عصر جنگهای واهی
کتاب «جنگ صلیبی اول؛ فراخوان از شرق» نوشته پیتر فرانکوپن بهتازگی با ترجمه حسن افشار توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شده است. نویسنده کتاب معتقد است بهرغم جذابیتهایی که جنگ صلیبی اول داشته، هیچوقت صحبتی از ریشههای واقعی آن نشده است. این کتاب برای جستوجوی این ریشهها نوشته شده است. پیتر فرانکوپن، استاد تاریخ در دانشگاه آکسفورد است. او پژوهشگر ارشد کالج ووسترِ دانشگاه آکسفورد و مدیر مرکز مطالعات بیزانس در این دانشگاه است. فرانکوپن «جنگ صلیبی اول: فراخوان از شرق» را بهعنوان یکی از تکنگاریهای وزین درباره بیزانس، اسلام و غرب در قرنهای یازدهم و دوازدهم در کارنامه دارد. کتاب «راههای ابریشم» هم یکی از آثار معروف اوست که دنباله آن را با عنوان «راههای ابریشم نو» در سال ۲۰۱۹ منتشر کرد. این دو اثر نیز در سال گذشته با ترجمه حسن افشار و از سوی نشر مرکز روانه بازار نشر شده است. ترجمه آلکسیاد هم از دیگر آثار این محقق و پژوهشگر است.
نخستین مجموعه از جنگهای صلیبی (۱۰۹۶-۱۰۹۹ میلادی)، پس از فرمان پاپ اوربان دوم برای بازپسگیری سرزمین مقدس، در جریان شورای کلرمون در سال ۱۰۹۵، میلادی آغاز شد. این لشکرکشی منجر به تصرف نیقیه، انطاکیه، اورشلیم و بخشی از آناتولی و کرانه شرقی دریای مدیترانه شد و لشکرهای مسلمانی که توسط سلجوقیان روم، اتابکان ترک شام و خلافت فاطمیان گسیل شدند، همگی شکست خوردند. پس از آنکه بخش بزرگی از قلمرو امپراتوری بیزانس در آناتولی در پی نبرد ملازگرد بهتدریج به دست ترکان سلجوقی تسخیر شد، پاپ خواستار گسیلشدن اردویی نظامی، برای یاریرساندن به امپراتوری بیزانس شد و پیشنهاد محاصره شهرهای نیقیه و انطاکیه را که بهتازگی تصرف شده بودند، مطرح کرد. این اردوکشی در پاسخ به درخواست کمک نظامی از سوی آلکسیوس یکم، امپراتور بیزانس به وقوع پیوست. اگرچه، طبق اظهارات شاهدان عینی که پس از سال ۱۱۰۰م به نگارش درآمده است، پاپ در سخنرانیاش در کلرمون از اورشلیم و سرزمین مقدس که در ابتدای سده هفتم میلادی و در هنگام گسترش اسلام به دست مسلمانان افتاده بود، بهعنوان هدفی فرعی یاد کرده بود. در این جنگ دو یورش عمده بهسوی خاورمیانه انجام شد. موج نخست
که به جنگ صلیبی عوامالناس شهره شد در بهار سال ۱۰۹۶ و پیش از روز موعود تعیینشده از سوی پاپ وقوع پیوست و رهبری آن برعهده شخصی به نام پیتر زاهد قرار داشت. پیتر توانست شور و هیجان مذهبی زیادی را در میان شمار بسیار زیادی از افراد غیرورزیده و روستاییهای عامی و بیسواد و همچنین نجیبزادگان دونپایه ایجاد کند و آنان را ترغیب به همراهی خود کند. پیروان او در راینلند در اثر شور و شوق ناشی از سخنرانیهای مذهبی پیتر به یهودیان حمله کردند و همچنین در مسیرشان بهسوی آناتولی با مجارها و بیزانسیها نیز بر سر تأمین آذوقه درگیر شدند. سرانجام سپاه پیتر و مردم صلیبی پیروش، از تنگه بسفر عبور کرده و در ماه اکتبر از ترکان آناتولی به سختی شکست خوردند.
