناسب خود را داشته‌اند؛ تصویرهایی از هنرپیشگان، ستاره‌های سینما و تکنیک‌های مشابه و اشاره‌های مستقیم به موضوع فیلم از طریق تلفیق و ترکیب یکی، دوصحنه از آن. گروه دوم هم که در ایران به‌نام موج نو سینمای ایران معروفند، مثل فیلم‌های سهراب شهیدثالث، داریوش مهرجویی، بهرام بیضایی، بهمن فرمان‌آرا و... بعدها فیلم‌هایی نیز به تهیه‌کنندگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تولید شد که پوسترهای آنها را هم بیشتر طراحان خود کانون طراحی می‌کردند. به‌هرحال تفکیک این دونوع سینما و در نتیجه این دونوع پوستر کاملا مشهود است.
خود کانون پرورش یکی از مراکز بروز استعدادهای بزرگ بود.
بله، کاملا. تجربه کانون یک تجربه بی‌نظیر است. بخش سینمای آن در کنار تولید انیمیشن‌ها و کتاب‌های تصویرسازی کودک و نوجوان که هنوز هم رشک‌برانگیز است، مجموعه بسیار فرهیخته و متنوعی را به وجود آورد و امکاناتی را فراهم کرد که بسیاری از بزرگان سینمای امروز یا مستقیم محصول آنجا یا متاثر از آن نگاه ویژه هستند.
یعنی هرزمان تئاتر یا سینما در شرایط خوبی به‌سر ببرند، پوستر خوبی هم طراحی می‌شود؟
صددرصد. ببینید پوستر برای خودش طراحی نمی‌شود بلکه محصول یک نیاز است. پوسترها برای جذب مخاطب تئاتر و سینما یا حداقل برای آگهی و اطلاع از وجود چنین اتفاقی طراحی می‌شوند. وقتی تئاتر و سینمای فرهیخته دارید، طبیعی است باید برای آن، پوستر فرهیخته هم طراحی کرد. طبیعی است تهیه‌کننده‌ها و کارگردان‌ها تمایل پیدا می‌کنند تا با طراحان فرهیخته و فرهنگی که درک مناسبی از آن جریان روشنفکری دارند، کار کنند. در چنین شرایطی است که شاهکارها خلق می‌شوند. چطور ممکن است یک طراح خوب برای یک فیلم بسیار خوب، پوستری نامناسب طراحی کند؟ وقتی این فضا وجود داشته باشد، طراح نیز تمام تلاشش را می‌کند، چون هراثری شناسنامه او محسوب می‌شود.
اما به‌نظر می‌رسد دوران شکوفایی پوسترهای خوب سینما و تئاتر کمرنگ‌ شده است. می‌توان اینطور نتیجه گرفت که درحال حاضر این نیاز روشنفکری محسوس نیست و به همین دلیل وضعیت پوسترها چنین است؟
بیایید تعارف را کنار بگذاریم. وضعیت سینمای امروزمان را در نظر بگیرید. در یک‌سال چندفیلم خوب و قابل‌ستایش تولید می‌شود؟ با یک‌گل که بهار نمی‌شود. باید تداوم و استمرار وجود داشته باشد تا این تیم به وجود بیاید. در وضعیت فعلی، شما فیلم‌های فرهیخته روشنفکری را در سینمای ایران نمی‌بینید. اینکه چه کسی مقصر است، موضوع بحث ما نیست. این مبحثی میان منتقدان سینماست، اما وقتی از من طراح گرافیک می‌پرسید چرا پوسترهای خوب سینمایی نداریم، من پاسخ می‌دهم چون در مجموع فیلم‌های سینمایی خوب نداریم. به من فیلم خوب بدهید تا بتوانم برایش پوستر خوب و تیتراژ خوب طراحی کنم. چندسال قبل در فضای مجازی چندپوستر ایرانی که از روی پوسترهای خارجی عینا کپی شده بودند، پخش شد. فکر می‌کنید مقصر این اتفاق کیست؟ آیا یک طراح حرفه‌ای، حاضر است حیثیت کاری‌ خود را اینطور به خطر بیندازد؟ حتی اگر تهیه‌کننده ناشی‌ای هزینه بسیاری هم به یک طراح بپردازد، او حاضر نیست به حیثیت حرفه‌ای خود لطمه بزند. وقتی فضای سینمای کشور غیرحرفه‌ای است، روش و منش مشخصی ندارد و این پدیده چه در بخش صنعت سینما و چه در بخش هنر سینما مریض و ناتوان است، طبیعی است پای طراحان ضعیف و نحیف هم به آن باز می‌شود.
