|
کدخبر: 306768

تبرئه از اتهام قتل با ادای سوگند

شرق: مردی که متهم است دوست خود را با تزریق مواد مخدر به قتل رسانده است، با قسم‌خوردن توانست از قصاص رها شود. این مرد جوان با شهادت مادرش بازداشت شده و مدت‌ها در زندان بود.
به گزارش خبرنگار ما‌ 11 فروردین‌ ‌98 مأموران پلیس تهران جسد پسر جوانی را حوالی شرق تهران کشف کردند که شواهد اولیه نشان می‌داد بر ‌‌اثر سوء‌مصرف مواد مخدر جانش را از دست داده است. با شناسایی هویت متوفی به نام شهرام از مادر او بازجویی شد. این زن به مأموران گفت: پسرم چند سال قبل به دام اعتیاد افتاد. مجبور بودم به او پول مواد بدهم تا سراغ خلاف دیگری نرود. او دوستان زیادی داشت و با آنها رفت‌و‌آمد می‌کرد. پسرم فردی نبود که بخواهد مواد بد استفاده کند یا با زیاده‌روی اوردوز کند. من اطمینان دارم او به قتل رسیده است. از پلیس می‌خواهم قاتل پسرم را پیدا کند.
این در حالی بود که متخصصان پزشکی قانونی بعد از انجام آزمایش‌های لازم اعلام کردند این مرد از مدت‌ها قبل مواد مصرف می‌کرد اما آثاری از جراحت روی بدن او وجود دارد که نشان‌دهنده اتفاقاتی قبل از مرگ اوست. مقتول دچار برق‌گرفتگی نیز شده و البته سوء‌مصرف مواد نیز داشته و اوردوز کرده است.
بعد از این توضیحات تلاش برای یافتن عامل یا عاملان قتل آغاز شد تا اینکه مردی نزد پلیس رفت و گفت: روز حادثه شهرام را دیدم که همراه یکی از دوستانش به نام مهرداد به خرابه‌ای که معتادان در آنجا مواد مصرف می‌کنند، آمد. مهرداد بعد از مصرف مواد سیم برق را به پای شهرام وصل کرد. سپس طنابی دور گردنش پیچیده تا او را خفه کند اما شهرام با همان برق کشته شد. مهرداد متوجه نشد من این صحنه را دیدم.
با ثبت این اظهارات مهرداد تحت تعقیب مأموران قرار گرفت و بازداشت شد. او با انکار جرمش گفت مرتکب قتل نشده و فقط جسد را به آن خرابه منتقل کرده است. او مدعی شد دوستش به‌خاطر مصرف زیاد مواد اوردوز کرده است.
تحقیقات ادامه داشت تا اینکه مادر مهرداد هم مورد بازجویی قرار گرفت. او در روند بازجویی‌ها گفت پسرش مقتول را با سیم برق حلق‌آویز کرده است. زن میانسال در توضیح بیشتر گفت: مهرداد و شهرام سال‌ها با یکدیگر دوست بودند. هر دو‌‌ معتاد بودند و با هم مواد مصرف می‌کردند. آخرین‌باری که مهرداد او را به خانه ما دعوت کرده بود، من هم در منزل بودم. مشغول کار بودم که ناگهان سر‌و‌صدای آنها را شنیدم. اهمیتی ندادم تا اینکه ساعتی بعد پایین رفتم و دیدم پسرم سیم برق را مانند طناب دور گردن دوستش انداخته و او را از سقف آویزان کرده است. خیلی ترسیده بودم و می‌خواستم به پلیس زنگ بزنم اما مهرداد تهدیدم کرد و خواست سکوت کنم و در‌این‌باره با کسی حرفی نزنم. سپس تهدید کرد مرا مانند دوستش خواهد کشت. این شد که تا امروز سکوت کردم اما حالا که پسرم دستگیر شده است تصمیم گرفتم حقیقت را بگویم.
با ثبت این اظهارات، متهم بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت اما این‌بار هم اتهام قتل را نپذیرفت. او درباره اظهارات مادرش به مأموران گفت: خانواده‌ام به‌خاطر اینکه اعتیاد داشتم، من را طرد کرده بودند. مادرم با من رفتار خوبی نداشت و مرا مایه آبروریزی خانواده می‌دانست. همیشه با من دعوا می‌کرد و دوست نداشت در خانه باشم. به‌همین‌خاطر آن حرف‌ها را علیه من زده است. او بارها من را از خانه بیرون کرد اما من جایی برای رفتن نداشتم و دوباره برمی‌گشتم. مادرم دوست دارد من بمیرم چون مرا مایه ننگ خانواده می‌داند. او به من گفته بود در اولین فرصت، کاری می‌کند که دیگر نتوانم به خانه او بروم.