یورش دوم معروف به جنگ صلیبی شاهزادگان در مقایسه از سازماندهی جنگی بسیار بهتری برخوردار بود و در اواخر تابستان ۱۰۹۶ میلادی آغاز شد. علت نامگذاری این یورش همراهشدن شمار زیادی از شاهزادگان و نجیبزادگان مسیحی اروپا با این سپاه بود. این سپاه که از چهار سپاه کوچکتر تشکیل میشد، در میانه نوامبر ۱۰۹۶ تا آوریل ۱۰۹۷ در پشت دیوارهای قسطنطنیه به یکدیگر رسیده و از تنگه بسفر گذشتند. آنها به آناتولی یورش برده و نیقیه را در ژوئن ۱۰۹۶ تصرف کرده و کنترل آن را به بیزانسیها سپردند و در ادامه سپاه سلجوقیان روم را در دورلیوم شکست دادند. آنها توانستند در ۱۰۹۷، انطاکیه را تسخیر کرده و سپاه کمکی مسلمان را که از سوی اتابک موصل و حاکمان دمشق و حلب اعزام شده بود درهم بشکنند. سرانجام صلیبیون در ژوئن ۱۰۹۹ به اورشلیم رسیدند و در جریان حملهای در هفتم جولای ۱۰۹۹ رخ داد، شهر را به کنترل خود درآورده و مدافعان را قتلعام کردند. تلاش کوچک فاطمیان برای بازپسگیری اورشلیم، توسط صلیبیون در نبرد اشکلون دفع شد. آنها همزمان با فتوحاتشان، دولتهایی لاتین و صلیبی مانند پادشاهی اورشلیم، کنتنشین طرابلس، شاهزادهنشین انطاکیه و کنتنشین ادسا را
پایهریزی کردند که باعث به تیرگی گراییدن روابطشان با امپراتوری بیزانس شد. پس از تصرف اورشلیم، بیشتر صلیبیون به خانههایشان بازگشتند که باعث آسیبپذیری پادشاهی صلیبی در مقابل مسلمانان در طول جنگهای صلیبی دوم و سوم شد.
پیتر فرانکوپن در پیشگفتار کتاب، به روز ۲۷ نوامبر ۱۰۹۵ میلادی اشاره میکند که پاپ اوربان دوم در مرکز فرانسه در شهر کلرمون از جا برخاست و یکی از بهتآورترین سخنرانیهای تاریخ را ایراد کرد که درواقع فراخوان رسایی برای جنگ با مسلمانان بود. او از همه مردانی که تجربه نظامی داشتند خواست راهی اورشلیم، شهری در فرسنگها دورتر شوند تا شهر خدا را پس بگیرند. سخنرانی اوربان شور و شعفی برانگیخت و بسیاری از شنوندگان با شنیدن سخنرانی به خانههای خود رفتند تا بار سفر به اورشلیم را ببندند. چهارسال بعد، اوایل جولای ۱۰۹۹ سپاهی از شهسواران، خسته و ژولیده اما مصمم پای دیوارهای اورشلیم موضع گرفته بودند تا مقدسترین مکان دین مسیح را از مسلمانان پس بگیرند. به زعم مؤلف کتاب جنگ صلیبی اول به دلیل خشونت و جلوههای نمایشیاش مرغ تخیل مردم را پرواز داد اما تنها تئاتر نبود. این لشکرکشی هرگز در غرب فراموش نشد. زیرا رویدادهای دیگری را هم به دنبال آورد: افزایش اقتدار حکومت پاپ، رویارویی مسیحیت و اسلام، تکامل معانی جنگ مقدس و تقوای شهسواری و ایمان مذهبی، ظهور دولتهای دریایی ایتالیا و شکلگیری کوچنشینهای غربی در خاورمیانه که همگی ریشه
در اولین جنگ صلیبی داشتند. نخستین جنگ صلیبی، موفق شد چندین «دولت صلیبی» به نامهای کنتنشینادسا، پرنسنشینانطاکیه و پادشاهی اورشلیم را در فلسطین و سوریه برپا کند. هنگامی که خبر پیروزی جنگ صلیبی به اروپا رسید، افرادی که صلیب برگرفته بودند و هیچگاه از اروپا خارج نشده بودند یا آن عدهای که در مسیر حرکت، سفر به اورشلیم را نیمهکاره رها کرده و به اروپا بازگشته بودند، مورد تمسخر و اهانت خانوادههایشان و همچنین تهدید به تکفیرشدن از سوی پاپ قرار گرفتند. شمار زیادی از صلیبیون نیز پس از تسخیر اورشلیم، سرزمین مقدس را ترک کرده و به خانه بازگشتند.