درحال حاضر تا چه حد به طراحان حرفه‌ای رجوع می‌شود؟
سفارش‌دهندگان اصلی پوسترهای سینمایی، تهیه‌کنندگان هستند، یا لااقل باید اینطور باشد. حال باید ببینیم آن فیلم، برای چه مخاطبی تولید شده یا اینکه می‌توانیم بگوییم فیلم تنها توجه به گیشه دارد و برای فروش ساخته شده و قرار است صنعت سینما را بچرخاند یا اینکه مخاطب خاص دارد و قرار است بتواند فیلمی به فیلم‌های هنر سینما اضافه کند. البته این گفته به این معنا نیست که فیلم‌های فرهیخته هرگز فروش بالایی ندارند. طبیعی است فیلم‌های دسته‌اول پوسترهایی می‌خواهند که مخاطب عام را جذب کند مثل عکس بزرگ هنرپیشگان، ستاره‌ها و سوپراستارهای فیلم و عنوانی که خودنمایی می‌کند، اما دست طراحان در پوسترهای نوع‌دوم، برای ارایه روش‌های شخصی‌تر و طراحی‌های متنوع‌تر، بازتر است. طبیعی است هریک از سفارش‌دهندگان به سراغ طراحان مناسب برای این نوع فیلم‌ها خواهند رفت. در حال حاضر در سینمای ما آنقدر فیلم بد تولید می‌شود و آنقدر برای این فیلم‌های بد پوسترهای بد طراحی می‌شود که سفارش‌دهندگان فیلم‌های خوب هم، طراحی‌های خوب را کمتر برمی‌تابند. چندسال پیش، پوستر فیلم «یک بوس کوچولو» به من سپرده شد. موضوع فیلم، مرگ بود. من از تعدادی پَرِ سفید که در یک زمینه سیاه معلق بودند، استفاده کردم. از دید همه طراحان، پوستری خوب قلمداد شد. کارگردان فیلم هم آن را بسیار پسندید، اما در نهایت به جای آن، پوستری با چهره‌های سوپراستارهای فیلم، آن هم بسیار بد و غیرحرفه‌ای به چاپ رسید. بدون اینکه مخاطب فیلم در نظر گرفته شود. این‌روزها شما امضای طراحان مطرح را پای پوسترهای سینمایی کمتر می‌بینید، البته متاسفانه.
اگر شرایط بازار سینمای ما بهتر شود و صرفا پوسترهایمان عکس هنرپیشه‌ها نباشد، مردم از روی پوسترهای فرهیخته جذب سینما می‌شوند؟
ببینید، مثل این است که شما بپرسید آیا اگر روی جلد کتاب‌ها خوب باشند، مردم جذب کتاب‌خواندن می‌شوند؟ عوامل بسیار زیادی در جذب مردم برای رفتن به سینما وجود دارد، گرافیک هم تابع همین شرایط اجتماعی است و ما نمی‌توانیم همه مسوولیت را به گردن طراحان بیندازیم. اتفاقا گرافیک در هنرهای تجسمی به‌روزترین و در ارتباط‌ترین رشته است چون با عناصری در ارتباط است که مردم هم صبح تا شام با آن سروکار دارند؛ از جعبه دستمال کاغذی گرفته تا رویدادهای فرهنگی و هنری. اتفاقا می‌توان از وضعیت گرافیک یک کشور به اوضاع اجتماعی آنجا پی برد. تاکید می‌کنم برای اینکه پوستر خوب سینمایی داشته باشید، باید فیلم سینمایی خوب داشته باشید، برای اینکه فیلم خوب داشته باشید، باید مخاطب خوب داشته باشید و برای داشتن مخاطب خوب باید بتوانید آنها را به سینما علاقه‌مند کنید و برای علاقه‌مندکردن آنها باید پوسترهای خوب طراحی کنید و... می‌بینید که این چرخه به هم متصل است و باید با هم بچرخد و البته در این میان ده‌هاچرخ بزرگ و کوچک دیگر هم وجود دارد که همه باید سالم باشند.
