|

کنش در جامعه پساصنعتی

آلن تورن، جامعه‌شناس سیاسی 96‌ساله فرانسوی، از نام‌آورترین جامعه‌شناسان فرانسوی است که با آثار پرشمار خود تأثیرات عمیقی بر علوم اجتماعی قرن بیستم گذاشت. او اولین جامعه‌شناسی بود که عبارت «جامعه پساصنعتی» را به کار برد و در کتابی که در‌این‌باره نوشت، از پایان جامعه صنعتی و ورود به جامعه پساصنعتی سخن گفت. او با طرح عبارت «جنبش‌های اجتماعی جدید»، آنها را منطبق بر مناسبات اجتماعی نوپدیدی دانست که از ملزومات جامعه پساصنعتی است. برخی به اشتباه دانیل بل را مبدع نظریه جامعه پساصنعتی دانسته‌اند. این در حالی است که تورن کتاب «جامعه پساصنعتی» را در 1969 منتشر کرد و بل کتاب «ظهور جامعه پساصنعتی» را در 1974. تورن در اثری با عنوان «جنبش مه یا کمونیسم آرمان‌شهری» که در 1968 منتشر شد، به تحلیل وقایع جنبش ماه مه و شورش‌های درگرفته در همان سال پرداخت و با انتقاد از کسانی که آن جنبش را ادامه جنبش کارگری کلاسیک می‌دانستند، از گسستی تاریخی حرف زد و به ترسیم مرزهای مفهومی «جنبش‌های اجتماعی جدید» پرداخت. تورن این جنبش‌ها را از جنبش‌های پیشین تفکیک و آنها را ذیل پارادایم جدیدی تحلیل می‌کرد. در نگاه او جنبش‌های اجتماعی جدید را نه در پیوند با جنبش‌های پیشین بلکه در گسست از آنها باید درک کرد. به‌ طور کلی جنبش‌های اجتماعی جدید که شکل ابتدایی آنها در جنبش‌های دهه 1960 تجربه شد، هم‌زمان دارای نقاط ضعف و قوت مهمی بودند که در سال‌های بعد تورن کوشید به هر دو این جنبه‌ها بپردازد. نقطه ضعف این جنبش‌ها ریشه در این واقعیت دارد که آنها همچنان در آغاز راه هستند و به صورت‌بندی جامعی دست نیافته‌اند. پس از جنبش ماه مه و با حکم‌فرماشدن سکوتی فراگیر در عرصه اجتماعی، برخی از مرگ جنبش‌های اجتماعی جدید در غرب سخن گفتند. همچنین زمانی که پیروزی جنبش‌های اجتماعی در برخی از کشورهای جهان سوم موجب روی‌کارآمدن دولت‌های تمامیت‌خواه شد، برخی دیگر از ویژگی جماعت‌گرایانه این جنبش‌ها انتقاد کردند و آنها را دارای ماهیتی محافظه‌کارانه دانستند. «بازگشت کنشگر» با زیر‌عنوان نظریه اجتماعی در جامعه پساصنعتی کتابی است به قلم تورن که به‌تازگی با ترجمه سلمان صادقی‌زاده و از سوی نشر ثالث روانه بازار شده است. پیش‌از‌این کتاب‌های «برابری و تفاوت: آیا می‌توانیم با هم زندگی کنیم؟» و «دموکراسی چیست؟» از آلن تورن به قلم همین مترجم در نشر ثالث منتشر شده بود. آنچه تورن در این اثر مورد توجه قرار داده، نقد جامعه‌شناسی کلاسیک است. در این اثر او دست روی یکی از مناقشه‌های بزرگ جامعه‌شناسی در دوران معاصر گذاشته و به‌این‌ترتیب در ادامه روند فکری‌اش تأکید بسیاری بر کنش، کنشگری و کنشگران در جوامع انسانی می‌کند. به اعتقاد تورن نظریه‌های قبلی جامعه‌شناسی با اصرار بر اولویت قرار‌دادن نظام‌های اجتماعی سعی در نادیده‌گرفتن‌‌‌ کنشگران داشته‌اند که این موضوع نیازمند بازاندیشی است. تورن در این اثر به نقش کنشگران در جوامع پساصنعتی و اهمیت ویژه‌شان در حرکت‌ها، جنبش‌ها و تغییرات اجتماعی می‌پردازد. بازگشت کنشگر نشان می‌دهد که چرا و چطور جامعه‌شناسی کنش به درک و دریافت بهتر جهان در وضعیت اکنون کمک کرده و دریچه‌های بسیاری را برای شناخت جوامع امروز گشوده است. تورن در این کتاب البته تنها به نقد جامعه‌شناسی کلاسیک اکتفا نمی‌کند و نظریه جدیدی با نام «جامعه‌شناسی کنش» را ارائه می‌دهد. به اعتقاد او جامعه‌شناسی کلاسیک برای مطالعه جامعه صنعتی طراحی شده بود که اکنون و با گذار به جامعه پساصنعتی این درک را با استفاده از آن گزاره‌ها نمی‌توان حاصل کرد؛ اما با مدد از جامعه‌شناسی کنش که بیش از مطالعه نظم اجتماعی، بر تغییر اجتماعی تکیه دارد و مطالعه جنبش‌ها را بر ساختارها مقدم می‌داند، می‌توان به این امکان رسید. تورن در این نظریه جدید مفاهیمی مانند «تاریخ‌مندی»، «جنبش اجتماعی» و «سوژه» را جایگزین مفاهیمی مانند «جامعه»، «تکامل» و «نقش» می‌کند و بازنمایی نوینی از زندگی اجتماعی به دست می‌دهد.