کتاب «جنگ صلیبی اول؛ فراخوان از شرق» نوشته پیتر فرانکوپن بهتازگی با ترجمه حسن افشار توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شده است. نویسنده کتاب معتقد است بهرغم جذابیتهایی که جنگ صلیبی اول داشته، هیچوقت صحبتی از ریشههای واقعی آن نشده است. این کتاب برای جستوجوی این ریشهها نوشته شده است. پیتر فرانکوپن، استاد تاریخ در دانشگاه آکسفورد است. او پژوهشگر ارشد کالج ووسترِ دانشگاه آکسفورد و مدیر مرکز مطالعات بیزانس در این دانشگاه است. فرانکوپن «جنگ صلیبی اول: فراخوان از شرق» را بهعنوان یکی از تکنگاریهای وزین درباره بیزانس، اسلام و غرب در قرنهای یازدهم و دوازدهم در کارنامه دارد. کتاب «راههای ابریشم» هم یکی از آثار معروف اوست که دنباله آن را با عنوان «راههای ابریشم نو» در سال ۲۰۱۹ منتشر کرد. این دو اثر نیز در سال گذشته با ترجمه حسن افشار و از سوی نشر مرکز روانه بازار نشر شده است. ترجمه آلکسیاد هم از دیگر آثار این محقق و پژوهشگر است.
نخستین مجموعه از جنگهای صلیبی (۱۰۹۶-۱۰۹۹ میلادی)، پس از فرمان پاپ اوربان دوم برای بازپسگیری سرزمین مقدس، در جریان شورای کلرمون در سال ۱۰۹۵، میلادی آغاز شد. این لشکرکشی منجر به تصرف نیقیه، انطاکیه، اورشلیم و بخشی از آناتولی و کرانه شرقی دریای مدیترانه شد و لشکرهای مسلمانی که توسط سلجوقیان روم، اتابکان ترک شام و خلافت فاطمیان گسیل شدند، همگی شکست خوردند. پس از آنکه بخش بزرگی از قلمرو امپراتوری بیزانس در آناتولی در پی نبرد ملازگرد بهتدریج به دست ترکان سلجوقی تسخیر شد، پاپ خواستار گسیلشدن اردویی نظامی، برای یاریرساندن به امپراتوری بیزانس شد و پیشنهاد محاصره شهرهای نیقیه و انطاکیه را که بهتازگی تصرف شده بودند، مطرح کرد. این اردوکشی در پاسخ به درخواست کمک نظامی از سوی آلکسیوس یکم، امپراتور بیزانس به وقوع پیوست. اگرچه، طبق اظهارات شاهدان عینی که پس از سال ۱۱۰۰م به نگارش درآمده است، پاپ در سخنرانیاش در کلرمون از اورشلیم و سرزمین مقدس که در ابتدای سده هفتم میلادی و در هنگام گسترش اسلام به دست مسلمانان افتاده بود، بهعنوان هدفی فرعی یاد کرده بود. در این جنگ دو یورش عمده بهسوی خاورمیانه انجام شد. موج نخست
که به جنگ صلیبی عوامالناس شهره شد در بهار سال ۱۰۹۶ و پیش از روز موعود تعیینشده از سوی پاپ وقوع پیوست و رهبری آن برعهده شخصی به نام پیتر زاهد قرار داشت. پیتر توانست شور و هیجان مذهبی زیادی را در میان شمار بسیار زیادی از افراد غیرورزیده و روستاییهای عامی و بیسواد و همچنین نجیبزادگان دونپایه ایجاد کند و آنان را ترغیب به همراهی خود کند. پیروان او در راینلند در اثر شور و شوق ناشی از سخنرانیهای مذهبی پیتر به یهودیان حمله کردند و همچنین در مسیرشان بهسوی آناتولی با مجارها و بیزانسیها نیز بر سر تأمین آذوقه درگیر شدند. سرانجام سپاه پیتر و مردم صلیبی پیروش، از تنگه بسفر عبور کرده و در ماه اکتبر از ترکان آناتولی به سختی شکست خوردند.