در سینمایی مانند هالیوود چقدر پوسترهای حرفه‌ای طراحی می‌شود؟
پوسترها مطابق با نیاز آن سینما تولید می‌شوند. هالیوود صنعت سینما دارد نه هنر سینما و تمام ترفندها به کار می‌رود تا فیلم فروخته شود. در صنعت سینمایی مانند هالیوود و بالیوود پشت ذهن سازنده‌ها یک هدف وجود دارد: می‌خواهند بفروشند. چنین سینمایی سوپراستار می‌خواهد و ستاره‌ها باید در پوستر حضور داشته باشند تا به فروش کمک کنند. در این شرایط طراح گرافیک به طراحی عنوان فیلم و نحوه ترکیب‌بندی پوستر می‌پردازد و چندان جایی برای ارایه روش‌های شخصی‌اش باقی نمی‌ماند. او تابع برنامه‌ای است که برای فروش چیده شده.
پس شما اعتقاد دارید سینمای فرهیخته باید وجود داشته باشد تا پوستر و گرافیک فرهیخته هم تولید شود؟
برای هرتولید گرافیکی باید یک سفارش‌دهنده فرهیخته وجود داشته باشد تا اثر فرهیخته‌ای تولید شود. باید رقابت وجود داشته باشد؛ رقابت میان فیلمسازان و میان سفارش‌دهندگان و در نتیجه میان طراحان. ببینید هرگاه اوضاع اقتصادی خوب باشد، اوضاع کارهای تبلیغات هم خوب می‌شود، چون تولیدکنندگان مجبور هستند تبلیغ کنند تا از رقیب عقب نمانند. ممکن است این رقابت درخصوص فیلم‌های فرهیخته، بر سر فرهیختگی آنها باشد. به‌هرحال رونق است که باعث رقابت و در نتیجه ارتقا می‌شود. اما توجه داشته باشید که به قول کوروساوا «از یک فیلمنامه خیلی خوب، یک فیلمساز خوب می‌تواند یک شاهکار بسازد. از یک فیلمنامه متوسط می‌توان یک فیلم متوسط ساخت اما از یک فیلمنامه بد هیچ چیزی نمی‌توان ساخت.»
اصولا یک پوستر فرهیخته باید چه ویژگی داشته باشد؟ من به‌عنوان فردی که با گرافیک آشنایی ندارم، از کجا می‌توانم بفهمم با یک اثر گرافیکی خوب روبه‌رو شده‌ام؟
بگذارید اینطور سوال شما را کامل کنم: یک پوستر فرهیخته برای یک فیلم فرهیخته باید چه ویژگی‌ای داشته باشد. چون در گرافیک، اثر و موضوع باید با هم تناسب داشته باشند، اساسا طراح حرفه‌ای کار غیرحرفه‌ای انجام نمی‌دهد. حتی پوستر بد این افراد، یک کار بد حرفه‌ای است و نمی‌توانیم از فونتی که او استفاده کرده ایراد بگیریم چون تجربه‌اش به او می‌گوید باید حداقل سالم کار کند. در ضمن سلیقه ساخته می‌شود. زمانی که شما صدپوستر خوب ببینید وقتی یک پوستر بد می‌بینید، متوجه می‌شوید یک اشکالی دارد. باید سلیقه را ساخت. این کار هم به‌سرعت انجام نمی‌شود. چشم‌ها باید آموزش ببینند. باید خوب‌ها را نشان داد تا از بدها گریزان باشند.