متهم در ادامه اظهاراتش گفت: آن روز من و شهرام با هم مواد کشیدیم اما او حالش بد شد، به‌همین‌خاطر او را به خرابه بردم تا حالش بهتر شود. در آنجا سیم برقی رها شده بود. چون شهرام به‌خاطر مصرف بیش از حد مواد هوشیار نبود و بدنش به آن سیم برخورد کرد و برق او را گرفت و جانش را از دست داد.
باوجود انکارهای متهم بنا به شواهد موجود وی راهی زندان شد و پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. متهم در اولین جلسه مقابل هیئت قضائی شعبه یازدهم دادگاه قرار گرفت. او در جلسه محاکمه با درخواست قصاص از سوی اولیای دم مواجه شد. سپس در جایگاه ایستاد و بار دیگر جرمش را انکار کرد. متهم گفت هیچ دلیلی برای اینکه شهرام را بکشد وجود نداشت. او گفت: ما با هم دوست و هم‌پیاله بودیم، دلیلی برای قتل نبود؛ نه شهرام به من بدهکار بود و نه اینکه مشکلی داشتیم. او به‌دلیل نشئگی زیاد حالش بد شد و به سیم برق برخورد کرد و من اشتباه کردم که موضوع را اطلاع ندادم. این‌طور بود که شرایط برای اینکه علیه من حرف بزنند، فراهم شد. آن روز من و شهرام سوار ماشین پراید من شدیم و مواد مصرف کردیم، بعد هم به ‌جای خلوت رفتیم و دوباره مواد مصرف کردیم؛ آنجا بود که برق او را گرفت و کشت. من کاری نکردم.
در پایان هیئت قضات وارد شور شدند و تصمیم گرفتند از متهم بخواهند قسم بخورد که قتل کار او نبوده است. متهم نیز با به‌جا‌آوردن مراسم سوگند و وضو‌گرفتن در دادگاه قسم جلاله خورد که او مرتکب قتل نشده و شهرام خودش فوت کرده است. در پایان هیئت قضات وارد شور شدند و متهم را از اتهام قتل تبرئه کردند.

شرق: مردی که متهم است دوست خود را با تزریق مواد مخدر به قتل رسانده است، با قسم‌خوردن توانست از قصاص رها شود. این مرد جوان با شهادت مادرش بازداشت شده و مدت‌ها در زندان بود.
به گزارش خبرنگار ما‌ 11 فروردین‌ ‌98 مأموران پلیس تهران جسد پسر جوانی را حوالی شرق تهران کشف کردند که شواهد اولیه نشان می‌داد بر ‌‌اثر سوء‌مصرف مواد مخدر جانش را از دست داده است. با شناسایی هویت متوفی به نام شهرام از مادر او بازجویی شد. این زن به مأموران گفت: پسرم چند سال قبل به دام اعتیاد افتاد. مجبور بودم به او پول مواد بدهم تا سراغ خلاف دیگری نرود. او دوستان زیادی داشت و با آنها رفت‌و‌آمد می‌کرد. پسرم فردی نبود که بخواهد مواد بد استفاده کند یا با زیاده‌روی اوردوز کند. من اطمینان دارم او به قتل رسیده است. از پلیس می‌خواهم قاتل پسرم را پیدا کند.
این در حالی بود که متخصصان پزشکی قانونی بعد از انجام آزمایش‌های لازم اعلام کردند این مرد از مدت‌ها قبل مواد مصرف می‌کرد اما آثاری از جراحت روی بدن او وجود دارد که نشان‌دهنده اتفاقاتی قبل از مرگ اوست. مقتول دچار برق‌گرفتگی نیز شده و البته سوء‌مصرف مواد نیز داشته و اوردوز کرده است.
بعد از این توضیحات تلاش برای یافتن عامل یا عاملان قتل آغاز شد تا اینکه مردی نزد پلیس رفت و گفت: روز حادثه شهرام را دیدم که همراه یکی از دوستانش به نام مهرداد به خرابه‌ای که معتادان در آنجا مواد مصرف می‌کنند، آمد. مهرداد بعد از مصرف مواد سیم برق را به پای شهرام وصل کرد. سپس طنابی دور گردنش پیچیده تا او را خفه کند اما شهرام با همان برق کشته شد. مهرداد متوجه نشد من این صحنه را دیدم.