یورش دوم معروف به جنگ صلیبی شاهزادگان در مقایسه از سازماندهی جنگی بسیار بهتری برخوردار بود و در اواخر تابستان ۱۰۹۶ میلادی آغاز شد. علت نامگذاری این یورش همراهشدن شمار زیادی از شاهزادگان و نجیبزادگان مسیحی اروپا با این سپاه بود. این سپاه که از چهار سپاه کوچکتر تشکیل میشد، در میانه نوامبر ۱۰۹۶ تا آوریل ۱۰۹۷ در پشت دیوارهای قسطنطنیه به یکدیگر رسیده و از تنگه بسفر گذشتند. آنها به آناتولی یورش برده و نیقیه را در ژوئن ۱۰۹۶ تصرف کرده و کنترل آن را به بیزانسیها سپردند و در ادامه سپاه سلجوقیان روم را در دورلیوم شکست دادند. آنها توانستند در ۱۰۹۷، انطاکیه را تسخیر کرده و سپاه کمکی مسلمان را که از سوی اتابک موصل و حاکمان دمشق و حلب اعزام شده بود درهم بشکنند. سرانجام صلیبیون در ژوئن ۱۰۹۹ به اورشلیم رسیدند و در جریان حملهای در هفتم جولای ۱۰۹۹ رخ داد، شهر را به کنترل خود درآورده و مدافعان را قتلعام کردند. تلاش کوچک فاطمیان برای بازپسگیری اورشلیم، توسط صلیبیون در نبرد اشکلون دفع شد. آنها همزمان با فتوحاتشان، دولتهایی لاتین و صلیبی مانند پادشاهی اورشلیم، کنتنشین طرابلس، شاهزادهنشین انطاکیه و کنتنشین ادسا را
پایهریزی کردند که باعث به تیرگی گراییدن روابطشان با امپراتوری بیزانس شد. پس از تصرف اورشلیم، بیشتر صلیبیون به خانههایشان بازگشتند که باعث آسیبپذیری پادشاهی صلیبی در مقابل مسلمانان در طول جنگهای صلیبی دوم و سوم شد.
پیتر فرانکوپن در پیشگفتار کتاب، به روز ۲۷ نوامبر ۱۰۹۵ میلادی اشاره میکند که پاپ اوربان دوم در مرکز فرانسه در شهر کلرمون از جا برخاست و یکی از بهتآورترین سخنرانیهای تاریخ را ایراد کرد که درواقع فراخوان رسایی برای جنگ با مسلمانان بود. او از همه مردانی که تجربه نظامی داشتند خواست راهی اورشلیم، شهری در فرسنگها دورتر شوند تا شهر خدا را پس بگیرند. سخنرانی اوربان شور و شعفی برانگیخت و بسیاری از شنوندگان با شنیدن سخنرانی به خانههای خود رفتند تا بار سفر به اورشلیم را ببندند. چهارسال بعد، اوایل جولای ۱۰۹۹ سپاهی از شهسواران، خسته و ژولیده اما مصمم پای دیوارهای اورشلیم موضع گرفته بودند تا مقدسترین مکان دین مسیح را از مسلمانان پس بگیرند. به زعم مؤلف کتاب جنگ صلیبی اول به دلیل خشونت و جلوههای نمایشیاش مرغ تخیل مردم را پرواز داد اما تنها تئاتر نبود. این لشکرکشی هرگز در غرب فراموش نشد. زیرا رویدادهای دیگری را هم به دنبال آورد: افزایش اقتدار حکومت پاپ، رویارویی مسیحیت و اسلام، تکامل معانی جنگ مقدس و تقوای شهسواری و ایمان مذهبی، ظهور دولتهای دریایی ایتالیا و شکلگیری کوچنشینهای غربی در خاورمیانه که همگی ریشه
در اولین جنگ صلیبی داشتند. نخستین جنگ صلیبی، موفق شد چندین «دولت صلیبی» به نامهای کنتنشینادسا، پرنسنشینانطاکیه و پادشاهی اورشلیم را در فلسطین و سوریه برپا کند. هنگامی که خبر پیروزی جنگ صلیبی به اروپا رسید، افرادی که صلیب برگرفته بودند و هیچگاه از اروپا خارج نشده بودند یا آن عدهای که در مسیر حرکت، سفر به اورشلیم را نیمهکاره رها کرده و به اروپا بازگشته بودند، مورد تمسخر و اهانت خانوادههایشان و همچنین تهدید به تکفیرشدن از سوی پاپ قرار گرفتند. شمار زیادی از صلیبیون نیز پس از تسخیر اورشلیم، سرزمین مقدس را ترک کرده و به خانه بازگشتند.