مساله دیگری که در سال‌های اخیر با آن مواجهیم، مکان نصب پوستر است. تا چندسال قبل پوستر فیلم‌های زیادی را در سطح شهر می‌دیدیم اما این‌روزها پوستر فیلم‌ها بیشتر در داخل سالن‌های سینما و برای همان افرادی است که بلیت فیلم را تهیه‌ کرده و منتظر نمایش آن هستند. این موضوع به شرایط اجتماعی ایران برمی‌گردد یا در کشورهای دیگر هم شاهد چنین تغییری هستیم؟
بگذارید اصطلاحی را که بارها به کار برده‌ام، اینجا هم استفاده کنم: پوسترهای ما نمایشگاهی و محفلی هستند. این تنها مربوط به پوسترهای سینمایی نیست، همه پوسترهای ما محفلی هستند. طراحان، نمایشگاه و دوسالانه می‌گذارند، خودشان بازدید می‌کنند، جایزه می‌دهند، جایزه می‌گیرند و ارتباطی با جامعه برقرار نمی‌شود. قبلا هم گفتم که طراحی گرافیک نبض تصویری جامعه است. پوسترها می‌توانند آموزش بصری بدهند و کمک فراوان کنند تا اتفاقات و رویدادها بهتر دیده شوند. در همه این سال‌ها در تمام گفت‌وگوها و نوشته‌ها، همکاران من بارها و بارها بر این نکته تاکید داشته‌اند که نیاز به محل نصب پوستر داریم، اما نمی‌دانم چه مانعی هست که اجرا نمی‌شود. محل دیده‌شدن گرافیک، نمایشگاه نیست، جامعه است. طراحان گرافیک برای جامعه کار می‌کنند. آنها دیزاینر هستند، برای مشکلات راه‌حل پیدا و فهم موضوعات را راحت‌تر می‌کنند، باعث رونق می‌شوند، تفکیک می‌کنند، باعث جلوه بیشتر می‌شوند، مخاطب جذب می‌کنند و می‌توانند به بهبود شرایط زندگی کمک کنند.
شما برای نخستین دوره جشنواره سینما حقیقت، بیست‌وسومین جشنواره تئاتر فجر، فیلم «یک‌بوس کوچولو» و چندین‌کار دیگر در رابطه با سینما و تئاتر پوستر طراحی کرده‌اید که در مقایسه با دیگر فعالیت‌هایتان مثل طراحی نشانه، جلد کتاب، هویت سازمانی و... شاید حجم کمتری از کارنامه شما را داشته باشد. علاقه‌ شما برای طراحی در این زمینه کمتر بود یا شرایطی وجود داشت که ترجیح دادید گزیده‌تر کار کنید؟
سفارش کمتری داشته‌ام. می‌پذیرم که ممکن است روش کار من مناسب خیلی از فیلم‌ها نباشد. من هم ترجیح می‌دهم برای خیلی از فیلم‌ها طراحی نکنم. واقعیت این است که با بسیاری از فیلم‌ها ارتباطی برقرار نمی‌کنم، واضح است که نمی‌توانم برای آنها طراحی هم بکنم. از طرفی ظاهرا گروهی از همکاران من ارتباط بهتری با کارگردان‌ها و تهیه‌کنندگان دارند و در جمع خانه سینما فعال‌ترند، طبیعی است که سفارش‌های بیشتری در این زمینه خواهند داشت.

حرفه اصلی ساعد مشکی طراحی گرافیک است اما این موضوع مانع از آن نشده که مثل خیلی از هنرمندان دیگر تجربه فعالیت در شاخه‌های دیگر را هم نداشته باشد. او همان‌طور که در پوستر و کارهای گرافیکی به مرور زمان توانسته است هویت مستقلی برای خود بسازد، کتاب‌هایی در نشر مشکی منتشر می‌کند، از گزینش موضوع کتاب تا طراحی روی جلد نیز بازتاب‌دهنده افکار و نگاه او به فرهنگ هستند. با این‌حال، ما در این گفت‌وگو قصد بررسی فعالیت‌های انتشاراتی یا مرور کارنامه ساعد مشکی را نداریم. این روزها آخرین ساخته بهمن فرمان‌آرا با عنوان «دلم می‌خواد» به پایان رسیده و تیتراژ این فیلم را مشکی طراحی کرده است. او پیش از این هم همکاری‌های دیگر با فرمان‌آرا داشته و به‌غیر از طراحی تیتراژ «خاک آشنا» پوستر فیلم «یک بوس کوچولو» را طراحی کرده است. مشکی که معتقد است جایگاه اصلی نمایش گرافیک و به‌ویژه