تمرکز تورن در بخش اول کتاب به بررسی جامعه‌شناسی کلاسیک و مفاهیم برآمده از آن، سیر تحول و هم‌زمانی‌اش با مدرنیته و دلایل عدم کارایی‌اش اختصاص یافته است. بخش دوم کتاب در پنج فصل به ارائه نظریه جدید جامعه‌شناسی کنش می‌پردازد. خواننده در این بخش می‌تواند به شکل منسجم‌تر با شمای فکری تورن و مقصود او از جامعه‌شناسی کنش و عوامل مؤثر در آن و همچنین مشکلات و مصائبی که در این مسیر وجود دارد، آشنا شود. تورن عنوان بخش سوم و پایانی کتاب خود را «پرسش از اکنون» انتخاب کرده است. این بخش شامل چهار فصل می‌شود. یکی از مهم‌ترین تأکیدهای تورن در این بخش نسبتی است که میان مفاهیمی مانند انقلاب، دموکراسی و جنبش اجتماعی برقرار است. او در ادامه با استناد به وقایع تاریخی نشان می‌دهد که تا چه حد این یکی‌انگاری به آسیب‌های جدی منجر شده است و باید از آن اجتناب کرد.
تورن معتقد است برای درک جنبش‌های اجتماعی جدید باید بازنمایی متفاوتی از جامعه خود و آینده آن ارائه دهیم. بر‌اساس این بازنمایی جدید ما در حال وارد‌شدن به شیوه‌ای جدید از تولید هستیم که با خلق منازعه‌های جدید، جنبش‌های اجتماعی جدید را متولد می‌کند و به گسترش و کثرت‌یابی فضای عمومی می‌انجامد. البته همچنین ممکن است شکل‌های گسترش‌یافته‌ای از سلطه و احاطه اجتماعی را در پی داشته باشد که به‌ طور عمیق‌تر و زیرکانه‌تری زندگی اجتماعی را دست‌کاری می‌کند. تورن در کتاب «بازگشت کنشگر: نظریه اجتماعی در جامعه پساصنعتی» می‌نویسد: «با ورود به جامعه پساصنعتی، جنبش‌های اجتماعی می‌توانند به‌ طور مستقل و بدون آمیزش با کنش سیاسی معطوف به تصاحب قدرت دولت خود را شکل دهند. ویژگی برجسته جنبش‌های اجتماعی جدید آن است که به‌ طور خالص «اجتماعی» هستند؛ از‌این‌‌رو است که ائتلاف آنها با جنبش‌های فرهنگی تا این حد نمایان و نتیجه‌بخش است. نوبودن جنبش‌های اجتماعی امروز را می‌توان از شکل آنها دریافت. پیش‌از‌این شاهد وجود گروه‌های هسته‌ای کوچک بودیم که با توسل به مبارزه مسلحانه می‌خواستند توده‌ها را به کنش سیاسی وادارند؛ اما جنبش‌های اجتماعی جدید از طریق کنش سیاسی شکل نمی‌گیرند؛ بلکه از طریق تأثیرگذاری بر افکار عمومی به وجود می‌آیند». تورن با ارائه تعریفی فراگیر از جنبش‌های اجتماعی مخالف است و تعریفی بسیار مشخص از آنها ارائه می‌دهد. او برخی از منتقدان جنبش‌های اجتماعی را به ساده‌انگاری متهم می‌کند و معتقد است که نمی‌توان همه کنش‌های جمعی یا اعتراض‌های جمعی را جنبشی اجتماعی به شمار آورد.