با ثبت این اظهارات مهرداد تحت تعقیب مأموران قرار گرفت و بازداشت شد. او با انکار جرمش گفت مرتکب قتل نشده و فقط جسد را به آن خرابه منتقل کرده است. او مدعی شد دوستش به‌خاطر مصرف زیاد مواد اوردوز کرده است.
تحقیقات ادامه داشت تا اینکه مادر مهرداد هم مورد بازجویی قرار گرفت. او در روند بازجویی‌ها گفت پسرش مقتول را با سیم برق حلق‌آویز کرده است. زن میانسال در توضیح بیشتر گفت: مهرداد و شهرام سال‌ها با یکدیگر دوست بودند. هر دو‌‌ معتاد بودند و با هم مواد مصرف می‌کردند. آخرین‌باری که مهرداد او را به خانه ما دعوت کرده بود، من هم در منزل بودم. مشغول کار بودم که ناگهان سر‌و‌صدای آنها را شنیدم. اهمیتی ندادم تا اینکه ساعتی بعد پایین رفتم و دیدم پسرم سیم برق را مانند طناب دور گردن دوستش انداخته و او را از سقف آویزان کرده است. خیلی ترسیده بودم و می‌خواستم به پلیس زنگ بزنم اما مهرداد تهدیدم کرد و خواست سکوت کنم و در‌این‌باره با کسی حرفی نزنم. سپس تهدید کرد مرا مانند دوستش خواهد کشت. این شد که تا امروز سکوت کردم اما حالا که پسرم دستگیر شده است تصمیم گرفتم حقیقت را بگویم.
با ثبت این اظهارات، متهم بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت اما این‌بار هم اتهام قتل را نپذیرفت. او درباره اظهارات مادرش به مأموران گفت: خانواده‌ام به‌خاطر اینکه اعتیاد داشتم، من را طرد کرده بودند. مادرم با من رفتار خوبی نداشت و مرا مایه آبروریزی خانواده می‌دانست. همیشه با من دعوا می‌کرد و دوست نداشت در خانه باشم. به‌همین‌خاطر آن حرف‌ها را علیه من زده است. او بارها من را از خانه بیرون کرد اما من جایی برای رفتن نداشتم و دوباره برمی‌گشتم. مادرم دوست دارد من بمیرم چون مرا مایه ننگ خانواده می‌داند. او به من گفته بود در اولین فرصت، کاری می‌کند که دیگر نتوانم به خانه او بروم.
متهم در ادامه اظهاراتش گفت: آن روز من و شهرام با هم مواد کشیدیم اما او حالش بد شد، به‌همین‌خاطر او را به خرابه بردم تا حالش بهتر شود. در آنجا سیم برقی رها شده بود. چون شهرام به‌خاطر مصرف بیش از حد مواد هوشیار نبود و بدنش به آن سیم برخورد کرد و برق او را گرفت و جانش را از دست داد.
باوجود انکارهای متهم بنا به شواهد موجود وی راهی زندان شد و پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. متهم در اولین جلسه مقابل هیئت قضائی شعبه یازدهم دادگاه قرار گرفت. او در جلسه محاکمه با درخواست قصاص از سوی اولیای دم مواجه شد. سپس در جایگاه ایستاد و بار دیگر جرمش را انکار کرد. متهم گفت هیچ دلیلی برای اینکه شهرام را بکشد وجود نداشت. او گفت: ما با هم دوست و هم‌پیاله بودیم، دلیلی برای قتل نبود؛ نه شهرام به من بدهکار بود و نه اینکه مشکلی داشتیم. او به‌دلیل نشئگی زیاد حالش بد شد و به سیم برق برخورد کرد و من اشتباه کردم که موضوع را اطلاع ندادم. این‌طور بود که شرایط برای اینکه علیه من حرف بزنند، فراهم شد. آن روز من و شهرام سوار ماشین پراید من شدیم و مواد مصرف کردیم، بعد هم به ‌جای خلوت رفتیم و دوباره مواد مصرف کردیم؛ آنجا بود که برق او را گرفت و کشت. من کاری نکردم.
در پایان هیئت قضات وارد شور شدند و تصمیم گرفتند از متهم بخواهند قسم بخورد که قتل کار او نبوده است. متهم نیز با به‌جا‌آوردن مراسم سوگند و وضو‌گرفتن در دادگاه قسم جلاله خورد که او مرتکب قتل نشده و شهرام خودش فوت کرده است. در پایان هیئت قضات وارد شور شدند و متهم را از اتهام قتل تبرئه کردند.