پوستر، سطح جامعه است، می‌گوید پوستر برای خودش طراحی نمی‌شود، بلکه محصول یک نیاز است و وقتی تئاتر و سینمای فرهیخته وجود داشته باشد، برای آن، پوستر فرهیخته هم طراحی می‌شود. او متولد 1342 ایران‌ است و معلمی‌ و کار هنری‌ را با هم‌ در 24‌سالگی‌ آغاز کرد. مشکی دانش‌آموخته‌ رشته‌ طراحی‌گرافیک از‌ دانشکده‌ هنرهای‌ زیبای دانشگاه‌ تهران‌‌ و اکنون مدرس همین دانشگاه است. مشکی عضو انجمن‌ بین‌المللی‌ طراحان‌ گرافیک ‌AGI، عضو هیات‌مدیره‌ و خزانه‌دار انجمن‌ صنفی‌ طراحان‌ گرافیک‌ ایران (IGDS)، مدیرمسوول‌ و صاحب‌امتیاز نشریه‌ نشان‌ (نشریه طراحی‌‌گرافیک ایران) است‌ و در سال‌1379 به‌‌همراه‌ سه‌‌نفر از هم‌‌نسلانش‌ گروه‌ رنگ‌‌پنجم‌ را به‌ قصد ارتباط‌ میان گرافیک‌ ایران‌ و جهان‌ راه‌اندازی‌ کرد. این طراح گرافیک عضو هیات‌ انتخاب‌ آثار هفتمین‌ دوسالا‌نه‌‌ طراحان‌‌گرافیک‌ تهران‌، عضو هیات‌ انتخاب نمایشگاه‌ پوسترهای‌ تجربی، عضو هیات‌ انتخاب و داوری‌ پنجمین‌ نمایشگاه‌ تصویرگری‌ کتاب‌های‌ کودکان‌ و نوجوانان ‌و عضو هیات‌ انتخاب نهمین دوسالا‌نه‌ پوستر جهانی تهران بوده‌ است‌.

روند طراحی پوستر در سینمای ایران چگونه است؟
پوسترهای سینمایی همیشه دودسته بوده‌اند؛ پوستر فیلم‌های به‌اصطلاح بازاری و فیلم‌های روشنفکری. طراحی این فیلم‌ها هم دوگونه بوده‌اند، چراکه برای آنها دوگونه مخاطب در نظر گرفته می‌شده است. آنچه تحت نام «فیلمفارسی» مطرح شده، پوسترهای مناسب خود را داشته‌اند؛ تصویرهایی از هنرپیشگان، ستاره‌های سینما و تکنیک‌های مشابه و اشاره‌های مستقیم به موضوع فیلم از طریق تلفیق و ترکیب یکی، دوصحنه از آن. گروه دوم هم که در ایران به‌نام موج نو سینمای ایران معروفند، مثل فیلم‌های سهراب شهیدثالث، داریوش مهرجویی، بهرام بیضایی، بهمن فرمان‌آرا و... بعدها فیلم‌هایی نیز به تهیه‌کنندگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تولید شد که پوسترهای آنها را هم بیشتر طراحان خود کانون طراحی می‌کردند. به‌هرحال تفکیک این دونوع سینما و در نتیجه این دونوع پوستر کاملا مشهود است.
خود کانون پرورش یکی از مراکز بروز استعدادهای بزرگ بود.
بله، کاملا. تجربه کانون یک تجربه بی‌نظیر است. بخش سینمای آن در کنار تولید انیمیشن‌ها و کتاب‌های تصویرسازی کودک و نوجوان که هنوز هم رشک‌برانگیز است، مجموعه بسیار فرهیخته و متنوعی را به وجود آورد و امکاناتی را فراهم کرد که بسیاری از بزرگان سینمای امروز یا مستقیم محصول آنجا یا متاثر از آن نگاه ویژه هستند.
یعنی هرزمان تئاتر یا سینما در شرایط خوبی به‌سر ببرند، پوستر خوبی هم طراحی می‌شود؟
صددرصد. ببینید پوستر برای خودش طراحی نمی‌شود بلکه محصول یک نیاز است. پوسترها برای جذب مخاطب تئاتر و سینما یا حداقل برای آگهی و اطلاع از وجود چنین اتفاقی طراحی می‌شوند. وقتی تئاتر و سینمای فرهیخته دارید، طبیعی است باید برای آن، پوستر فرهیخته هم طراحی کرد. طبیعی است تهیه‌کننده‌ها و کارگردان‌ها تمایل پیدا می‌کنند تا با طراحان فرهیخته و فرهنگی که درک مناسبی از آن جریان روشنفکری دارند، کار کنند. در چنین شرایطی است که شاهکارها خلق می‌شوند. چطور ممکن است یک طراح خوب برای یک فیلم بسیار خوب، پوستری نامناسب طراحی کند؟ وقتی این فضا وجود داشته باشد، طراح نیز تمام تلاشش را می‌کند، چون هراثری شناسنامه او محسوب می‌شود.