آلن تورن، جامعه‌شناس سیاسی 96‌ساله فرانسوی، از نام‌آورترین جامعه‌شناسان فرانسوی است که با آثار پرشمار خود تأثیرات عمیقی بر علوم اجتماعی قرن بیستم گذاشت. او اولین جامعه‌شناسی بود که عبارت «جامعه پساصنعتی» را به کار برد و در کتابی که در‌این‌باره نوشت، از پایان جامعه صنعتی و ورود به جامعه پساصنعتی سخن گفت. او با طرح عبارت «جنبش‌های اجتماعی جدید»، آنها را منطبق بر مناسبات اجتماعی نوپدیدی دانست که از ملزومات جامعه پساصنعتی است. برخی به اشتباه دانیل بل را مبدع نظریه جامعه پساصنعتی دانسته‌اند. این در حالی است که تورن کتاب «جامعه پساصنعتی» را در 1969 منتشر کرد و بل کتاب «ظهور جامعه پساصنعتی» را در 1974. تورن در اثری با عنوان «جنبش مه یا کمونیسم آرمان‌شهری» که در 1968 منتشر شد، به تحلیل وقایع جنبش ماه مه و شورش‌های درگرفته در همان سال پرداخت و با انتقاد از کسانی که آن جنبش را ادامه جنبش کارگری کلاسیک می‌دانستند، از گسستی تاریخی حرف زد و به ترسیم مرزهای مفهومی «جنبش‌های اجتماعی جدید» پرداخت. تورن این جنبش‌ها را از جنبش‌های پیشین تفکیک و آنها را ذیل پارادایم جدیدی تحلیل می‌کرد. در نگاه او جنبش‌های اجتماعی جدید را نه در پیوند با جنبش‌های پیشین بلکه در گسست از آنها باید درک کرد. به‌ طور کلی جنبش‌های اجتماعی جدید که شکل ابتدایی آنها در جنبش‌های دهه 1960 تجربه شد، هم‌زمان دارای نقاط ضعف و قوت مهمی بودند که در سال‌های بعد تورن کوشید به هر دو این جنبه‌ها بپردازد. نقطه ضعف این جنبش‌ها ریشه در این واقعیت دارد که آنها همچنان در آغاز راه هستند و به صورت‌بندی جامعی دست نیافته‌اند. پس از جنبش ماه مه و با حکم‌فرماشدن سکوتی فراگیر در عرصه اجتماعی، برخی از مرگ جنبش‌های اجتماعی جدید در غرب سخن گفتند. همچنین زمانی که پیروزی جنبش‌های اجتماعی در برخی از کشورهای جهان سوم موجب روی‌کارآمدن دولت‌های تمامیت‌خواه شد، برخی دیگر از ویژگی جماعت‌گرایانه این جنبش‌ها انتقاد کردند و آنها را دارای ماهیتی محافظه‌کارانه دانستند. «بازگشت کنشگر» با زیر‌عنوان نظریه اجتماعی در جامعه پساصنعتی کتابی است به قلم تورن که به‌تازگی با ترجمه سلمان صادقی‌زاده و از سوی نشر ثالث روانه بازار شده است. پیش‌از‌این کتاب‌های «برابری و تفاوت: آیا می‌توانیم با هم زندگی کنیم؟» و «دموکراسی چیست؟» از آلن تورن به قلم همین مترجم در نشر ثالث منتشر شده بود. آنچه تورن در این اثر مورد توجه قرار داده، نقد جامعه‌شناسی کلاسیک است. در این اثر او دست روی یکی از مناقشه‌های بزرگ جامعه‌شناسی در دوران معاصر گذاشته و به‌این‌ترتیب در ادامه روند فکری‌اش تأکید بسیاری بر کنش، کنشگری و کنشگران در جوامع انسانی می‌کند. به اعتقاد تورن نظریه‌های قبلی جامعه‌شناسی با اصرار بر اولویت قرار‌دادن نظام‌های اجتماعی سعی در نادیده‌گرفتن‌‌‌ کنشگران داشته‌اند که این موضوع نیازمند بازاندیشی است. تورن در این اثر به نقش کنشگران در جوامع پساصنعتی و اهمیت ویژه‌شان در حرکت‌ها، جنبش‌ها و تغییرات اجتماعی می‌پردازد. بازگشت کنشگر نشان می‌دهد که چرا و چطور جامعه‌شناسی کنش به درک و دریافت بهتر جهان در وضعیت اکنون کمک کرده و دریچه‌های بسیاری را برای شناخت جوامع امروز گشوده است. تورن در این کتاب البته تنها به نقد جامعه‌شناسی کلاسیک اکتفا نمی‌کند و نظریه جدیدی با نام «جامعه‌شناسی کنش» را ارائه می‌دهد. به اعتقاد او جامعه‌شناسی کلاسیک برای مطالعه جامعه صنعتی طراحی شده بود که اکنون و با گذار به جامعه پساصنعتی این درک را با استفاده از آن گزاره‌ها نمی‌توان حاصل کرد؛ اما با مدد از جامعه‌شناسی کنش که بیش از مطالعه نظم اجتماعی، بر تغییر اجتماعی تکیه دارد و مطالعه جنبش‌ها را بر ساختارها مقدم می‌داند، می‌توان به این امکان رسید. تورن در این نظریه جدید مفاهیمی مانند «تاریخ‌مندی»، «جنبش اجتماعی» و «سوژه» را جایگزین مفاهیمی مانند «جامعه»، «تکامل» و «نقش» می‌کند و بازنمایی نوینی از زندگی اجتماعی به دست می‌دهد.