اما به‌نظر می‌رسد دوران شکوفایی پوسترهای خوب سینما و تئاتر کمرنگ‌ شده است. می‌توان اینطور نتیجه گرفت که درحال حاضر این نیاز روشنفکری محسوس نیست و به همین دلیل وضعیت پوسترها چنین است؟
بیایید تعارف را کنار بگذاریم. وضعیت سینمای امروزمان را در نظر بگیرید. در یک‌سال چندفیلم خوب و قابل‌ستایش تولید می‌شود؟ با یک‌گل که بهار نمی‌شود. باید تداوم و استمرار وجود داشته باشد تا این تیم به وجود بیاید. در وضعیت فعلی، شما فیلم‌های فرهیخته روشنفکری را در سینمای ایران نمی‌بینید. اینکه چه کسی مقصر است، موضوع بحث ما نیست. این مبحثی میان منتقدان سینماست، اما وقتی از من طراح گرافیک می‌پرسید چرا پوسترهای خوب سینمایی نداریم، من پاسخ می‌دهم چون در مجموع فیلم‌های سینمایی خوب نداریم. به من فیلم خوب بدهید تا بتوانم برایش پوستر خوب و تیتراژ خوب طراحی کنم. چندسال قبل در فضای مجازی چندپوستر ایرانی که از روی پوسترهای خارجی عینا کپی شده بودند، پخش شد. فکر می‌کنید مقصر این اتفاق کیست؟ آیا یک طراح حرفه‌ای، حاضر است حیثیت کاری‌ خود را اینطور به خطر بیندازد؟ حتی اگر تهیه‌کننده ناشی‌ای هزینه بسیاری هم به یک طراح بپردازد، او حاضر نیست به حیثیت حرفه‌ای خود لطمه بزند. وقتی فضای سینمای کشور غیرحرفه‌ای است، روش و منش مشخصی ندارد و این پدیده چه در بخش صنعت سینما و چه در بخش هنر سینما مریض و ناتوان است، طبیعی است پای طراحان ضعیف و نحیف هم به آن باز می‌شود.
درحال حاضر تا چه حد به طراحان حرفه‌ای رجوع می‌شود؟
سفارش‌دهندگان اصلی پوسترهای سینمایی، تهیه‌کنندگان هستند، یا لااقل باید اینطور باشد. حال باید ببینیم آن فیلم، برای چه مخاطبی تولید شده یا اینکه می‌توانیم بگوییم فیلم تنها توجه به گیشه دارد و برای فروش ساخته شده و قرار است صنعت سینما را بچرخاند یا اینکه مخاطب خاص دارد و قرار است بتواند فیلمی به فیلم‌های هنر سینما اضافه کند. البته این گفته به این معنا نیست که فیلم‌های فرهیخته هرگز فروش بالایی ندارند. طبیعی است فیلم‌های دسته‌اول پوسترهایی می‌خواهند که مخاطب عام را جذب کند مثل عکس بزرگ هنرپیشگان، ستاره‌ها و سوپراستارهای فیلم و عنوانی که خودنمایی می‌کند، اما دست طراحان در پوسترهای نوع‌دوم، برای ارایه روش‌های شخصی‌تر و طراحی‌های متنوع‌تر، بازتر است. طبیعی است هریک از سفارش‌دهندگان به سراغ طراحان مناسب برای این نوع فیلم‌ها خواهند رفت. در حال حاضر در سینمای ما آنقدر فیلم بد تولید می‌شود و آنقدر برای این فیلم‌های بد پوسترهای بد طراحی می‌شود که سفارش‌دهندگان فیلم‌های خوب هم، طراحی‌های خوب را کمتر برمی‌تابند. چندسال پیش، پوستر فیلم «یک بوس کوچولو» به من سپرده شد. موضوع فیلم، مرگ بود. من از تعدادی پَرِ سفید که در یک زمینه سیاه معلق بودند، استفاده کردم. از دید همه طراحان، پوستری خوب قلمداد شد. کارگردان فیلم هم آن را بسیار پسندید، اما در نهایت به جای آن، پوستری با چهره‌های سوپراستارهای فیلم، آن هم بسیار بد و غیرحرفه‌ای به چاپ رسید. بدون اینکه مخاطب فیلم در نظر گرفته شود. این‌روزها شما امضای طراحان مطرح را پای پوسترهای سینمایی کمتر می‌بینید، البته متاسفانه.
اگر شرایط بازار سینمای ما بهتر شود و صرفا پوسترهایمان عکس هنرپیشه‌ها نباشد، مردم از روی پوسترهای فرهیخته جذب سینما می‌شوند؟
ببینید، مثل این است که شما بپرسید آیا اگر روی جلد کتاب‌ها خوب باشند، مردم جذب کتاب‌خواندن می‌شوند؟ عوامل بسیار زیادی در جذب مردم برای رفتن به سینما وجود دارد، گرافیک هم تابع همین شرایط اجتماعی است و ما نمی‌توانیم همه مسوولیت را به گردن طراحان بیندازیم. اتفاقا گرافیک در هنرهای تجسمی به‌روزترین و در ارتباط‌ترین رشته است چون با عناصری در ارتباط است که مردم هم صبح تا شام با آن سروکار دارند؛ از جعبه دستمال کاغذی گرفته تا رویدادهای فرهنگی و هنری. اتفاقا می‌توان از وضعیت گرافیک یک کشور به اوضاع اجتماعی آنجا پی برد. تاکید می‌کنم برای اینکه پوستر خوب سینمایی داشته باشید، باید فیلم سینمایی خوب داشته باشید، برای اینکه فیلم خوب داشته باشید، باید مخاطب خوب داشته باشید و برای داشتن مخاطب خوب باید بتوانید آنها را به سینما علاقه‌مند کنید و برای علاقه‌مندکردن آنها باید پوسترهای خوب طراحی کنید و... می‌بینید که این چرخه به هم متصل است و باید با هم بچرخد و البته در این میان ده‌هاچرخ بزرگ و کوچک دیگر هم وجود دارد که همه باید سالم باشند.
در سینمایی مانند هالیوود چقدر پوسترهای حرفه‌ای طراحی می‌شود؟
پوسترها مطابق با نیاز آن سینما تولید می‌شوند. هالیوود صنعت سینما دارد نه هنر سینما و تمام ترفندها به کار می‌رود تا فیلم فروخته شود. در صنعت سینمایی مانند هالیوود و بالیوود پشت ذهن سازنده‌ها یک هدف وجود دارد: می‌خواهند بفروشند. چنین سینمایی سوپراستار می‌خواهد و ستاره‌ها باید در پوستر حضور داشته باشند تا به فروش کمک کنند. در این شرایط طراح گرافیک به طراحی عنوان فیلم و نحوه ترکیب‌بندی پوستر می‌پردازد و چندان جایی برای ارایه روش‌های شخصی‌اش باقی نمی‌ماند. او تابع برنامه‌ای است که برای فروش چیده شده.
پس شما اعتقاد دارید سینمای فرهیخته باید وجود داشته باشد تا پوستر و گرافیک فرهیخته هم تولید شود؟
برای هرتولید گرافیکی باید یک سفارش‌دهنده فرهیخته وجود داشته باشد تا اثر فرهیخته‌ای تولید شود. باید رقابت وجود داشته باشد؛ رقابت میان فیلمسازان و میان سفارش‌دهندگان و در نتیجه میان طراحان. ببینید هرگاه اوضاع اقتصادی خوب باشد، اوضاع کارهای تبلیغات هم خوب می‌شود، چون تولیدکنندگان مجبور هستند تبلیغ کنند تا از رقیب عقب نمانند. ممکن است این رقابت درخصوص فیلم‌های فرهیخته، بر سر فرهیختگی آنها باشد. به‌هرحال رونق است که باعث رقابت و در نتیجه ارتقا می‌شود. اما توجه داشته باشید که به قول کوروساوا «از یک فیلمنامه خیلی خوب، یک فیلمساز خوب می‌تواند یک شاهکار بسازد. از یک فیلمنامه متوسط می‌توان یک فیلم متوسط ساخت اما از یک فیلمنامه بد هیچ چیزی نمی‌توان ساخت.»