تمرکز تورن در بخش اول کتاب به بررسی جامعه‌شناسی کلاسیک و مفاهیم برآمده از آن، سیر تحول و هم‌زمانی‌اش با مدرنیته و دلایل عدم کارایی‌اش اختصاص یافته است. بخش دوم کتاب در پنج فصل به ارائه نظریه جدید جامعه‌شناسی کنش می‌پردازد. خواننده در این بخش می‌تواند به شکل منسجم‌تر با شمای فکری تورن و مقصود او از جامعه‌شناسی کنش و عوامل مؤثر در آن و همچنین مشکلات و مصائبی که در این مسیر وجود دارد، آشنا شود. تورن عنوان بخش سوم و پایانی کتاب خود را «پرسش از اکنون» انتخاب کرده است. این بخش شامل چهار فصل می‌شود. یکی از مهم‌ترین تأکیدهای تورن در این بخش نسبتی است که میان مفاهیمی مانند انقلاب، دموکراسی و جنبش اجتماعی برقرار است. او در ادامه با استناد به وقایع تاریخی نشان می‌دهد که تا چه حد این یکی‌انگاری به آسیب‌های جدی منجر شده است و باید از آن اجتناب کرد.
تورن معتقد است برای درک جنبش‌های اجتماعی جدید باید بازنمایی متفاوتی از جامعه خود و آینده آن ارائه دهیم. بر‌اساس این بازنمایی جدید ما در حال وارد‌شدن به شیوه‌ای جدید از تولید هستیم که با خلق منازعه‌های جدید، جنبش‌های اجتماعی جدید را متولد می‌کند و به گسترش و کثرت‌یابی فضای عمومی می‌انجامد. البته همچنین ممکن است شکل‌های گسترش‌یافته‌ای از سلطه و احاطه اجتماعی را در پی داشته باشد که به‌ طور عمیق‌تر و زیرکانه‌تری زندگی اجتماعی را دست‌کاری می‌کند. تورن در کتاب «بازگشت کنشگر: نظریه اجتماعی در جامعه پساصنعتی» می‌نویسد: «با ورود به جامعه پساصنعتی، جنبش‌های اجتماعی می‌توانند به‌ طور مستقل و بدون آمیزش با کنش سیاسی معطوف به تصاحب قدرت دولت خود را شکل دهند. ویژگی برجسته جنبش‌های اجتماعی جدید آن است که به‌ طور خالص «اجتماعی» هستند؛ از‌این‌‌رو است که ائتلاف آنها با جنبش‌های فرهنگی تا این حد نمایان و نتیجه‌بخش است. نوبودن جنبش‌های اجتماعی امروز را می‌توان از شکل آنها دریافت. پیش‌از‌این شاهد وجود گروه‌های هسته‌ای کوچک بودیم که با توسل به مبارزه مسلحانه می‌خواستند توده‌ها را به کنش سیاسی وادارند؛ اما جنبش‌های اجتماعی جدید از طریق کنش سیاسی شکل نمی‌گیرند؛ بلکه از طریق تأثیرگذاری بر افکار عمومی به وجود می‌آیند». تورن با ارائه تعریفی فراگیر از جنبش‌های اجتماعی مخالف است و تعریفی بسیار مشخص از آنها ارائه می‌دهد. او برخی از منتقدان جنبش‌های اجتماعی را به ساده‌انگاری متهم می‌کند و معتقد است که نمی‌توان همه کنش‌های جمعی یا اعتراض‌های جمعی را جنبشی اجتماعی به شمار آورد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.