اصولا یک پوستر فرهیخته باید چه ویژگی داشته باشد؟ من به‌عنوان فردی که با گرافیک آشنایی ندارم، از کجا می‌توانم بفهمم با یک اثر گرافیکی خوب روبه‌رو شده‌ام؟
بگذارید اینطور سوال شما را کامل کنم: یک پوستر فرهیخته برای یک فیلم فرهیخته باید چه ویژگی‌ای داشته باشد. چون در گرافیک، اثر و موضوع باید با هم تناسب داشته باشند، اساسا طراح حرفه‌ای کار غیرحرفه‌ای انجام نمی‌دهد. حتی پوستر بد این افراد، یک کار بد حرفه‌ای است و نمی‌توانیم از فونتی که او استفاده کرده ایراد بگیریم چون تجربه‌اش به او می‌گوید باید حداقل سالم کار کند. در ضمن سلیقه ساخته می‌شود. زمانی که شما صدپوستر خوب ببینید وقتی یک پوستر بد می‌بینید، متوجه می‌شوید یک اشکالی دارد. باید سلیقه را ساخت. این کار هم به‌سرعت انجام نمی‌شود. چشم‌ها باید آموزش ببینند. باید خوب‌ها را نشان داد تا از بدها گریزان باشند.
مساله دیگری که در سال‌های اخیر با آن مواجهیم، مکان نصب پوستر است. تا چندسال قبل پوستر فیلم‌های زیادی را در سطح شهر می‌دیدیم اما این‌روزها پوستر فیلم‌ها بیشتر در داخل سالن‌های سینما و برای همان افرادی است که بلیت فیلم را تهیه‌ کرده و منتظر نمایش آن هستند. این موضوع به شرایط اجتماعی ایران برمی‌گردد یا در کشورهای دیگر هم شاهد چنین تغییری هستیم؟
بگذارید اصطلاحی را که بارها به کار برده‌ام، اینجا هم استفاده کنم: پوسترهای ما نمایشگاهی و محفلی هستند. این تنها مربوط به پوسترهای سینمایی نیست، همه پوسترهای ما محفلی هستند. طراحان، نمایشگاه و دوسالانه می‌گذارند، خودشان بازدید می‌کنند، جایزه می‌دهند، جایزه می‌گیرند و ارتباطی با جامعه برقرار نمی‌شود. قبلا هم گفتم که طراحی گرافیک نبض تصویری جامعه است. پوسترها می‌توانند آموزش بصری بدهند و کمک فراوان کنند تا اتفاقات و رویدادها بهتر دیده شوند. در همه این سال‌ها در تمام گفت‌وگوها و نوشته‌ها، همکاران من بارها و بارها بر این نکته تاکید داشته‌اند که نیاز به محل نصب پوستر داریم، اما نمی‌دانم چه مانعی هست که اجرا نمی‌شود. محل دیده‌شدن گرافیک، نمایشگاه نیست، جامعه است. طراحان گرافیک برای جامعه کار می‌کنند. آنها دیزاینر هستند، برای مشکلات راه‌حل پیدا و فهم موضوعات را راحت‌تر می‌کنند، باعث رونق می‌شوند، تفکیک می‌کنند، باعث جلوه بیشتر می‌شوند، مخاطب جذب می‌کنند و می‌توانند به بهبود شرایط زندگی کمک کنند.
شما برای نخستین دوره جشنواره سینما حقیقت، بیست‌وسومین جشنواره تئاتر فجر، فیلم «یک‌بوس کوچولو» و چندین‌کار دیگر در رابطه با سینما و تئاتر پوستر طراحی کرده‌اید که در مقایسه با دیگر فعالیت‌هایتان مثل طراحی نشانه، جلد کتاب، هویت سازمانی و... شاید حجم کمتری از کارنامه شما را داشته باشد. علاقه‌ شما برای طراحی در این زمینه کمتر بود یا شرایطی وجود داشت که ترجیح دادید گزیده‌تر کار کنید؟
سفارش کمتری داشته‌ام. می‌پذیرم که ممکن است روش کار من مناسب خیلی از فیلم‌ها نباشد. من هم ترجیح می‌دهم برای خیلی از فیلم‌ها طراحی نکنم. واقعیت این است که با بسیاری از فیلم‌ها ارتباطی برقرار نمی‌کنم، واضح است که نمی‌توانم برای آنها طراحی هم بکنم. از طرفی ظاهرا گروهی از همکاران من ارتباط بهتری با کارگردان‌ها و تهیه‌کنندگان دارند و در جمع خانه سینما فعال‌ترند، طبیعی است که سفارش‌های بیشتری در این زمینه خواهند داشت.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.